|
ضعیفه
۱۲
بالاخره
سال فتح قلهها تمام شد. و آنقدر
برادر احمدینژاد قله فتح کرد
که نگو و نپرس! چندان که هر پایش
که نه، هر انگشت پایش را روی
یک قله گذاشت و از آن بابت چنان
کِش آورد که اکنون جمع و جور کردنش
کار حضرت فیل شده است و کم مانده
است به سوزن و نخ محتاج شود. لذا در
این سال ما ضعیفهها باید
به کمکش بشتابیم و با احتیاط
او را پایین آوریم و الّا
هیچ خیاط ماهری هم نخواهد
توانست تکههایش را به هم وصل
کند.
ایشان
حق داشتند و دارند که دولتهای
قبلی را مقصر بدانند، چرا که اگر
دولتهای قبلی چند تا از
این قلهها را فتح کرده بودند
ایشان مجبور نمیشدند اینقدر
خود را جر بدهند.
آری،
یک سال دیگر هم گذشت؛ اگرچه
امام زمان نیامد ولی تلاش
برای راضی کردن او به آمدن
روی دست دولت کلی خرج گذاشت.
از
دیگر موفقیتهای دولت در
سال گذشته مسیری است که زنان
طی کردهاند. دوازده درصد
دختران از رفتن به مدرسه باز داشته
شدند و نسبت به سال قبل، امسال یک
درصد بیشتر از زنان از زندگیشان
ناامیدند.
شاید
اگر در این سال این مسیر با
جدیت بیشتری تعقیب شود
تا پایان دورهٔ احمدینژاد
زنان ایران همچون زنان عربستان
فاقد شناسنامه هم بشوند؛ اگرچه
زنان عربستان اخیراً به این
امتیاز داشتن شناسنامه دست
یافتند.
**********
و
اما...
چند
روز پیش دخترم عکس پیرزنی
به نام «مریم» را در اتاقش نصب
کرد. وقتی ازش پرسیدم کدام
مریم؟ مریم مقدس؟! گفت:
-
آره. برای من مقدسه!
اما
آن جواب و آن عکس مرا کمی شگفتزده
کرد. آخر من تا کنون فکر نمیکردم
لباس پوشیدن حضرت مریم
چنین بود که حجاب را رعایت
نمیکرد. ولی به روی خودم
نیاوردم. آخر هیچوقت عکس
حضرت مریم را آن هم به این سن و
سال و کهولت ندیده بودم. به هر
حال این روزها زیاد توی نخ
کارهای این دختر میروم.
احساس میکنم یواش یواش
رفتارش دارد تغییر میکند.
چند روز پیشتر میگفت:
-
حالا اگر ما نخواهیم ابرقدرت
بشیم باید کی رو
ببینیم؟
و
من با جدیت گفتم: «فاطی خانم
را.»
او
با خنده بدون توجه به جدیت من
چنین ادامه داد:
-
ابرقدرتی که هر روز مفت و
مجانی آب و خاک و معدن و ذخایر
را از چهار سوی این مملکت به
این و آن به مفت میبخشد هم شد
ابرقدرت؟ ای خاک...
دارم
یواش یواش به کردار این
دختره مشکوک میشم. شاید لازم
باشه با فاطی خانم مشورت کنم!
سال،
سال دلهرههاست.
*****
ما زنان
شنبه 17
فروردین
|