|
بررسي فقهي و حقوقي ارث زوجه از
زمين
1385/2/18
زهرا مينوئي
كنار
پنجره ايستاده بود و نگاه خويش را
به فراخوان خورشيد دوخته بود.
صداي باد گويي تلنگري بر شيشه زد و
بي هيچ اجازه اي وارد شد و گيسوان
سفيد زن را ميان روسري مشكي
نمداركناري زد بر خانه پناه آورد.
اشك از چشمان زن سرازير شد به
سرزميني چشم دوخته بودكه عاشقانه
تا چند روز پيش با 2 دست زحمتكش ديگر
كه امروز در پناه خرمنها خاك خفته
است و هرروز صبح تا شام ماواي پيكر
خسته شان بود. و امروز تنها پشت
پنجره خاطرات رو به زمين آرزوهايش
ايستاده و در جستجوي محصولي از ثمره
زحمت 2 عاشق با نگاه زمين را مي
كاويد.
صداي ضرب انگشت بر در ورودي زن را به
خود آورد.
در را باز كرد چهره برادر شوهرش پشت
در او را به خودش آورد . روسري اش را
مرتب كرد و از او خواست به خانه
بيايد..
مرد با چهره اي درهم به او گفت كه تا
2 ساعت ديگر اعضاي خانواده در منزل
پدري براي تعيين تكليف منتظر او
هستند.
شب از نيمه گذشته بود. ولي زن همچنان
با پيراهن عذا در سياهي روزگار خود
كنار پنجره غرق بود وخوشه هاي گندم
حاصل از زخمه هاي انگشتانش را هيچ
كس در آن تاريكي جهل نديد.
و فرداي آن روز زن سياه پوش بي هيچ
ثمره اي از سرزمين جان خويش و از
سرزمين گشوده درمقابل پنجره
خاطراتش . كيفي دردست خانه را به سوي
آينده اي خالي از محصول ديروز ترك
كرد.
********
طبق قانون
فعلي اين مردان هستند كه از تمامي
اموال همسران خود ارث مي برند ولي
زنان نه تنها از تمامي اموال
همسرانشان (مانندزمين) ارث نمي برند
بلكه در صورتي كه مردي بميرد و هيچ
وارث ديگري نباشد زن فقط از سهم
الارث خود يك چهارم ارث مي برد و
بقيه تركه شوهر در حكم مال اشخاص
بلا ارث است و سهم دولت خواهد بود.(مواد
946و949قانون مدني )
موضوع سهم الارث از منابع فقهي منبع
مي گيرد . قرآن كريم در خصوص سهم
الارث زوجين از يكديگر در آيه 12
سوره نساء مي فرمايد« اگر زنانشان
فرزندي نداشتند يك چهارم و اگر شما
را فرزندي نبود پس از انجام دادن
وصيتي كه كرده ايد و پس از پرداخت
وامهايتان يك چهارم ميراثتان از آن
زنانتان است و اگر داراي فرزندي
بوديد يك هشتم آن را ...»
مطابق اين آيه زن نمي تواند از
تمامي اموال همسرش بدون هيچ قيدي
ارث ببرد . در قرآن كه مهمتربن منبع
حقوق اسلامي و معيار درستي ساير
منابع است ، زن نمي تواند از تمام
تركه شوهر ارث ببرد و هيچ قيد و
استثنايي وجود ندارد« تاريخ و حكمت
نزول آيه نيز نشان مي دهد كه پيامبر
در مقام بيان حكم و از جمله حرمان زن
از زمين و اعيان وباغ و اشجار ، گفته
نشده باشد. اتفاق ساير مذاهب اسلامي
هم بر اجراي بي قيد و شرط حكم قرآن
شدت و ظهور و صراحت حكم را تائيد مي
كند »1
در صورتي كه در قانون مدني ايران
همان طور كه اشاره شد ،زن از زمين
ارث نمي برد بنابراين در خصوص سهم
الارث زوجه ، از نص صريح قرآن تبعيت
نشده است و به اين ترتيب بدون هيچ
گونه مجوز عقلي و شرعي حق زنان
پايمال شده است . اين امر در مورد
زنان جامعه روستايي بخوبي مشهود
است .
