آزادي و برابري براي زنان

 

 مجموعه گزارشهايي از مراسم بزرگداشت شهيدان جنبش در خاوران

 

گزارش تصویری از گلزار خاوران

گلزار خاوران بازهم گلباران شد

سلام دمکرات

جمعه 31 اوت 2007, بوسيله ى دیاکو

 

در سايت ببينيد : گلزار خاوران بازهم گلباران شد

 

 

خاوران: هویت گمشده فرزندان اعدام‌شدگان

راديو آلمان

امسال نیز تعداد زیادی از خانواده‌های زندانیان سیاسی اعدام‌شده در سال ۶۷ از ساعت ۹ صبح در خاوران جمع شدند. به گفته حاضران اطراف خاوران مانند هرسال، پر از نیروهای امنیتی و انتظامی بود. اما مراسم با آرامش کامل برگزار شد.

 

چندروزی بعد از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت توسط ایران، در اواخر تابستان سال ۱۳۶۷ آنگونه که در خاطرات آقای منتظری، قائم مقام وقت رهبری آمده‌است، بنیانگذار جمهوری اسلامی دستور داد تمامی زندانیان سیاسی که هنوز بر عقیده خود پابرجا هستند اعدام شوند.

 

اعدام‌شدگان آن سال که نامشان و تعداد دقیقشان هنوز کاملا مشخص نشده در گورستان خاوران و در گورهای دسته‌جمعی به خاک سپرده شدند.

 

از آن سال تا به امروز همه ساله در شهریورماه خانواده‌ها و دوستان و آشنایان اعدام‌شدگان و  نیز برخی از فعالان سیاسی و دانشجویی و کارگری در گورستان خاوران جمع شده و یاد و خاطره اعدام‌شدگان را با ایراد سخنرانی و خواندن سرود گرامی می‌دارند.

 

قریب ۱۹ سال است که اولین جمعه‌های شهریورماه، گورستانی در جنوب شرقی تهران مأمن خانواده‌هایی است که فرزندان و همسرانشان را در اعدامهای دسته‌جمعی سال ۱۳۶۷ از دست داده‌اند. نام این گورستان خاوران است.

 

امسال نیز مانند سالهای گذشته تعداد زیادی از خانواده‌های زندانیان سیاسی اعدام‌شده در سال ۶۷ از ساعت ۹ صبح در خاوران جمع شدند.

 

به گفته حاضران در این مراسم، اطراف خاوران مانند هرسال، پر از نیروهای امنیتی، انتظامی و لباس شخصی بود. اما مراسم با آرامش کامل برگزار شد.

 

چند روزی قبل از برپایی این مراسم نیز افرادی از کلانتری با منزل چند نفر از مادران تماس گرفته و از آنها خواسته بودند که شعارهای ضد حکومتی ندهند و حفظ آرامش مراسم را خودشان بر عهده بگیرند.

 

همچنین امسال بیانیه‌ای در مورد فعالان کارگری، محمود صالحی و منصور اسانلو که در زندان به سر می‌برند، قرائت شد و حاضران در خاوران خواهان آزادی این دو فعال کارگری و همه زندانیان عقیدتی و سیاسی شدند.

 

یکی از مادارن حاضر در خاوران نیز ضمن اظهار خشنودی از حضور مردم در آنجا از سالهایی یاد کرده که به جز برخی از مادران و همسران اعدام‌شدگان، هیچکس دیگری به خاوران نمی‌آمده. همسر یکی از اعدام‌شدگان سال ۶۷، در این باره توضیح می‌دهد: «یکی از خانمها اول صحبت کرد راجع به همدردی با خانواده‌ها، اینکه الان کسانی که می‌آیند سر خاک خیلی خوب است. ولی ما سال ۶۷ که می‌آمدیم اینجا خیلی از خانواده‌ها تنها بودند. زنهای جوان با بچه‌های کوچولویشان می‌آمدند سر خاک و واقعا نیاز به همدردی داشتند. و الان هم کسانی که می‌آیند سرخاک، ما خوشحال می‌شویم. چون اینجا متعلق به همه است و اینطور نیست که ما بگوییم اینجا فقط مال ما است».

