|
ضعیفه
۸
قدیمها میگفتم که
اگر ضعیفهای بتواند
بیشتر از عدد ۱۰ بشمارد
دیگر ضعیفه نیست بلکه
باید به او گفت «زن». اما حالا آنقدر
سازشکار شدهام که میگویم
عیبی ندارد؛ ضعیفه میتواند
کمی ضرب وجمع هم بداند، مثلاً تا
اعداد دو رقمی هم مفید است.
اما دیگر بیشتر از آن
غیرقابل تحمل است، چه رسد به
این که بخواهد در زمینهٔ
ریاضیات عالی و فیزیک
اتمی و شیمی آلی یا
علوم اجتماعی و دکتری و از آن
بدتر مهندسی تحصیل کند. این
یعنی فاجعه. فاجعهٔ
اجتماعی که شاخ و دُم ندارد. آخر
به ضعیفه چه ربطی دارد که چه
چیزی باعث سقوط سیب از درخت
روی سر نیوتون شد، یا
این که چرا آن مرد بیحیای
یونانی لُخت از حمام بیرون
زد و گفت "یافتم! یافتم!"
دانستن اینها چه به درد یک
ضعیفه میخورد؟ غذا را
برای مردش خوشمزه میکند؟
یا میتواند جلوی
گریهٔ شبانهٔ بچه را
بگیرد که مزاحم استراحت مردش
نشود؟ مسلماً نه. جز این که باعث
میشود «زن»ها بیشتر و
ضعیفهها کمتر شوند. از این
بابتهاست که باید کتابهای
درسی دختران با پسران فرق داشته
باشد. برای دختران باید درسهایی
گذاشته شود که به آنها مهارت «مدیریت
خانه»، که بهدرستی برادران
ناتنیام احمدینژاد و حداد
عادل چنین گفتند، یاد بدهند.
دختران باید یاد بگیرند که
فرق یک غذای خوشمزه با یک
غذای بدمزه چیست و چگونه میتوان
مرد را راضی کرد که بشقاب غذا را
پرت نکند. یا این که چگونه
نخود و لوبیا را در قفسههای
آشپزخانه چید. اگر فکر میکنید
که در چهارچوب خانه موضوع درسی
برای خانمها کم است، سخت
اشتباه میکنید. من که فکر
میکنم دوازده سال هم کم است.
راضی کردن این مردها کار سادهای
نیست؛ خودش به لیسانس
احتیاج دارد. تازه اگر
مردهایی چون برادر احمدینژاد
و حداد عادل باشند که مدرک
لیسانس هم کم است و باید دنبال
مدرک پروفسوری رفت.
امیدوارم که هرچه زودتر
موضوعهای درسی دختران از
پسران جدا شود و خیال ما راحت
شود، واِلّا:
باید از این ترسید
که اگر این اصلاحطلبان یک
دفعه تصمیم جدی بگیرند و
پشت سر امثال خاتمیها به
خیابانها بریزند و این
دولت را مجبور کنند که ردّ
صلاحیتها را باطل کنند و آنگاه
به مجلس راه یابند، فاتحهٔ
این طرحها و اقدامها خوانده
میشود.
یا این که آنان به
این نتیجه برسند که اگر حالا
نخواهند هزینه بدهند فردا دیر
خواهد بود و خود و مملکت و تمام
دستاوردهای انقلاب را هزینه
خواهند کرد.
در چنین شرایطی است
که خدا میداند سرنوشت ما
ضعیفهها چه خواهد شد. فقط
باید دعا کنیم که آنها،
یعنی اصلاحطلبان، بیشتر
از مملکت به فکر خودشان باشند.
*************************
|