امروز:   آذر ۲۱, ۱۳۹۷    
فيسبوک
انتخاب موضوع موردنظر
دسامبر 2018
د س چ پ ج ش ی
« نوامبر    
 12
3456789
10111213141516
17181920212223
24252627282930
31  

بگو و برو به جای گشت ارشاد برای ترویج حجاب!

«زور می زنی که خودت رو به جای مامور گشت ارشاد به عنوان مردم جا به زنی. اما تو جز ماموران طرح بگو و برو هستی که تلاش می کنید که خودتان راشبیه مردمی جا بزنید که مثلا طرفدار حجاب هستید و دغدغه مردمی دارید . مگر می شود از سر خیابوان انقلاب تا کارگر شمالی این همه زن دوتا دوتا راه افتاده باشند بدون سازمان دهی؟ جواب نمی دهد. ترکش می کنم.»

 

 

 

 

***

 

 

 

میدان انقلاب از اتوبوس پیاده می شوم زنی چادری از پشت به شانه ام می زند که پشت گردنم بیرون است. تنها نگاهش می کنم و رد می شوم. در راه برگشت ار تقاطع بلوار کشاورز تا می پیچم توی کارگر دو زن چادری را می بینم که یکی جوان تر است و دیگری مسن تر. ان زن پیرتر میاد سراغم و اهسته می گوید یقه تون بدجور مشخصه و رد میشه. جوابی نمی دم کمی جلوتر دوباره دو تا خانم یکی مسن تر یکی جوان را می بینم که به زن مانتویی چیزی می گویند و او نیز مانتویش را جمع تر می کند. به من می رسند و زن جوان تر می گوید یقه تون بازه نگاهش می کنم و بعد برمی گردم و بلند می گویم به تو چه ربطی داره؟ مگه من به چادر سرکردن تو کاری دارم عوضی. عوضی رو مخصوصا می گویم. تا اگر به فرض محال سازمان دهی شده هم نیستند شاید چنین رفتارهایی سبب شود از رفتارشان دست بکشند. به زنی می رسم که جلوتر از من تذکر گرفت و خودش را پوشاند به سرتا پایش نگاه کردم، هیچ مشکلی نداشت در حقیقت یک زیرسارافونی بلند پوشیده بود زیر مانتو اش که بالای زانو بود و مانتواش هم جلو باز اما واقعا نمی شد تذکری به او داد. گفتم بهت تذکر دادن گفت بله و خیلی مودب بودند. گفتم ببین حق ندارند مودب یا غیر مودب کاری داشته باشند. پوشش هر زنی حق خودش هست و بس. ولی به جاش من فحش دادم که دیگه با این زرنگ بازی مودب بودن نرن تذکر بدن. باز کمی جلوتر سه دختر نوجوان را می بینم که روسری هایشان را از سر برداشته اند و زنی چادری برایشان منبر رفته است. می ایستم و از دختری که کنار من است می پرسم، مدل جدید گشت ارشاده؟ می گوید بله. زن زیر چادرش روسری سفیدی پوشیده است؛ و دارد می گوید همه مردها که مثل هم نیستند شما با این کارتان سبب از هم پاشیدن خانواده ها می شوید. دختران نوجوان البته به خوبی از پس اش بر می ایند و جواب می دهند خانواده ای که این قدر سست است بهتر است نباشد. بعد مردی لباس شخصی سر می رسد و می گوید چرا با اینها حرف می زنی الان زنگ می زنم بیایند جمعشان کنند. زنگ می زنند و دخترها سریع محل را ترک می کنند و مرد دنبالشان راه می افتد و یکی دو مرد جوان تر با مرد لباس شخصی درگیری لفظی پیدا می کنند و او را از دخترها دور می کنند.

