آمنه
شيرافكن
الهه
كولايي را در يكي از اتاقهاي
دانشكدهء حقوق و علوم سياسي
دانشگاه تهران ملاقات ميكنيم.
از پشت كامپيوتري كه چهرهاش پس
آن گم شده است، تنها يك روسري
آبي پيداست و صدايي كه آشناست.
كولايي
از معدود زنان دانشگاهي است كه
از آن كه بگويد فمينيست است،
ابايي ندارد البته تاكيد ميكند
كه انحرافهاي صورت گرفته در
بازخواني برخي واژههاي
خارجي، ادبيات سياسي- اجتماعي
ما را به سمتي سوق ميدهد كه
برخي افراد از اين كه بگويند
فمينيست هستند، واهمه دارند.
كولايي
به راحتي ميتواند هم پاسخگوي
سوالات يك خبرنگار باشد و هم در
همان حال برگههاي اداري-آموزشي
دانشگاهي را امضا كند. گاهي اگر
پيش آيد در اثاثكشي ساختمان
جديد دانشكدهء حقوق و علوم
سياسي تهران كارگران را براي
مكانيابي و چيدمان اثاثيه
هدايت كند.
با
مجلس ششم شروع ميكنم. ارزيابيتان
از عملكرد فراكسيون زنان در آن
دوره چه بود؟ برخيها نقد دارند
به اين كه شما در پيگيري مطالبات
زنان بهتر ميتوانستيد اقدام
كنيد و البته موضوع نيمهكارهء
قانون تصويب كنوانسيون مهمترين
دغدغه و سوال منتقدان است؟
در
مجلس ششم 14 زن در فراكسيون زنان
مجلس عضو بودند. عضويت اين تعداد
زن به اين معنا نبود كه صرفا
موضوعات مربوط به زنان را
پيگيري ميكنيم. چرا كه در همان
حال هر كدام از همين زنان عضو
ديگر كميسيونهاي مجلس بودند
و بايد توانشان را تقسيم ميكردند
تا بتوانند به
ديگر پروندهها و كارهايي
كه بر عهدهشان بود، رسيدگي
كنند.
اما
نكتهء ديگر اين كه خيلي از همين
منتقداني كه شما از آنها نام
ميبريد در دوران فعاليت ما آن
چنان كه انتظار ميرفت با
نمايندگان زن مجلس همكاري
نكردند.
منظورتان
از عدم همكاري چيست؟
برخي
نهادهاي مدني حالا ما را نقد ميكنند
كه مثلا در موضوعكنوانسيون
چرا تاخير شد و يا اين كه چرا به
تصويب مجلس نرسيد، اما در همان
زمان هيچ پيشنهاد و راهكاري به
ما ندادند. اصلا ارتباط مناسبي
ميان نهادهاي مدني مدافع حقوق
زنان و فراكسيون زنان مجلس وجود
نداشت.
در
حالي كه انتظار داشتيم راهحلهايي
از سوي نهادهاي مدني مطرح شود.
شايد
نهادهاي مدني هم اين انتظار
متقابل را از شما داشتند؟ چرا
شما اقدامي نكرديد؟
كار
در مجلس پر مشغله است و پر دغدغه.
يكي از دغدغههاي اصلي ما
پيگيري مطالبات زنان بود اما
بهتر بود، حساسيتزايي و طرح
مسايل جديد از طريق نهادهاي
مدني صورت ميگرفت كه اتفاق
نيفتاد. البته منكر نميشوم كه
بايد تلاش بيشتري ميشد ;تا
ارتباط و تعامل پويايي با
نهادهاي مدني برقرار شود.
آيا
موضوعي كه از جانب نهادهاي مدني
و افراد در مجلس طرح شود و شما آن
را پيگيري كنيد، وجود داشت؟
بله،
فراكسيون زنان مجلس ششم موضوع
سهميهبندي براي ورود دختران
به رشتههاي پزشكي را بر اين
اساس پيگيري كرد.به دنبال
مكاتبهء يكي از پزشكان از يزد،
ما اين كار را شروع كرديم. براي
اعضاي فراكسيون حساسيت موضوع را
تشريح كرديم و سپس پيگيري آن تا
رسيدن به نتيجه شروع شد.
