آزادي و برابري براي زنان

 

يادداشت

 

پیوند جنبش زنان و جنبش دانشجوئی و بسط جنبش اعتراضی مادران

جنبش  مستقل زنان کشور ما شرایط  دشواری را می گذراند که مشخصه آن از طرفی تشدید فشارها و سرکوب خشن حرکت های مسالمت آمیز  تحت نام  براندازی و تهدید امنیت ملی است واز طرف دیگر مقاومت و پایداری تحسین برانگیزجنبش در مقابل این فشارها، حمایت و همبستگی بیشتر با دیگر نیروهای مردمی و به ویژه جنبش دانشجویی کشور ماست .

نزدیکی و پیوند  دو جنبش زنان و دانشجویی نه به امروز تعلق دارد که رژیم نظامی امنیتی ناتوان از برآوردن خواسته های اقتصادی توده ها، چاره را در سرکوب نیروهای مترقی و  امنیتی تر کردن فضاهای عمومی با ایجاد جو رعب و گسترش خشونت در جامعه تحت نام مبارزه با "انقلاب مخلملی " ویا پروژه هایی از قبیل" پروژه امنیت اجتماعی" یافته است ( موج اول و دوم برخوردخشن  با جوانان تحت عنوان مبارزه با "بدحجابی"، اجرای سنگسار این شکنجه قرون وسطایی با وجودهمه  تلاش فعالان قانون بدون سنگسار، برخورد فاشیستی و غیر انسانی با " اراذل و اوباش" و اجرای برخی احکام اعدام  ) در کنار بستن یا تحت فشار قرار دادن مطبوعات، راه اندازی" شو" های تلویزیونی ودستگیری فعالین کارگری و دانشجویی و زنان و..، بلکه به گذشته های دورتر بازمی گردد  و ریشه در خواسته های  مشترک  و دمکراتیک این  جنبش ها دارد . 16 آذرو18 تیر روزهای خونینی در تاریخ ما هستند که یادآور مبارزات قهرمانانه و خونین جنبش دانشجویی کشورند  و22 خرداد، روز ملی زنان ، ادامه روند مبارزات یکصد ساله زنان علیه نابرابری ها و علیه قوانین زن ستیز و ارتجاع مردسالار حامی آن . رژیم ولایت فقیه با سرکوب و شکنجه و زندان نخواهد توانست این روزهای تاریخی را از خاطر ه ها محو کند و تنها آنان را در ادامه راه خود و نیز نزدیکی و حمایت متقابل مصمم تر می سازد. در این میان جنبش زنان به عنوان یکی از گردان های موثر جنبش  مردمی و دمکراتیک کشور ، نقش مهم و حیاتی در تحولات  کشور ما دارد و این از چشم ارتجاع زن سیتز پوشیده نیست.

