|
ضعیفه
۱۵
بالاخره چند روز پیش
فاطی خانم زنگ زد و بعد از حال و
احوالپرسی از من پرسید که
نماز طلب باران را خواندهام یا
نه، و از این که من نخوانده بودم
و اصلاً نمیدانستم که چنین
نمازی هم داریم سخت برآشفت و
چنان عصبانی شد که گفت «برو خدا
را شکر کن دم دستم نیستی و
الّا همین گوشی تلفن را توی
سرت خرد میکردم.»
موقعی که ازش پرسیدم
برای چه باید نماز طلب باران
بخوانم، گفت: «مگر نشنیدی که
در خیلی از شهرها خشکسالی
است و در اکثر نمازجمعهها نماز
طلب باران خوانده شد؟ حتی
آقای حداد عادل هم گفت که دعا و
طلب باران وظیفهٔ همه است. مگر
اخبار را گوش نمیدهی؟»
با صدای ضعیف و گردن کج
گفتم: «خودت گفتی که اخبار را گوش
نکنم»، و او بعد از این که گفت «برو
استغفار کن» تلفن را قطع کرد.
باری. دیشب نماز طلب
باران را خواندم و دعایی
چنین کردم:
خدایا! با توجه به
سیاههٔ واردات، باران را
جایی نازل کن که خُسرانی
متوجه برادران سپاه نشود!
خدایا! اول دعای
برادران سپاه را مستجاب کن، بعد
دعای کشاورزان را!
خدایا! طلب من ضعیفه
از تو این است که باران را بر سر
زنانی که آرایش کردهاند
ببار تا آرایششان به هم بخورد!
خدایا! باران را طوری
تنظیم کن که بیشترین خسارت
نصیب زنان شود!
دست آخر، خدایا! در
این اوضاع گرانی کاری کن که
بو و مزهٔ نفت عوض شود تا بتوان
آن را روی سفرهها گذاشت.
و یک دعا هم برای برادر
احمدی نژاد کردم که این
طوری بود:
خداوندا! خودت خوب میدانی
که چرا برادر احمدی نژاد و دولتش
به مشکلات کشاورزان نمیپردازند.
آنها نیت خوبی دارند؛ میخواهند
که همه به سوی تو بیایند و
دعا کنند و به تو نزدیک شوند!
خداواندا! کاری کن که هر
چه زودتر برادر احمدی نژاد
چهارزانو روی کرسی ریاست
جهانی بنشیند!
آمین یا ربالعالمین!
******
از طرفی میگویند
بدون این که عزراییل خبر
داشته باشد یک زن قایقران به
طرز مشکوکی فوت کرد. حالا هر چه
من ضعیفه و خیلیهای
دیگر اصرار کنیم که مرگ و
میر همه دست خداست، کسی باور
نمیکند. میگویند دو تا
سیاههٔ اموات وجود دارد؛
یکی را عزراییل تنظیم
میکند و یکی را هم دار و
دستهٔ اژهای و مرتضوی.
بعضیها تا آنجا پیش رفتهاند
که مدعیاند سیاههٔ
عزراییل کوتاهتر است. الله
اکبر از این مردم!
*****
|