امروز:   آذر ۲۱, ۱۳۹۷    
فيسبوک
انتخاب موضوع موردنظر
دسامبر 2018
د س چ پ ج ش ی
« نوامبر    
 12
3456789
10111213141516
17181920212223
24252627282930
31  

محرومیت از تحصیل، سیاست تحمیل‌شده از طرف رژیم ولایت فقیه

به‌مناسبت سال تحصیلی جدید؛ بی‌سوادی، ترک تحصیل، بزه‌کاری، اعتیاد، افت تحصیلی، مدارس فرسوده، کمبود فضای آموزشی و جز این‌ها، فرآیندهایی ناآشنا نیستند و همه این‌ها مطلوب رژیم ولایت فقیه است. چنانچه سیاست‌های متحجرانه حاکم بر محیط‌های آموزشی غلبه نمی‌داشت، لزومی هم برای تدوین لایحه بدون پشتوانه از طرف دولت با عنوان: «حق تحصیل» نبود. محرومیت از تحصیل به دانشجویان اخراجی محدود نمی‌شود. هم‌اکنون میلیون‌ها نفر از نسل آینده‌ساز میهن، عملاً و به دلایل گوناگون، از حق تحصیل محروم شده‌اند و تأسف‌بر‌انگیز اینکه، چشم‌انداز امیدوار کننده‌ای برای پایان یافتن آن متصور نیست…

 

*****

روزنامه ایران، ۲۰ شهریورماه، زیر عنوان: “حق تحصیل”، نوشت: “تصویب لایحه ٬الحاق یک تبصره به قانون سنجش و پذیرش دانشجو در دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی کشور٬ در دولت، همان اصلاح ساختاری است که سال‌ها به یک خواست همه‌گیر تبدیل شده بود. درصورت تبدیل این لایحه به قانون، دیگر دانشجویان مستعد، پس از سال‌ها تلاش، گذشتن از سد کنکور و پیروزی بر دیگر رقبای دانشجوی خود، به‌دلیل مبهمی به‌نام ٬نقص در پرونده٬ از ادامه تحصیل بازنمی‌مانند. مصوبه دولت هرچند به‌نام دانشجویان ستاره‌دار شناخته خواهد شد، اما رویکردی فراگیر به‌نام حقوق شهروندی را نیز دارد.

زیرا مطابق مستثنیات این قانون، درهای دانشگاه‌های ایران برای شهروندان دیگری از این سرزمین هم گشوده خواهد شد؛ شهروندانی که هر یک به دلایلی از تحصیل محروم می‌شدند. بر این اساس، مصوبه دولت را می‌توان سنگ بنای مهمی برای رفع تبعیض‌های آموزشی و تحصیلی دانست، سنگ بنایی که نام دولت ٬تدبیر و اعتدال٬ بر آن حک شده است. زیرا همگان اذعان دارند که این لایحه، آن هم در این زمان، کاری سترگ و گامی بزرگ است.” روزنامه ایران در همان شماره در چندین مطلب به معضلات آموزشی در ایران پرداخت که در آن وعده‌هایی برای عدم محرومیت ادامه تحصیل به‌خاطر عقیده را نوید داده است. بحث ما در رابطه با این وعده‌های پوچ نیست. اما مطلب انتشار یافته در روزنامه وابسته به دولت، تمامی مصائبی که بر سیستم آموزشی میهن رفته است را به‌روشنی نشان می‌دهد. خود این مطلب اعتراف می‌کند که در طول چهار دهه گذشته سیستم حاکم بر فضای آموزشی میهن، تسویه، پاک‌سازی و قلع‌وقمع تفکر علمی به‌نفع ارتجاعی‌ترین تفکرات موجود وابسته به حاکمیت فعلی ‌بوده است. “انقلاب فرهنگی”، در اویل انقلاب، تعداد زیادی از استادان و دانشجویان نخبه را از حق کار و تحصیل محروم کرد و حتی تعداد پر‌شماری را هم به مسلخ مرگ فرستاد. حاکمیت اسلامی در طول چهار دهه گذشته تلاش‌هایی بی‌وقفه‌ را برای رام کردن محیط‌های آموزشی به‌نفع ارتجاع تدارک دیده است که یکی پس از دیگری با شکست مواجه شدند. برآمد این ستیز، ادامه هزینه‌هایی است که حاکمیت به جویندگان و پویندگان علم در محیط‌های آموزشی تحمیل کرد. به زندان افکندن و محرومیت از تحصیل، از پیامدهای این سرکوب مداوم بوده است. رژیم ولایت فقیه نه‌تنها با تفکر علمی سر ستیز دارد، بلکه اصولاً با رویکردی که سطح سواد آحاد جامعه را گسترش دهد مخالفت می‌کند و این امر به‌خصوص در رابطه با زنان یا به‌تعبیر حاکمیت “جنس ضعیف”، برجسته‌تر است.

