|
رزا
لوكزامبورگ
رزا
لوكزامبورگ يا "رزای سرخ "،
نقش كليدی در تاسيس حزب سوساليست
دمكرات لهستان و
اتحاديه اسپارت ها و حزب
كمونيست آلمان داشت.
رزا
در مارس 1871 (در بعضی منابع اين
تاريخ 1870 ذكر شده است)، سال كمون پاريس، در شهر زاموسك
واقع در لهستان امروزی كه در آن
زمان بخشی از امپراطوری روس
بود در خانواده ای كليمی و
متوسط الحال بدون تعصب مذهبی
بدنيا آمد. او
از میان 5 فرزند خانواده
جوانترین آنان بود. از مادر او
اطلاع چند انی در دست نيست.
به نظر می رسد كه اهل ادب
بوده است. رزا در نامه ای از
زندان برای سوفی ليبكنت نوشت،
كه مادرش شيللر و انجيل را مظهر
دانائی میداند. پدرش تحصيل
كرده ی آلمان
بود با عقايد و تفكرات آزاد منشانه.
او صاحب كارگاه چوب بری بود و
در سنين نو جوانی از عقايد خشك
مذهبی دست برداشته بود.
رزا
می گفت كه تفكرات دمكرات و توجه
به سايست جهانی و ادبيات غرب را
از پدرش آموخته است. در خانه
لوكزامبورگ ها به دو زبان
لهستانی و آلمانی صحبت می
شد. رزا بعد روسی را نيز به
خوبی آموخت.
در
پنچ سالگی بدنبال
بیماری سختی، بخشی از
قدرت راه رفتن خود را از دست داد. از
هم این رو تا پايان عمر همواره
لنگان راه می رفت.
رزا از همان آغاز نوجوانی
سری پر شور داشت . در ورشو درس
می خواند كه در سن 16 سالگی
وارد فعاليت های انقلابی شد.
در اين سالها نويسنده مورد علاقه اش
"آدام ميكی ويكز" بود كه
زندگی در تبعيد او شديدا رزا را
تحت تاثير قرار داده بود.
در 18 سالگی برای ادامه
تحصیل و به دليل تبليغات
انقلابی مجبور به ترك لهستان
شد،تا زندان رهایی یابد. در
سال 1889 به زوريخ رفت. دانشگاه زوريخ
در آن زمان يكی از معدود دانشگاه
های اروپائی بود كه به زنان حق
برابر با مردان برای تحصيل می
داد. رزا به
تحصيل در رشتته های رياضيات،
علوم طبيعی
و اقتصاد سياسی پرداخت.
در سال 1892 به رشته حقوق تغيير
رشته داد. دو سال بعد در 1892 در
كتابخانه بزرگ لهستانی پاريس به
تحقيق پرداخت و
در سال 1898با رساله "توسعه
صنعتی لهستان" موفق به دريافت
درجه دكترا گردید. او به عنوان
روزنامه نگارشروع بكاركرد و يكی
از رهبران حزب سوسيال دمكرات
پادشاهی لهستان و ليتوانی شد.
در
زوريخ با انقلابيون بسياری كه در
تبعيد بودند منجمله با پلخانف آشنا
شد. با افكار ماركس، انگلس و ديگر
ماركسيست های شناخته شده
آشنائی بيشتر يافت و به حزب
سوسياليست لهستان نزديكتر شد.
در آنزمان استقلال لهستان بحث
عمده انقلابيون بود كه رزا هم
فعالانه در آن شركت می كرد. رزا
مخالف استقلال
بود زيرا به نظر وی دولت تازه
تاسيس بسيار ضعيف بود و
این می توانست به ضرر مردم
لهستان باشد، زيرا
بورژوازی با استفاده از اين
ضعف می توانست بر چیرگی خود
بر كارگران بيافزايد.
در
سال 1898
به آلمان رفت و به منظور بدست
آوردن تبعيت آلمان با "گوستاو
لوبك"، جوانترين فرزند دوست خود،
ازدواج كرد. در آلمان به حزب
سوسياليست آلمان پيوست و به يكی
از رهبران جناح چپ این حزب بدل شد.
سپس در انترناسيونال دوم و انقلاب
1905 لهستان روسيه شركت كرد.
در
سال 1899
نوشتار "رفرم يا انقلاب " را
دفاع از ماركسيسم و
انتقاد به مواضع و تئوری
های رفرميستی برنستين، در "سوسياليسم
تكاملی"،
انتشار داد. بين سالهای 1892 و
1919 رزا لوكزامبورگ حدود 700 مقاله،
يادداشت، سخنرانی و كتاب به رشته
تحریر درآورد.
او
در سال 1904، برنامه حزب سوسيال
دمكراسی پادشاهی لهستان و
ليتوانی را تحت عنوان "ما چه
میخواهيم؟" ارائه داد. در
سال 1906 در ورشو به زندان افتاد و بعد
از آزادی به آلمان بازگشت و به
تدريس در مدرسه حزب در برلين پرداخت.
در همين سالها بود كه عميقا به تفكر
در باره اعتصاب به مثابه يك اسلحه
سياسی پرداخت.
در سال 1912 تئوری خود "انباشت
سرمايه" را منشر ساخت.
غالبا
رهبری حزب،
لوكزامبورگ را جوان پر
هياهوئی، كه زن هم بود، می
شمارد و
تلاش مي شد تا او را به بخش زنان
و سازماندهی آنان بفرستند.
