
فريدون شيباني
fereydoun.sheybani@hktmail.com
اين روزها خبرهاي گوناگوني از
موفقيت زنان ورزشکار ايران در
رشته هاي مختلف، حتي فوتبال، در
لا به لاي گزارشهاي خبرگزاريها
به چشم مي خورد، که در رسانه هاي
ايراني و به ويژه صدا و سيماي
جمهوري اسلامي کمتر بازتاب دارد.
جالب اينکه تماشاي رقابتهاي
زنان در ايران براي مردان ايراني
ممنوع ولي براي تماشاگران غير
ايراني در خارج از ايران آزاد
است؛ حتي در دو مسابقه اخير تيم
هاي ملي زنان ايران و اردن در
ورزشگاه آرارات تهران تنها مجوز
حضور مردانه در اين مسابقه ها
براي دو مربي اردني تيم حريف صادر
شده بود!
نقش منفي صدا و سيما
خبر گزاري دانشجويان ايران،
ايسنا، ديروز اين واقعيت ها را در
گفت و گو با مسوولان ورزش بانوان
و در پوشش تبليغ حجاب اسلامي در
ايران بازتاب داده و نوشته است:
"پخش مسابقات زنان مسلمان
ايران كه تنها از دوربينهاي
كشورهاي خارجي به صورت مستقيم يا
غيرمستقيم صورت مي گيرد،
موضوعي است که چرا نيمي از جمعيت
ايران، از ديدن و شناختن
قهرمانان ورزشي خود محروم هستند؛
چرا هيچ كس مسابقه هاي زيباي
مهروز ساعي، ليلا ابراهيمي، نسيم
حسن پور و... را مانند ورزشكاران
مرد در اين رشتهها نمي شناسد و
آنها را الگوي خود قرار نمي دهد،
از همه مهمتر اينكه چرا اخبار
ورزشي مربوط به ورزش زنان در
حاشيه همه خبرها قرار گرفته
است؟ پايينترين ستون روزنامههاي
ورزشي، بدترين زمان اخبار ورزشي
سيما، توجه كم خبرگزاريها و
غفلت راديو از پخش جريان مسابقات
بانوان، همه عواملي است كه
مخاطبان را به سوي اخبار مردانه
سوق داده است".
خالي بودن جامعه ورزش از
الگوهاي زن قهرمان و در پرده بودن
نام و چهره آنان تا به آن جا است
که خانم ابوالقاسمي، رييس
فدراسيون ورزشهاي همگاني اين
پرسش را مطرح کند که: "چرا
هنرپيشه ها و ورزشكاران خارجي
بايد جاي الگوهاي ايراني را
بگيرند؟"
اين مسوول ورزش بانوان به پوشش
كم اخبار ورزش زنان از تلويزيون
اشاره مي کند و مي گويد: "نه
تنها مسابقات بانوان پوشش داده
نمي شود كه اخبار بانوان نيز در
حد بسيار كمي نسبت به مردان از
تلويزيون پخش مي شود."
ابوالقاسمي در مورد پيآمد ورزش
نکردن بانوان، به پايين آمدن سن
بلوغ دختران اشاره مي کند که "طبق
اخبار موثق، سن بلوغ در برخي
استانها در ميان دختران به شش
سال رسيده است و فقر حركتي نيز در
ميان آنها بي داد مي كند و
تنها مي توان از طريق ورزش اين
خلاء را پوشاند."
خديجه سپنجي، نايب رييس
فدراسيون فوتبال در امور بانوان
معتقد است: "در حال حاضر اگر در
خيابان از مردم در رابطه با
فوتبال زنان بپرسيد، اغلب مي گويند،
مگر فوتبال زنان هم وجود دارد؟
چون اطلاع رساني در اين زمينه
وجود ندارد."
خانم سپنجي در مورد مشکلات و
زحماتي که براي آوردن تيم ملي
بانوان اردن به ايران انجام
گرفت، مي گويد: "هيچ كس نديد كه
ما با چه زحمتي اين دو بازي
تداركاتي را ترتيب داديم، اما
برگزاري اين ديدار حتي از يك
زيرنويس تلويزيوني هم محروم بود."
مسوول فوتبال بانوان ايران
البته هيچ اشاره اي به دليل لغو
سفر تيم ملي بانوان ايران به
برلين آلمان نمي کند، اما يادآور
مي شود که: "دست کم انجام يك گفت
وگو و معرفي قهرمانان زن قطعا با
شرع اسلام منافاتي ندارد!"
