آزادي و برابري براي زنان

 

زنان کارگر و زحمتکش در دوران کنونی و مواضع طبقاتی اتحادیه های کارگری

سخنرانی آناستاسیا ندلوو - نایب رئیس فدراسیون جهانی جوانان دموکرات در اجلاس بین المللی کنفرانس اتحادیه های کارگری درباره زنان کارگر،  پارلمان اروپا - شهریور ماه 1386ترجمه توسط دادبُن شبگیر

امروز همه پیرامون مسائل متفاوت و گوناگونی که زنان با آنها روبرو هستند توافق دارند. با وجود این ناهمسانی، در رویارویی با بسیاری از این مسائل، به ویژه در محل کار، تجربه زنان دنیا یکسان است. زنان با نقض حقوق بشر در مورد آنها، که شامل فقدان دسترسی به اطلاعات و تحصیل، نا متوازن بودن قدرت اقتصادی، خشونت، تصویرسازی منفی در رسانه ها، فقر، کشمکش های نظامی و پیامدهای آن، محدودیت در روند تصمیم گیری، راه بندهای فرهنگی، مذهبی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی برای توان مندی زنان، نگهداری امکانات محیط زیست، کمبود دسترسی به مراقبت های بهداشتی مناسب و کمبود مراقبت های بهداشتی در امور جنسی و اندام های باز تولید و حقوق بهداشتی روبرو هستند. شماری از بدترین نقض حقوق انسان ها را می توان در مواردی مانند تبعیض در جنسیت، تمایلات جنسی، وضعیت پناهندگی، افرادی که دچار کاستی های بدنی و روانی هستند، سن، طبقه، نژاد، سطح تحصیلات، زبان، قومیت، مذهب، دید سیاسی، جایگاه اجتماعی- اقتصادی جامعه، وابستگی به گروه ویژه اجتماعی، وضع تأهل، ویروس ایدز، نوع شغل و وضع ظاهری و غیره مشاهده نمود. همه این ها نتیجه آن عامل های سیاسی، مذهبی، اقتصادی و اجتماعی هستند که همراه با برنامه های نولیبرالی سرمایه داری و بنیاد گرایی مذهبی در همه کشورهای دنیا به پیش برده می شوند.
روی هم رفته جوانان و زنان جوان به ویژه، فعال ترین و پرکار ترین بخش جامعه جهانی را تشکیل می دهند. این بخش دربرگیرنده ۶۰ درصد جمعیت دنیا است. با چنین سهمی از جمعیت جهان، باعث تأسف است که در هفتمین سال سده بیست ویکم، حقوق جوانان و به ویژه زنان جوان در بهره گیری از توانایی و امکانات وسیع شان جهت پیشبرد جامعه جهانی، با کنار گذاشتن شان پیوسته نقض می گردد. حتی زمانی که به آنها امکان مشارکت داده می شود در بیشتر موارد به گونه ای مورد تبعیض قرار می گیرند.
سیاست های ملی اکثر کشورها که در زندگی زنان تأثیرگذار هستند با جنبه های عمومی سیاست کلی نظام سرمایه داری در سراسر جهان پیوند دارند و سیاست های کلی در هر کشوری در همسویی با کشورهای دیگر به اجرا گذاشته می شود. در حقیقت یک سیاست مشخص برای تضمین برابری جنسیتی وجود ندارد در عوض آن چه وجود دارد تنگنا ها و دشواری های سراسری و چند سویه برآمده از نظام سرمایه داری است و زمانی که با شرایط ویژه زنان در محل کار همراه می شوند زندگی زنان را بشدت به نابسامانی می کشانند بنابراین به راه کاری سراسری نیازمند است.
در دوران جهانی شدن سرمایه داری که اقتصاد دنیا با بحرانی فزاینده و ناپایدار روبرو است، کسب سود عظیم شرکت های انحصاری و فراملی در کنار افزایش نرخ بیکاری ادامه می یابد. نظام سرمایه داری برای کاهش ارزش کار به این افزایش بیکاری نیاز دارد. سودمندی دیگر افزایش بیکاری برای سرمایه، کاسته شدن قدرت کارگران است. زحمتکشان که بیشتر آنها را زنان تشکیل می دهند در همه کشورهای جهان به ویژه کشورهای در حال رشد با تنگدستی روبرو هستند.
بیکاری نه تنها کارگران زن را زیر فشار قرار می دهد بلکه سوداگران و دولت های پشتیبان آنان با کاهش سطح دستمزد ها ( این پدیده در بسیاری از کشورها باعث شده است که زحمتکشان برای گذران زندگی به داشتن دو شغل روی آورند)، ایجاد شغل های موقت و نامطمئن ( بیشتر دامن زنان و جوانان را دربر می گیرد)، تعمیم تزلزل در همبستگی کارگران ( حتی در صورت نبود آن)، فقدان شرایط بهداشتی مناسب و امنیت شغلی یا حتا بکار گرفتن کودکان برای استثمار بیشتر، حقوق کارگران را بشدت مورد حمله قرار می دهند.