روزنامه اطلاعات، ۱۷ شهریورماه، به‌نقل از بطحایی، وزیر آموزش‌وپرورش، نوشت: “امسال ۱۴ میلیون و ۷۰۰ هزار دانش‌آموز سال جدید تحصیلی را در کشور آغاز می‌کنند که نسبت به سال گذشته تحصیلی ۶ درصد رشد داشته است.” او  در جایی دیگر در رابطه با معضلات آموزش در ایران، گفت: “در دولت‌های قبلی باتوجه به کمبود اعتبارات مدرسه‌سازی، به امر مدرسه‌سازی توجه ویژه‌ای نشده است. سرانه فضاهای آموزشی در کشور به‌ازای هر دانش‌آموز پنج مترمربع است و این درحالی است که استاندارد آن هشت مترمربع است.متأسفانه در برخی از استان‌های کشور سرانه فضای آموزشی کمتر از سه مترمربع است و این موضوع نیاز به‌کمک خیرین برای رسیدن به استاندارد فضای آموزشی در کشور دارد.‏” بطحایی به‌درستی می‌گوید که در دولت‌های قبلی به امر مدرسه‌سازی توجه نشده است، اما نمی‌گوید چرا دولت فعلی پس از ۵ سال، همان عملکرد مشابه را دارد؟ جالب اینکه بطحایی رفع این معضل را وظیفه دولت قلمداد نمی‌کند و از “خیرین” می‌خواهد که در این راه چاره‌یابی کنند. روزنامه آرمان، ۲۰ فروردین‌ماه سال جاری، در رابطه با معضل همیشگی آموزش در ایران، نوشت: “هفته گذشته معاون رفاه اجتماعی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی گفت: ۱۳۶‌هزار کودک بازمانده از تحصیل در کشور وجود دارد. احمد می‌دری با اشاره به اینکه یکی از مهم‌ترین برنامه‌های این وزارتخانه ساماندهی کودکان بازمانده از تحصیل است، گفت: بیش از ۱۳۶‌هزار کودک بازمانده از تحصیل در کشور وجود دارد که ۲۰‌هزار از این تعداد در استان سیستان‌و‌بلوچستان زندگی می‌کنند.” ایرنا، ۱۷ فروردین‌ماه سال ۹۶، جمعیت سیستان‌وبلوچستان را ۲ میلیون و ۷۷۵ هزار نفر اعلام کرد. ایرنا، ۱ مهرماه ۹۶، جمعیت دانش‌آموزی این استان را ۷۰۰ هزار نفر اعلام کرد. سیستان‌وبلوچستان از محروم‌ترین استان‌های ایران است و آمار محرومان از تحصیل بسیار بیشتر از آمار رسمی است، اما همین تعداد ۲۰ هزار نفر اعلام شده، چیزی از فاجعه بی‌سوادی و کم‌سوادی کم نمی‌کند. روزنامهٔ اعتماد، ۲۵ اردیبهشت‌ماه سال جاری به موضوع اعتیاد پرداخت و نوشت: “ممکن است امروز، همان‌ها که سال ١٣٩٠، اخبار منتشره درباره اعتیاد دانش‌آموزان و هشدارهای مسئولان وقت ستاد مبارزه با مواد مخدر را ٬کذب٬ خواندند و با لحن اخطار گونه‌ای، از این گفتند که ٬جامعه دانش‌آموزی کاملاً پاک است و فقط ممکن است تعداد بسیار قلیلی از دانش‌آموزان، فقط در معرض خطر اعتیاد باشند٬، حرف‌های خود را فراموش کرده باشند یا تظاهر به فراموشی کنند اما سه هفته قبل بود که پرویز افشار، سخنگوی ستاد مبارزه با مواد مخدر از آماری خبر داد که سند محکمی از پنهان‌کاری واقعیت رشد زیر‌پوستی آسیب‌های اجتماعی در آغازین ماه‌های دهه ٩٠ بود. به‌گفته افشار و به‌استناد آمارها و نتایج بررسی‌های رسمی اما غیرقابل‌انتشار ٬سال ۸۰، نیم درصد از جمعیت دانش‌آموزی دوم متوسطه تجربه مصرف مخدر یا محرک داشتند، سال ۹۰ این عدد به یک درصد و سال ۹۵ به دو درصد رسید.٬ ”

