امروز:   آبان ۲۵, ۱۳۹۷    
فيسبوک
انتخاب موضوع موردنظر
نوامبر 2018
د س چ پ ج ش ی
« اکتبر    
 1234
567891011
12131415161718
19202122232425
2627282930  

نابرابری جنسیتی در سمت‌های مدیریتی همچنان ادامه دارد

تحقیقات میان ۱۰۳ کشور نشان می دهد، کشورهایی که بر حضور زنان در مجلس و پارلمان تأکید دارند و از حضور زنان در سمت‌های قانونگذاری بهره می گیرند، ۳٫۴ % بیش از دیگر کشورها در زمینه رفاه اجتماعی هزینه می کنند (چن.۲۰۱۰). ولی تسلط مردان در پست های تصمیم گیری منجر به محدود کردن حضور زنان و توانایی های آنها در تاثیرگذاری در سطوح مختلف سیاست گذاری، از جمله تصمیم گیری های آموزشی، اجتماعی، سیاست های محلی، داخلی و بین المللی می گردد.

 

 

 

***

 

 

 

زنان در سمت های مدیریتی سازمان ملل و آژانس های یاری‌رسانی نیز جایگاه درخوری ندارند!

امروزه زنان در سطح بین المللی، در سطوح مدیریت ارشد که بخش اصلی گفتگوهای جهانی در زمینه آموزش را تشکیل می دهد، جایگاهی درخورد ندارند. سازمان ملل متحد بر این باور است که برابری جنسیتی درون سازمانی “گامی مهم در هدایت سیستم ها در مسیر تحقق برابری جنسیتی در آموزش است (سازمان ملل متحد ۲۰۱۷). با این حال، تلاش برای تحقق این شعار و تضمین حضور پررنگ زنان در پست های تصمیم گیرنده قابل توجه نیست. به همین دلیل رابطه ای منفی میان سمت های مدیریتی و سهم زنان از این پست ها به وجود آمده است و تنها آژانس یونیسف در این زمینه اقدامات جدی را در پیش گرفته است.

این در حالی است که سازمان ملل متحد سال ۲۰۲۶ را به عنوان سال هدف برای “همبستگی و برابری در تمامی سطوح سازمان ملل متحد” در تمامی پست های سازمانی در نظر گرفته است (سازمان ملل متحد، ۲۰۱۷). تا ماه اکتبر سال ۲۰۱۷، ۱۶ رئیس از ۲۱ رئیس در OECD و هفت رئیس از هشت رئیس آژانس ها و نهادهای این مجموعه مرد بودند (OECD, 2017c). بانک جهانی نیز اطلاعاتی در خصوص جزئیات کارکنان خود ارائه نمی دهد و راهبردهای برابری جنسیتی آنها تمرکز بر رفع نابرابری های در پروژه های بیرون سازمانی آنها دارد.

در استرالیا، در حالی که ۵۷% از تمامی کارمندان وزارت امور خارجه و تجارت، زنان هستند، تنها ۳۴% از کارکنان ارشد اجرایی و ۲۷% از مسئولان ماموریت ها زن هستند. این سازمان محدودیت های فرهنگی داخلی را شناسایی و مطرح کرده است که ممکن است زنان را از درخواست برای پست های بالاتر منع کند (زنان DFAT، ۲۰۱۵).

زنان حتی حضور کمرنگ تری در پست های سیاسی داخلی دارند

زنان در تمامی موقعیت های شغلی در کشور خود اقتدار کمتری و درجه های نازل تری دارند. تا اکتبر ۲۰۱۷، از ۱۹۳ کشور عضو سازمان ملل، تنها ۱۱ زن به عنوان رئیس جمهور و ۱۲ زن به عنوان نخست وزیر در کابینه دولت حضور داشتند (UN Women, 2017). در پارلمان نیز فقط کشورهای محدوده اسکاندیناوی اعدادی نزدیک به برابری جنسیتی داشته و زنان ۴۱ درصد از پارلمان را تشکیل می دهند. در مناطق دیگر، کمتر از یک سوم نمایندگان پارلمان زنان هستند: در ایالات متحده آمریکا ۲۸٫۵٪، در اروپا ۲۶٪ (بجز کشورهای شمال غربی)، ۲۴٪ کشورهای جنوب صحرای آفریقا، ۱۹٪ در آسیا و ۱۷٫۵٪ در کشورهای عربی (Inter-Parliamentary Union, 2017).

در حال حاضر بیش از ۷۵ کشور قوانین و سهمیه های وضع کردند تا زنان بیشتری نقش مدیریتی برعهده بگیرند (اوبراین و ریکن، ۲۰۱۶). جالب است بدانید نخستین کشورهای پیشرو در این زمینه اوگاندا و آرژانتین هستند. اوگاندا در سال ۱۹۸۹، هجده درصد کرسی های مجلس را برای زنان در نظر گرفت و آرژانتین، در سال ۱۹۹۱قانونی وضع کرد تا در طی آن زنان ۳۰% از نامزدهای انتخابات احزاب را تشکیل دهند (Hughes et al.، ۲۰۱۵).

شایان ذکر است در کشورهایی که قانون سهمیه زنان در سیستم سیاسی اجرایی شد، تعداد زنان در پست های دولتی افزایش یافت و این امر منجر به انتخاب مقامات توانمندی شد. بین سال های ۱۹۷۰ تا ۲۰۰۶، از ۱۰۳ کشور، نسبت زنانی که قانونگذار بودند، در کشورهایی که سهمیه حضور زنان در سمت های سیاسی وضع کرده بودند پنج درصد بالاتر از کشورهای دیگر بود (چن، ۲۰۱۰). در سال ۱۹۹۳ کشور سوئد سهمیه ای ۵۰ درصدی برای کاندیدای زن در حزب سوسیال دموکرات سوئد را در نظر گرفت و این اقدام منجر به افزایش ۱۰ درصدی حضور زنان در پست های مدیریتی سیاسی در این کشور شد (اوبراین و ریکن، ۲۰۱۶).

