25
نوامبر روز بين المللي مبارزه
با خشونت عليه زنان است. در 25
نوامبر 1960 سه خواهر
به نام هاي منيروا، ماريت ترزا و
بتربه ميرابل که از فعالين عليه
رژيم نظامي در جمهوري دومينيکن
بودند، به ظاهر در يک تصادف کشته
شدند. فمينيست هاي آمريکاي لا
تين و همچنين فعالين زنان در سال
1981 تصميم گرفتند که
روز 25 نوامبر را
روز جهاني خشونت عليه زنان اعلا
م کنند. امروز در بسياري از
کشورهاي جهان مراسم ها و
تظاهرات مختلفي عليه خشونت
بر زنان برگزار مي شود و سازمان
ملل هم اين روز را روز جهاني
مبارزه با خشونت عليه زنان به
رسميت شناخته است. خشونت عليه
زنان يک پديده وسيع در سراسر
جهان است. از هر سه زن در دنيا يک
زن در طول زندگي اش مورد ضرب و
شتم، خشونت يا تجاوز قرار مي
گيرد.
در 114 کشور در جهان،
مردان به خاطر خشونت عليه زنان
مجازات نمي شوند و اگر مردان،
زنان را به خاطر ناموس پرستي
شکنجه کنند يا به قتل برسانند،
به مجازات هاي سبکي محکوم مي
شوند يا اصلا مجازات نمي
شوند. خشونت خانگي يکي از گسترده
ترين اشکال خشونت عليه زنان است.
خشونت عليه زنان انواع مختلفي
دارد که شامل خشونت هاي خانگي،
تجاوز، قاچاق زنان و دختران،
روسپيگري اجباري، خشونت هاي
ناشي از جنگ مثل قتل و تجاوزهاي
برنامه ريزي شده، بردگي جنسي،
قتل براي دفاع از شرف و ناموس،
کشتار نوزادان دختر، انتخاب
جنسيت نوزادان و خشونت هاي
مربوط به تهيه جهيزيه و ساير
اعمال و سنت هاي آزاردهنده مي
شود.
در سال 1993 بيانيه
حذف خشونت با زنان در مجمع عمومي
سازمان ملل به تصويب رسيد و
مساله خشونت با زنان به عنوان
خشونت عليه بشر و نوعي جنايت
عليه زنان به حساب آمد. کار پايه
عمل، که در کنفرانس جهاني زنان
سال 1995 تصويب شد،
مساله خشونت با زنان را به
عنوان يکي از 12
مساله بحراني که نياز به توجه
خاص دولت ها و مجامع بين المللي
و انجمن ها دارد، مورد بررسي
قرار داد. دسته بندي ديگري نيز
که بعضي کارشناسان در خشونت
عليه زنان کرده اند عبارت است از:
خشونت هاي زباني، رواني،
فيزيکي، حقوقي، جنسي، اقتصادي،
فکري و آموزشي و مخاطرات.
خشونت
خانگي
يکي از خطرات
مداوم و هميشگي امنيت جسماني
زنان، خشونت هاي خانگي يعني سو»استفاده
هاي احساسي يا جسماني توسط
همسرانشان است. اين نوع خشونت
رايج ترين نوع خشونت عليه زنان
است. خودکشي يکي از راه هايي است
که زنان براي فرار از خشونت برمي
گزينند.
براساس گزارش بانک جهاني، تجاوز
و خشونت هاي خانگي بيش از بيماري
هايي از قبيل سرطان سينه، سرطان
رحم، زايمان هاي دردناک، جنگ و
تصادف، سبب از بين رفتن سلا متي
زنان 15 تا 44
ساله مي شود. اگر اين موضوع را در
ايران بخواهيم بررسي کنيم بايد
بگوييم که طبق پژوهش هايي که
انجام شده است 66درصد
زنان ايراني، از اول زندگي
مشترکشان تاکنون، حداقل يک بار
مورد خشونت قرار گرفته اند. با
اين حال ميزان و انواع خشونت
خانگي در استان هاي مختلف ايران
از تنوع و تفاوت هاي زياد و
معناداري برخوردار است. از هر
چهار زن، يک زن در خانه خود مورد
خشونت قرار مي گيرد. خشونتي که
عليه زن در خانه اتفاق مي افتد،
از نظر بسياري از دولت ها يک
امر خصوصي محسوب مي شود و به
همين خاطر تلا شي براي
مبارزه با آن صورت نمي گيرد.
زنان خشونت زده در بسياري از
کشورها از هيچ حمايت و حفاظتي از
طرف دولت برخوردار نيستند و
خشونت عليه آنها در خانه جرم
محسوب نمي شود.
تجارت زنان
تجارت جنسي
زنان و کودکان يک مشکل جهاني است.
فقر سبب افزايش تجارت جنسي زنان
و کودکان در آمريکاي لا تين،
اروپاي شرقي، آفريقا و آسيا شده
است. هر ساله ميليون ها دختر بين 5
تا 15 سال وارد اين
بازار مي شوند. در کشورهاي در
حال توسعه، تقاضا براي زنان
جوان، سبب ورود فرزندان خانواده
هاي فقير به کشورهايي مي شود که
چنين بازاري دارند يا صنعت
گردشگري در آنها فعال است.
برآورد مي شود که هر سال هزاران
زن از اروپاي شرقي وارد
بازار تجاري جنسي مي شوند. برخي
براي فرار از فقر و کسب درآمد
بيشتر و اغلب برخلا ف ميل باطني
خود مجبور به روسپيگري مي شوند.
اين زنان به دليل فقر مالي و
شرايط بد اقتصادي، اهداف اصلي
اين تجارت شوم هستند. براساس
گزارش سازمان بين المللي مهاجرت
(IOM)، خريد و فروش زنان سالا نه
ميلياردها دلا ر نصيب دلا لا ن
مي کند. اين سود عظيم سبب افزايش
جنايات سازمان يافته شده و اين
داد و ستد را به تهديد جهاني بدل
کرده است.
ايدز (HIV)
عمده ترين
مشکلي که زنان با آن مواجه هستند
آسيب پذيري آنان در برابر
بيماري ايدز است. روسپيان بيش از
ساير زنان در معرض خطر ابتلا
به ويروس ايدز (HIV) قرار دارند و
اغلب، به ساير بيماري هاي
مقاربتي نيز دچارند. اين زنان نه
تنها خود در معرض خطرند، بلکه با
انتقال ويروس به مردان سبب
آلودگي خانواده ها مي شوند.
علا وه بر اين خشونت با زنان در
بسياري از موارد موجب ابتلا ي
آنان به بيماري ايدز مي شود.
در کل مي توان بسياري از حوزه
هاي مربوط به امور زنان، چه در
زندگي خانوادگي آنان و چه در
اجتماع را داخل در بحث خشونت
دانست. هر روز بر آمار زنان
قرباني خشونت خانگي اضافه مي
شود و هيچ مصداق قانوني براي
دفاع از حقوق آنان در اين زمينه
وجود ندارد. به تمام اين موارد
بايد قتل هاي ناموسي و همسرکشي
هاي مختلف را افزود که شمار آن
هم روز به روز رو به افزايش است.
در هر حال به نظر مي رسد بايد راه
حل معضلا ت و مشکلا ت را در تغيير
نگرش ها به مسائل مختلف زنان
دانست.