 

تا سالهای متمادی بعد از تابستان ۶۷ خانواده‌های اعدام‌شدگان حتی فرزندانشان را نیز با خود به خاوران نمی‌بردند و فرزندان آنها نیز تا زمان بازگشت مادران به خانه دچار اضطراب و ترس بودند. از اواسط دهه هفتاد و با بازتر شدند فضای سیاسی کشور کم‌کم فرزندان اعدام‌شدگان که اکثرا هنوز در سنین کودکی و نوجوانی بودند به خاوران راه یافتند.

 

سپیده یکی از آنهاست که خاطره خود را از اولین دیدار خاوران اینگونه توصیف می‌کند: «این خاوران جایی‌ست که با تمام تصویرهایی که تو از یکجایی داری که پدرت آنجا خوابیده، پدرت و دوستان و همراهان پدرت آنجا خاک شده‌اند، با تمام این تصویرها متفاوت است. وقتی وارد آنجا می‌شوی آنقدر شوکه می‌شوی، آنقدر.... مثل یک سیلی می‌‌ماند واقعیت که توی گوش‌ات می‌زند که این است، این زمین خالی‌ برهوت همانجایی‌ست که عزیزترین آدمهای زندگی تو زیر آن خوابیده‌اند».

 

بعد از این سالها بود که رفتن هفتگی به گورستان خاوران برای فرزندان اعدام‌شدگان بخشی از زندگی آنان شد. این کودکان و نوجوانان که همیشه وجود پدر و مرگ او را پنهان کرده‌بودند حالا محلی برای نمایان ساختن بخشی از هویت خود یافته‌بودند. سپیده این هویت را اینگونه تعریف می‌کند: «این هویت خیلی هویت گمی است. در شرایط جامعه تو در واقع آن را مخفی کردی، درون خودت نگه‌اش داشته‌ای. همیشه فهمیدی که با بچه‌های دیگر یک فرقی داری، حتا، با بچه‌هایی که توی سنین بچگی پدرشان از دست رفته، ولی تو با آنها فرق داری. آنها توی دوران مدرسه خیلی راحت می‌توانستند بگویند که پدرشان به چه علتی فوت کرده و تو نمی‌توانستی این حرف را بزنی. بهرحال آن چیزی که من فکر می‌کنم برای من و برای تمام بچه‌هایی که می‌شناسم اهمیت دارد این بخش قضیه است، اینکه آن خاک هویت ماست و وقتی ما می‌رویم آنجا تنها جایی‌ست که در آن احساس آرامش، راحتی داریم، به این معنی که می‌توانیم خودمان باشیم. چون مدام از سوی جامعه و از سوی... در واقع خیلی چیزها در رابطه با این قضیه انکار شده، ولی آنجا سندیتی دارد که این هویت انکار نمی‌شود».

 

از نگاه دیگر، خاوران مکانی بود که این فرزندان که شاید تا آن زمان به دلیل پنهان کردن نوع مرگ پدرانشان همیشه فکر می‌کردند که گناهی مرتکب شده‌اند و یا ایرادی متوجه آنان و خانواده‌شان هست، کودکان و نوجوانان دیگری را می‌دیدند که همه با هم همدرد بودند. سپیده این درد را به یک بیماری تشبیه می‌کند: «شبیه بیماریی‌ می‌ماند که من مثلا باید انکارش کنم، این که این بیماری توی خانواده‌ی ما وجود نداشته است. ولی آنجا آدمهای آشنایی هستند که همه‌شان یک درد مشترک دارند و این درد را می‌شناسند و فکر می‌کنند یکروزی، خب در واقع آرزوی همه‌شان این است، که این درد، نه اینکه درمان بشود، ولی به نوعی مطرح بشود، به نوعی... اصلا جریان خیلی چیزها تغییر کند. برای همین است که آنجا من خیلی حس آشنایی داریم. فکر می‌کنم تنها جایی که توی این شهر برایم آشنا است و من می‌توانم خودم باشم و دچار ازخودبیگانگی نباشم، خاوران است!»

 

این گورستان که هیچ شباهتی به گورستان‌های دیگر ندارد، محل آرامش خانواده‌هایی است که قریب دو دهه است بخشی از زندگی‌شان را در آنجا برجای گذاشته‌اند: «بچه‌ی من وقتی می‌رود آنجا و می‌آید و احساس آرامش می‌کند و احساس هویت می‌کند. یعنی می‌گوید من پدری دارم که زیر این خاک خوابیده. این احساس هویت بچه‌ی من است و من دلم می‌خواهد که این هویت‌اش حفظ بشود، دلم می‌خواهد اینجا حفظ بشود و بماند برای بچه‌های من و برای خود من که احساس آرامش کنم».