بحران کشاورزی گریبان اکثر کشورهای در حال رشد را فرا گرفته است. مزرعه داران کوچک و کشاورزان دیگر قادر به تأمین معاش نیستند. آنها به ناچار برای گذران زندگی بطور وسیعی در بازارهای کار موقت و با دستمزدهای نامطمئن وارد می شوند. ولی حتی کارهای موقتی و فصلی که بتواند جوابگوی این نیاز افزاینده برای گذران زندگی باشد همیشه و به اندازه کافی یافت نمی شوند. کارگران موقتی و فصلی از حق داشتن اتحادیه برخوردار نیستند و امنیت کاری ندارند. کار موقت نه تنها میزان بیکاری را پنهان می کند بلکه ژرفش بیکاری دست کم گرفته می شود. امروز افزایش بیکاری در کشورهای در حال رشد هم گریبان گیر شهر نشینان وهم روستاییان است. در بسیاری از موارد کارگران در بخش های تعیین شده شهری به اصطلاح شاغل هستند در حقیقت این کارگران به صورت موقت و قراردادی و بدون حقوق کامل و مزایای شغلی به خدمت گرفته می شوند. سیاست استخدام و اخراج و نابرابری جنسیتی برای اشتغال از معضلاتی بشمار می روند که بشدت نگران کننده هستند.
مسئله اشتغال زنان بطور مستقیم به امر ماندگاری آنان پیوند دارد. به همین دلیل برخورداری از حق کار یکی از عمده ترین درخواست های زنان و جوانان بشمار می رود. در حال حاضر جوانان به ویژه زحمتکشان در مجموع با کابوس بیکاری در بدترین گونه آن روبرو هستند. از یک سو میلیون ها زن شاغل در خطر بیکاری قرار گرفته اند و از سوی دیگر میلیون ها زن بی کار از یافتن کار ناتوان هستند.
مسئله بیکاری فزاینده جوانان را باید همزمان با شرایط اقتصادی و اجتماعی موجود دریافت کرد. بازداری زنان از داشتن شغلی آبرومندانه با اعمال تبعیض جنسی، « طرد» آنان از جامعه تلقی می گردد. چرا که از حق خود را در مشارکت و کمک به ساختمان جامعه از دست می دهند. زنان همسان با همکاران مرد، دارای توانایی های سرشاری در تمام سطوح، چه مدیریت و چه غیر مدیریت هستند.آنها در عین حال از نظر سرشتی و روان شناختی آسیب پذیرتر هستند. تأمین شغلی برای زنان و فعال در پیشرفت جامعه امری مهم است. هنگامی که یک زن شاغل بی کار می شود جدا از تنگنای اقتصادی، از چنین پیشآمدی دستخوش دگرگونی شدید و تحقیر در خانواده می گردد و به ناگزیر در اجتماع به انزوا رانده می شود.
از دست دادن شغل امری هولناک است. هنگامی که فردی با بیکاری روبرو می شود تنها منبع مالی او قطع نمی شود بلکه اعتماد بنفس، آرامش فکری و نقش او در جامعه نیز از او گرفته می شود. جنین پیش آمدی ممکن است به رفتارهای ناهنجار اجتماعی و حتا کنشگری های تبه کارانه همچون خودفروشی بیانجامد.
فدراسیون جهانی جوانان دموکراتیک به شدت نگران رشد مسئله قاچاق انسان ها که بطور عمده زنان جوان و کودکان را دربر می گیرد است. بسیاری از قربانیان این تبه کاری اجتماعی از روی ناگزیری و یا به اجبار به بازار خودفروشی رانده می شوند. خودفروشی نتیجه تنزل شرایط زندگی و بی احترامی عمیق نسبت به منش و شأن انسانی است. برخلاف گفته های تنفربرانگیز برخی از نظریه پردازان، خودفروشی یک گزینه نیست. بلکه تحمیلی است که ریشه ژرفی در نبود برابری و عدالت دارد و نشان دهنده معیار ارزش های تحمیلی از سوی طبقه حاکم در نظام سرمایه داری است. کوشش برای قانون مند کردن و رسمیت بخشیدن به خودفروشی بیانگر برداشتی ضد انسانی و دیدگاهی واپس مانده به جامعه است که باید با آن مبارزه کرد. خرید وفروش و قاچاق انسان ها ( بیشتر زنان) باید ریشه کن شود.کاهش زنان و بدن آنها به سطح یک کالا، بدتری نمونه ماهیت ضد انسانی سرمایه داری است. خودفروشی یک شغل نیست - برده داری است.
