ترانه
بنييعقوب
اين
روزها مدام از افزايش ورود زنان
به آموزش عالي و اشغال صندلي
دانشگاهها توسط آنان ميشنويم
اما آيا اين بخش با اين افزايش
پذيرش توانسته به طور همسان از
وجود مديران و استادان زن هم
بهرهمند شود؟ آمارهاي آموزش
عالي در دنيا گوياي اين واقعيت
است كه زنان هم در تدريس و هم در
مديريت، هنوز نسبت به مردان
نياز به مشاركت بيشتري دارند
آنها در مديريت آموزش عالي هم
هنوز نتوانستهاند به همساني
دست يابند به طوري كه نسبت مردان
به زنان در مديريتهاي مياني
اين بخش پنج به يك و در مديريت
عالي 20 به يك است. درباره گسترهء
حضور مديريت زنان در آموزش عالي
با سيده مريم حسينيلرگاني عضو
هيات علمي موسسهء پژوهش و
برنامهريزي آموزش عالي كه به
تازگي پژوهشي با عنوان نسبت
مشاركت زنان عضو هيات علمي به
مردان در سمتهاي مديريتي و
دانشگاهي انجام داده، گفتوگويي
كردهايم.
خانم
حسيني! از آنجا كه زنان در بخش
آموزش عالي به ويژه ورود به
دانشگاهها موفقيتهاي زيادي
كسب كردهاند ميخواهم بدانم
آيا شاهد اين موفقيت در ساير بخشها
از جمله بخشهاي تصميمگيري و
تصميمسازي آموزش عالي هم بودهايم؟
متاسفانه
اين همه دغدغه افزايش حضور زنان
در دانشگاهها فقط در سطح كمي و
در سطوح پايين آموزش عالي است
يعني اين افزايش ورود بيشتر
مختص به دانشجويان كارداني و
كارشناسي بوده اما در دكتراي
حرفهاي و تخصصي زنان اصلا
افزايش پذيرش نداشتهاند. در
سطوح مديريتي هم كه وضع كاملا
متفاوت است و زنان در جايگاه
كاملا غير برابري قرار دارند.
آماري
از گسترهء حضور زنان در بخشهاي
مختلف آموزش عالي به ويژه در
مناصب مديريتي داريد؟
تحقيق
من با عنوان نسبت مشاركت زنان
عضو هيات علمي به مردان در سمتهاي
مديريتي دانشگاههاي شهر تهران
نشان داد كه 743 نفر هيات علمي زن
در سال تحصيلي 84485 در دانشگاههاي
دولتي شهر تهران مشغول به تدريس
بوده كه از اين تعداد 198 نفر 277
درصد) مدير بودند همچنين از
تعداد 198 مدير هيات علمي زن 20 نفر
در سطح عالي، 46 نفر در سطح مياني
و 132 نفر در سطح عملياتي مشغول به
مديريت بودند اما در همين سال 3769
مرد عضو هيات علمي در دانشگاههاي
شهر تهران مشغول به تدريس بودند
كه از اين تعداد 1715 نفر يعني 46
درصد مدير بودند و 192 نفر از اين
تعداد نيز در سطح عالي، 672 نفر در
سطح مياني و 851 نفر در سطح
عملياتي مشغول به كار بودند.
پس
مردان در آموزش عالي تقريبا دو
برابر زنان نقشهاي مديريتي را
اشغال كردهاند؟ آيا اين نسبت
شامل همهء ردههاي مديريتي است
يا در سطوح مديريت عالي توازني
ديده ميشود؟
بله.
دقيقا مردان عضو هيات علمي با
سهم 46 درصدي مديريت در دانشگاههاي
دولتي شهر تهران سهم دو برابري
نسبت به زنان دارند بنابراين
سهم مردان در مديريت چيزي نزديك
به دو برابر زنان است. اتفاقا
اين نابرابري نسبت مشاركت زنان
در سطوح سهگانهء مديريتي (عالي،
مياني، عملياتي) به مراتب بيشتر
از مردان هم به چشم ميخورد به
گونهاي كه از 198 نفر هيات علمي
مدير زن 132 نفر در سطح عملياتي، 46
نفر در سطح مياني و 11 نفر در سطح
عالي حضور دارند اما در مقابل از
تعداد 1715 عضو هيات علمي مدير
مرد، 851 نفر در سطوح عملياتي، 672
نفر در سطح مياني و 192 نفر در
سطوح عالي مدير هستند.
