آزادي و برابري براي زنان

 

ارتباط سواد و تصميم گيري در خانواده 

حسين نوري‌نيا

در طرح ارزش‌ها و نگرش‌هاي ايرانيان كه در سال 1382 توسط دفتر طرح‌هاي ملي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به انجام رسيد، اين پرسش از افراد نمونه پرسيده شد: در خانوادهء شما تصميم نهايي در مورد امور مهم مثل خريد و فروش خانه و ماشين و تغيير محل زندگي را چه كسي مي‌گيرد؟

40 درصد از پاسخگويان گفته‌اند در اين موارد تصميم نهايي به عهدهء مرد است.در 8/7 درصد از خانواده‌ها گفته شده، زن تصميم نهايي امور مهم را مي‌گيرد، اما 5/49 درصد از پاسخگويان به طور مشخص گفته‌اند در خانوادهء آن‌ها تصميم نهايي به صورت توافقي گرفته مي‌شود كه در 6/30 درصد به تصميم مشترك زن و مرد و در 9/18 درصد به تصميم  مشترك همهء اعضا اشاره شده است. در بقيهء خانواده‌ها كه حدود 6/4 درصد مي‌شود، فرزندان تصميم نهايي را مي‌گيرند كه مي‌تواند در بيش‌تر موارد خانواده‌هايي ‌باشد كه فرزند سرپرست خانواده قلمداد مي‌شود. نكتهء مهم در اين خانواده‌ها اين است كه با افزايش سطح تحصيلات خانواده، نسبت تصميم‌گيري توافقي در امور مهم خانواده افزايش مي‌يابد. 3/32 درصد از پاسخگويان بي‌سواد، 6/39 درصد از پاسخگويان داراي تحصيلات ابتدايي، 7/46 درصد از پاسخگويان داراي تحصيلات متوسطه و 5/54 درصد از پاسخگوياني كه داراي مدرك ديپلم بوده‌اند گفته‌اند تصميم نهايي در امور مهم خانه به صورت توافقي بين زن و مرد يا همهء اعضاي خانواده گرفته مي‌شود. نسبت اين افراد در بين پاسخگويان كه داراي مدرك دانشگاهي بوده‌اند به 4/60 درصد مي‌رسد. به عبارتي ديگر با افزايش سطح  تحصيلات، ساختار نظام تصميم‌گيري در خانواده تغيير مي‌كند و اهميت يافتن نظر جمع جاي برتري نظر فردي را مي‌گيرد. از اين رو، انتظار مي‌رود با افزايش سطح سواد در جامعه، نظام تصميم‌گيري توافقي عموميت يابد هرچند اين نظام تصميم‌گيري در خانواده‌هاي سنتي نيز نفوذ كرده و تغييراتي را در آنان ايجاد كرده است. بخشي از تغيير به تغيير شرايط اقتصادي- اجتماعي حاكم بر جامعه مربوط مي‌شود و بخشي ديگر از آن به افزايش مجموع سطح سواد در خانواده‌ها بازمي‌گردد.

روزنامه سرمايه

دوشنبه 29 مرداد 1386

 
 

باز گشت به صفحه پيش

 
 

 

انتشار اخبار و مفالات در تارنماي ما زنان لزوما به معناي تائيد آنان نيست