|
فاجعه
ملی
پس از19 سال
سکوت حکومتی
و نقش خانواده ها در افشای
جنایت قرن
امروزه
بخشی از مبارزه
آزادیخواهانه و عدالت طلبانه
مردم علیه استبداد و
دیکتاتوری را خانواده
های زندانیان سیاسی
و شهدا به ویژه مادران و
همسران به
پیش می برند.
نقشی که در مبارزات مردم
ایران چندان بی سابقه
نیست . دیروز در استبداد
سلطنتی و هم اکنون در استبداد
ولایت فقیهی که مبارزان
آزادی و عدالت ، با مقاومت و
ایستادگی خود
زندانها ها را به قولی به
" دانشگاه" جنبش آزادی
خواهی ایران تبدیل کرده
اند ، نقش خانواده ها در انعکاس
این مبارزات
چشمگیرتر شده است. تنها
تفاوت امروز با گذشته این است
که اگر تا دیروز بسیاری
از مادران و همسران تنها به علت
خویشاوندی به دفاع از
عزیزان مبارز خود بر می
خاستند، امروزه آزادیخواهان
اغلب خود در دامان خانواده ها
مکتب آزادی خواهی را می
آموزند و مادران و همسران نه فقط
به دفاع از عزیزان خود بلکه
به دفاع از آرمانهای
انساندوستائه و مشترک پرداخته و
پیوند عقیدتی با آنان
دارند. آرمانهایی که قرار
بود با پیروزی انقلاب بهمن
به ثمر برسد.
اصولا
درجوامع تحت حکومت
رژیمهای استبداد ی و ضد
مردمی ، جنبش زنان و مادران
زندانیان سیاسی و شهدا
نقش موثری در بسیج جنبش
آزادی خواهی و شکستن
دیوارهای اختناق ایفا
می کنند. این تجربه در
کشورهای مختلف از جمله
آرژانتین، شیلی،
اسپانیا و..نیزتایید
شده است . در آرژانتین تجمع
سالانه اعتراضی مادران
مفقودشدگان درزمان
دیکتاتوری ژنرال ها (مادران
و زنان ملقب به روسری آبی
ها) سمبل مبارزه مردم علیه
فاشیسم شد و در شیلی و
اسپانیا نیز " جنبش
مادران اعدام شدگان و
زندانیان سیاسی" بخش
مهمی از پیکره جنبش
آزادیخواهانه این کشورها
را علیه رژیم های
دیکتاتوری تشکیل داد.
در
ایران نیز خانواده ها به
ویژه مادران و همسران
زندانیان سیاسی و شهدا،
بخشی از پیکره جنبش
آزادیخواهی کشور را
تشکیل می دهند که
بدرستی میتوان گفت پژواک
دهنده صدای آزادی خواهی
و مبارزه فرزندان راستین
توده ها از
درون دخمه های تاریک
زندان ها به بطن جامعه و اثر
گذاری در افکار مترقی
جهانی هستند.
راز
کشتار وحشیانه فاجعه ملی
را اولین بار خانواده های
شهدا با پیگیری خود
برملا کردند. آنان با تمام
تهدید ها و آزارها پرده از
جنایت بی سابقه قرن ،
کشتار هزاران زندانی
سیاسی در عرض چند هفته
به دستور مستقیم
خمینی و دیگر دست
اندرکاران رژیم که هم اکنون
نیز در مسند قدرت اند ،
برداشتند . تا جاییکه در
اثر تلاش این خانواده ها و در
سکوت مطلق رسانه ای و خط
قرمز بسیاری از
نیروها ( این سکوت مطلق
نوزده سال پس از فاجعه ملی
هنوز ادامه داردو بجز آیت اله
منتظری کسی دیگر
علیه آن موضع نگرفت) گلستان
خاوران مزار این شهیدان به
خون خفته خلق به میعادگاه
عاشقان راه آزادی و صلح و سند
جنایت رژیم ولایت
فقیه تبدیل شده است.