واقعیت آن است با بسط مطالبات برابرخواهانه زنان در جامعه و گسترش آن در بین اقشار مختلف زنان  که حاصل تلاش پیگیر زنان در نقد قوانین زن ستیز و لزوم بازنگری و تغییراین قوانین ضدانسانی است ، فشار بر جنبش زنان و سرکوب فعالان زن شدت یافته و از طرف دیگر در سطح جامعه با احساس خطر از آگاه شدن زنان به حقوق خود و مطالبه آن از حکومت،  سیاست  به خانه راندن زنان_ سیاست همیشگی ارتجاع_شدت بیشتری گرفته است. زنان ایران به خوبی بیاد دارند که اولین اقدامات احمدی نژاد  سیاست ایجاد محدودیت در حضور اجتماعی و اقتصادی زنان بود.  از اولین بخشنامه صادره از طرف وزارت   ارشاد(صفارهرندی) در رابطه با منع حضور زنان در ادارات  بعداز ساعت  18 گرفته  تا تغییر نام دفتر امور زنان به امور زنان و خانواده و راهکارهایی از قبیل کاهش ساعات کاری بانوان، بازنشستگی پیش از موعد زنان ، تعطیلی مهد کودکهای وابسته به ادارات دولتی و جلوگیری از روند روزافزون ورود دختران به دانشگاهها که همه در خدمت این سیاست است. دست اندرکاران رژیم  حتی پس از انقلاب از هر فرصتی استفاده کرده و به زنان یادآوری کردند که جای آنان در خانه و در خدمت همسر است .صدا و سیمای جمهوری اسلامی هم در این زمینه از چیزی فروگذار نکرد، اما با تمام این تبلیغات  و تلاشهای مذبوحانه، این سیاست نتیجه نداد و بر خلاف میل رژیم، حضور زنان در همه زمینه ها و به ویژه آمار ورود دختران به دانشگاهها سال به سال افزایش یافت (65 درصد) .  رژیم  چاره را در جلوگیری از ورودافزایش یابنده  دختران به دانشگاهها ومدارس عالی و به تبع آن در جامعه ونیز جلوگیری از احراز پست های مدیریتی دید . به این ترتیب بحث سهمیه بندی جنسیتی در مجلس مجددا شکل گرفت و نمایندگان ذوب در ولایت در رثای نقش زنان در خانه داری  گفتند و حتی از اسطوره های دینی در این رابطه مثال آوردند. حیدر پور عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس هفتم در تاریخ 11.11. 85  به خبرنگار ایلنا گفت : " خانمها باید در حدی که وظیفه شان است در اداره امور جامعه سهم داشته باشند و این روند( که پیش می رود) در حال حاضر بیش از انتظار وظیفه شان وارد امور جامعه می شوند..خانمها اگر می خواهند دنبال کسب علم و دانشی باشند باید دنبال علم و دانشی باشند که بیشتر در خانه بدرد بخورد ودر داخل خانه بکار بیاید..(درصدراسلام) توصیه پیامبر این بود که کارهای خانه با فاطمه و کارهای بیرون با حضرت علی باشد و این خود یک دستورالعمل است" و نمایندگان اصولگرای دیگر از معضل بالارفتن سن ازدواج و به هدر رفتن بیت المال در رابطه با هزینه تحصیل دختران و..سخنرانیها کردند و این سیاست نه فقط در مجلس بلکه در مطبوعات و دیگر تریبون های ذوب در ولایت فقیه دنبال گردید. به این ترتیب حضور65  درصدی دختران در دانشگاهها و مبارزات  آنان برای خواستهای دمکراتیک و رفع تبعیض جنسیتی و حضورتوانمند در جامعه  ، هراس ارتجاع  از مبارزه مشترک زنان و دانشجویان را سبب گردید . همزمان و دراین رابطه یکی از زمینه های مشترک مبارزه زنان و دانشجویان  در سطح وسیعی در کشور آغازشد .  تشکل های مختلف دانشجویی و زنان در بیانیه های گوناگون خود سهمیه بندی جنسیتی، این سیاست ارتجاعی را بشدت محکوم کرده واز جمله کمیسیون زنان دفتر تحکیم  ضمن محکوم کردن  آن را مخالف با نص صریح قانون اساسی و حقوق شهروندی  مبنی بر برخورداری از امکانات آموزش برابر یی توجه به جنسیت دانست. در بیانیه منتشر شده آن از جمله آمده است:

" در حالی که دولت ها به سمت اعمال تبعیض مثبت به نفع زنان پیش می روند زنان(درایران) از تنها روزنه ارتقاء و توانمندی اجتماعی محروم می شوند" .

 برخی از تشکل های زنان نیز در نامه ای خطاب به مجلس هفتم با انتقاد از خانه نشین کردن زنان نوشتند: ".. در شرایطی که وضعیت اقتصادی و معیشت جامعه، زنان و مردان را ناگزیر از انجام کار به صورت چند شیفتی کرده است و تعداد زنان سرپرست خانوار رو به فزونی است ، تلاشهایی برای خانه نشین کردن زنان به بهانه حفظ و تحکیم خانواده در جریان است از جمله سیال کردن کار زنان یا تقلیل ساعات کار آنان که برخلاف ظاهر آن که به نفع زنان و خانواده است اما در خفا و باطن تدریجا زنان را از نیروی کار و به ویژه مدیریت های عالی حذف خواهد کرد و با دامن زدن به مشکلات اقتصادی خانواده ها، قطعا تاثیرات سوئی بهمراه خواهد داشت یا تعطیلی مهدهای کودک وابسته به ادارات دولتی، مباحث مربوط به سهمیه بندی جنسیتی در حوزه آموزش عالی که بدنبال پیشی گرفتن دختران نسبت به پسران در دانشگاهها صورت می گیرد، طرحها و لوایحی هستند که هیچ نسبتی با جایگاه و نقش و تاثیر کنونی زن ایرانی ندارد.."