 

میترا شجاعی

 

 

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
آدينه  ۹ شهريور ۱٣٨۶ -  ٣۱ اوت ۲۰۰۷


خاوران، ای خاوران
گرد غم از رخت، ما می زدائیم
خاک پاک تو را، ما می ستائیم

به رغم تمام تهدیدها و فشارهایی که در طی چند هفته گذشته توسط مامورین جمهوری اسلامی برای برگزار نکردن مراسم بزرگداشت در خاوران، به خانواده ها وارد شده بود، امروز حضور خانواده ها و خویشان و بستگان جانباختگان، در خاواران، بیشتر از هر زمان دیگر بود. ماموران امنیتی جمهوری اسلامی طی هفته های گذشته به درب منزل برخی از خانواده ها مراجعه کرده و آنها را برای عدم حضور در گلزار خاوران تحت فشار قرار داده بودند. با چندین تن از خانواده ها تلفنی تماس گرفته و تهدید کرده بودند که در صورت حضور در گلزار خاوران با آنها به شدت برخورد خواهد شد. اما خانواده جانباختگان، که طی نوزده سال گذشته، با مرارت و سرسختی این روز را به فراموشی نسپرده اند، این بار نیز، پا پس نکشیده عزم به برگزاری مراسم در خاوران جزم کردند.
با توجه به فضای تهدید و ارعابی که از سوی حکومت ایجاد شده بود، دیروز، چند تن از مادران و اعضای خانواده جانباختگان، به خاوران رفتند تا وضعیت را بررسی نمایند. آنها متوجه شدند که جمهوری اسلامی برای جلوگیری از حضور خانواده ها، تمام مسیر جاده فرعی منتهی به خاوران را خاکبرداری و کانالیزه کرده است تا حضور در خاوران را به طور طبیعی با مشکل مواجه نماید.
اما هیچکدام از این اقدامات مانع از حضور خانواده ها نشد و امروز مراسم با شکوه فراوان برگزار شد. ماموران حکومت با لباس شخصی و همچنین با لباس انیفرم نیروی انتظامی، در تمام مسیر و در محل خاوران، حضور داشتند و برای خانواده ها مزاحمت ایجاد کرده و آنها را شدیدا تحت فشار قرار میدادند تا هر چه زوردتر محل را ترک کنند. اما خانواده ها همچون سال های گذشته مراسم خود را به آرامی آغاز کردند. به رغم اینکه مسیر منتهی به گلزار خاوران، کاملا توسط کوپه های خاک مسدود شده بود، خانواده ها با دور زدن محل، به سختی خود را به گلزار می رساندند. بعضی از مادران چندین بار به زمین افتادند و پای یکی از آنان نیز مجروح شد.
خانواده ها، با دسته های گل، محل دفن عزیزانشان را آراسته بودند. امروز خاوران چون همیشه، غرق گل شده بود. در قسمت وسط محوطه، عکس های جانباختگان که با گل تزئین شده بود، کنار یکدیگر گذاشته شده بودند. خانواده ها گرداگرد عکس عزیزانشان جمع شدند و با شعر خاوران خاوران .... مراسم را آعاز نمودند ( این شعر که برای اولین بار توسط مادر میلانی سروده شد، توسط دیگر مادران کامل شده است. امروز، این سروده، تقریبا به سرود ویژه خاوران تبدیل شده است. در ابتدای این گزارش چند بیت از آن آورده ایم)