در روايت نيز برخي اخبار دلالت بر
برابري زن و شوهر از جهت قلمرو ارث
دارند « همچنين برخي عقيده دارند كه
زوجه مانند زوج از همه تركه حتي
زمين ارث مي برد كه اين نظر با مفاد
برخي از روايت فقهي انطباق دارد ولي
مورد قبول اكثريت قرار نگرفته است.»2
قولي كه مورد متابعت قانون مدني
قرار گرفته است اين است كه زوجه
مطلقاً از ارث زمين و قيمت آن محروم
است . و اين درحالي است كه در ميان
فقها نيز برداشتها و انديشها در اين
زمينه يكسان نيست و اقوال و روايات
مختلفي وجود دارد . به اين ترتيب ما
با وضعي روبه رو هستيم كه در مورد
اين حكم در قرآن نه تنها نصي وجود
ندارد بلكه نص قرآني اقتضاي تساوي
زن و مرد را در ارث بردن از همه
اموال دارد و حتي احاديثي هم مطابق
اين آيه وجود دارداخباري كه موافق
آيه قرآني است بر ديگر اخبار ترجيح
و برتري دارد»3
بنابراين با توجه بر اين اصل مي
توان رواياتي كه موافق ارث بردن زن
از زمين هستند به دليل موافقت با نص
صريح قرآن بر روايات مخالف ترجيح
داد اين در حالي است كه هيچ اجماعي
هم در اين زمينه وجود ندارد و معلوم
نيست كه چرا فقها بدون در نظر گرفتن
اين اصل فقهي به راحتي از روايات
موافق چشم پوشي كرده اند شايد بتوان
ريشه هاي چنين تفكراتي را در حافظه
ناخود آگاه جمعي مردان دانست كه زن
را ديگري مي پندارند و به راحتي مي
توانند حقوق او را ناديده بگيرند .
با توجه به مطالب ذكر شده نمي توان
هيچ مباي شرعي در خصوص اين تبعيض
يافت . دكتر امامي از حقوق دانان بر
جسته، ريشه هاي تاريخي را علل
محروميت زوجه از ارث بردن زمين مي
داند . ايشان در توجيه علل حرمان زن
از زمين آورده است (در دوران گذشته
زن پس از فوت شوهر از خانواده خارج
مي شده ، به خانواده اصلي خود بر
مي گشته و از افراد آن به شمار مي
رفته است از طرف ديگر زمين در گذشته
بقاء خانواده را تضمين مي نموده و
متعلق به رئيس خانواده مي بوده
بنابراين سهمي از زمين به زن داده
نمي شده است »4
در ضمن به دليل وجود تعصبات قومي و
قبيله اي ارث بردن زن از زمين در
حاليكه شوهر او فوت كرده و زن
دوباره ازدواج كرده است باعث ايجاد
اختلافات بسياري بين خانواده شوهر
سابق و شوهر جديد مي شده است
بنابراين زنان هيچ سهمي از زمين
همسران خود نداشته اند. اين در حالي
است كه در جامعه امروز تعصبات قومي
از بين رفته است و نمي توان به بهانه
سنت هاي نادرست گذشته زن را از حقوق
خود محروم نمود .
سيمون دوبوار در بخش تاريخ كتاب جنس
دوم بعد از بررسي هاي دقيق تازيخي
به اين نكته اشاره كرده كه (به طور
آئيني زمين به زنان تعلق دارد و
زنان تسلطي مذهبي و در عين حال
قانوني بر زمين و محصول آن دارند ...تقريباً
همه انسان شناسان و باستان شناسان
معتقداً زنان اولين كشاورزان بوده
اند ...زنان همان گونه كه خود
ميزايند ،زمين را نيز بارور مي كنند
زن مادر انسان و مادر زمين است اما
با گسترش مرد سالاري همواره قدرت
مرد تمام حقوقي را كه زن در زمينه
حفظ و انتقال دارائي هاي خود دارد
از چنگ او بيرون مي كشد)5
به اين ترتيب با توجه به بررسي هاي
تاريخي انجام شده نمي توان زمين را
متعلق به مردان دانست و براي تفسير
هايي كه فلسفه حرمان زن از زمين را
در ريشه هاي تاريخي جستجو مي كنند
نمي توان جايگاهي در نظر گرفت. در
دوره هاي پيشين ارزش زمين به بنايي
بود كه روي آن احداث مي شد. زمين به
خودي خود خريد و فروش نمي شد حتي
زمين كشاورزي وقتي مالكيت براي فرد
ايجاد مي كرد كه خودش آن را آباد
كرده باشد.در واقع خود زمين ارزشي
نداشت تا بخواهد در سهم الارث زن
قيد شود بنابراين تاكيد شده بود كه
قيمت بنايي كه در زمين ايجاد مي شود
بايد سهم الارث زن باشد (ماده 947
قانون مدني )در حالي كه امروزه زمين
خود ارزش پيدا كرده است.