در
ایران کم نیستند
مادرانی از تبار "مادرفروغ"
ها – مادر انوشیروان لطفی-
ومادر "حکمت جو" - ها که
تا آخرین روزهای زندگیش
همراه خانواده های شهدا و
زندانیان سیاسی،
مبارزه کرد - و مادران و همسران
بیشماری که به اشکال مختلف
این جنایت قرن را افشا
می کنند: آنان سال نو را با
سفره های هفت سین در کنار
مزار شهیدان خود در خاوران
آغاز می کنند و شهریور هر
سال را با چنگ و دندان به یاد
آن جان های عاشق مراسم
و آئین های مختلف
برگزار میکنند تا خاطره و
یاد عزیزانشان را در جامعه
زنده نگه دارند . در عین حال
ضمن دادخواهی از مجامع بین
المللی روزی را انتظار
می کشند تا مسببین و
آمرین این جنایت ضد
مردمی افشا و در دادگاههای
واقعی عدالت محاکمه گردند.
در
سالهای سیاه شصت این
خانواده ها در شرایطی به
مصاف تاریکی رفتند که
رژیم ولایت فقیه با
استفاده از شرایط جنگی ،
هر صدائی، حتی صدای
خانواده های زندانی را با
شکنجه و زندان پاسخ می داد.
"شو"
های اعترافی
تلویزیونی هنوز در
جامعه در سطح گسترده افشا نشده
بود و شکنجه گران یا
"سربازان گمنام" بی
محابا روز
و شب به شکنجه های قرون
وسطائی آزادیخواهان در
زندانها مشغول بودند. پائیز
سیاه شصت و هفت، مادران و
پدران و همسران به جای ملاقات
عزیزانشان
وسایل باقیمانده از
اعدام عزیزانشان را تحویل
گرفتند: بدون وصیتنامه ای
یا کوچکترین اطلاعی که
کی و کجا و چرا اعدامشان
کردند و مزارشان کجاست .آنان
حتی ازبرپائی مراسم
برای عزیزانشان منع شدند
...
اما
امروز برخلاف سالهای سیاه
شصت، مقاومت و پایداری
شهیدان به خون خفته خلق در
شکنجه گاهها نتیجه داد و خون
پاک هزاران شهید در کنار
مبارزات مردم، عاملی شد تا
فضای خفقان آور زندان ها ترک
برداشته و اخبار زندان ها تا
حدودی توسط خانواده ها به
بیرون درز کند و خانواده ها
نیز از این امکان بهره
جویند.
مادران
و همسرانی از تبار" معصومه
شفیعی" ها و "پروانه
اسانلو" ها و مادران
دانشجویان دستگیر شده که
در پیگیری وضعیت
عزیزانشان خستگی نمی
شناسند و با نامه های
افشاگرانه
به مقامات قضائی و
سازمانهای مدافع حقوق بشر
ونیز دیگر اشکال مبارزه
برای آزادی زندانیان
سیاسی، تا اندازه ای
دست رژیم را در اعمال
جنایات مشابه سالهای شصت
می بندند.
آخرین نمونه آن افشای
توطئه رژیم علیه سه
دانشجوی امیرکبیر بود
که توسط خانواده ها افشا شد ..
و
اما جمع مادران
امروز هر چه گسترده تر می
شود. زنان چه بعنوان مادران و
همسران یا درقالب مبارزان
پیشروی حقوق زنان، امروز
در بیشترعرصه ها حضور موثر
دارند و علاوه برمبارزه برای
خواسته های صنفی و
برابری و رفع تبعیض
جنسیتی به دفاع و
پشتیبانی از مبارزات
سایر نیروهای مترقی
همت گماشته
و" زنان و مادران این
سرزمین"*
برای فرزندان راستین خلق
سینه سپر میکنند. اگر
دیروز مادران کمپین یک
میلیون امضا نتوانستند به
در خانه اسانلو راه پیداکنند
و رژیم راه را برآنان بست،
فردا با لشگر زنان و مادران به
میدان آمده چه خواهد کرد.
رژیم حتی با سرکوب
و زندانی کردن آنان ،
نمی تواند عمر خود را
طولانی تر کند
*
اشاره به بیانیه بیش از
هزار امضا در
رابطه با دستگیری
دانشجویان
|