|
ضعیفه
۹
الله اکبر از
این مردم! به محض اینکه برادر
خشن و ترسناکم فرماندهٔ عزیز
و البته بسیار محترم، که هزار
هزار بار دعای خیر و وردم نثار
چکمههای قدمش بادا(!) با تشر از
همه خواست که به اصولگرایان
رأی بدهند؛ داد و فریاد همه
بلند شد که یعنی چه؟ این
تبلیغ برای اصولگرایان
است و امام خمینی چنین
نخواسته بود.
خوب که چی؟
امام خدابیامرز خیلی
چیزها نخواسته بود. این هم
رویش. مگر امام نخواسته بود که
مجلس در رأس امور باشد؟ مگر نخواسته
بود که جمهوری اسلامی نه یک
کلمه کم و نه یک کلمه بیشتر
باشد؟ اکنون نه مجلس در رأس امور
است و نه «جمهوریت» دیگر
برقرار. الحمدالله هیچ چی هم
نشد. فقط باید خدا را شکر کنیم
که ایشان در قید حیات
نیستند که ناراحت شوند و خدای
نکرده چون آقای توسلی سکته
کنند.
آخر کیست که
نداند امروزه سپاه همه کاره است.
خوب این برادر هم فکر میکرد
گفتن این واقعیتها چندان
مهم نیست. نمیدانست که
آن چیز که
عیان است
چه حاجت به بیان است
از من ضعیفه
به این برادر نصیحت که به مدت
ده روز بعد از اقامهٔ هر نماز، به
تعداد رکعتهای نماز، شعر بالا
را زیر لب زمزمه کند تا دیگر
برایش سهل شود که آنچه عیان
است، حاجت به بیان نیست!
*****
در تظاهرات
۲۲ بهمن که علت آن را نمیدانستم،
ولی فاطی گفت به خاطر حمایت
از دولت بود، شرکت کردم که هزاران
هزار آدم هم جمع شده بودند و برادر
احمدینژاد هم در آنجا سخنرانی
کرد و گفتند که کارهای من درست
است و کارهای بقیه غلط؛ و من
هم با ضربهٔ آرنج فاطی به
جای هوار زدن از درد، صلوات میفرستادم.
در آنجا بود که
شنیدم نشریهای به نام «زنان»
را تعطیل کردهاند. اگر چه من
هیچگاه این نشریه را
ندیده بودم و نمیدانم چی
در آن مینوشتند، اما از اسمش
پیداست که آن نشریه باید
یک نشریهٔ فتنهانگیزی
باشد. اینکه چرا اصلاً به این
نشریه از ابتدا اجازهٔ انتشار
داده شد، نمیدانم. شاید کار
کار همین اصلاحطلبان فلان فلان
شده باشد. ببینید مشت
نمونهٔ خروار است. همینها
هستند که در وقت صدارتشان کلی
خرابکاری کردند که الان درستکردنشان
به گردن این دولت مهرپرور افتاده
است.
باری، اگر
نویسندگان این نشریه راست
میگویند و میخواهند
شغلی داشته باشند و نونی
بخورند و نشریهشان از توقیف
خلاص شود، بهتر است که بروند و فکر
اساسی بکنند. ابتدا اسمش را عوض
کنند و مثلاً بگذارند «ضعیفه»،
یا چه میدانم «زنان توّاب»،
و علیه زنان مطلب بنویسند. آن
وقت است که متوجه خواهند شد این
دولت احمدینژاد چقدر دست و دل
باز است. من هم حاضر میشوم با
تمام قدرت، که شامل قدرت فاطی
خانم هم میشود، به آنها کمک کنم.
و قول میدهم در آن صورت حتی
همین برادر خشن سپاهی هم به
لطافت ابریشم خواهد شد، و به زور
سرنیزه هم که شده برایشان
حامی جمع خواهد کرد و مطلب گیر
میآورد. از ما گفتن و از آنها
شنیدن. خود دانند.
*****
|