امروز:   فروردین ۱۴, ۱۳۹۹    
فيسبوک
ژانویه 2020
د س چ پ ج ش ی
« دسامبر   فوریه »
 12345
6789101112
13141516171819
20212223242526
2728293031  
آخرین نوشته ها

Archive for بهمن ۳ام, ۱۳۹۸

فراخوان به تجمع اعتراضی در ۷ بهمن در برابر مجلس

هفت تشکل بازنشستگان و کارگران برای تجمع در برابر مجلس فراخوان داده اند و نوشته اند: درد مشترک همه ی ما، تحمیل فقر و نابرابریست، تحمیل بیماری و نگرانی است، تحمیل تورم و ناامیدی از آینده فرزندانمان است و از سوی صاحبان قدرت، برای حل این مصائب نیز حق اعتراض و تشکل نداریم!…./ ادامه مطلب »

دهنت را ببند، این آخرین اخطار است/ این خطای انسانی نیست، اوج خطای حیوانی است

دو خبر از خانواده های داغدار فاجعه سقوط هواپیما
«در مراسم ترحیم دیدم که فرمانده سپاه و نماینده خامنه‌ای در سپاه به‌عنوان صاحب عزا ایستادند کنار ما، که به آنها گفتم که شما از یزید وقیح ترید و خوشحالم این رو گفتم چون حرف دل الناز بود»… سالن اجتماعات مدام پر و خالی می‌شود پدرام موسوی و مژگان دانشمند هر دو از فارغ‌التحصیلان «دانشگاه علم و صنعت» بودند. پدرام از این دانشگاه، مهندسی برق با گرایش مخابرات را دریافت کرده بود و مژگان مهندسی برق با گرایش الکترونیک. هر دو در کانادا تا مقطع دکترا ادامه تحصیل داده و از استادان و محققان «دانشگاه آلبرتا» بودند. پدران هر دو نفرشان پزشک هستند و همکار…/ ادامه مطلب »

لباسم دیگر جای وصله ندارد

رونق بازار کهنه دوزی در گیرودار گرانی؛ خیلی از خیاطها تا قبل از این روزها سفارش‌های خیاطی داشتند و در کنارش هم کهنه دوزی می‌کردند اما حالا یکسره به بورس بزرگ کهنه دوزی تبدیل شده‌اند. آقا حبیب و برادرش باهم مغازه‌شان را اداره می‌کنند. سراسر مغازه پر است از لباس‌هایی که برای تعمیر آورده‌اند. آقا حبیب یکی دو تا شلوار را از میان بقیه جدا می‌کند و نشان می‌دهد: «اینها را نگاه کن! آنقدر داغون و پاره‌اند، نمی‌دانم چطور تعمیرشان کنم اما چاره چیست؟ مردم همه گرفتارند و این روزها که وضع همه بدتر شده از این جور لباس‌ها بیشتر برایمان می‌آورند.»  ادامه مطلب »

ما گل‌های خندانیم؟

وقتی دیوار اطمینان کودکان با خبرهای ناگوار فرو می‌ریزد؛ «بچه‌ام دائم سؤال می‌کند که مامان قرار است به ما حمله کنند؟ نکند جنگ بشود و تو و بابا بمیرید، من تنهایی می‌ترسم. خیلی هم از این می‌ترسد که اشتباهی تیر بخورد؛ نمی‌دانم این را دیگر از کجا آورده یا می‌گوید من اصلاً سوار هواپیما نمی‌شوم. ترس این را هم دارد که هواپیما بیفتد روی خانه‌مان، حالا خانه ما اصلاً در مسیر عبور هواپیما نیست. خلاصه همه‌اش از این جور سؤال‌ها می‌کند و دائم اضطراب دارد. هرچه هم سعی می‌کنیم از اخبار دور نگهش داریم، فایده ندارد چون در مدرسه بچه‌ها درباره اخبار ناراحت‌کننده حرف می‌زنند.» ادامه مطلب »

جستجو
Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Search in posts
Search in pages
آرشیو مطالب قدیمی