روزنامه همدلی، ۱۷ شهریورماه، در همین ارتباط، نوشت: “بر اساس گزارش‌های سامانه پایش و مدیریت آسیب‌های اجتماعی وزارت آموزش‌وپرورش، ٬خشونت٬، ٬مصرف مواد٬ و ٬انحرافات اخلاقی٬ در شمار رفتارهای پرخطر معرفی شده که با تحلیل علمی باید موردبررسی و توجه بیشتری قرار گیرند، چراکه این واقعیت‌ها قابل‌انکار نیستند. ۱۷ خودکشی در سال تحصیلی ۹۴-۹۵، کاهش سن اعتیاد به ۱۳ سال، شیوع ۶۰ درصدی مصرف مواد مخدر در نوجوانی و افزایش رفتارهای جنسی تنها بخشی از آمارهای رسمی منتشر شده از سوی مسئولان نهادهای مختلف در سال‌های گذشته درخصوص آسیب‌های دانش‌آموزان است که منتشر شده.”

سیمای واقعی محیط‌های آموزشی در این دو گزارش مشخص شده است. اما نکته جالب اینکه، حاکمیت برای رفع این معضل، راه‌کارهایی را ارائه می‌کند که نه‌تنها این معضلات را کاهش نمی‌دهند، بلکه باعث افزایش آنها هم خواهند شد.

حجت‌الاسلام سید مجتبی ملکی (مشاور عالی وزیر در امور همکاری با حوزه‌های علمیه) در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا، ۱۱ تیرماه، در رابطه با تأثیر حضور روحانیون در مدارس، گفت: “برخی از این روحانیون معجزه کردند و دانش آموزان را از میان انبوهی از صداها به صدای خودشان جذب کردند، چون صدا به گوش فطرتشان آشنا بوده است. من در مدرسه شیراز حضور پیدا کردم که یک روحانی فعالیت می‌کرد. یکی از مواردی که ما در مدارس پیگیری می‌کنیم میزان پیشرفت علمی دانش آموزان است.، پرسیدیم شاخص علمی در مدرسه چگونه است؟ و آن‎ها پاسخ دادند که در مسابقات رتبه اول را در این شهر داشته است. دانش‌آموزانی که قاری قرآن هستند در مسائل علمی خیلی موفق‌اند، درواقع دانش‌آموزان از طریق روحانیون تشویق و ترغیب می‌شوند و توان علمی و مهارت‌هایشان افزایش می‌یابد.”

