ترجمه:
محمدعلي آذرينيا
طي
يك دههء گذشته شرايط اقتصادي
كانادا تغييرات زيادي داشته است.
يكي از مهمترين جنبههاي اين
دگرگوني، رشد حضور زنان در
اقتصاد اين كشور 33 ميليون نفري
است. زنان كانادايي با اعتماد به
نفس خاصي كه پيدا كردهاند
اكنون 35 درصد شركتها
و كسب و كارهاي كوچك و متوسط
اين كشور را در تملك يا مديريت
خود دارند. اين ميزان حضور در
اقتصاد و كارآفريني در هيچ يك از
كشورهاي پيشرفتهء جهان مشاهده
نميشود. طبق آمار سال پيش، در
حال حاضر 137 هزار شركت يا كسب و
كار كوچك در كانادا در مديريت و
تملك زنان است و انتظار ميرود
طي يك دههء آينده اين تعداد دو
برابر شود. در كانادا حدود 821
هزار زن كارآفرين مشغول فعاليت
هستند. در مجموع زنان هر سال 18
ميليارد دلار به اقتصاد اين
كشور سود ميرسانند. همچنين از
سال 1976 تاكنون متوسط نرخ رشد
تعداد زنان خوداشتغال سالانه 3/5
درصد بوده در حالي كه اين رقم در
مورد مردان 2/2 درصد است. زنان
كارآفرين مالكيت 45 درصد شركتهاي
كوچك و متوسط كانادا را در
اختيار دارند. همچنين تحقيقات
نشان ميدهد احتمال خوداشتغالي
زنان با افزايش سن آنها بالا
ميرود و در سنين 35 تا 54 سال،
بيشترين احتمال خوداشتغالي
زنان وجود دارد. در كانادا 58
درصد خوداشتغالها در سنين 35 تا
54 هستند و با افزايش سن احتمال
تاسيس كسب و كار بالا ميرود و
بالاترين ميزان كارآفريني در
زنان 55 ساله مشاهده ميشود، اما
واقعيت اين است كه شبيه اكثر
كشورهاي ديگر صنعتي، در كانادا
به طور متوسط درآمد زنان
كارآفرين پايينتر از كارمندان
زن است. سال گذشته 17 درصد زنان
خوداشتغال بيش از 30 هزار دلار در
سال درآمد داشتند در حالي كه اين
ميزان براي مردان 42 درصد است.
نكتهء بسيار جالب در مورد وضعيت
كارآفريني زنان اين است كه نيمي
از اين زنان در خانه كار ميكنند
و فعاليتهاي شغليشان را در
منزل انجام ميدهند.
همچنين
زنان نسبت به مردان تمايل بيشتري
دارند كه كسب و كاري در حوزههاي
كمرشدتر و پرريسكتر نظير
خردهفروشي و خدمات را داشته
باشند. بين سالهاي 1990 تا 2003
تعداد زنان كارآفرين كانادا از
27 درصد به 33 درصد افزايش يافت و
اين امر نشان ميدهد زنان در
مقايسه با مردان بيشتر در كسب
و كار باقي ميمانند و نرخ
ماندگاري آنها خصوصا در
مشاغلي كه دسترسي به منابع مالي
بانكي دشوارتر است بيشتر است.
از آنجا كه در اين كشور نرخ رشد
شركتهاي كوچك بسيار بالا و بين
100 درصد تا 140 درصد است، نقش زنان
در اقتصاد كانادا بسيار بزرگتر
خواهد شد. زنان به ويژه در بخشهاي
مديريت خدمات، خدمات آموزشي و
تخصصي، خدمات فني و علمي بسيار
فعال هستند و عمدتا در همين حوزهها
به ايجاد كسب و كار ميپردازند.