با این حال هر جا که لازم است حکومت ارتجاعی ولایت فقیه افزایش آمار زنان تحصیلکرده را با زرنگی به حساب خود می گذارد اما در عین حال با احساس خطر از افزایش زنان تحصیلکرده و آگاه شدن آنان به حقوق حقه خود ونیز بسط و مطالبه آن درجامعه مردسالار، با دستاویز قراردادن " تزلزل قداست و بنیان خانواده" ( یعنی تزلزل حاکمیت ولایت فقیهی) به دنبال وضع قوانینی است که حضور آنان را در جامعه ودر تحصیلات عالی محدود  کند.

به عنوان مثال چندی پیش خامنه ای در هفته زن در دیدار خود با تعدادی از زنان "نخبه" و"خودی"- زنانی از قماش طبیب زاده نوری که مجری سیاست های ضد زن رژیم اند و رژیم هیچ مخالفتی با حضور آنان در جامعه ندارد ( طبیب زاده قرار است تا جان در بدن دارد نگذارد ایران به کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض به پیوندد) ولی فقیه وجود خیل عظیم زنان تحصیلکرده و فعال در عرصه های گوناگون را به حساب ولایت فقیه و نتیجه رعایت امر حجاب و " رعایت حدود اسلامی و شرعی" گذاشت! بدون این که اشاره ای کند که زنانی که "خودی" نیستند و امروز با تلاش خود  در تمام عرصه ها از جمله در دانشگاهها حضور پر رنگ دارند ومبارزه آنان خواب را از چشم رژیم ربوده است ،  سیمای زن مبارز و شجاع ایرانی را  نشان می دهد .

در این جلسه ولی فقیه یکبار دیگر با تاکید بر نقش زن به عنوان مادر و همسر، از ارزش والای زن و اینکه "زن بودن در اسلام نوعی ارزش است" یاد کرد اما توضیح نداد که این چه نوع ارزشی است که زن با داشتن آن بطور مثال به عنوان مادر طیق قوانین رژیم نمی تواند هیچ وقت سرپرست فرزندش باشد. چگونه باید این " ارزش" را تعریف کرد در حالیکه قوانین ما در بسیاری از عرصه ها بر نابرابری ها صحه گذاشته است وتلاش فعالان" کمپین یک میلیون امضا" برای  افشا ودر نهایت الغای این قوانین نابرابر دلیل سرکوب آنان شده است  : نابرابری ها در ازدواج، طلاق، ارث، قصاص، دیه ، شهادت، تابعیت، ولایت و حضانت فرزندان، قضاوت، سن مسئولیت کیفری..

زنان محروم وستمدیده کشور ما " ارزش" مورد ادعای ولی فقیه را نمی خواهند ، اما برابری در موارد  فوق را خواستارند و به خاطر همین پیگیری برای رسیدن به حقوق انسانی است که فعالان زن  سرکوب  و هزینه مبارزه حق طلبانه خود را میپردازند.در همین جلسه خامنه ای با انتقاد از دستاوردهای مبارزه زنان در غرب و تنزل آن تا سطح " بی نظمی در مسائل جنسی" –که شیوه همیشگی ارتجاع در همه جا واز جمله ارتجاع ایران است- از " دانشگاهها و حوزه ها و دستگاههای تحقیقاتی" (یعنی بند209 ) خواست که به "مقابله" با دیدگاهها و تبلیغات فمنیستی برخیزند" که این کار خدمتی حقیقی به همه زنان جهان است" و نیز" مقابله با تلاش کسانی که قصد تطبیق احکام اسلام با کنوانسیونهای خارجی" را دارند. با این حکم ولی فقیه ، یکبار دیگر نوعی برابری آنهم برابری در تشدید شکنجه و زندان و سرکوب برای فعالان زن صادر شد. اگر فعالان زن تا چندی پیش به خاطر حرکت های مسالمت آمیز تهدید می شدند، امروز به حبس های سنگین محکوم می شوند یا مانند دلارام علی و عالیه اقدام دوست و مریم ضیاء علاوه بر احکام سنگین به10 و20 ضربه شلاق هم  محکوم می شوند و طیق بیانیه شیرین عبادی به نماینده سازمان ملل در باره نقض حقوق زنان ، بسیاری از فعالان زن نیزهم اکنون در نوبت دادگاه و محکومیت های سنگین قرار دارند. در عین حال افشای قوانین زن ستیزو لزوم تغییرآن به قدری در جامعه جا افتاده که برخی از سران رژیم از امکان تغییر آن صحبت می کنند واز طرف دیگر عدم اجازه همسر در ازدواج مجدد به مجلس می رود..  

