2018 آوریل 17
  امروز:   اردیبهشت ۲, ۱۳۹۷    
فيسبوک
انتخاب موضوع موردنظر
طنز
طنز
آوریل 2018
د س چ پ ج ش ی
« مارس    
 1
2345678
9101112131415
16171819202122
23242526272829
30  

Archive for آوریل 17th, 2018

نامه آرش صادقی: قلمش را شکستند، بر دهانش قفل زدند، با دهانی بسته یکپارچه فریاد شد

نامش گلرخ ایرایی است. زاده شهر زیبای آمل. به واسطه شغل پدر دوران کودکی‌اش در شهر دزفول می‌گذرد. شهر دزفول، دهه شصت، جنگ و بمباران و آوارگی شاید تنها خاطرات تلخ او از دوران کودکی‌اش نباشد. هنوز چند سالی بیشتر ندارد که پدرش در یکی از عملیات‌ها از ناحیه سر مورد اصابت ترکش قرار می‌گیرد، ترکش به سرش اصابت می‌کند. یک سال و نیم در کما می‌ماند. بعد از خارج شدن از حالت کما تا سال‌ها توان حرکتی چندانی ندارد. مادر گلرخ به اجبار و به ‌واسطه شرایط پدر (همسرش) شغل معلمی را که عاشقانه دوستش داشت رها می‌کند و تا سال‌ها از همسرش پرستاری می‌کند…. / ادامه مطلب »

“خطر سبقت ازدواج سفید از ازدواج رسمی در ایران”

یک جامعه شناس : دشواری‌های ازدواج از نظر مسکن اشتغال تورم و گرانی به عنوان عوامل اصلی کاهش ازدواج رسمی مطرح می‌شوند. همچنین توقعات دختران ایرانی بالا رفته است و مهریه‌های سنگین و غیرمتعارف درخواست می‌کنند. جهیزیه‌های غیرمتعارف باعث شده است پسران و دختران جوان نسبت به ازدواج ترسی عمیق داشته باشند و خانواده‌ها نیز به علت عدم توانایی حمایت فضا را برای جوانان محیا نکنند…/ ادامه مطلب »

نامه نرگس محمدی در پی اعطای جایزه آندره ساخارف به او

نرگس محمدی در بخشی از پیام ارسالی خود که توسط خانم توحیدی قرائت شد گفته است: «حکومت استبدادی، تنها بر عرصه سیاسی خود را تحمیل نمی‌کند. این استبداد از هر اهرم حکومتی برای نهادینه کردن تبعیض جنسیتی و جنسی، مذهبی، قومی و ایدئولوژیک به خصوص علیه زنان بهره می‌گیرد. با حمایت از سلطه مردسالارانه، تدوین و اجرای قوانین زن‌ستیز و حتی با فرهنگ‌سازی کاذب و ناهمگون با هنجارهای عمومی جامعه‌، زنان را از حقوق انسانی‌ و مدنی‌شان محروم می‌کند و مانع از فعالیت‌های اجتماعی آنها می‌شود…» ادامه مطلب »

این خانه امن نیست!

می‌گوید: «خانه‌ام، امن نیست، از پدر و مادرم می‌ترسم، می‌خواهند مرا به زور شوهر دهند، احساس‌ می‌کنم در اینجا جایی ندارم. نمی‌توانم با پدر و مادرم زندگی کنم. شرایط خانواده‌ام خوب نیست، با من سر سازگاری ندارند، احساس می‌کنم تو خونه؛ جایی ندارم». اینها جملات دختر ۱۴ یا ۱۵ ساله‌ای است که از ترس پدر و مادری که می‌خواستند او را به زور شوهر دهند، شنیده می‌شد؛ دخترکی که شاید مفهوم کانون گرم خانواده را نفهمد اما خوب می‌داند که تنها راه نجاتش از ازدواج اجباری، فرار از خانه است. ادامه مطلب »

باردار کودکی هستم که فرزند من نخواهد ماند!

اولین بار که می‌شنیدم زنهایی از طوایف و روستاهای عربنشین خوزستان، بی هیچ چشمداشت مالی و منفعت معنوی، بی آن که حتی رضایتشان را جلب کرده باشند، به تشخیص بزرگان طایفه و خانواده برای دیگر عضو عقیم و ذکور فامیل، که معمولاً از اعضای خانوادهی شوهر است، فرزندآوری میکنند. به نظرم دردناک می‌آمد، آن‌ها مادر بودند و نبودند… ادامه مطلب »

معرف‌هایی به بن‌بست خورده

نگاهی به فیلم مستند «معرف»؛ یکی از نکاتی که در این فیلم زیاد از سوی زنان اداره‌کننده موسسه با لحنی انتقادی مطرح می‌شود، تحصیل دختران است. مسئولان مرکز معتقدند درس خواندن سبب شده این‌همه دختر بی‌شوهر بمانند. همین‌طور در مورد خیانت مردان به همسرانشان، فکر می‌کنند کوتاهی از زن بوده است نه تنوع‌طلبی مردان. بااینکه خود به‌کرات در معرض تنوع‌طلبی مردان قرار گرفته‌اند، زنی را که خیانت دیده دعوت می‌کنند به رسیدن بیشتر به خودش و همسرش. حتی توصیه‌ای برای مراجعه به مشاور به او نمی‌کنند. به جای همدلی انگشت اتهام را به سمت زنی که زیر بار خیانت شکسته شده است می‌گیرند و فشاری مضاعف بر او وارد می‌کنند. ادامه مطلب »

رنج بی‌مزد زنان شالیکار

بررسی نارسایی بیمه‌ای، دغدغه‌ها و تبعیض در حقوق زنان شالیکار؛ اقبالِ مالکانِ زمین از زنان کشاورز به علت دستمزد کمتر، بیشتر است؛ درحالی‌که زنان با توجه به شرایط و بافت مذهبی و سنتی شهرهای شمالی ایران، کشاورزی را به‌عنوان کارگری در صورت نیاز مالی شدید انتخاب می‌کنند. بخش قابل توجهی ازاین زنان سرپرست خانوار هستند یا به دلیل نداشتن زمین زراعی شخصی، درآمد‌شان نقش تاثیرگذاری در زندگی روزمره خانواده‌شان دارد. ادامه مطلب »

آرشیو مطالب قدیمی