همچنين نيمي از زنان كارآفرين و
خوداشتغال كانادايي داراي مدرك
دانشگاهي يا دورههاي آموزشي
پس از ديپلم هستند. در حال حاضر
زنان با ايجاد كسب و كار براي
بيش از دو ميليون نفر شغل ايجاد
كردهاند. تحقيقات نشانميدهد
تمايل زنان كانادايي به ايجاد
كسب و كار بيش از استخدام شدن
توسط كارفرماهاست به همين دليل
طي 25 سال گذشته شاهد رشد چشمگير
كارآفريني زنان در اين كشور
هستيم. از سال 1981 تا 2001 تعداد
زنان كارآفرين در كانادا 208 درصد
رشد كرد، در حالي كه در همين مدت
رقم مربوط به مردان 38 درصد است.
تمايل زنان كانادايي به كار در
زمينههاي جديد و غيرسنتي
بسيار بالاست. براي مثال در سال
2005 زنان 50درصد مالكيت 31 درصد
شركتهاي فعال در حوزهء
تكنولوژي پيشرفته و 31 درصد شركتهاي
توليدي را در اختيار داشتند.
تسهيل
مشاركت اقتصادي زنان
با
توجه به نقش رو به رشد زنان در
اقتصاد كانادا نخستوزير اين
كشور در سال 2003 فرمان تاسيس
گروهي ويژه را براي تسهيل
كارآفريني زنان صادر كرد.
وظيفهء اين گروه به شرح زير است:
1-
شناسايي
چالشها و مشكلات پيشروي زنان
در حوزهءكارآفريني و نيز
اشتغال به كار و ارايهء راهحل
براي رفع اين مشكلات. برگزاري
برنامههاي آموزشي براي زنان
در زمينههايي نظير تامين
اعتبار كارآفريني، مديريت
منابع انساني و معرض رويههاي
موفق بينالمللي در حوزههاي
گوناگون فعاليت زنان كارآفرين
2-
دادن
خدمات مشاورهاي به نهادهاي
دولت در زمينهء تسهيل كارآفريني
زنان و آماده كردن مقدمات براي
تصويب قوانين در اين زمينه. با
آنكه تلاشهاي زيادي براي
هموار كردن راه نقشآفريني
گستردهتر زنان در اقتصاد
كانادا صورت گرفته است اما
همچنان موانعي وجود دارد. گروه
ويژهاي كه به دستور نخستوزير
كانادا تشكيل شده با سه پيشفرض
زير اقدامات خود را انجام ميدهد:
1-
كارآفريني
زنان، پرسرعتترين كارآفريني
در اقتصاد كاناداست.
2-
زنان
كارآفرين در كانادا با چالشها
و موانع منحصر به فرد براي
پيروزي مواجه هستند.
3-
تسهيل
رشد كارآفريني زنان يكي از
عناصر توسعهء شركتها و كسب و
كارهاي
كوچك اين كشور است.
اين
گروه براي آگاه كردن دولت
كانادا از لزوم تمركز بر زنان
كارآفرين به عنوان عاملي مهم
در پيشرفت اقتصادي اين كشور دهها
توصيه مشخص ارايه كرده است. در
اين توصيهها به نحوهء برخورد
با زنان به گونهاي كه پتانسيل
اقتصادي آنها به حداكثر برسد
اشاره شده است. چند مورد اين
توصيهها به شرح زير است:
-
افزايش
دسترسي به سرمايه، اطلاعات و
برنامههاي دولت
-
تحقيقات
عميق و گسترده در زمينهء تمام
جوانب كارآفريني زنان،
-
افزايش
دسترسي به كمكهاي دولتي،
-
افزايش
دسترسي به شبكههاي حمايتي
دولت از جمله نگهداري از كودكان
و مزاياي بارداري و وضع حمل،
-
آموزش
تجاري،
-
تسهيل
ارتقاي شغلي زنان و تشويق آنها
به كارآفريني و كسب مهارتهاي
شغلي،
-
آموزش
زنان در زمينهء صادرات محصولات
كسب و كار و شركت خود،
-
استفاده
از تجارب ديگر كشورهاي عضو
سازمان توسعه و همكاري اقتصادي،
-
اصلاح
ساختار بخش خدمات يعني بخشي از
اقتصاد كه بيشترين تعداد زن
كارآفرين در آن مشغول فعاليت
هستند و
-
ارتقاي
فرهنگ خوداشتغالي و كارآفريني
با هدف كاهش نرخ هفت درصدي
بيكاري و كمك به رشد اقتصادي
كشور.