" مقابله" یا سرکوب نه تنها در رابطه با زنان تشدید شده بلکه فعالان کارگری و دانشجویی را هم بی نصیب نگذاشته است. اسانلو فعال سندیکائی در روز روشن در خیابان ربوده و سر از زندان اوین درآورد.  دانشجویان در18 تیر یک بار دیگر مورد هجوم وحشیانه گزمگان رژیم قرار گرفتند ومحل  دفتر تحکیم  بطور غیرقانونی وخشن از طرف رژیم بسته شدو اعضای شورای مرکزی آن زندانی شدند. 16   دانشجوی  مبارزدر مجموع در این روز دستگیر و راهی شکنجه گاهها شدند که  بهاره هدایت  فعال جنبش زنان و جنبش دانشجویی از جمله آنان است  که تاامروز خانواده وی از او به جز تلفنی کوتاه خبری ندارند .

همان طور که می دانیم جنبش زنان در18 تیرامسال یکبار دیگر همبستگی و حمایت خود را از جنبش دانشجوئی اعلام کرد . اگر تا دیروز در برگزاری های با شکوه8 جشن های  مارس، در برخوردهای سرکوبگرانه 22خرداد84 و 85   یادر روز 13 ا سفند، روز دستگیری33 نفراز فعالان زن در جلوی دادگاه انقلاب، جنبش دانشجوئی در کنار جنبش زنان ایستاد و با تمام قوا از آن دفاع کرد و امکانات خود را در اختیار آنان گذاشت، جنبش زنان بنا به سیاست همبستگی متقابل و پیوند دو جنبش، قاطعانه  در کنار جنبش دانشجویی ایستاد .زنان و مادران در اعلامیه های مختلف به حمایت از مبارزه شجاعانه دانشجویان پرداخته و آزادی آنان را خواستار شدند  . تصادفی نیست که در آستانه18 تیر نشریه انترنتی  "زنستان" مطالب شماره7 2خود را به پیوند جنبش زنان و جنبش دانشجوئی اختصاص داده و کنشگران این دو جنبش در این شماره در مقالات مختلف بدلایل نزدیکی این دو جنبش ، از فعالیت افرادی که همزمان در دو جبهه مبارزه می کنند و از " اعتقادات مشترک و حمایت متقابل"  فاکت آوردند.  

بیشک افزایش روز افزون دختران به دانشگاهها و مدارس عالی  یکی از علل نزدیکی است . در حال حاضر نه فقط دختران مبارز بلکه پسران دانشجو نیز در حوزه زنان فعالیت چشمگیر دارند و مقالات روشنگرانه آنان در سایت های زنان یا وب لاگ ها در مقابله با تاریک اندیشی گویای آ ن است. دستگیری مردان آزاداندیش بخاطر حمایت از جنبش زنان( دستگیری موسوی خوئینی بخاطر شرکت در مراسم22 خرداد 85) و دستگیری امیر یعقوبعلی دانشجوی دانشگاه علامه که  بخاطر جمع آوری امضا علیه قوانین زن ستیز در زندان به سر می برد و خانواده وی هیچ گونه اطلاعی از او ندارند نمونه های برجسته مبارزه مشترک زنان و دانشجویان و هزینه پرداختن مردان آزاداندیش درمبارزات برابرخواهانه و رفع تبعیض جنسیتی است .