اما
نقدهاي زيادي به عملكردتان در
مجلس ششم وارد است، ميخواهم
بدانم كه آيا آنها را ميپذيريد؟
فعاليت
در حوزهء سياسي نيز هميشه با نقد
همراه است. من برخي نقدها را
قبول دارم ،ولي بهتر است كساني
كه اين همه از عملكرد مجلس ششم
انتقاد ميكنند، اقدامات
نمايندگان زن را در مقايسه با
فعاليت و عملكرد ديگر دورههاي
مجلس ارزيابي كنند. ما چه در طول
دوران قانونگذاري قبل از انقلاب
و چه بعد از انقلاب در هيچ دورهاي
از مجلس اين ميزان حجم فعاليت در
مورد مسايل زنان نداشتهايم.غالب
آن هم شامل اصلاح قوانين بوده
است.
كنوانسيون
رفع تبعيض عليه زنان اگر در مجلس
ششم تصويب ميشد اكنون چه
تاثيري ميتوانست بر فعاليت و
اقدامات زنان داشته باشد؟
خيليها
معتقدند كه تصويب كنوانسيون ميتوانست
برگ برندهاي براي مجلس ششم
باشد، شما با اين نظر موافقيد؟
كنوانسيون
رفع تبعيض از حقوق زنان فينفسه
موجب تغيير قوانين داخلي اين
كشور نميشود ;اما اگر
كنوانسيون به تصويب ميرسيد
حداقل نتيجهاش اين بود كه ديگر
اين همه در مجامع بينالمللي از
ايران بدگويي نميشد و چماقي كه
بالاي سر ايران قرار گرفته; در
موضوع قوانين زنستيز پايين ميآمد.
اين
طور از حرفهايتان استنباط
كردم كه معتقديد ابعاد تاثير
بينالمللي تصويب كنوانسيون
مهمتر از ابعاد داخلي تصويب آن
بوده است؟
قطعا،
جمهوري اسلامي ايران با تصويب
كردن اين كنوانسيون كار خودش را
تسهيل ميكرد ;حتي اگر اين
تصويب به شكل مشروط صورت ميگرفت.
البته يكي ديگر از تاثيرات مثبت
تصويب كنوانسيون اين بود كه
تصوير هرج و مرجگرايي كه برخي
از مسوولان ما از غرب دارند،
تعديل ميشد. اين موضوع با شركت
مسوولان
در نشستهاي بينالمللي و
شنيدن گزارشهاي جهاني اتفاق
ميافتاد.
در
عرصهء داخلي چطور؟ تاثير تصويب
كنوانسيون را در اين عرصه چگونه
ارزيابي ميكنيد؟
تصويب
كنوانسيون براي جامعهء زنان،
اين فرصت را به وجود ميآورد تا
بتوانيم واقعيت جامعهء زنان را
در مجامع بينالمللي منعكس
كنيم و از تجربهء ساير كشورها به
ويژه كشورهاي همسايه و مذهبي
بهره ببريم. به ويژه اينكه
مطالعهء تطبيقي در زمينهء بررسي
وضعيت حقوقي زنان در ساير
كشورها و به ويژه كشورهايي با
سوابق ديني و مذهبي براي ما ممكن
ميشد.
وضعيت
حقوقي زنان در ايران را چگونه
ارزيابي ميكنيد؟
ميشود
به روشني با استناد به قانون
اساسي ايران براي رفع تبعيض
حقوقي از زنان اقدام كرد.اما
تعدادي از فعالان جنبش زنان
معتقدند ريشهء بسياري از تبعيضها
به قانوني اساسي برميگردد.
اين
برداشت
درست نيست كه مشكلات حقوقي
زنان به محتواي قانون اساسي
بازميگردد. موكدا در قانون
اساسي تبعيضزدايي از زنان و
مردان آمده است; اما مشكل ما با
قوانين عادي است. البته اقدامات
مجلس ششم هم نشان داد كه ميشود
با تغيير در قوانين عادي فصل
تازهاي در وضعيت حقوقي زنان
ايران گشود.