در
گزارش گروه ويژه آمده است
برنامهها و خدمات حمايتي
ويژهء زنان بايد با گستردگي
بسيار بيشتر اجرا شود و در اين
زمينه دولت فدرال نقش بسيار
بزرگي دارد. اگر دولت به وظيفهء
بزرگ خود
در بخش زنان عمل نكند،
اقتصاد كانادا از رشدي كه بايد
داشته باشد بيبهره خواهد ماند.
در گزارش صندوق بينالمللي پول
و سازمان توسعه و همكاري
اقتصادي آمده است اقتصادهايي كه
در آنها زنان نقش بالاتري
دارند، رفاه و استانداردهاي
زندگي بالاتر است. يكي از
اقداماتي كه دولت بايد انجام
دهد، تاسيس مركز تجاري زنان در
سرتاسر كانادا است كه ميتواند
تمامي خدمات ضروري را در
اختيار زنان شاغل و كارآفرين
قرار دهد.
در
واكنش به گزارش گروه ويژه، نخستوزير
كانادا وعده داده در تمام ايالتهاي
اين كشور مراكز كمك مالي و
خدماتي براي زنان كارآفرين
تاسيس كند. همچنين هر سال اجلاس
ملي اقتصادي زنان با هدف
شناسايي استعدادهاي كارآفريني
در بين زنان برگزار ميشود.
دولت با هدف تشويق فرهنگ
كارآفريني جايزهء نوآوري زنان
كانادا را براي زنان كارآفرين
در نظر گرفته و مراكز تحقيقاتي
را براي شناسايي نيازهاي اين
زنان و تامين اين نيازها تاسيس
ميكند. يكي از اهداف فعاليت
اقتصادي زنان، صادرات كالا و
خدمات است. دولت كانادا براي
تحقق اين هدف قصد دارد در سفرهاي
تجاري براي انعقاد قراردادهاي
صادرات زنان را نيز شركت دهد.
در
بودجهء سال 2006، بيش از 500 ميليون
دلار براي ارايهء خدمات به زنان
كارآفرين و شاغل كه نوزاد دارند
در نظر گرفته شده است. با اين
بودجه 48 هزار مركز نگهداري از
كودكان زنان يادشده تاسيس ميشود.
همچنين براي كمك به آغاز به كار
شركتها و كسب و كارها توسط
زنان، 270/2 ميليارد دلار در نظر
گرفته شده است. در حال حاضر
بنياد زنان كارآفرين كانادا در
حال بررسي بهترين شيوههاي
تشويق كارآفريني در سطح جهان
است تا از آن براي گسترش
كارآفريني زنان در كانادا
استفاده كند. به اعتقاد
كارشناسان اين بنياد، زنان
كارآفرين بايد گروهي خاص با
ويژگيهاي منحصر به فرد
والگوهاي رشد اقتصادي خاص خود
تلقي شوند و با اين پيش فرض به حل
مشكلات آنها و زمينهسازي
براي رشد ايشان اقدام شود. در
اين تحقيق به ويژگيهاي
كارآفرينهاي زن به عنوان
گروهي مجزا و خاص به شكل زير
اشاره شده است:
-
زنان
كارآفرين تعهدي بسيار عميق به
جامعهء محلي خود دارند به ويژه
در زمينهء استخدام نيرو،
-آنها
خود را در مركز شركت و كسب و كار
ميدانند و گروههاي كاري را
در حاشيه ميبينند،
-
زنان
ياد شده به زندگي خصوصي و
خانوادگي خود توجهي قابل ملاحظه
دارند به همين دليل حمايت از آنها
در هنگامي كه داراي فرزند ميشوند،
بسيار ضروري است،
-
زنان
كارآفرين در كانادا نسبت به
مردان ديدگاه بلندمدتتري
دارند در نتيجه سوددهي كسب و كار
آنها در سالهاي اوليه پايين
اما در سالهاي بعد بسيار