فدراسیون جهانی جوانان دموکراتیک نابرابری جنسی زنان را در مشاغل محکوم می کند. زنان بیشترین درصد بیسوادان دنیا را تشکیل می دهند. اثربخشی این امر به ویژه بر روی زنان زحمتکش که پیوسته مورد آزار و تبعیض در محیط کار قرار می گیرند چشمگیر است. اغلب حق مادری از زنان کارگر جوان گرفته می شود. همچنین با تغییر ساعات کار برای زنان، که تنها خواهان داشتن شغلی ثابت هستند شرایط برای آنها دشوارتر می گردد. کارفرمایان با گذاشتن فشار بروی زنان جوان کارگر از آنها می خواهند از بچه دار شدن پرهیز کنند و در صورت باردار شدن برای تمدید قرارداد به خود زحمت ندهند. هنوز نمونه هایی وجود دارد که کارفرمایان از زنان جوان می خواهند که پرسشنامه هایی را امضاء کنند که در دوران اشتغال، آنان باردار نخواهند شد. فدراسیون جهانی جوانان دموکراتیک واقف است که سرمایه داری برای استثمار اقتصادی، این گونه شیوه ها را بر ضد زنان بکار می گیرد و در همان زمان، سرمایه داران برای کسب سود بیشتر موقعیت زنان را در بازار کار ضعیف تر می کنند. فدراسیون جهانی جوانان دموکراتیک با محکومیت چنین شیوه هایی، در فعالیت های خود بر ضد هرگونه تبعیض در مورد زنان مبارزه می نماید و نقش زنان را در مبارزه برای داشتن حقوق برابر در مشارکت و نوع اشتغال در هر بخش جامعه و زندگی سیاسی تحسین می کند.
فدراسیون جهانی جوانان دموکراتیک بر این باور است که زنان نخستین قربانیان جنگ ها و ناآرامی هایی هستند که کانون های امپریالیستی به راه می اندازند و زندگی انسان ها را به فلاکت می کشانند. امروز بیش از ۸۰ درصد از پناهندگان در جهان را زنان تشکیل می دهند. این پدیده اثری منفی بر زنان زحمتکش جهان ببار آورده است.
سیاست های امپریالیستی نولیبرالی و جهانی سازی سرمایه نه تنها رسوخ سرمایه مالی را در بازارهای ملی هموار می کنند بلکه بازارهای محلی را نیز از بین می برند. در هر دو حالت درصد بی کاری و کاهش حقوق کارگران افزایش می یابد. امروزه افزایش شدید بی کاری توده های شهری و روستایی را بیش از پیش تهدید می کند.
پیشرفت های فن آوری پا گرفته در دو دهه اخیر در رشد سرمایه بزرگ تا اندازه ای موثر بوده است. اما به جای یاری رساندن به فرآیند تولید اشتغال و ایجاد شرایط بهتر برای کارگران در کشورهای در حال رشد، در حقیقت به کم شدن بیشتر اشتغال انجامیده است. واقعیت این است که هیچ گونه پیوندی بین رشد سرمایه داری و افزایش اشتغال وجود ندارد. اکنون این نگرانی وجود دارد که معضل بی کاری به پدید آمدن ناآرامی های اجتماعی بیانجامد. در این جا یادآوری این نکته ضروری است که احتمال ناآرامی های اجتماعی را نباید تنها واکنش جوانان بی کار گله مند درک کرد بنابراین لازم است این نگرانی جدی گرفته شود. پدیده بی کاری در جهان کنونی زاییده مجموعه فرآیندهای جهانی شدن امپریالیستی می باشد. میلیون ها زن زحمتکش شغل خود را از زمان شروع سیاست های جهانی شدن از دست داده اند.
پیامدهای تکان دهنده این پدیده در از بین بردن قوانین و مقررات ملی و جهانی و نیز عقب نشینی از انجام تعهدات اجتماعی و جهانی از سوی بسیاری از دولت ها قابل پیش بینی بود. تا زمانی که یک دگرگونی اساسی در سیاست های تحمیلی از سوی سازمان ها و نهاد های فرا ملی امپریالیستی و پس از آن اگر انجام و تکمیل وظایف، پیمان های مشترک و قطعنامه های جمعی از سوی دولت ها شکل نگیرد باید گفت این وضعیت تأسف بار همچنان ادامه خواهد یافت و حتی به تباهی بیشتر خواهد رسید. در وضعیت کنونی جهان، نمی توان مسئله اشتغال را بطور انتزاعی بررسی کرد. بلکه باید آن را در پیوند با تحولات جهانی که در حال شکل گیری هستند در نظر گرفت. در نتیجه جنبش کارگری باید پیشقدم گردد و تلاش نماید تا « موازنه ای» را در مناسبات کارگران و کارفرمایان برقرار سازد تا بتوان از آن طریق مسائلی را که زنان با آنها روبرو هستند مورد توجه و بررسی قرار داد. تا زمانی که زنان کارگر از حقوق مسلمی در محیط کار مانند حق اعتصاب، حق مرخصی در دوران زایمان ، حق برابری شرایط کاری و غیره منع شده باشند هیچ گونه موازنه ای بین کارفرما و کارگر بوجود نمی آید و در نتیجه هماهنگی در محیط کار از بین می رود. بر این اساس مبارزه برای حقوق زنان زحمتکش باید با مبارزه بر ضد جهانی شدن امپریالیستی گره خورد. برابری بین مرد و زن برای پیشرفت اجتماعی و ریشه گرفتن دمکراسی امری ضروری است. در حقیقت شرکت زنان در همه ی عرصه های زندگی امری بایسته است. بنابراین برای دست یابی به این هدف ها جنبش کارگری باید فعال تر و پیش رونده تر عمل نماید.