نمونهاي
از اقداماتي كه در مجلس ششم در
اين زمينه انجام داده را نام
ببريد؟
تغيير
سن در قانون حضانت بود كه براي
دختر و پسر تا هفت سال به تصويب
رسيد. در حال حاضر نيز چنين
فضايي براي برخي تغييرات قانوني
به وجود آمده است كه برخي از آنها
در حال پيگيري از سوي فعالان زن
است.براي نمونه از ديه بگويم اين
موضوع را در نظر داشته باشيد كه
ما تا چندسال پيش نميتوانستيم
با اين صراحت دربارهء تغيير
حوزههاي حقوقي زنان صحبت كنيم
و از درون دستگاههاي ذيربط
هم حمايت كسب كنيم.
آيا
تنها تغيير قوانين در حوزهء
زنان را براي رفع مشكلات آنان
كافي ميدانيد؟
خير،
ضمانتهاي حقوقي و قانوني
اگرچه لازم است، اما در حوزهء
زنان بايد اقدامي همهجانبه
صورت گيرد. سنتهاي ارتجاعي و
جاهلي گاهي اوقات مانع از آن ميشود
كه زنان بتوانند به حقوق حتي به
تصويب رسيدهشان دست يابند. در
جامعهء ما «فرهنگمداراي بيش
از اندازهء زنان» با مشكلات
وجود دارد. اينكه زنان به شدت
براي منافع فرزند و خانواده از
حقوق خود ميگذرند، البته در حد
افراطي; اين كار به ضرر خودشان
تمام ميشود. آگاهي بخشي به
زنان بايد همراه با توانمندسازي
و تغيير قوانين و فرهنگسازي
باشد تا نتيجهاي مناسب در
برداشته باشد.
تغيير
قانون صرفا تغيير يك متن نوشته
است; حال آنكه هزاران قاعدهء
عرفي و آداب نانوشته وجود دارد
كه زنان ما با آنها بيشتر از
قوانين رسمي دست به گريبان
هستند.
ارتباطات
فعالان زن با حوزههاي علميه و
جامعهء روحانيون چندان پررنگ
نيست و همين موضوع مانع از آن ميشود
كه ادبيات ديني تازهاي در
حوزهء زنان كشور توليد شود. اين
موضوع تا چه حد ميتواند بر
سرنوشت جنبش زنان ايران
تاثيرگذار باشد؟
ارتباط
زنان و روحانيون كمرنگ است. اين
روزها كساني با روحانيون ارتباط
دارند كه ديدگاههايشان در
مورد زنان سنتي است. بنابراين
حلقهء نوانديشي ديني در مورد
مسايل زنان در جامعهء روحانيت
رشد كافي نيافته كه توليدات
فقهي تازه در حوزهء زنان
رضايتبخش باشد. براي نمونه
اعضاي فراكسيون زنان مجلس ششم
تنها دفعات معدودي با روحانيون
بلند پايه در قم ملاقات كردند.
در حالي كه گروهها و طيفهاي
سنتي زنان بارها و بارها ملاقاتهاي
زيادي با روحانيون داشتهاند.در
سفر به اندونزي اين واقعيت را به
چشم ديدم كه جامعهء زنان آن كشور
ارتباط سازندهاي با روحانيت
داشتند. حتي اينكه بسياري از
فعالان مسايل زنان
نيز در مدرسههاي مذهبي درس
ميخواندند يا از آنها فارغالتحصيل
شده بودند. ما نياز داريم زنان
بيشتري با اين توانايي براي
حقوق زنان فعال شوند.
فكر
ميكنيد اين موضوع ناشي از
فقدان برنامهء جهتدار نزد
فعالان جنبش زنان است يا دليل
ديگري دارد؟
فكر
ميكنم تلاش چنداني براي ايجاد
ارتباط صورت نگرفته; يا اگر صورت
گرفته محدود و معدود بوده است كه
شايد بتوان به ديدارهايي كه
بابرخي مراجع در قم صورت ميگيرد
اشاره كرد، اما معتقدم كه در
حال حاضر لازم است كميته و گروه
خاصي براي پيگيري اين موضوع
تشكيل شود و طرح مطالبات زنان از
رهبران ديني و ارتباط گرفتن با
روحانيت به شكل جدي در دستور كار
فعالان زن قرار گيرد. جامعهء ما
ديني است. با يك رويكرد ديني
بهتر
ميتوان مشكلات زنان را به
طور مناسب حل كرد.ديدگاههاي
ديني در لايههاي گوناگون
اجتماعي زنان، از روستايي و
طبقهء متوسط گرفته تا شهري و
دانشگاهي تاثير بسزايي دارد.