چشمگير است،
-
اين
زنان شبكهء گستردهتري از
ارتباطات برقرار ميكنند در
نتيجه در هنگام بحران گزينههاي
بيشتري براي غلبه بر مشكلات
دارند،
-
آنها
از همين ارتباطها براي توسعهء
كسب و كار خود به بهترين وجه
بهره ميبرند و در نتيجه در
بلندمدت سوددهي آنها بسيار
بالاتر از مردان است و سودي كه
ايجاد ميكنند پاياتر است،
-
زنان
در اقتصاد كانادا همچنان از
تبعيض جنسيتي رنج ميبرند و اين
تبعيض خود را در دسترسي آنها
به اعتبارات بانكي، آموزش،
اطلاعات، تكنولوژي و... نشان ميدهد،
-
نقش
دوگانهء زنان به عنوان كارآفرين
و محور خانواده به اين معناست كه
آنها در مقايسه با مردان وقت
كمتري براي شركت در دورههاي
آموزشي و حفظ رقابتپذيري خود
در تجارت دارند و
-
زناني
كه در ابتداي كارآفريني هستند
در مقايسه با مردان بسيار بيشتر
توصيهها و نصيحتها را از
ديگر زنان كارآفرين ميپذيرند
در حالي كه در بين مردان چنين
وضعيتي مشاهده نميشود.
يكي
از واقعيتهاي تلخ در مورد
كارآفريني زنان در كانادا اين
است كه هنوز هم بانكها هنگام
ارايهءتسهيلات به زنان،
توانايي بازپرداخت آنها را با
دقت بسيار بالاتري نسبت به
مردان مورد ارزيابي قرار ميدهند.
به اين ترتيب آنها از يكي از
مهمترين عوامل براي استقلال
مالي، كمك به اقتصاد و ايجاد
اشتغال تقريبا بيبهره هستند.
نگاه
دقيقتر
با
آن كه عليه زنان در اقتصاد
كانادا تبعيضهايي اعمال ميشود،
رشد تعداد كارمندان و كارآفرينهاي
زن در اين كشور بسيار چشمگير
بوده است. طي 15 سال گذشته تعداد
كارمندان زن 30 درصد رشد كرده كه
دو برابر نرخ مربوط به مردان
كانادايي است. همچنين در اين مدت
تعداد كسبوكارهايي كه زنان
راه انداختهاند 60 درصد بيشتر
از تعداد مربوط به مردان رشد
كرده است. براي درك دقيقتر
انگيزهء زنان از گرايش به
كارآفريني و اشتغال بايد به
ساخت كسب و كارهاي زنان
كانادايي نگاهي عميقتر
بيندازيم. در اين كشور اكثر شركتها
و كسب و كارها كوچك و متوسط
هستند و نكتهء جالب توجه اين كه
آن دسته از اين شركتها كه توسط
زنان تاسيس شده و اداره ميشوند
عموما يك نفره هستند و طي 15 سال
گذشته رشد سالانه چهار درصد
داشتهاند. علت اصلي اين امر
گرايش زنان به تكنولوژيهاي
جديد و جدا شدن از شكلهاي سنتي
اشتغال است.
در
بين مردان، پس از اتمام
تحصيلات، گرايش اصلي، اشتغال در
شغلهايي است كه جنبهء
كارآفريني ندارند. اين در حالي
است كه زنان به علت نياز كمتر
به حقوق و پول گرايش به سوي
كارآفريني بيشتر است. اين قشر
از جامعهء كانادا عموما به سرعت
سرمايه و تجربهء لازم براي
كارآفريني را پس از يك دوره كار
براي ديگري كسب ميكند و شخصا
به ايجاد درآمد ميپردازد.
در
حال حاضر در جامعهء كانادا
متوسط سن زنان كارآفرين 41 سال
است، اما با افزايش سن دو جنس
تعداد كارآفرينهاي زن بسيار
بالاتر از مردان كارآفرين ميشود.