در پایان، فدراسیون جهانی جوانان دموکراتیک خواست های زیر را اعلام می کند:
محکوم کردن شرکت هایی که در رابطه با وظایف مادری، دستمزد و یا ارتقاء مقام تبعیض قائل می شوند؛
محکوم کردن هر گونه آزار جنسی در محیط کار؛
محکوم کردن هرگونه تبلیغ های سود گرایانه از بدن زنان؛
برقراری کانون های امن و رفاه برای زنانی که در محیط کار مورد آزار جنسی یا هرگونه آزار دیگر واقع شده اند و آنهایی که در معرض چنین آزاری قرار دارند؛
مبارزه قاطع و دقیق با مسئولین قاچاق و استثمار جنسی زنان و ایجاد تسهیلاتی در بازگرداندن قربانیان به جامعه.

بله، می توان گفت گام های مثبت بسیاری در راه توانمندی زنان برداشته شده است ولی هنوز کار فراوانی باید در این زمینه به انجام رسد. بنابراین، باید خود را متعهد کنیم که همچنان برای پیشرفت زنان پیکار را ادامه دهیم.
با تشکر
آناستانسیا ندلوو
نایب رئیس فدراسیون جهانی جوانان دموکرات

 

 

دنيا آنلاين

چهار  آبان 1386

 
 
 

باز گشت به صفحه پيش

 
 

 

انتشار اخبار و مفالات در تارنماي ما زنان لزوما به معناي تائيد آنان نيست