در بیانیه ای که جمعی از زنان و مادران بلافاصله پس از دستگیری دانشجویان در18 تیر انتشار دادند و بیش از هزار نفر زن و مرد آن را امضاء کردند، بار دیگر پیوند گسست ناپذیر این دو جنبش در جهت اهداف مردمی با خطوطی قرمز حک شده است . آنان با عشق و شوری مادرانه اززندانیان سیاسی- این بهترین فرزندان توده ها- دفاع کرده و حضور مبارزه جویانه خودرا  برای رهایی آنان وعلیه خشونت به رژیم اعلام داشتند. در این بیانیه از جمله آمده است:

" ..آن 8نفردانشجوی جوان پلی تکنیک و امروز این6 نفرفعال در جنبش دانشجویی و نیز دختران جوان و مدافع حقوق برابر همچون بهاره هدایت، دلارام علی و...همگی فرزندان سرافراز این جامعه و نیز جنبش زنان هستند که امروز بدون هیچ ضابطه ای به زندانها سپرده شده اند و یا احکام سنگین دریافت کردهاند. ما زنان این مرز و بوم این جوانان برومند را با خون جگر بزرگ کرده ایم و آنان را در جامعه ای مملو از اعتیاد رو به گسترش موادمخدر و جرم و خشونت رو به تزاید  سالم و آزادمنش بار آوردهایم چرا باید مورد ضرب و شتم قرار گیرند و زندانی شوند و از آموخته های انسانی مادران شان در " اعتراف نامه ها"  به" توبه " مجبور شوند...این موج خشونتی که راه انداخته اید خواهی نخواهی مادران این مملکت را در برابر خود قرار داده اید ".

و کمیته مادران کمپین یک میلیون امضا در نامه ای خطاب به شاهرودی در رابطه با بازداشت بهاره هدایت و امیر یعقوبعلی و اعتراض به دستگیری ها نوشت:

" ما فرزندان مان  را با خون دل بزرگ کرده و روح عدالت خواهی را که خود برای دستیابی به آن در انقلاب شرکت کرده بودیم ذره ذره به کالبد آنان دمیدیم تا آرمانهای انسان دوستانه و برابری خواهانه و عدالت طلبانه زنده بماند و در جامعه ای که درهای فساد بر آنان گشوده است.. با ایمان و متعهد پرورش دادیم بطوریکه ضمن تلاش برای برقراری عدالت و حداقل برای استقرار عدالت جنسیتی ، آنان در معتبرترین دانشگاههای کشور مشغول تحصیل می باشند.."

و در این رابطه جنبش اعتراضی زنان و مادران درقالب " رنج نامه ها" و نامه های افشاگرانه در جامعه بسط و گسترش می یابد. آنان نه تنها از فرزندانشان بلکه از آرمانهای انسانی آنان حمایت و پشتیبانی می کنند و رژیم نیز همچنان به سرکوب آزادی خواهان و تهدید خانواده های زندانیان سیاسی ادامه میدهد.

اما در این ارکستر هماهنگ خشونت و سرکوب،  در حالیکه مصباح ها نمایندگان ناب تفکر ولایت فقیهی دانشگاهها را مرکز فساد می خوانند و خامنه ای رهبر ولایت فقیه دستور "مقابله" یا به زبان دیگر سرکوب افکار فمنیستی را صادر می کند، و زندان ها روز به روز از آزادی خواهان کارگری و دانشجویی و زنان پر می شود، جنبش پر توان مردمی  و یکی از استوانه های آن جنبش مستقل زنان ، راه خود را از میان ناهمواریها باز کرده و با قاطعیت به  پیش می رود. پیوند  هرچه بیشترجنبش زنان و جنبش دانشجوئی در کنار گردان پیشاهنگ آن جنبش کارگری، بر جنبش دمکراتیک و مردمی کشور ما مبارک باد

 

ما زنان 

پنج شنبه 18 / 5 / 1386

نه آگوست 2007
 

باز گشت به صفحه پيش

 
 

 

انتشار اخبار و مفالات در تارنماي ما زنان لزوما به معناي تائيد آنان نيست