امروز:   مهر ۲۵, ۱۳۹۷    
فيسبوک
انتخاب موضوع موردنظر
اکتبر 2018
د س چ پ ج ش ی
« سپتامبر    
1234567
891011121314
15161718192021
22232425262728
293031  

تنهاترین زن این سیاره

تنهاترین زن این سیارهوقتی شنیدم که ژیلا مساعد شاعر ایرانی ساکن سوئد به عضویت کمیته‌ی داوری نوبل ادبیات انتخاب شده است، بیش از هر چیزی به دو دلیل از موفقیت او خوشحال شدم: نخست، بابت این‌که او یک “زن” ایرانی است و احتمالِ اینکه تجربه‌ی زیست و حضورِ زنانه‌اش در جامعه‌ی ادبی مردسالار ایران با من مشترک بوده باشد کم نیست؛ دوم، بابت اینکه یک شاعر “تبعیدی” است و از این منظر نیز من و او رنج‌ مشترکی را تجربه کرده‌ایم که تمام شاعران آن را تجربه نمی‌کنند.
من فضای مردانه‌ی محافل و به‌خصوص جوایز ادبی ایرانی را بسیار خوب به یاد دارم…

 

داوری در چند جایزه‌ی شعر و تجربه‌ی این فضا که در آن همه چیز به نفع شاعر مرد یا داور مرد تمام می‌شد، چنان سرخورده‌ام کرد که در اواسط دهه‌ی هشتاد ایرانی تصمیم گرفتم جایزه‌ای را تنها با داوری زنان و تنها برای شاعران زن به راه بیندازم تا اندکی هم که شده به دیده شدن‌شان در آن فضای یأس‌آور کمک شود. بنابراین وقتی‌که خانم مساعد در گفت‌وگو با یک رسانه‌ی سوئدی می‌گوید: «واژه‌های من در وطن اولم ارجی ندارند اما کشور جدیدم مرا به‌خاطر آن‌چه می‌نویسم در یکی از برترین جایگاه‌های ادبی قرار داده است»، به یاد آن فضایی می‌افتم که اگر می‌خواستی در آن یک زنِ مستقل با تمام ویژگی‌های زنانه‌ات باقی بمانی نه مجیزگوی مردان یا معشوقه‌شان، برایت هزار و یک مانع می‌تراشیدند تا در کل دیده یا شنیده نشوی. در این میان البته همیشه زنان شاعری هم بودند که با تمام موانع و تبعیض‌گذاری‌ها می‌جنگیدند و کمابیش به جایگاهی که باید، دست پیدا می‌کردند، اما با پشتِ سر گذاشتنِ راهی به مراتب دشوارتر از راهی که مردان شاعر برای کسب موفقیت می‌پیمودند.
خانم مساعد علاوه بر موفقیت اخیرش، در سال دو هزار و سیزده نیز به‌عنوان نویسنده‌ی سال در غرب سوئد برگزیده‌ شده و در دو هزار و پانزده به عضویت آکادمی سوئد انتخاب شده بود. به‌دلیل این‌که زبان سوئدی نمی‌دانم، نمی‌توانم قضاوتی درباره‌ی ویژگی‌های شعر ایشان در آن زبان داشته باشم و نتیجه‌گیری بر اساس شعرهایی که به زبان فارسی سروده‌اند نیز از آن جهت به‌دور از خطا نیست که امکاناتی که دو زبانی که از هر جهت با یکدیگر فرق دارند، برای ساختنِ شعر در اختیار شاعر می‌گذارند طبعا متفاوت از هم است. بنابراین اگر حتی فرض را بر این بگذاریم که هر شاعری که هستی‌شناسی خاص خودش را دارد، مضمون شعرهایی که در دو زبانِ مختلف بسراید، به یکدیگر نزدیک خواهد بود، باید اعتراف کنیم که سبک و سیاق شعر او در دو زبان مختلف نمی‌تواند یکی باشد٬ و از آنجا که نه کلام به تنهایی، بلکه ساختاری که کلام در آن قرار می‌گیرد، از یک متن شعر می‌سازد، باز هم باید اعتراف کنم که رسیدن به تصوری از شعرهای خانم مساعد در زبان سوئدی تنها بر اساس خواندن سروده‎های فارسی‌اش، امکان‌پذیر نیست. من فقط می‌توانم حدس بزنم که اندیشه‌ و دغدغه‌های ذهنی پشت شعرهای خانم مساعد در در هر دو زبان یکی باشد، نه سبک شعری او در دو زبان.
برای دریافت اندیشه‌‌ی شعری او یکی از شعرهای ایشان را که اتفاقا٬ هم دغدغه‌های زیست زنانه و هم ردپای تنهاییِ حاصل از تبعید در آن به چشم می‌خورد، برای شما در اینجا می‌گذارم و ضمن تبریک به ایشان بابت موفقیت‌شان‌، سخن خود را به پایان می‌برم:

“امشب”
ژیلا مساعد

امشب می‌خواهم/ تنهاترین/ تنهاترین/ تنهاترین/ زنِ این سیاره باشم/ امشب می‌خواهم/ خونِ دلمه شده در بچه‌دانِ هر مادری/ باشم/ امشب می‌خواهم/ آویزان بر همه‌ی دارها/ تاب بخورم/ امشب می‌خواهم/ خود را در آن چاهی بیندازم/ که قدیس می‌زاید/ پاهای من کجاست؟/ امشب در درونِ من بمباران است/ کسی نباید بداند/ کسی نباید بداند/ چرا همه‌ی مردم درون من/ آماده‌ی مرگ اند/ تو از کدام درزِ در وارد شدی؟/ سرت را نزدیک‌تر بیاور/ در حنجره‌ات حروف مرده را/ جمع کرده‌ای/ می‌دانم/ چشمانت را ببند/ ساکت باش/ من از نگاه وحشت دارم/ من از کلام خسته‌ام/ سوراخ‌های روحم از آن است/ چه کنج خوبی دارد این اطاق/ که می‌توانم بدون آن‌که دیده شوم/ به‌جای همه‌ی داغداران بگریم/ که می‌توانم/ به صورتِ همه‌ی جلادان تف کنم/ و نگاهم را چاقو کنم در تاریکی/ و تاول‌های این سیاره‌ی محزون را/ یکی یکی قطع کنم/ نفس بکش/ نفس بکش با من/ من امشب رهاترین زنِ این سیاره‌ام.

سپیده جدیری٬ شاعر و فعال حقوق زنان

فمینیسم روزمره ـ ۱۷ مهر ۱۳۹۷

این مطلب را ارسال کنید: بالاترین Twitter
Print Friendly, PDF & Email

نظرات بسته است

جستجو
Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Search in posts
Search in pages
آرشیو مطالب قدیمی