در
پژوهش شما مفاهيم مديريت عالي،
عملياتي و مياني چگونه تعريف
شدهاند؟
طبق
تعريف ما، مدير امور اداري و
مالي و... جزو مديران عملياتي
محسوب شده همچنين مدير گروه را
به عنوان مدير مياني و رييس
دانشگاه، دانشكده و مديران كل
را جزو مديران عالي محسوب و
متوجه شدم 198 مدير زن در دانشگاههاي
دولتي شهر تهران مشغول به كار
هستند. بنابراين جامعهء آماري
تحقيقم يك بار همهء اعضاي هيات
علمي زن دانشگاههاي تهران
يعني 743 نفر و همچنين آن 198 مدير
زن در نظر گرفته شدند كه از اين
تعداد 131 نفر به پرسشنامهء اعضاي
هيات علمي و 82 نفر هم به
پرسشنامهء مديريتمان پاسخ
گفتند.
آيا
برآورد دقيقي از تعداد مديران و
اعضاي هيات علمي زن در كل كشور
هم داشتهايد؟
در
سال 1385 در همهء ايران 26 هزار و 714
عضو هيات علمي داشتهايم كه از
اين تعداد پنج هزار و 347 نفر زن و
حدود 21 هزار نفر ديگر را مردان
تشكيل ميدهند. حالا اين را با
آمار 55 درصدي دختران دانشجويمان
مقايسه كنيد ضمن اينكه از اين
تعداد ما فقط يك زن رييس دانشگاه
داريم كه آن هم رييس دانشگاه
الزهراست كه دليل انتخابش به
دليل تكجنسيتي بودن دانشگاه
كاملا مشخص است.
عمده
دلايل اين تفاوت در كسب مدارج
مديريتي ميان زنان و مردان را
چگونه ارزيابي ميكنيد؟
موانع
و مشكلات خانوادگي دلايل اصلي
اين مسالهاند. مسووليتهايي
مثل فرزندداري، خانهداري و
همسرداري، يعني سقف شيشهاي
مديريت در اين بخش هم مثل ساير
بخشهاي مديريتي كشور براي
زنان ديده ميشود. موانعي
مصنوعي و ساختگي كه مبتني بر
تعصبات نگرشي، سازماني، جهاني و
ملي است و افراد واجد شرايط را
در سازمانهايشان از پيشرفت به
مراتب بالا بازميدارد. مثلا
رابطهء بين مسووليتهاي خانگي
و احراز پستهاي مديريتي را در
پژوهشم سنجيدم و نتيجه گرفتم كه
رابطهء معناداري بين مسووليتهاي
خانوادگي و احراز پستهاي
مديريتي وجود دارد در بسياري از
پژوهشهاي داخلي و خارجي هم
بارها و به كرات پژوهشگران به
اين نتيجه رسيدند كه مسووليتهاي
خانگي ميتواند يكي از موانع
بزرگ احراز پستهاي مديريتي
باشد.
برخي
كارشناسان دليل حضور اندك زنان
در پستهاي مديريتي را عدم
علاقهء خود زنان به احراز اين
پستها ميدانند در اين باره
هم مطالعه كرديد؟
در
پژوهش من اين مورد هم ارزيابي و
مشخص شد كه هيچ رابطهاي بين
اين دو وجود ندارد. هر چند اگر
گاهي هم اين رابطه در برخي پژوهشها
ديده شده به دليل ساختار جنسيتي
و مسووليت خانوادگي بوده و نه
اين كه به خودي خود زنان از
ابتدا تمايل به مديريت نداشته
بلكه اين عوامل بوده كه عدم
تمايل آنان را ساخته است.
پس
بين موانع جنسيتي و احراز پستهاي
مديريتي رابطهء قطعي وجود دارد؟
بله
در اين پژوهش هم من به اين نتيجه
رسيدم كه موانع جنسيتي و نگاهي
كه براساس جنس وجود دارد مانع
ارتقاي زنان است. تبعيض جنسيتي
در بخش مديريت آموزش عالي هم
بسيار تاثيرگذار است.
چه
عاملي از مجموع موانع جنسيتي در
عدم حضور زنان در پستهاي
مديريتي بيش از همه موثر بوده
است؟
متاسفانه
من در پژوهشم وزن عوامل را
اندازه نگرفتم اما در كار تحليل
كيفي بيشتر پاسخگويان به
پرسشنامهها در پاسخ به سوالي
كه از آنها خواسته شده بود به
جز موانع مورد بررسي پژوهش به
مهمترين مانعي كه سد راه
مديريت زنان است اشاره كنند.