كرباسيان، رييس فدراسيون
بدمينتون هم بي توجهي به ورزش
بانوان و نبود بازتابي براي
رويدادهاي آن را از اين ديد گاه
مي بيند که "اگر ورزش نتواند
جايگاه واقعي خود را در جامعه
جوان پيدا كند، جوانان به مسير
غلط كشيده مي شوند و مشکلاتي
مانند ناهنجاريهاي اجتماعي،
افسردگي، ترويج مدهاي ناپسند و
موزيكهاي غيرمعمول و يا مواد
مخدر در پي خواهد آمد."
زهرا پور امين، نايب رييس
فدراسيون جودو هم مي گويد: "چطور
قهرمانان مرد تكواندوي ايران در
وزنهاي مختلف را همه مي شناسند،
اما قهرمانان بخش زنان هميشه
براي جامعه ناشناختهاند!؟ كم
كاري كجا بوده است؟ همان طور كه
در بخش مردان درآمدزايي داريم،
در بخش بانوان نيز اسپانسرها به
سوي مسابقات روي مي آورند و
بودجه كلاني نصيب ما خواهد شد!"
به اعتقاد خانم پور امين "زنان
مسلماني كه در مصر، تركيه،
فرانسه و ديگر كشورها به خاطر
پوشش محدوديت دارند، بايد بدانند
كه زن به عنوان يك قهرمان در
ايران مي تواند وسيله تبليغ
باشد. اما با شرايطي كه اكنون
حاكم است، ارتباط ما با دنيا
كاملا قطع است."
خانم دکتر فريده هادوي، مربي تيم
ملي واليبال بانوان ايران هم در
انتقاد از سيماي جمهوري اسلامي و
رسانه ها مي گويد: "وقتي يك
فوتباليست را همه مي شناسند و
به او افتخار مي كنند، انگيزههاي
رواني او از چهره و نام شدن بيشتر
مي شود، در حالي كه اين انگيزه از
دختران سلب شده است. اين موضوعي
بسيار قابل تعمق است. ما چطور به
يك هنرپيشه اين شانس را مي دهيم
كه چهرهاش را همه ببينند، اما
به دختر ورزشكار، كه در محيطي
كاملا سالم و ورزشي فعاليت مي كند،
اين فرصت را نمي دهيم؟"
نامه به رييس سيما
كريم صفايي، رييس فدراسيون
تيروكمان، در نامهاي به
ضرغامي، رييس سازمان صداوسيما
نوشته است: "بانوان ما حتي نياز
دارند از بازيكنان خارجي الگو
بگيرند. به خاطر عدم پخش مسابقات
بينالمللي زنان در جهان، هم
اكنون زنان ما از سوژههاي
سينمايي و هاليوودي الگو مي گيرند.
اين يك خلاء ارتباطي ورزشكاران
ايران با تمام جهان است كه
متاسفانه برخي ورزشكاران زن ما
به خاطر نبود الگوي ورزشكار حرفهاي
جهان، دست به يك سري كارهاي
غيرحرفهاي مي زنند."
آقاي صفايي توضيحي در مورد
کارهاي غيرحرفه اي ورزشکاران زن
ايران نداده است.
دكتر مهري خرازي، عضو اسبق تيم
ملي واليبال ايرانهم كه در بازيهاي
آسيايي 1966 بانكوك به مدال برنز
رسيد، در اين مورد به ايسنا مي
گويد: "هيچ وقت بانوان ما از
شرايطي كه در گذشته براي زنان
ورزشكار فراهم بود، برخوردار
نيستند. بنا براين، مسوولان
ورزشي و غير ورزشي بايد از بانوان
ما متشكر باشند كه با اين شرايط
پوشش كه به صورت كامل رعايت مي شود،
در زمين مسابقه حضور مي يابند.
به عقيده من يك خانم كه با پوشش
اسلامي در مسابقات حضور دارد،
بسيار پوشيده تر از مرداني است كه
با لباس كشتي و يا با مايوي شنا
از صفحه تلويزيون پخش مي شوند.
تصوير آنان پخش مي شود، اما پخش
تصوير ساده يك زن با پوشش مشكل
دارد!با شرايطي كه اكنون بر پخش
تلويزيوني مسابقات حاكم است،
عدالت براي بانوان رنگي ندارد."