علي احمدي، با چراغ دنبال
زنان توانمند وشايسته وفاضله مي
گردد تا به انها مناصب مديريتي
بدهد .دفتر امر زنان، بانک شايسته
سالاري تشکيل داده است تا اين
نسوان توانا را شناسايي کند.وزير
خوشحال خواهد شد که خانم ها
بتوانند در اين زمينه کمک کنند.به
پیروی از نظریه گل وبلبل :
گفتم که يافت مي نشود ، جسته ايم ما
! / گفت انکه يافت مي نشود ، آنم
آرزوست. يک وزير با کلاس،با آن
مدرک دانشگاهي بالا که نمي تواند
با حضور خانم ها در پست هاي
مديريتي مخالف باشد . او موافق است
اما با شرط وشروط!
مرد سالاري
علي احمدي براي حضور خانم
ها در پست هاي مديريتي يک شرط
گذاشته است.يک شرط سهل وممتنع! وي
در پاسخ به اين پرسش که ايا معاون
زن خواهي داشت ، مي گويد: « ما
واقعا دنبال گزينه هستيم ، گزينه
اي که بتواند پاسخگو باشد وبراي
انها مسئوليت مديريتي با مسووليت
هاي ديگر قابل جمع باشد». چند سطر
پايين تر تفکر مرد سالارانه
دکتريک دفعه مثل دمل چرکين مي زند
بيرون :« پست زنان بايد به گونه اي
باشد که با مسئوليت هايي که انان
در منزل دارند ، قابل جمع باشد».اين
حرف وزير مبناي قانوني ندارد.
مسئوليت هاي مديران زن يا مرد در
منزل فقط به خودشان مربوط است. حرف
وزير وارد شدن در حوزه خصوصي زندگي
افراد است که هم گناه است وهم غير
قانوني.
مديران زن در
منزل
مي توان از علي احمدي
پرسيد که مسئوليت هاي مديران زن در
منزل به شما چه ربطي دارد؟ چرا به
زندگي خصوصي ادم ها سرک مي کشي؟
ايا شما در مورد مديران مرد هم
چنين شرطي گذاشته اي ؟ ايا معاونان
مرد شما به مسئوليت هايي که در
منزل دارند ، عمل مي کنند؟ ايا خود
شما مسئوليتي براي خود در قبال
همسرو فرزندانتان قائليد؟ از نگاه
مرد سالار ، زنها یي که شاغلند
هم بايد کار بيرون انجام دهند هم
به پخت وپز وشست وشو و نگهداري
فرزند ومهمانداري وساير امور
کدبانوگري برسند.انها وسیله
ای هستند توی خانه مثل
سایر وسائل. سعدی 700 سال
پیش از این در باره فواید
زن خوب فرمانبر پارسا شعر گفته است
. سعدی معتقد است چنین زنی
شوی درویش خود را پادشاه
می کند.
مردها ازادند
اما مردها چه ؟ بشنويد از
زبان وزير: « کارهاي ما شبانه روزي
شده است. نماز صبح را که بخوانيم به
سمت اداره مي اييم وشب هم معمولا
ساعت 30/11 يا 12 کارها به ما اجازه مي
دهد که به منزل برويم . تازه بخشي
از کار را نيز با خود به منزل مي
بريم. ». دقت کنيد ، ساعت 12 به منزل
مي رود با چند تا کارتابل ! دکتر از
هيچ چيز منزل خبر ندارد . وزير
ومديران او 5 ساعت در منزل حضور
دارند. خانه براي انها فقط يک
خوابگاه است. اگر نيم ساعتي هم
بيدار باشند، با کارتابل وپرونده
ها ور مي روند.در ديدگاه مرد
سالار، زنان فقط مکلفند. هم در
خانه وهم در محيط کار وهم در کوچه
وخيابان . اما مردها از هفت دولت
ازادند.دير بيا .زود برو . شام
ونهار وصبحانه را توي اداره بخور.
اين کارها به همسر شما ربطي ندارد.تازه
یکی از وظایف زنان در
محیط کار وخیابان این است
که مواظب باشند مردها را تحریک
نکنند وهیچ کس نمی گوید لا
اقل این وظیفه را از دوش زنان
برداریم ومردان را طوری
تربیت کنیم که تحریک
نشوند.
تکليف
ايا وزير ومديران
ومعاونان او تکليفي در برابر
خانواده براي خود مي شناسند ؟
احتمالا نه ! چرا ؟ چون مردند. اما
يک مدير زن سر تا پا تکليف است .چرا
؟ چون زن است. علي احمدي چون مرد
است به خود حق مي دهد حتي در امور
خانوادگي مدير زن دخالت کند. رضايت
وراحتي شوهر مدير زن براي او مهم
ترين اصل است.تازه با اين شرطي که
علي احمدي گذاشته حضور خانم ها در
مديريت هابه کلي منتفي است. اگر يک
مديرخانم شبانه روزي کار نکند از
وظايف اداري خودعقب مي افتد واگر
پا به پاي مردها کار کند ، تکاليف
منزل روي زمين مي ماند! یا اين
قضيه متناقض نما کار زنان راغير
ممکن است!