و
چقدر اميدواريد كه اين پيگيريها
پاسخي در پي داشته باشد؟
من
به عنوان يك مسلمان ايمان دارم
كه اسلام پاسخ همهء نيازها را در
همهء زمانها و مكانها دارد
باتغيير و تحولاتي كه در حوزهء
مسايل زنان رخ داده، انتظار
دارم كه روحانيون نسبت به
پاسخگويي به خواستههاي
زنان اقدام كنند.
در
همين موضوع كنوانسيون رفع تبعيض
عليه زنان، فكر ميكنيد تا چه
اندازه ميتوانستيد گفتمان
موجود را به چالش بكشيد؟
خيلي
از زنان طيف سنتي كه متاسفانه بر
آراي روحانيون نيز تاثير گذارند;
در زمان طرح موضوع كنوانسيون در
مجلس بارها و بارها اعلام كردند
كه در صورت تصويب اين طرح، سن
ازدواج دختران در جامعه بالا
خواهد رفت. حالا به گزارشي كه
اخيرا وزارت كشور اعلام كرده
است دقت كنيد: سن ازدواج دختران
به 27 و 28 سال افزايش پيدا كرده،
بدون آنكه كنوانسيون
تصويب شده باشد. مخالفان آن
به برخي از مراجع گفته بودند اگر
كنوانسيون تصويب شود، سن ازدواج
دختران بالا خواهد رفت! به
كنوانسيون نپيوستيم ولي سن
ازدواج دختران بالا رفته است.
اينگونه تاثيرگذاري برخي
زنان از طيف فكري سنتي نشان ميدهد
كه ما از كار در برخي عرصهها
غافل هستيم.
چه
طيف و گروهي از زنان بيشتر و
بهتر ميتوانند در پيشبرد
اهدافي اينچنين اقدام كنند؟
همهء
طيفها و گروهها چه آنان كه
خود را سكولار مينامند و چه آنها
كه طيف ديني و مذهبي به شمار ميآيند.
اگر
كسي بپرسد شما فمينيست هستيد يا
نه، پاسختان چه خواهد بود؟
از
اينكه بگويم فمينيست هستم
ابايي ندارم.
فكر
ميكنيد چرا عدهاي از مخالفان
زن در آغاز سخنانشان مدام ميخواهند
خودشان را از جريانهاي
فمينيستي جدا كنند. براي نمونه
حتي استادان دانشگاه كه در
زمينهء مطالعات زنان هم تدريس
ميكنند، ميگويند ما فمينيست
نيستيم. چرا چنين رويكردي در
جامعهء ما بهوجود آمده است؟
اين
يك اتفاق تاريخي است و دلايلش
نيز ريشه در تاريخ ما دارد.
جامعهء ما هميشه در برابر
واژگان وارداتي موضعگيري
داشته، البته گاه موضعگيري در
برابر واژگان وارداتي متعارض هم
هست.
و
دربارهء تلقي افراد از فمينيست
و فمينيسم چه عقيدهاي داريد؟
در
جامعهء ما فمينيسم نه به معناي
جنبش دفاع از حقوق زنان، كه به
معناي راديكال آن در ديگر
كشورها پيوند خورده است. بسياري
از
افراد گمان ميكنند كه
فمينيسم بازتاب انديشهء گروههايي
از زناني است كه حتي تفاوت
فيزيولوژي زن و مرد را نيز منكر
ميشوند و در غرب از آنها به
عنوان فمينيسم راديكال نام ميبرند
و براساس همين برداشت نادرست
افراد پرهيز دارند از اينكه
خودشان را فمينيست بنامند.
پيشنهادتان
براي اينكه اين رويكرد و نگاه
به موضوع فمينيسم در ايران
تصحيح شود چيست؟
بايد
در توضيح فمينيسم تلاش شود. اگر
از من بپرسند توضيح خواهم داد كه
فمينيسم جنبش دفاع از حقوق زنان
است. ما ميتوانيم در جامعهمان
براساس نيازهاي ديني و خواست
جامعهء مذهبي رويكردهاي اين
جنبش را بومي كنيم. حتي ميتوان
با فمينيسم ديدگاه
ضداسلام در جهان را تصحيح
كرد; آنچه در ساير كشورهاي
اسلامي از جمله مصر و مراكش
اتفاق افتاده است.