من با زن چادری همراه می شوم او شروع می کند به سخنرانی در مورد حجاب. می گویم کتاب حجاب «ترکاشوند» را خوانده ای؟ برای طلبه ها نوشته است اگر بخوانی می فهمی اصلا حجابی وجود نداشته است. بعد از قران برایم فکت می اورد که می گویم «جلابهن» معنی اش روسری نیست، پوشیدن یقه است برای زنان مسلمان. می گویم ببین در غرب که پوشش اختیاری است اصلا کسی به کسی در خیابان کاری ندارد. اگر هم داشته باشد می شود شکایت کرد. می گوید انجا به دلیل بی حجابی خانواده از هم پاشیده است. می گویم خانم شما که خارج نرفته اید برای چه در مورد جایی که نمی دانید، حرف می زنید، خانواده سرجایش هست و اگر مشکلی هم وجود دارد به سرمایه داری برمی گردد که فرهنگ مصرف را جا انداخته و آدم ها تا حد کالا پایین امده اند. یک فرهنگی هست که ربطی به حجاب هم ندارد. در ایران هم همین اتفاق می افتد نه این که حجاب یک زن باعث از بین رفتن خانواده شود. می گوید آزار جنسی انجا زیاد است. می گویم مگر در ایران نیست. میگوید این ME TOO برای همین بود. حتی نماینده مجلس نیز زنان را آزار جنسی داده است. می گویم خانم اینجا در دانشگاه اسلامی مسئول نهاد رهبری دخترها را می برد دفترش به هوای تحلیل محتوی فیلم، فیلم های به قول شما مستهجن می گذارد اما هیچ وقت هم کسی جرات نمی کند از او شکایت کند؛ بنابراین فرق اینجا با غرب در این نیست که اینجا ازارجنسی به دلیل حجاب وجود ندارد بلکه قانونی نیست که از زنها حمایت کند تا انها راحت شکایت کنند. می گوید اصلا این طور نیست. می گویم هست و همین داستان ۴۰ زنی که در ایرانشهر مورد تجاوز قرار گرفته اند پس چیست؟ باز هم منکر می شود و من که عصبانی شده ام ،داد می زنم بله کتمان کنید. جمهوری اسلامی گل و بلبل است فقط حجاب زنان مشکل درست کرده است. می گوید منطق نداری که داد می زنی می گویم شما نه منطق داری نه گوش که بشنوی. برای گفتگو هر دوتا لازم هستند. زور می زنی که خودت رو به جای مامور گشت ارشاد به عنوان مردم جا به زنی. اما تو جز ماموران طرح بگو و برو هستی که تلاش می کنید که خودتان راشبیه مردمی جا بزنید که مثلا طرفدار حجاب هستید و دغدغه مردمی دارید . مگر می شود از سر خیابوان انقلاب تا کارگر شمالی این همه زن دوتا دوتا راه افتاده باشند بدون سازمان دهی؟ جواب نمی دهد. ترکش می کنم.

در اطراف انقلاب این گونه زنان زیاد هستند و این اولین باری نبود که من با انان مواجه شدم. سالها قبل هم انها حضور داشتند. جمهوری اسلامی نمی خواهد قبول کند که از زنان ایران شکست خورده است. نیمی از جامعه که از ابتدای پاگرفتن جمهوری اسلامی به شکل های مختلف با رعایت نکردن حجاب معیار، ارایش کردن، پوشش هایی که به نظر جمهوری اسلامی برازنده زن مسلمان نیست، تحصیل کردن، وارد بازار کار شدن با همه محدودیت هایی که حاکمیت در بر او روا داشته مقابله کرده است. در برابر حرکت های اعتراضی زنان به جای بازنگری در قوانین طرح های از پیش شکست خورده ای در مورد حجاب با رویکردی متفاوت از رویکرد قهری گشت ارشاد کلید زده است؛ اما سوال من به عنوان یک شهروند این است که تا کجا قرار است هزینه ای که باید صرف اموزش و پرورش جوانان شود توی جیب های ناهیان منکر برود؟ مثلا این تذکر مودبانه باعث جلوتر امدن روسری یک زن شود اما فقط برای چند لحظه است و با دور شدن ماموران باز اش همان اش و کاسه همان کاسه است؟ ایا برای آن نابغه پشت طرح مسجل نشده است که فایده این بگو و برو در حد چند ثانیه باعث گسترش حجاب نمی شود؟ کاش به جای این همه هزینه برای ماموران مختلف جهت کنترل حجاب برای ایجاد خانه امن هزینه می شد تا زنان درگیر اسیب های اجتماعی زیادی ناشی از خشونت نشوند. چرا در جوامع اسلامی دیگر حجاب ازاد است. اگر حجاب امری اختیاری نبود همه کشورهای اسلامی باید قوانین سختگیرانه این در این زمینه داشتند که ندارند.

مینا روشنی  – دیگری

اول مهر۹۷

این مطلب را ارسال کنید: بالاترین Twitter
Print Friendly, PDF & Email

نظرات بسته است

جستجو
Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Search in posts
Search in pages
آرشیو مطالب قدیمی