در این مراسم چند تن از مادران جانباختگان سخنرانی کردند و خطاب به ماموران رژیم گفتند: شما حق ندارید که با ما به این شکل رفتار کنید. ما اگر به جای این همه کوپه خاک، که شما بر سر راه ما قرار داده اید، قیر داغ هم بر سرمان بریزید، باز به اینجا خواهیم آمد. اینجا خانه عزیزان ماست. معیادگاه ماست با عزیزانمان. شما نمی توانید ما را از آمدن به اینجا منع کنید.
مادر معینی در مورد پسرش هبت معینی (همایون) و خاطراتش صحبت کرد. او آخرین صحبت هبت در زندان را که همانا وصیت نامه اش بود، برای حاضرین خواند. او به هنگام خداحافظی به زندانیان گفته بود که: نامم را به خاطر احترام به ایستادگی و مقاومت همایون کتیرایی، "همایون" نهاده ام. نام دخترم را نیز بخاطر عشق به مردم کشورم، "میهن" نهاده ام. مادر معینی به نقل از یکی از زندانیان حاضر در آن زمان گفت که او با لبی خندان و سری افراشته پذیرای اعدام شد.
مادر لطفی هم در اعتراض به بستن مسیر گفت: شما حق ندارید راه ما را مسدود کنید ما همیشه خواهیم آمد و هیچ چیز مانع حضور ما نخواهد شد.
و خواهری به اعتراض به ماموران گفت اگر سنگ هم بر سر ما ببارد، ما دست از اینجا بر نمی داریم. اگر ما را نگذارید که به اینجا بیاییم با عکس های عزیزانمان به خیابان ها خواهیم رفت.
ماموران در همه جا حضور داشتند و موبیل و دوربین افراد حاضر در مراسم را می گرفتند. آنها به طور مرتب اعلام می کردند که باید مراسم را هر چه زودتر تمام کنید. اما مراسم مانند همیشه با سخنرانی چند تن از مادران آغاز و با گردش به دور محوطه خاوران پایان یافت و در تمام طول مراسم خانواده ها با آرامش و متانت همیشگی شان مانع از ایجاد درگیری شدند. امسال نیز همچون هر سال، خانوده ها، سرود و شعر و مرثیه های محلی شان را خواندند و دست در دست هم در محل تا آخر ساعتی که از قبل مقرر کرده بودند، حضور داشتند. حضور دانشجویان و جوانان علیرغم تمام فشارها بسیار چشمگیر بود.
همچنین خانواده ها خواستار آزادی زندانیان سیاسی و بویژه اسانلو شدند و با شعار زندانی سیاسی آزاد باید گردد حمایت خود را از آنان اعلام نمودند .
آقای زرافشان که تا بازار گل آمده بود، توسط مامورین برگردانده شد. و به آقای عمویی و رئیس دانا هم، اجازه حضور و سخنرانی ندادند. آنها نیز برگردانده شدند.
مراسم با آرامش پایان یافت. در اواخر مراسم، ماموران جلوی چند تن از جوانان را گرفتند و قصد دستگیری آنان را داشتند، که خانواده با آنان همراه شده و مانع دستگیری آنان شدند. اما به گفته برخی از شرکت کنندگان در مراسم، ماموران چند نفر را دستگیر کرده اند. تا به حال اطلاع موثقی از آنها در دست نیست.