سالها
در مباحث اجتماعي و بررسي ويژگي
جنبشهاي اجتماعي، اين سوال
مطرح بود كه آيا ما در ايران
چيزي به نام جنبش زنان داريم يا
نه. شما در اين باره چه فكر ميكنيد؟
قطعا
ما جنبش زنان را در تاريخ ايران
تجربه ميكنيم. نميشود آن را
به تعاريف ديگري تقليل داد.
ويژگيهاي اين جنبش با ساير
جنبشها در ديگر كشورها خيلي
شباهت ندارد، اما در نهايت هدف
آن پيگيري مطالبات زنان است و
بايد از روشهاي محلي براي
رسيدن به اهداف موردنظراستفاده
كند.
ارتباط
جنبش زنان را با ديگر جنبشهاي
اجتماعي در ايران چگونه ارزيابي
ميكنيد؟
جنبش
زنان ايران گرچه در مفهوم
اجتماعي جنبشي مستقل است; اما به
نظر من زيرمجموعهء جنبش
دموكراسيخواهي در ايران
تلقي ميشود. اگر ما
بخواهيم موضوع زنان را جدا از
كليت پيشبرد اهداف توسعه در
ايران پيگيري كنيم، شكست خواهيم
خورد. قطعا در مسير اين حركت بيشترين
سود به جنبش زنان ميرسد.
مسالهء زنان در متن مسايل عمومي
توسعه در ايران است. البته
بايد به اين نكته توجه كرد كه
مباحث مرتبط با حوزهء توسعه
براي تحقق اهداف خود به فرآيند
زماني طولاني نياز دارند.
دربارهء
اصلاحات و زنان اين روزها مطالب
متعددي منتشر ميشود. برنامهء
زنان اصلاحطلب براي مجلس هشتم
چيست؟
نگوييد
برنامهء زنان، چرا كه تصورم اين
است زماني ما ميتوانيم در تحقق
خواستههاي زنان اقدام كنيم كه
مرداني با نگرش جنسيتي را در
كنار خود داشته باشيم.
در
مجلس ششم يكي از تاثيرات عمدهء
اعضاي فراكسيون زنان اين بود كه
توانستند تا حدودي نگاه
مردمحور و برداشتهاي سنتي
دربارهء زنان را تعديل كنند. اين
موضوع از طريق برقراري گفتوگو
وتعامل پويا با نمايندگان مرد
مجلس عضو در فراكسيونهاي
مختلف اتفاق افتاد. حضور مردان
اصلاحطلب داراي بينش مناسب در
حوزهء فعاليت زنان ميتواند به
ما كمك كند.
موضوع
سهميهء حضور 30 درصدي زنان در
عرصههاي سياسي را كه جبههء
مشاركت نيز مطرح كرده پيگيري
خواهيد كرد؟
موضوع
اختصاص سهميهء
30 درصدي براي حضور زنان در
عرصههاي قدرت سياسي در حزب
مشاركت پذيرفته
شده است.اين به آن معنا نيست
كه ديگر گروهها و طيفهاي
اصلاحطلب نيز آن را قبول داشته
باشند; ولي بيترديد به آن
نزديك هستند. به ويژه آنكه در
ميان طيف راست نيز آن را مطرح
كردهاند. ما براي ورود به
عرصهء انتخابات با ديگر گروههاي
اصلاحطلب ائتلاف خواهيم كرد.
نقش ائتلاف اين است كه نميشود
صرفاً خواست مشاركت مورد تاكيد
قرار گيرد.
با
اين نظر موافقيد كه تلاش براي
پذيرش حضور پررنگ سياسي زنان در
نهايت بايد از جايي آغاز شود. چه
بهتر آن كه در عرصهء رايزني براي
ارايهء فهرست نامزدهاي مجلس
هشتم اين باشد؟
قطعا،
اين تلاش ادامه پيدا ميكند. من
معتقدم كه نگاه مردان اصلاحطلب
به ويژه در حوزهء زنان در حال
تغيير است. رايزني گسترده در
دستور كار است. البته لازم است
در اين ميان زنان توانمند به
ويژه در همهء استانها و
شهرستانها
جهت حضور در انتخابات اقدام
كنند.