خواندن این مطلب ممکن است اسباب خنده و کمدی برای بسیاری فراهم کند اما واقعیت تلخ این است که این رویکرد، سیاستی است که بر فضای آموزشی میهن حاکم گردیده و صدمات بی‌شماری را به‌همراه داشته است. تفکری که قاری بودن را باعث پیشرفت علمی فرد تلقی می‌کند به‌خوبی آگاه است که مشتی لاطائلات تحویل جامعه می‌دهد، اما همین‌که این رویکرد مرتب بازتولید می‌شود و رسانه‌ای می‌شود، نشان می‌دهد که عزمی برای عقب‌نشینی از این شیوه‌های ارتجاعی نزد حاکمان وجود ندارد.

باقرزاده، رئیس سازمان نهضت سوادآموزی به ایلنا، ۱۴ تیرماه، گفت: “درحال‌حاضر سیستان‌وبلوچستان، آذربایجان‌غربی، لرستان و کرمان بالاترین آمار بی‌سوادی در کشور را دارند ولی عمده بی‌سوادان متأسفانه در نقاط حاشیه شهرها هستند که اتفاقاً شناسایی این افراد سخت‌تر از افرادی است که در روستاها هستند.”

ما به‌تناوب و در طول سال و یا نزدیک به آغاز سال تحصیلی، مطالب و اظهاراتی را شاهدیم که عمدتاً از طرف مقام‌های حکومتی و یا روزنامه‌های وابسته به جناح‌های حکومتی، بیان می‌شوند و انتشار می‌یابند. این مطالب عمدتاً حول مسائلی است که گریبان محیط‌های آموزشی و دانش‌پژوهان را گرفته است. اعتراف به‌این مشکلات از یک‌طرف و بی‌توجهی عمدی و یا سهوی برای رفع آن‌ها از طرف دیگر، نقطه برجسته در این فرآیند است. دولت حسن روحانی علاوه‌ بر این بی‌کفایتی‌های یاد شده در بالا، به تدوین لایحه‌ای اقدام کرده است که حتی اگر هم تصویب شود درعمل به‌هیچ‌عنوان به‌اجرا درنخواهد آمد. رژیم ولایت فقیه به‌خوبی آگاه است که هرگونه نرمش در رابطه با سیاست‌های سرکوبگرانه و ارتجاعی در محیط‌های آموزشی، تبعاتی نگران‌کننده برای حاکمیت در پی خواهد داشت. این حساسیت از چهار دهه پیش تاکنون بدون وقفه ادامه داشته است و بدین منظور، تخریب محیط‌های آموزشی برای اینکه گزندی به حکومت وارد نشود، ادامه پیدا خواهد کرد. ماحصل این سیاست ضد مردمی که آثار آن دامن‌گیر چندین نسل خواهد شد، به‌طور مختصر در سطرهای بالا تا حدودی روشن شده است.

بی‌سوادی، ترک تحصیل، بزه‌کاری، اعتیاد، افت تحصیلی، مدارس فرسوده، کمبود فضای آموزشی و جز این‌ها، فرآیندهایی ناآشنا نیستند و همه این‌ها مطلوب رژیم ولایت فقیه است. چنانچه سیاست‌های متحجرانه حاکم بر محیط‌های آموزشی غلبه نمی‌داشت، لزومی هم برای تدوین لایحه بدون پشتوانه از طرف دولت با عنوان: “حق تحصیل” نبود.

محرومیت از تحصیل به دانشجویان اخراجی محدود نمی‌شود. هم‌اکنون میلیون‌ها نفر از نسل آینده‌ساز میهن، عملاً و به دلایل گوناگون، از حق تحصیل محروم شده‌اند و تأسف‌بر‌انگیز اینکه، چشم‌انداز امیدوار کننده‌ای برای پایان یافتن آن متصور نیست.

به نقل از «نامۀ مردم»، شمارۀ ۱۰۶۰

دوشنبه ۲۶ شهریور ۱۳۹۷

این مطلب را ارسال کنید: بالاترین Twitter
Print Friendly, PDF & Email

نظرات بسته است

جستجو
Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Search in posts
Search in pages
آرشیو مطالب قدیمی