دادخواهان کشتار ۶۷
نهم شهریور ۱٣٨۵


گزارش سایت آوای دانشگاه
گرامی داشت یاد و خاطره قربانیان کشتار ۶۷ در نوزدهمین سال گرد آن
یادمان زیباترین فرزندان آفتاب و باد در دشت خاوران


به مناسبت ۱۹ امین سال گرد کشتار زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷ به طبق روال سال های گذشته خانواده و بازماندگان قربانیان این کشتار به همراه جمعی از فعالین اجتماعی در صبح روز جمعه ۹ شهریور در دشت خاوران گرد آمدند تا یاد و خاطره تمامی جان باختگان سال های ۶۰ تا ۶۷ خصوصا اعدامیان کشتار تابستان ۶۷ را گرامی بدارند.
در ساعت های ابتدای صبح جمعه خانواده ها و دیگر فعالین اجتماعی گروه گروه به دشت خاوران و گورستان مربوط به این کشتار ها مراجعه می کردند. در جلوی درب ورودی گورستان کانال عریضی به منظور آن چه انتقال آب خوانده می شد کنده شده بود که همین امر باعث شد که مراجعه کنندگان مجبور شوند صدها متر را در میان خاک طی کنند تا بتوانند با دور زدن کانال خود را به محل گور های برسانند. لازم به ذکر است که پل چوبی که در مقابل درب اصلی گورستان برای رفت و آمد در ساعات ابتدای صبح وجود داشت به وسسیله ی نیرو های امنتی برداشته شده بود. همین امر موجب شد که مراسم با تاخیر چند دقیقه ای شروع شود.
به گزارش خبرنگار "آوای دانشگاه" قبل از شروع مراسم حضور نیرو های امنیتی و اطلاعاتی چه با لباس فورم نیروی انتظامی و چه با لباس شخصی به صورت واضح مشهود بود. در این میان یک نفر از نیرو ها انتظامی به همراه چند نفر از لباس شخصی ها به جمع حاضران پیوست و چند کلمه ای را در لزوم برگزاری آرام مراسم و همچنین تمام کردن مراسم در ساعت ۱۰ گفت که البته با بی توجهی کامل حاضران روبه رو شد و سریعا محل را ترک کرد و در فاصله ای دور تر نظاره گر برنامه شد.
برنامه با قرار دادن گل و عکس های تنی چند از جان باختگان شروع شد. یکی از مادران با ذکر این نکته که گرفتن مراسم حق بدیهی و طبیعی بازماندگان این کشتار است از حاضران خواست به یاد تمامی جان باختگان راه انسانیت و صلح و سوسیالیسم و آزادی یک دقیقه سکوت کنند. بعد از یک دقیقه سکوت که همراه با تشویق بلند حاضران شد. یکی از دختران اعدامی ها سال ۶۷ شعری را خواند که مورد توجه حاضران قرار گرفت. سپس مادر لطفی سخنانی را در رسای تمامی جاباختگان خفته در خاوران گفتند. سپس جمعیت سرود رود و دشت خاوران را هم خوانی کرد.
بعد از آن مادر شریفی نیز در سخنانی یاد و خاطره تمامی انسان های آزاده ای که در راه مردم جان خویش را نهاده اند گرامی داشتند و مادر معینی نیز چند کلمه ای صحبت کردند. سپس جمعیت سرود آفتابکاران را هم خوانی کرد.
بنا به گزارش خبرنگار "آوای دانشگاه" بعد از این سخنان بیانیه "جمعی از دانشجویان و فعالین چپ" به وسیله ی یکی از فعالان دانشجویی خوانده شد. در بخشی از این بیانیه ضمن اشاره به شرایط اجتماعی و طبقاتی که در آن اعدام و شکنجه و زندان به مثابه ی یکی از ابزار های سرکوب طبقات مسلط به کار رفته است آماده بود:"زندان، شکنجه و اعدام از ازل در جامعه بشری نبوده و نباید تا ابد وجود داشته باشد. زندان، شکنجه و اعدام و به طور کلی پدیده ی سرکوب را جز در پرتو مبارزه ی طبقاتی، به عنوان وسیله ای برای به شکست کشانیدن جنبش طبقات تحت سلطه نمی توان درک کرد."