لوكزامبورگ اين پيشنهاد را رد كرد و
با تفكر قائل بودن نقش "سنتی
" برای زنان در حزب، مخالفت
كرد.
متاسفانه
رزا لوكزامبورگ به ندرت در باره
مسائل و مشكلات مبارزه زنان برای
نیل به آزادی آزادی
مطلبی نوشته است، زيرا او خود را
رهبر زنان و مردان میدانست. اما
او به روشنیتاكيد می کرد كه:
زنان تنها با پيروزی انقلاب
سوسياليستی و محو اسارت
اقتصادی بر نهاد خانواده
میتوانند آزادی كامل
خود را بدست آورند. زنان هنوز
بايد پيش از انقلاب برای
آزادیمبارزه كنند. زيرا
بخشی از مبارزه برای
آزادی، مبارزه برای انقلاب
است و اینکه بدون دستيابی به
آزادی زنان نمیتوان به
سوسياليسم دست يافت.
رزا
در سخنرانی 12 مه، 1912 خود در
دومين راه
پيمائی زنان سوسيال دمكرات گفت:
حق رای برای زنان هدف با
ارزشی است. و افزود كه :".......
نداشتن حق در آلمان فعلی فقط
يكی از حلقه های زنجير
ارتجاع است كه
زندگی مردم را به بند كشيده است........پادشاهیو
عدم حقوق زنان به مهمترين ابزار
طبقه سرمايه دار حاكم بدل شده اند."
انقلاب
1905 روسيه فرصتیبود تا رزا در
جزوه " اعتصاب همگانی"
توضيح دهد كه اعتصاب
سلاحی است در دست طبقه
كارگر در نبرد خود عليه اربابان و
سيستم سرمايه داری.
در
سال 1914 با شروع جنگ جهانی اول و
حمايت سوسيال دمكراسی آلمان از
طبقه سرمايه داری برای جنگ در
اروپا، آشكارا به مخالفت با جنگ
پرداخت، و به همان دليل به زندان
افتاد. در
زندان "جزوه
ژونيوس " (ژونيوس اشاره به رزا
بود) را نوشت كه پايه نظرات
"اتحاديه اسپارت ها"
شد. اين اتحاديه در سال 1916 با
هدف تقويت مواضع ضد جنگ تشكيل
گردید و با وجوديكه توانست
بخشی از كارگران و جوانان را جذب
كند، نتوانست به
يك حزب منسجم بيانجامد. بعدا
حزب كمونيست آلمان بر پايه آن تشكيل
شد.
رزا
در نوامبر 1918 بدنبال يك عفو
عمومی برای زندانيان
سياسی از زندان آزاد شد و
بلافاصله به فعاليت های
انقلابی پرداخت. در دسامبر همان
سال حزب كمونيست آلمان تشكيل شد كه
رزا يكی از موسسين آن بود. در سال
1918 در شرايط انقلابی ، اتحاديه و
جانشينش حزب كمونيست در ائتلافی
نه چندان استوار با ديگر انقلابيون
، يك كميته انقلابی تشكيل دادند.
اما به دليل كمبودهای ساختاری
و سازمانی دررهبری طبقه كارگر
به منظور سرنگونی سرمايه داری
بسيار ضعيف بودند و نتوانستند
مانند بلشويك ها به رهبری لنين
در اكتبر 1917 به پيروزیدست
يابند. انقلاب آلمان شكست خورد.
در
اين دوران برلين جای بسيار
خطرناكی برای فعالين سياسی
منجمله رزا و يارانش به ويژه
اعضای حزب تازه تاسيس كمونيست
بود. نيروهای دولتی و حزب
سوسيال دمكرات مصمم بودند كه "نظم
و قانون" را در كشور برقرار كنند.
انقلابيون دستگير
و اعدام می شدند.
بسياری از آنها از كشور
گريختند. اما رزا و ليبكشنت ماندند
و در پناهگاهیمخفی شدند. اما
در سال 1919 هر دو آنها دستگير شدند و
سپس در راه زندان توسط سربازها به
قتل رسيدند. در شب 15 ژانويه 1919 با
شيك گلوله ای به زندگی رزا
پايان داده شد. آنها جسد وی را در
نهری رها كردند. در ماه مه
همانسال پیکر او
پيدا شد و در 13 ژوئن در
گورستانی كه ليبكنشت و ساير
انقلابيون آلمان
به گور سپرد شده بودند به دست
خاک سپرده شد.
تشييع
جنازه وی به تظاهرات مردمی
بدل شد كه نويسندگان
بسياری منجمله بن هكت،
سناريو نويس آمريكائی درآن
شركت داشتند.
رزا
قبل از مرگ می نويسد: اتقلاب باز
خواهد گشت و اعلام می كند كه من
وجود داشتم؛ وجود دارم و وجود خواهم
داشت.
از
جمله آثار رزا لوكزامبورگ میتوان
به چند نمونه زير اشاره كرد:
1898
- توسعه
صنعتی لهستان
1900
- رفرم
يا انقلاب
1901
- بحران
سوسياليستی در فرانسه
1904
- مسائل
تشكيلاتی سوسيال دمكراسی
روسيه
1906
- اعتصاب
عمومی
1909
- مسئله
ملی
1910
- تئوری
و عمل
1913
- انباشت
سرمايه
1915
- جزوه
ژونيوس (بحران سوسيال دمكراسی)
1918
- انقلاب
روسی
|