موانع فرهنگي يعني همان سقف
شيشهاي مديريت را به عنوان
مانع اصليشان نام بردند. در
تحليل محتوا مشخص شد كه موانع
فرهنگي مورد توجه اين زنان
ساختار سنتي حاكم بر ذهن مردان و
جامعه، انعطافپذيري و مقاومت
در برابر تغيير اين نگرشها و
تسلط شديد فرهنگ مردسالارانه به
عنوان برجستهترين و مهمترين
موانع حضور و ارتقاي زنان به
سطوح مديريتي است.
يعني
مهمترين عامل عدم احراز سمتهاي
مديريتي از سوي خود زنان موانع
فرهنگي شناخته شد؟
بله
البته پس از موانع فرهنگي زنان،
عضو هيات علمي مانع اجتماعي را
نيز مطرح كردند و سپس مانع
مسووليتهاي خانگي با بيشترين
فراواني از سوي زنان عضو هيات
علمي مدير و غيرمدير مطرح شد.
موانع سياسي، فيزيولوژيكي،
سازماني، تخصصي و اقتصادي هم از
جمله موانعي بودند كه با
فراواني خيلي پايين ذكر شدند.
در
دنيا هم وضعيت مديريت زنان در
بخش آموزش عالي به همين منوال
است يا تفاوتهايي در اين ميان
ديده ميشود؟
در
زمينهء آموزش عالي در دنيا زنان
هم در تدريس و هم در مديريت هنوز
نسبت به مردان نياز به مشاركت
بيشتري دارند. زنان در حيطهء
تدريس توانستهاند به پيشرفتهاي
قابلتوجهي جهت برابري با
مردان دست يابند اما
در مورد مديريت آموزش عالي
هنوز نتوانستهاند به اين
همساني برسند به طوري كه به سختي
ميتوان گفت كه نسبت مردان به
زنان در مديريت مياني آموزش
عالي پنج به يك و در مديريت عالي
20 به يك است.
البته
اين موضوع مختص ايران يا
كشورهاي جهان سوم نيست اما در
كشورهاي توسعهيافته وضع كمي
بهتر است و زنان در مديريتهاي
برتر آموزش عالي مشاركت بيشتري
دارند اما هنوز آنها هم همپاي
مردان نيستند. شايد به همين خاطر
است كه يكي از اهداف توسعهء
هزارهء سوم از اهداف هشتگانهء
توسعه و قانون برنامهء چهارم
توسعه مبني بر توانمندسازي زنان
و مشاركت برابر و هرچه بيشتر
آنها در سطوح تصميمگيري و
تصميمسازي در نظر گرفته شده
است. متاسفانه در ايران هم ما نه
تنها شاهد افزايش حضور زنان در
مشاغل عاليرتبه نيستيم بلكه
حضور آنان در مديريت عالي بيشتر
دانشگاهها كمرنگ و در برخي
دانشگاهها بيرنگ است.
كدام
دانشگاههاي شهر تهران كمترين
مديران زن را دارند؟
دانشگاههاي
صنعتي كمترين تعداد مديران زن
را دارند. در سال 1385 دانشگاه
خواجهنصير، اميركبير، شريف و
علم و صنعت به ترتيب كمترين
مديران زن و دانشگاههاي
الزهرا، تهران، علامه، بهشتي و
پيامنور نيز بيشترين مديران
زن را دارا هستند.
پس
ميتوان گفت بين رشته تحصيلي و
احراز پستهاي مديريتي هم
رابطه معناداري وجود دارد؟
بله
فقط 5/1 درصد مديران عالي در رشتههاي
فني- مهندسي زن هستند يعني از 20
نفر فقط دو نفر مديرعالي در
دانشگاههاي فني- مهندسي
داريم و در رشتههاي هنر اصلا
مدير عالي نداريم و در علوم پايه
هم وضع به همينگونه است اما در
علوم انساني بيشترين مديران
زن را داريم و بيشترين روساي
دانشكدهها را نيز در همين
دانشكدههاي علوم انساني ميبينيم.
آيا
مقايسهاي از گسترهء حضور زنان
در مناصب مديريتي در ديگر بخشهاي
دولتي داريد؟
بله
طبق آمار سال 1380 سازمان مديريت و
برنامهريزي، سپاه پاسداران
انقلاب اسلامي هيچ مدير زني
ندارد، وزارت دفاع، وزارت نفت،
امور خارجه، مجلس، سازمان صدا و
سيما و دادگستري هم به ترتيب كمترين
مديران زن را دارند مثلا در
وزارت دفاع يك مدير زن در مقابل
38 مدير مرد قرار دارد.
بيشترين
تعداد مديران زن را نيز به ترتيب
وزارت بهداشت، وزارت اقتصاد و
دارايي و وزارت علوم تشكيل ميدهند.