امروز:   مهر ۲۷, ۱۳۹۸    
فيسبوک
اکتبر 2019
د س چ پ ج ش ی
« سپتامبر    
 123456
78910111213
14151617181920
21222324252627
28293031  
آخرین نوشته ها

“شما می‌تونین کلمات رو بچشین؟”

سوالی که موجب حیرت من شد…ما به مرحله‌ای جدید از تاریخ دنیا وارد شده‌ایم که در اون احساسات جمعی بیش از هر وقت دیگه‌ای می‌تونه هدایت‌کننده یا منحرف‌کننده‌ی سیاست‌ها باشه. و از طریق شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های اجتماعی این احساسات بیشتر گسترده می‌شن، دوقطبی می‌شن، و با سرعت زیادی در سراسر دنیا منتشر می‌شن. زمانه‌ی ما عصر تشویش، خشم، بی‌اعتمادی، نفرت، و فکر می‌کنم، میزان زیادی ترسه. ولی موضوع اینه: گرچه تحقیقات زیادی در مورد عوامل اقتصادی وجود دارن، به نسبت تعداد کمی تحقیقات در مورد عوامل احساسی صورت گرفته.

 

 

 

***

 

 

 

سخنرانی نویسنده الیف شافاک در تِد: قدرت انقلابی تفکر متکثر

ولی جوری که او دنیا رو به دو گروه خیالی تقسیم کرده بود، به دو گروه مخالف — من رو آزار داد و با من موند. طبق این نقشه‌ی خیالی، بعضی کشورها در جهان کشورهای سیال و ناپایدار هستن. اون‌ها شبیه آب‌های گسسته‌ای هستن که هنوز مستقر نشدن. بعضی قسمت‌های دیگه‌ی جهان، که به غرب معروف‌ن، جامد، امن و باثبات‌ن. بنابراین سرزمین‌های سیال هستن که به فمینیسم، فعالیت مدنی، و حقوق بشر نیاز دارن، و امثال ما که اون‌قدر بدشانس و بداقبال بودیم که اهل چنین جاهایی باشیم باید به مبارزه و تلاش برای داشتن این ارزش‌های حیاتی ادامه بدیم. ولی امید وجود داشت. همین‌طور که تاریخ به پیش می‌ره، حتی بی‌ثبات‌ترین سرزمین‌ها هم بالاخره جبران مافات می‌کنن. و در همین حین، شهروندان سرزمین‌های پایدار خیال‌شون از پیشرفت تاریخ و برتری نظام آزادی‌خواهانه راحته. اون‌ها می‌تونن از تلاش‌ها و درگیری‌های آدم‌های نقاط دیگر دنیا حمایت کنن، ولی دیگه خودشون مجبور به تلاش و مبارزه برای به دست آوردن اصول اولیه‌ی دمکراسی نبودن. چون از این مرحله گذر کرده بودن.

در سرتاسر دنیا، وقتی به طرز صحبت عوام‌فریب‌ها نگاه کنیم و اینکه چطور الهام‌بخش جنبش‌ها می‌شن، فکر می‌کنم تمام اون‌ها یک کیفیت ‌آشکار مشترک دارن: اون‌ها به شدت و حدت از تکثر نفرت دارن. اون‌ها نمی‌تونن با کثرت کنار بیان. آدورنو می‌گفت: “عدم تحمل ابهام نشانه‌ای از یک شخصیت خودکامه‌ست.” ولی من از خودم می‌پرسم: اگر همین نشانه، همین عدم تحمل ابهام — اگر همین نشانه‌ی زمانه‌ی ما، عصری که توش زندگی می‌کنیم باشه چی؟ چون من به هرجا نگاه می‌کنم تفاوت‌هایی رو می‌بینم که رو به محو شدن هستن. در برنامه‌های تلویزیونی، یک سخنگوی ضد یک چیز داریم در مقابل یک سخنگوی حامی یک چیز. مگه نه؟ آمار بیننده‌ها مهمه. اگه بر سر هم فریاد بکشن که چه بهتر. حتی در محیط‌های آکادمیک، جایی که افراد تحصیلکرده‌ی ما قراره رشد کنن، شما شاهد رقابت یک دانشمند خداناباور با یک دانشمند به شدت خداپرست هستین، ولی این یک مبادله‌ی روشنفکرانه‌ی واقعی نیست، چون یک برخورد میان دو قطعیته.

(تشویق)

۲۷ مرداد ۱۳۹۷

این مطلب را ارسال کنید: بالاترین Twitter
Print Friendly, PDF & Email

نظرات بسته است

جستجو
Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Search in posts
Search in pages
آرشیو مطالب قدیمی