|
رزا
پاركز– مادر جنبش حقوق مدنی
رزا لوئيس مك
كالی ، مبارز و رهبر جنبش حقوق
مدنی، در 4 فوريه 1913 در شهر تاس
كيگی ايالت آلاباما بدنيا آمد.
در سن يازده سالگی وارد مدرسه
دخترانه خصوصی مونتگمری شد.
تا آن هنگام در خانه نزد مادر خود
درس میخواند. اين مدرسه
توسط عده ای
از زنان سفيد پوست مترقی
ايالت های شمالی تاسيس شده
بود. مدرسه بر اساس تفكر "استفاده
از موقعيت ها با وجود محدود بودن
آنها" پايه ريزی شده بود. و
دقيقا همان چيزی كه مادر رزا به
وی آموخته بود. رزا میگويد:"آن
زمان موقعيت
ها واقعا بسيار كم بودند، از حقوق
مدنی برای ما سياه پوستان
خبری نبود. نگرانی عمده ما
بقا بود. به ياد می آورم شبها در
حالی به خواب می رفتم كه فرياد
طرفداران كلان ( كو – كلاكس –
كلان .گروهی پيرو برتری نژاد
سفيد كه مرتكب جنايت های بی
شماری عليه
سياه پوستان شدند.)
را می شنيدم و هر لحظه در اين
وحشت بودم كه الان خانه را آتش می
زنند."
او در كالج
دولتی آلاباما به تحصيل پرداخت،
به عنوان خياط
و مستخدم كار كرد، و در انجمن
"رای دهندگان مونتگمری"
و شورای جوانان
"انجمن ملی برای پيشرفت
افراد رنگين پوست" (NAACP)
بسيار فعال بود.
او در سال 1943 به
عنوان دبير شعبه (NAACP)
مونتگمری انتخاب شد. بعد از
پايان كالج تربيت معلم رزا، با همسر
خود ريموند پاركز در مونتگمری
مستقر شد. زوج جوان به شعبه "انجمن
ملی برای پيشرفت افراد رنگين
پوست" (NAACP)
پيوستند و فعاليت خود را در راه
بهبود زندگی و مشكلات
آفريقائی – آمريكائی ها
آغاز كردند. در سال 1957 خانم پارك و
همسرش به شهر ديترويت در ايالت
ميشيگان نقل مكان كردند در همين شهر
بود كه در 24 اكتبر 2005 رزا پارك در سن
92 سالگی به ابديت پيوست. بعد از
مرگ، جسد
وی را به مدت دوروز در تالار
اصلی ساختمان مجلس قرار دادند تا
مردم بتوانند نسبت به زنی كه
شهامتش زندگی بسياری را متحول
كرد ادای احترام بكنند. برای
اولين بار در تاريخ آمريكا يك زن از
چنين افتخاری برخوردار شد،
افتخاری كه معمولا
به رئيس جمهورهای آمريكا
تعلق داشت.
در اول دسامبر
1955، بعد از يكروز كار خسته كننده
رزا برای بازگشت به خانه سوار
اتوبوس شد. در سال 1900 در مونتگمری
قانونی برای جداسازی
مسافران اتوبوس بر حسب نژاد (رنگ
پوست) به تصويب رسيد. . چهار رديف
جلوی اتوبوس به سفيد پوستان
اختصاص داشت كه به وسيله طنابی
از بقيه اتوبوس جدا می شد. البته
اين قسمت ثابت نبود و بر حسب نياز
تغيير میكرد
(قانون اين قدرت را به راننده
اتوبوس داده بود). به عنوان مثال اگر
تعداد سفيد پوستان در اتوبوس زياد
بود با جابجا كردن طناب اين بخش
بزرگتر می شد و حتی
سياه پوستان بايد از جای خود
در قسمت مربوطه بلند می شدند و
صندلی را به سفيد پوستی كه
سرپا بود بدهند. در حاليكه
سياه پوستان 75% مسافران را
تشكيل می دادند. در آن روز، رزا
در قسمت مخصوص سياه پوستان نشسته
بود كه در يكی ار ايستگاه ها چند
مسافر سفيد پوست سوار شدند. تمام
صندلی ها در قسمت سفيد پوستان
اشغال بود. جيمز بليك (JAMES BLAKE)
راننده اتوبوس از رزا خواست تا
جای خود را به يك سفيدپوست بدهد،
او از اين كار خودداری كرد،
راننده پليس را صدا كرد و رزا به جرم
سرپيچی مدنی دستگير شد. اين
مسئله منجر به بايكوت اتوبوس و شروع
تظاهرات و ناآرامی شد. رزا سالها
بعد گفت: " مردم میگويند كه
آن روز دسامبر من به دليل خستگی
از جایخود بلند نشدم اين واقعت
ندارد. من می خواستم يكبار
برای هميشه بدانم كه به عنوان يك
شهروند چه حقی دارم. پير نبودم
تنها 42 سال داشتم و آن روز هم خسته
تر از روزهای ديگر نبودم. تنها
خستگی من تسليم
شدن بود."
قانون جدا
سازی اتوبوس بر حسب نژاد از طرف
سازمان و انجمن های طرفدار
برابری حقوق مدنی به داد گاه
كشيده شد.
در 13 نوامبر 1956
دادگاه عالی آمريكا جداسازی
نژادی در اتوبوس را لغو كرد. حكم
مربوطه در تاريخ 20 دسامبر 1956 به
آلاباما رسيد و فردای آن روز جدا
سازی در اتوبوس متوقف شد. مقامات
رسمی شهر مونتگمری در آلاباما
و ديترويت در ميشيگان در 27 اكتبر 2005
اعلام كردند كه تا روز خاك سپاری
رزا، صندلی های رديف جلوی
اتوبوس ها در آن شهر ها با روبان
سياه پوشيده خواهند شد. رزا در 29
اكتبر 2005 به خاك سپرده شد.
كنگره آمريكا او
را "مادر جنبش حقوق مدنی دوران
مدرن" ناميد. و رزا در پاسخ گفت :
"اگر، مردم در مورد من اينگونه
فكرمی كنند من با كمال افتخار
آنرا می پذيرم."
رزا بيشتر عمر
خود را در ديترويت گذراند اما،
زمستان ها به لس آنجلس می رفت.
بعد از درگذشت همسرش ريموند، رزا
"انستيتوی رزا و ريموند پارك
برای خود ساختگی" را تاسيس
كرد و از اين طريق با هزاران دانشجو
در ارتباط بود. او روزها شديدا
مشغول مطالعه و پاسخ به نامه های
رسيده بود.
در سفر های خود به شهرهای
مختلف دنيا بسياری از شخصيت های شناخته
شده جهانی را ملاقات
كرد و مدال و نشان های
افتخاری بی
شماری را برای مبارزه در راه
هماهنگی نژادی بدست آورد.
بيشتر جوايز ملی را در سالهای
واپسين زندگی، چندين دهه بعد از
بايكوت مونتگمری بدست آورد.
در سال 1990، در
دقايق آخر به مناسبت ورود نلسون
ماندلا كه تازه از زندان آزاد شده
بود، از
رزا خواسته شد تا در هيئت استقبال
از ماندلا شركت داشته باشد. ماندلا،
رزا را كه در صف استقبال كنندگان
بود صدا می كند و در آغوش می
گيرد و می گويد :"در تمام اين
سالهائی كه در زندان بودم تو به
من نيرو بخشيدی."
ما زنان
شنبه
4 / 12 / 1386
|