همچنين سطح تحصيلات زنان
كارآفرين در اين كشور نسبت به دو
دههء پيش بسيار بالا رفته است.
از سال 1990 تاكنون هر سال 10 درصد
بر تعداد زنان كارآفرين داراي
مدرك دانشگاهي افزوده شده است
كه دو برابر نرخ مربوط به مردان
است.
در
سال 2004 يك چهارم زنان كارآفرين
تحصيلات دانشگاهي داشتند. واضح
است كه سطح بالاتر تحصيلات باعث
ميشود شغلهاي بهتري نصيب فرد
شود. به اين ترتيب طي يك دهه
گذشته تعداد زنان با حقوق بالا
در كانادا هر سال 2/7 درصد افزايش
يافته است. اين در حالي است كه
نحوهء برخورد با زنان كارآفرين
و مشغول به كار شبيه نحوهء
برخورد با مردان نيست و اين امر
باعث نارضايتي زنان شده است.
حوزههاي
كارآفريني زنان
افزايش
سطح تحصيلات زنان باعث شده آنها
امكان اشتغال به كارهاي تخصصي
را پيدا كنند. در حال حاضر زنان
با تحصيلات دانشگاهي در كانادا
به سمت حرفههايي نظير علوم،
تجارت و امور مالي، مشاورهء
مديريت، حسابداري و تبليغات
گرايش پيدا كردهاند. همچنين
شغلهاي تخصصي در حوزهء خدمات
بهداشتي و درماني نيز مورد توجه
زنان بوده است. به علت پير شدن
جمعيت كانادا، اشتغال زنان به
اين شغلها بسيار ضروري و مفيد
خواهد بود. يكي از سوءتفاهمها
دربارهء كسبوكارهايي كه
زنان ايجاد ميكنند اين است كه
تصور ميشود اين كسب و كارها
مخصوص مشتريهاي زن است. واقعيت
اين است كه تنها 22 درصد كسب و
كارهايي كه زنان به وجود آوردهاند
مشتري زندارند. همچنين در
كانادا 22 درصد زنان كارآفرين در
اين كشور به دنيا نيامده و مهاجر
هستند. رقم مربوط به مردان 25
درصد است، اما به تدريج اين
اختلاف در حال كم شدن است زيرا
طي يك دههء گذشته ميزان
كارآفريني زنان مهاجر 30 درصد
بالاتر از مردان مهاجر ساكن در
كانادا بوده است. از سوي ديگر
زنان مهاجر از سطح تحصيلاتي
بالاتري نسبت به متوسط جمعيت
كانادا برخوردارند. زنان مهاجر
پس از چند سال زندگي در اين كشور
با درك شرايط تجاري آن به سرعت
دست به كار شده و كسب و كاري راه
مياندازند.
نكتهء
جالب توجه ديگر اين كه رشد درآمد
زنان مجرد كارآفرين طي پنج سال
گذشته بيش از 65 درصد بوده است در
حالي كه رشد درآمد زنان متاهل
كارآفرين تنها 18 درصد بوده است،
32 درصد زنان مشغول به كار در
كانادا منبع درآمد ديگري جز كار
خود ندارند. 40 درصد آنها از
درآمد همسر خود نيز بهره ميبرند
و 28 درصد نيز داراي منابع درآمدي
ديگر هستند. در بين 20 كشور صنعتي
جهان، سهم زنان در خوداشتغالي
كلي، در كانادا بالاترين ميزان
است و پس از آن ايالات متحده،
سوئيس، فرانسه، استراليا و
فنلاند قرار دارند. در كانادا
انگيزهء اصلي زنان در
خوداشتغالي و كارآفريني،
دستيابي به استقلال مالي،
انعطاف ساعات كاري، اثبات
توانمندي خود، مشغول بودن و
در نهايت كسب درآمد بالاتر است.»
منبع:ادارهء
آمار كانادا و
www.womensenterprise.ca