درس ها را حفظ
کرده
حرفهاي علي احمدي از بعد
مديريتي هم غلط است. معلوم است که
اقاي دکتر درس هاي مديريتي که در
دوره دکتري خوانده را سرسري حفظ
کرده وگر نه مي دانست که اين شيوه
مديريت سالها پيش منسوخ شده است و
ارزش کار يک مدير را مثل يک کارگر
ساده ساختماني با ساعت حضور اودر
پشت ميزارزيابي نمي کنند. حضور
فيزيکي مديران به مدت 18 تا 20 ساعت
برسر کار نشانه نوعي مديريت عقب
افتاده وقائم به شخص است. اين
حرفها تمام ژست هاي مديريتي وزير
با کلاس را نقش بر آب مي کند.تا مرد
سخن نگفته باشد / عيب وهنرش نهفته
باشد.
خواب وبيداري
مديري که درشبانه روز
چهار ساعت مي خوابد، تمرکز ذهني
ندارد وقادر به تصميم گيري صحيح
نيست. ذهن او اشفته ودرهم است
وحافظه اش درست کار نمي کند. دايم
خميازه مي کشد و راندمان کاري او
به کمتر از 30 درصد مي رسد. مدير
خسته وخواب الود با کمترين بهانه
اي عصباني مي شود وداد وفرياد راه
مي اندازد. نياز هاي فيزيولوژيک
وعاطفي انسانها را نمي توان حذف
کرد.تحميل زندگي پادگاني به
مديران به تدريج باعث افسردگي و
بيماري انها مي شود.
نمايش
يک نکته را نبايد از قلم
انداخت وان جنبه نمايشي
وعوامفريبانه اين گونه حرفها
ورفتارهاست. پوشيدن لباس چروک ،
داشتن ظاهر ژوليده و چشمان خواب
الود وسرخ شده از بي خوابي . غش
کردن پشت ميز کار از فرط خستگي،
اين پيام را براي عوام دارد که
ادمي ا ز جنس خودشان بر سر کار است
وشبانه روز دارد زحمت مي کشد واز
خواب وخوراک خود به خاطر مردم
گذشته است اما همين مدير ممکن است
به خاطر خواب آلودگي وبي اطلاعي
ميلياردها تومان به دستگاه خسارت
وارد کند. عوام ان رفتارها را مي
بينند وتحسين مي کنند . اما اين
خسارتها را نمي بينند. پيام اين
رفتار ها براي اقشار متوسط به
بالاي جامعه چيز ديگري است.انها
اين رفتارها را تظاهر ومردم فريبي
مي دانندو حالشان از اين اداها به
هم مي خورد.
ملاقات هاي
مردمي
چنين مديراني به علم
مديريت به سازماندهي وتقسيم کار
وتفويض اختيارات وطبقه بندي کارها
ومشکلات ، اعتقادي ندارند . اين
نوع مديريت پيشا مدرن ومربوط به
جوامع کوچک انساني با روابط ساده
وابتدايي است. فرشيدي از حل وفصل
مسايل معلمان از طريق ملاقات هاي
مردمي با شور وهيجان حرف مي زد .
فرض کنيم وزير روزي 20 نفر را
ملاقات ومشکلات همه را هم حل کند.
در سال 200 روز هم ملاقات مردمي ،
روزي 5 ساعت داشته باشد.در چهار سال
مي شود 800 روز . وزير مي تواند با
صرف روزي 5 ساعت (نفري 15 دقيقه ) در
مدت وزارت مشکلات 16 هزار نفر از 1/1
ميليون فرهنگي را بشنود. در حالي
که علم مديريت براي اين کار راه حل
علمي دارد. با نظر سنجي هاي علمي مي
توان مشکلات را شناسايي و طبقه
بندي کرد وبراي انها راه حل
کارشناسي يافت. به علاوه در چنين
ملاقات هايي 90 درصد تقاضا ها
تکراري وطلب کمک مالي است واگر
وزير گنج قارون هم زير دست داشته
باشد کم مي اورد. ميليونها نامه
مردم به رئيس جمهور در سفر هاي
استاني چيزي در همين مايه هاست.
وزير يا
فيلسوف
اين تازه يک سر ما جراست .
علي احمدي هم مثل فرشيدي ، به جاي ا
نجام وظايف ذاتي وزارت ، براي خود
رسالتي مافوق وظايف قانوني قائل
است. به حرفهاي او در اين مدت توجه
کنيد اوتصور مي کند که نظريه پرداز
است در حالي که کار وزير نظريه
پردازي نيست. وزير چون با
کارشناسان مشورت نمي کند وفي
البداهه نظريه صادر مي کند ، گاف
هاي غير قابل جبراني هم مي دهد. مهم
ترين کار وزير تامين اعتبارات
مالي براي مجموعه تحت مديريتش است
واسب علي احمدي در اين زمينه لنگ
است. علي احمدي وظايف قانوني خود
را وا نهاده ودر اسمان سير مي کند.
مديران ما مشکلات معرفتي دارند.
البته ما هم کم وبيش مقصريم . در يک
جامعه رشيد وبالغ واگاه زمينه اي
براي روي کار امدن چنين مديراني
نيست.
*كارشناس آموزش و پرورش