در بخش دیگری از این بیانیه آمده بود: " کشتار زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷ اولین و آخرین کشتار دگراندیشان، کمونیست ها و نیروهای مترقی در ایران و جهان نبوده است. طی قرن گذشته در بسیاری نقاط دنیا و از آن جمله در اندونزی، عراق، آمریکای لاتین و... ، نظام جهانی سرمایه دیکتاتورها را تحت عناوین مختلف مامور کشتار کمونیست ها و دگراندیشان کرده است. در ایران کشتار هزاران انسان طی مدت کوتاهی در تابستان ۶۷، به دنبال حدود یک دهه سرکوب و برقراری حکومت نظامی- پلیسی اسلامی و به خصوص کشتار خونین دهه ی ۶۰ روی داد. "
در پایان این بیاینه نیز ضمن گرامی داشت یاد و خاطره تمامی جان باختگان راه آزادی و سوسیالیسم آمده بود که"خاوران، زمین مهربانی که هزاران تن از زیباترین فرزندان آفتاب و باد را در خود جای داده ، نه خصم حکومت اسلامی که انکار این حکومت است. بنابراین در شرایطی که می خواهند سکوت را به ما تحمیل کنند باید از خاوران گفت و از کشتار ۶۷ نوشت. ستم واقعی را باید با آگاه کردن مردم از آن، ستم گرانه تر سازیم، ننگ را باید با افشای آن ننگین تر کنیم. خاوران را مثل هر قلمرو دیگری از جامعه ی ایران باید چون لکه ی ننگ این جامعه نشان دهیم. باید این روابط واپسگرایانه را واداریم تا با ساز خود برقصند!"
این بیانیه با استقبال پر شور حاضران همراه شد به نحوی که عده ای شعار "دانشجوی مبارز حمایتت می کنیم" سر دادند.
سپس یکی از فعالان کارگری پیام "کمیته دفاع از محمود صالحی ( فعال کارگری دربند)" را به مراسم بزرگ داشت قربانیان کشتار های ۶۰ تا ۶۷ را خواند. در بخشی از این بیاینه ضمن گرامی داشت یاد و خاطره تمامی کسانی که در راه آرمان های انسانی طبقه کارگر جان خود را نهاده بودند به وضعیت فعلی آقایان محمود صالحی و منصور اسالو در زندان اشاره شده بود و خواستار آزادی آنان شده بود.
در ادامه مراسم نیز چند تن شعر خوانی کردند. در این میان جمعی از فعالین قصد داشتند پلاکاردی در حمایت از محمود صالحی و منصور اسالو را در محل نصب کنند که با دخالت و ممانعت نیرو های امنیتی و اطلاعاتی مواجه شدند و به منظور حفظ آرامش مراسم پلاکارد ها را جمع کردند.
به گزارش خبرنگار "آوای دانشگاه" در انتهای مراسم صفی از تمامی حاضران تشکیل شد که دست در دست هم ضمن حمل عکس جانباختگان دور تا دور مزار آنان شروع به حرکت کردند و به هم خوانی سرود های " ارغوان"، " پرنیان شفق"،" آفتابکاران"،"رود " و البته "انترناسیونال" پرداختند. در ابتدای صف جمعی از جوانان و فعالان دانشجویی دست های خود را به هم گره زده بودند و با صدای بلند سرود می خواندند که همین امر جلوه خاصی به مراسم داد.
در پایان مراسم جمعیت با توقف و خواند سرود "انترناسیونال" مراسم را به انتها رساند تا ندای "انترناسیونال است نجات انسان ها" در دشت خاوران این آوردگاه عاشقان آزادی طنین انداز شود.
حضور فعالان دانشجویی، کارگری و زنان در این مراسم چشم گیر از سال های گذشته بود. بنابه گزارش رسیده به خبرنگار "آوای دانشگاه" در پایان مراسم چند تن از جوانان حاضر در مراسم به وسیله ی نیرو های امنتی لباس شخصی بازداشت شدند اما بعد از ساعاتی تمامی آنان آزاد شدند.

