|
ضعیفه
۱۱
بالاخره دولت
نمک شناس و زننشناس موفق شد در
روز زن زنان را درخانه نگه دارد و
نگذارد آنان روز هشت مارس، در
خیابانها، با پلاکاردهای
فتنهانگیزشان موجب شوند که
ضعیفهها روزهٔ شکدار
بگیرند.
همان بهتر که
زنان در خانه باشند و تمرین
ضعیفه شدن را با پختن تخممرغ
شروع کنند.
شاید بد
نباشد سال دیگر در چنین
روزی تمام برنامههای
تلویزیونی و
رادیویی به ضعیفهها و
موضوعهای آنها اختصاص یابد،
از جمله: آشپزی، نصیحتهای
پدرانه و مادرانه، یا اینکه
چگونه میتوان یک همسر خوب
بود... یا به قول نسرین
نافعی چگونه میتوان یک
مادر خوب بود... یا اینکه چه
حجابی برازندهٔ ماست. و ...
بالاخره اینکه چگونه میتوان
در این دوره و زمانه ضعیفه
ماند و دیوانه نشد. یا
اینکه چگونه اعتماد به نفس
ضعیفهها را بالا برد. که در
این خصوص است از جمله باورمند
شدن به ظهور قریبالوقوع امام
زمان یا باورمند شدن به اینکه
گفتههای آقای احمدینژاد
دروغ یا بلوف نیستند ... (تقویت
این گونه باورها برای بالا
بردن اعتماد به نفس ضعیفهها
ضروری است).
بالاخره باید
کاری کرد که یواش یواش روز
زن را از تقویم پاک کرد – مثل پاک
کردن اسرائیل از نقشهٔ جهان؛
باید روزهای دیگری را هم
از تقویم پاک کرد، و از آن جمله
است روز چهارشنبهسوری. البته
جای شکرش باقی است که برادر
مرتضوی معروف به برادر لنگه
کفشی در حال اقدام به این پاکسازی
است. ایشان ضمن حذف کلمهٔ «سوری»
از روی چهارشنبهسوری آن را «آخرین
چهارشنبهٔ سال» نامید و به
همگان اخطار کرد که به فکر «سور»
کردن آن شب نباشند و الّا خود دانند.
یادمان نرود
که عید نوروز هم جزو آن
روزهایی است که باید از
تقویم پاک شود و به جای آن
عید غدیر نشانده شود. اول ماه
مه، روز کارگر، و شانزده آذر، روز
دانشجو هم که جای خود دارند.
این روزها را باید به عنوان
روزهای نحس، حتیٰ اگر لازم
شد رویشان خط کشید. اصلاً
دلیل ندارد که یک سال هم
۳۶۵ روز داشته باشد!
*****
و اما خدا
زیارت کعبه را نصیب
نمایندگان کمیسیون مرکز
پژوهشهای مجلس کند که اعلام
کردند افزایش تعداد پذیرفتهشدگان
دختر در مراکز دانشگاهی تعادل
جامعه را به هم زده است و باعث
نگرانی مقامهای مملکتی
شده است.
با شنیدن
این خبر من هم چون مقامهای
مملکتی چنان نگران شدم که
نزدیک بود فشار خونم کار دستم
بدهد، اما به خود نهیب زدم که
ماهی را هر وقت از آب گرفتی –
نه از بازار، آن هم درست شب عید –
تازه است و تا دیر نشده باید
جلوی گسترش دامنهٔ «زن» شدن
ضعیفهها را گرفت. این را
نباید از نظر دور داشت که با باز
شدن پای هر دختری به دانشگاه
یک ضعیفهٔ تخممرغ پَز کم
میشود و یک امضا کننده اضافه
خواهد شد.
تازه، ای کاش
قضیه به همین جا ختم میشد.
اصلاً باید ورود دختران را به
دانشگاه سخت کرد. باید ورود
دختران را منوط به ازدواج و داشتن
دو تا بچه کرد تا دیگر نتوانند از
پسِ درسهای دانشگاهی
برآیند. یا حداقل معدل برای
پذیرش دانشگاه برای دختران دو
برابر پسران شود، و از این
قبیل ملزومات....
*****
۲۳ اسفند
۸۷
ما زنان
|