در دنياي امروز زنان بسياري سرپرست
خانواده خود هستند و مسائل اقتصادي
بردوش آنها سنگيني مي كند در
روستاها زمين تنها سرمايه زندگي
است و اگر زني كه همسرش فوت كرده است
از زمين نيز ارث نبرد ،نمي توان به
تنهاي از عهده مخارج زندگي برايد.
به اين ترتيب وابستگي هاي مالي
ايجاد مي شود كه خود سرمنشاء
وابستگي اجتماعي و فرهنگي و.... است
چرا بايد در جامعه ما قوانين كه هيچ
پايه شرعي و عقلي ندارد زني را از
تنها سرمايه زندگي خود محروم كند.
محروم كردن زنان از ارث بردن زمين
نه تنها هيچ مجوز شرعي و عقلي ندارد
بلكه باعث ايجاد مشكلات بسياري به
خصوص در زمينه مسائل اقتصادي شده
است قوانين ارث زمينه شايسته
بازنگري و بازبيني است
پيوستها
طرح اصلاح مواردي
از قانون مدني كه از سوي نمايندگان
زن مجلس ششم پيشنها شده بود.
ماده واحده – مواد 948،947،946و 949
قانون مدني مصوب 18/2/1307 و اصلاحات
بعدي آن به شرح زير اصلاح مي گردد:
1- ماده 946- زوجين از تمام اموال
يكديگر ارث مي برند
2- ماده -947 حذف مي شود
3- ماده 948 حذف مي شود.
4- ماده -949 در صورت نبودن هيچ وارث
ديگر به غير از زوج و زوجه هركدام از
تمام تركه همسر متوفي خود را مي
برند.
مواد 946 تا 949 قانون
مدني مصوب 20/1/1314
ماده 946-زوج از تمام اموال زوجه ارث
مي برد ليكن زوجه از اموال ذيل :
1- از اموال منقوله از هر قبايلي
كه باشد
2- از ابنيه و اشجار
ماده 947 زوجه از قيمت ابنيه و اشحار
ارث مي برد و نه از عين آنها و طريق
تقويم آن است كه ابنيه و اشجار با
فرض استحقاق بقاء در زمين بدون اجرت
تقديم مي گردد:
ماده 948 هرگاه در مورد ماده قبل ورثه
از ادا قيمت ابنيه و اشجار امتناء
كند زن مي تواند حق خود را از عين
آنها استيفاء نمايد.
ماده 949 در صورت نبودن هيچ وارث ديگر
به غير از زوج يا زوجه شهر تمام تركه
زن متوفي خود را مي برد ليكن زن فقط
نصيب خود را وبقيه تركه شوهر در حكم
مال اشخاص بلا وارث و تابع ماده 866
خواهدبود
پي نوشتها
1- دكتر ناصر
كاتوريان – دوره مقدماتي حقوق مدني
(درس هايي از وصيت ،ارث،شفعر) نشر
ميزان تهران – پاييز 81-ص213
2- دكتر مهدي شهيدي – قواعد ارث-
انتشارات سمت .تهران. زمستان 79 ص 65
3- دكتر محمد جعفر لنگرودي .دوره
حقوق مدني .ارث.جلد اول انتشارات
گنچ دانش فروردين 63ص 22
4- دكتر سيد حسن امامي .دوره حقوق
مدني .جلد 3نشر اسلاميه. تهران بهار
63ص309
5- سيمون دولوار .جنس دوم . ترجمه
قاسم صنعوي. جلد اول .نشر توس.1380ص128.120
|