 
 
 
 

 

می ستائیم نامت را با سرود، دشت خاوران


19 سال پیش در چنین روزهایی بود که هزاران تن از بهترین فرزندان خلق پس از سالها اسارت و شکنجه در دادگاههائی چند دقیقه ای به جوخه های اعدام سپردند. از آن هنگام تا کنون یاد آن عزیزان با شرکت خانواده ها و فعالین جنبش های اجتماعی در گلزار خاوران گرامی داشته می شود.
امسال نیز علیرغم تهدیدها و فشارهای سران حکومت به خانواده جانباختگان، جمعیتی بیش از 500 نفر از مادران، پدران، فرزندان، همسران، جوانان و یاران آن عزیزان بار دیگر در زیر نگاه دهها مامور امنیتی و نیروی انتظامی و علیرغم خندق عمیقی که به بهانه لوله کشی مقابل در ورودی گلزار کنده شده بود و تپه ای را ایجاد کرده بود، پس از عبور از خاکریز ها، از در پشت وارد گلزار شدیم .
ما چند نفری بودیم که زودتر از دیگران به محل رسیدیم. این احساس را داشتیم که نکند به خاطر تهدیدات قبلی حضور امسال کم رنگ باشد. بلافاصله چند نفر از جوانان مقابل در ورودی برای هدایت جمعیت و کمک به مادران و پدران رفتند. پس از مدتی شاهد ورود خانواده ها و پدران و مادران داغدیده شدیم که علیرغم کهولت سن و وجود خندق و کوه، با چهره های مصمم و دسته های گل  وارد گلزار شدند. به محض رسیدن به گلزار محوطه را تمیز کردند و با گذاشتن  شاخه های گل  و عکس جانباخته گان، پارچه ای را با این مضمون گشودند :"یاد شهدای 67 گرامی باد!" خانواده ها با چهره ای بشاش از حاضرین پذیرایی می کردند و یکدیگر را در آغوش می کشیدند. چند مامور امنیتی دوربین به دست در محوطه حضور داشتند و بی وقفه از جمعیت چهره به چهره فیلم و عکس می گرفتند. یکی از پدران داغدیده که سنی ازش گذشته بود بی درنگ با دیدن این وضعیت گفت: "اینها فکر می کنند با ایجاد خندق می توانند مانع آمدن ما شوند." مضحک اینجا بود که در این میان یک مامور نیروی انتظامی جلو آمد و ضمن سلام و عرض تسلیت!!!!!؟ گفت :"لطفا چون یک لودر قرار است که در اینجا کار کند قبل از ساعت 10 مراسم را تمام کنید." وقتی با بی توجهی حاضرین روبرو شد سر افکنده از ما دور شد.
سپس یکی از شرکت کنندگان که خود از زندانیان سیاسی سابق و از خانواده جانباختگان بود گفت: "اینها هر سال برای ما برنامه دارند. از مرده عزیزانمان هم وحشت دارند. البته باید هم بترسند. چون مرگ آنها با عزت و شرف بود...." یکی دیگر گفت: "بچه های ما در راه انسانیت و حق و حقیقت جان دادند. آنها جانشان را برای آزادی دادند. اینها چه می خواهند با ما بکنند؟ اما من هر سال می آیم. اگر می خواهند مرا هم اعدام کنند، بکنند. ما هیچ ترسی نداریم ." متعاقب این سخنان چند نفر متونی را در همین رابطه قرائت کردند. یکی از حاضرین گفت:"ما باید همبستگی داشته باشیم. آن زمان که عده ای فرزندان، همسران، خواهران و برادران و رفقایشان را از دست دادند و زیر فشار بودند، باقی کاری نمی کردند اما الان وضعیت خیلی عوض شده است و تا اتفاقی می افتد همه همدردی می کنند." او در ادامه گفت: "بسیاری از عزیزان به خاک خفته کسانی بودند که سالها از حکم شان در زندان گذشته بود، برخی از این عزیزان بیرون از زندان بودند که دوباره دستگیر شدند." یکی دیگر از سخنرانان خواستار رسیدگی و محاکمه آمران و عاملان این جنایت شد. سخنان امسال بسیار صریحتر و محکم تر از سالهای قبل بود و همه بی باکانه حرف دلشان را می زدند و علیرغم تهدیدات وفشارها ترس و واهمه ای نداشتند.
در اواسط برنامه یکی از مامورین امنیتی که مشغول فیلم برداری بود هنگامی که با اعتراض روبرو شد بساطش را جمع را کرد و به "برادرانش"  نزدیک در ورودی پیوست.
مثل هر سال جمعیت سرود خوانان گرد محوطه خاوران چرخیدند و ترانه سرودهای "خاک پاک تو را می ستائیم دشت خاوران ..."، زده شعله در چمن، انترناسیونال و چند ترانه دیگر را سر دادند. برنامه تا ساعت 11:15 ادامه داشت.
هنوز محوطه را ترک نکرده بودیم که لودرها سر رسیدند. همزمان تعداد نیروهای انتظامی بیشتر می شد. هنگام خروج هنوز به سر جاده نرسیده بودیم که یکی از دانشجویان را دستگیر و با کتک و زور سوار یک ماشین شخصی کردند. سپس یکی از پدران را دستگیر کردند و در همین هنگام الگانس فاطمه کماندو ها برای دستگیری زنان سر رسید. تا هنگامی که در محل بودیم شاهد دستگیری سه نفر بودیم. نکته جالب توجه این بود که برخی از ماشین هائی که از منطقه رد می شدند حضور جمعیت و این حد از حضور نیروی انتظامی توجه شان را جلب کرده بود و برخی نیز توقف می کردند که با تذکر مامورین از منطقه دور می شدند.
هر ساله هنگام ورود به خاوران شاد و سر حال هستیم و دل کندن از آنجا بسیار سخت است و غمی همه وجودمان را در بر می گیرد. چرا که با گلهای خفته در خاک انسی عمیق داریم . چون آرمانها و اندیشه آنها برایمان مادیت دارد. چهره هاشان در قاب عکس روی خاک هم آرام و قرار نداشت و آزادی  و مبارزه و رهایی را فریاد می زدند


جمعه نهم شهریور ماه 1386
گزارشی از نشریه بذر

 

 

ما زنان

ده شهريور 1386

 

باز گشت به صفحه پيش

 
 

 

انتشار اخبار و مفالات در تارنماي ما زنان لزوما به معناي تائيد آنان نيست