امروز:   آبان ۲۵, ۱۳۹۷    
فيسبوک
انتخاب موضوع موردنظر
نوامبر 2018
د س چ پ ج ش ی
« اکتبر    
 1234
567891011
12131415161718
19202122232425
2627282930  

«جنایتی منحصر به فرد به دستور یک مرجع روحانی»

یکی از ویژگی‌های اعدام‌های ۶۷ آن است که هزاران زندانی، در حالی که احکام صادره توسط دادگاه‌ها را تحمل می‌کردند و در برخی موارد حتی احکام زندان آنان پایان یافته بود با صدور یک دستور، قتل عام شدند. اعدام‌های ۶۷ را می‌توان از قتل‌عام اسرای جنگی نیز مذموم‌تر دانست، چرا که اسیر جنگی لااقل در میدان جنگ حضور داشته، سلاح در دست گرفته و احیانا کسی را نیز کشته است؛ اما زندانیان تابستان ۶۷ هیچ یک با هیچ معیار شرعی و قانونی مستحق اعدام نبودند. از دیگر ویژگی‌های منحصر به فرد و دردناک این فاجعه انسانی این است که شمار قابل توجهی از قربانیان نوجوان و یا کودک بودند و سن آنان کمتر از ۱۸ سال بود ../

*****

۳۰ سال از اعدام‌های دسته‌جمعی زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ می‌گذرد اما ابعاد مسئله و مسئولیت تصمیم‌گیرندگان کاملا آشکار نیست. آنچه مسلم است، این‌که زندانیان اعدام‌شده همگی پیش‌تر محاکمه شده و حکم داشتند. برخی از آنها حتی در آستانه آزادی بودند.

گذشته از این، با وجود استدلال برخی از دست‌اندرکاران این اعدام‌ها که علت را به عملیات نظامی مجاهدین (مرصاد/فروغ جاویدان) در مرزهای ایران و عراق مربوط می‌دانند، در شهریور ۶۷، سراغ زندانیان چپ نیز رفتند.

حالا ۳۰ سال از این واقعه می‌گذرد. بسیاری از کسانی که در آن زمان در بدنه حاکمیت بودند، هنوز درباره این واقعه اظهارنظری نکرده‌اند.
در سی سالگی اعدام‌های دسته‌جمعی سال ۱۳۶۷ دویچه وله سراغ کسانی رفت که کمتر در این باره گفته و نوشته‌اند؛ صدیقه وسمقی یکی ار آنان است . او پاسخ داد:

صدیقه وسمقی: جنایتی منحصر به فرد به دستور یک مرجع روحانی

در تاریخ ایران زمین، جنایات و کشتارهای فراوانی روی داده است. برخی کشتارها توسط بیگانگان صورت گرفته که از آن جمله می‌توان به آنچه توسط اعراب، مغول‌ها و یا افغان‌ها روی داده اشاره کرد. شیوه وحشیانه کشتار در این موارد با شیوه‌های معمول در روزگار خود قابل قیاس است و شاید بتوان گفت که در این حمله‌ها و کشتارها از شیوه‌های معمول در زمان خود استفاده شده است.

تاریخ خون‌بار ایران شاهد جنایاتی از سوی حکومت‌های داخلی نیز بوده است که یکی از فجیع‌ترین آنها کشتار مردم کرمان توسط آقا محمد خان قاجار است. تاریخ جهان نیز گواه جنایات فراوانی بوده است، همانند جنایات دهشتناکی که توسط کلیسا در قرون وسطی روی داد و یا جنایات دولت آپارتاید در آفریقای جنوبی که به دوره معاصر تعلق دارد.

تمامی این موارد، دردناک، هولناک و غیرانسانی است؛ اما آنچه در تابستان ۶۷ در ایران رخ داد، یک جنایت منحصر به فرد است و یا لااقل نویسنده تا کنون مورد مشابه آن را نیافته است.

یکی از ویژگی‌های اعدام‌های ۶۷ آن است که هزاران زندانی، در حالی که احکام صادره توسط دادگاه‌ها را تحمل می‌کردند و در برخی موارد حتی احکام زندان آنان پایان یافته بود و استحقاق آزادی را داشتند با صدور یک دستور، قتل عام شدند. اعدام‌های ۶۷ را می‌توان از قتل‌عام اسرای جنگی نیز مذموم‌تر دانست، چرا که اسیر جنگی لااقل در میدان جنگ حضور داشته، سلاح در دست گرفته و احیانا کسی را نیز کشته است؛ اما زندانیان تابستان ۶۷ هیچ یک با هیچ معیار شرعی و قانونی مستحق اعدام نبودند و گواه این ادعا نیز احکام صادره توسط دادگاه‌های جمهوری اسلامی است که بر اساس آن هیچ یک از آنان حکم اعدام نداشتند.

آنان به گناه ناکرده اعدام شدند. برخی مانند مجاهدین خلق قربانی گناه دیگران شدند و برخی دیگر معلوم نیست قربانی گناه چه کسانی شدند.

از دیگر ویژگی‌های منحصر به فرد و دردناک این فاجعه انسانی این است که شمار قابل توجهی از قربانیان نوجوان و یا کودک بودند و سن آنان کمتر از ۱۸ سال بود .

دیگر ویژگی منحصر به فرد اعدام‌های ۶۷ آن است که دستور آن از سوی یک مرجع روحانی صادر شد. مرجعی که رهبر انقلاب بود و مردم با جانفشانی‌هایی که به رهبری او برای پیروزی انقلاب کرده بودند، امید آن داشتند که شاهد بارش رحمت و عطوفت بر کشور باشند؛ تا آنجا که حتی برخی مادران و پدران با اعتماد راسخ به رهبر روحانی انقلاب، فرزندان خود را به دستگاه تحت حاکمیت او تحویل دادند. آنان هیچ گاه گمان نمی‌کردند فرزندان‌شان در پشت حصارهای زندان به قتل برسند و از دیدن جنازه عزیزان خود و حتی از حق داشتن یک نشان – یک قبر- برای عزیز خود نیز محروم باشند.

باور بسیاری از آنان این بود که رهبر روحانی انقلاب پدری مهربان است و تا پایان بحران پیش آمده از فرزندان آنان بهتر از خود ایشان مراقبت خواهد کرد. همه انتظار داشتند که رهبر انقلاب با استفاده از نفوذ معنوی و تدبیر خویش کشور را به ساحل امن آزادی، آسایش و آشتی هدایت کند؛ اما متاسفانه آنچه پیش آمد شوکی بزرگ بر پیکر وطن بود، شوکی که هنوز آرام نیافته است. زخمی بزرگ و عمیق که هنوز التیام نیافته است.

شاید دست اندرکاران اعدام‌ها کردار خود را مصداق یک جنایت نمی‌دانستند. اظهارات عاملان زنده این قتل‌عام، روزی که حاضر شوند در پیشگاه خانواده‌های قربانیان و ملت ایران لب به سخن گشوده و ابعاد گسترده این قتل‌عام را آشکار ساخته و با منطق و دلیل خود از عملکرد خویش دفاع کنند، بسیار شنیدنی خواهد بود. باید با تلخی به انتظار آن روز نشست. شاید در آن روز به اعجاز آگاهی و ندامت عاملان این کشتار، مرحمی بر این زخم عمیق دردناک نهاده شود.

۹ شهریور ۹۷

این مطلب را ارسال کنید: بالاترین Twitter
Print Friendly, PDF & Email

نظرات بسته است

جستجو
Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Search in posts
Search in pages
آرشیو مطالب قدیمی