تجزیه و تحلیل ۶۳ کشوری که برای احزاب خود قانون حداقل درصد حضور زنان را وضع کردند، نشان می دهد کشورهایی که مکانیسم های اجرایی قوی تر برای اجرای قوانین دارند، در سیستم قانونگذاری خود درصد بالاتری از مشارکت زنان را در اختیار دارند.برای مثال در کشور عراق، اگر ۲۵ کرسی در نظر گرفته شده برای زنان در مجلس در جریان انتخابات پر نشود، زنانی که بالاترین تعداد آرا را کسب نموده اند این کرسی ها را در اختیار می گیرند (Sojo et al.، ۲۰۱۶).

حضور زنان در جمع مقامات محلی می تواند تاثیر مثبتی بر سلامت جامعه داشته باشد.

برای مثال در هند، افزایش تعداد سیاستگذاران زن، منجر به تأکید بیشتر بر برنامه های ایمن سازی و آموزش دختران شده است. افزایش ده درصدی نمایندگی سیاسی زنان، احتمال افزایش تحصیلات ابتدایی در مناطق شهری را تا ۶% افزایش می دهد (Clots-Figueras، ۲۰۱۲). در برزیل، شهردارهای زن در مقایسه با شهرداران مرد، موفقیت بیشتری در گسترش سلامت قبل از زایمان و کاهش فساد داشته اند.

موقعیت نامناسب زنان در کسب پست های مدیریتی در مدارس و دانشگاه ها

تعداد قابل توجه زنان در امر آموزشی در اکثر کشورها پدیده ای شناخته شده است، اما معمولا توجهی به عدم تعادل حضور پررنگ مردان در سمت مدیران آموزشی و موقعیت های مشابه با آن صورت نمی گیرد. این عدم تعادل یک دلیل قابل توجه دارد: زنان اگرچه اکثریت آموزش دهندگان و نیروی کار دولتی را تشکیل می دهند، اما اغلب تمایل دارند فعالیت مواضع پایین تر متمرکز شوند.

لازم به ذکر است؛ زنان در سطوح مدیریت آموزش و پرورش، می توانند مدیران الهام بخشی برای الگوبرداری دختران جوان باشند. این امر در کشورهایی که دختران درصد سواد پایین تری دارند از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. در کشور آفریقایی مالاوی، کمبود معلمان زن و کمبود نقش های الهام بخش یکی از دلایل مهم برای عملکرد ضعیف دختران، ازدواج و بارداری زود هنگام است (Mzuza et al.، ۲۰۱۴). کارکنان زن همچنین می توانند به والدین این اطمینان را بدهند که مدارس محیطی امن هستند.

اکثر کشورها معمولا اطلاعات مربوط به درصد جنسیت در مدیریت آموزش را منتشر نمی کنند و برای جمع آوری این اطلاعات اهمیتی قائل نمی شوند. به همین دلیل زمانی که داده ها از منابع ملی در دسترس نیستند، نمی توان آنها را با دیگر کشورها مقایسه کرد. از سوی دیگر در هر کشور تعاریف و عناوین متفاوت است.

در برخی از کشورهای پیش رفته نیز زنان در سمت مدیرییتی به صورت قابل توجه نقش کم رنگی دارند. برای مثال ۳۹% از معلمان دوره ابتدایی در ژاپن زن هستند، اما تنها زنان تنها ۶% از جمعیت معلمان سرپرست را تشکیل می‌دهند. در جمهوری کره نیز با وجود سهمیه ۶۸٪ درصدی زنان، تنها ۱۳ درصد از معلمان سرپرست زن هستند.

بررسی کشورهای متعدد ثابت می کند در هر کشوری که آمار میزان سمت های آموزشی و پست های مدیریتی آموزشی وجود دارد، این عدم توازن میان مردان و زنان به وضوح مشخص است. به عنوان مثال، با وجود اینکه در کشور اتریش ۷۹٪ از مدیران مدارس ابتدایی زن بودند، تنها ۳۲٪ مدیران دبیرستان ها را زنان تشکیل می دادند. در سوئد نیز این رقم ۷۳٪ در دوره ابتدایی و ۴۵٪ در دوره متوسطه بود (کمیسیون اروپا /EACEA ، ۲۰۱۳).

در رده های بالاتر تحصیلی، این درصد در مدیریت زنان حتی کمتر نیز می شود. در سال ۲۰۰۹ تنها ۱۳% موسسات آموزش عالی در ۲۷ کشور عضو اتحادیه اروپا را زنان مدیریت می کردند (Morley، ۲۰۱۴). یک نظرسنجی از کشورهای مشترک المنافع نشان می دهد که در سال ۲۰۰۶، زنان سرپرستی اجرایی تنها ۹% از ۱۰۷ موسسه آموزش عالی در هند و یک درصد از ۸۱ موسسه آموزش عالی در کشورهای انگلیسی زبان آفریقای جنوبی را برعهده دارند. این در حالی است که درصد حضور زنان در شغل های سطخ پایین تر به صورت چشمگیری افزایش می یابد: در هند ۲۰٪ از مدیران و ۲۳٪ از مدیران گروه زنان بودند، و در کشورهای انگلیسی زبان جنوب صحرای آفریقا ۱۳٪ از مدیران مؤسسات آموزشی و ۱۸٪ از مدیران گروه زن بودند.

گفتنی است؛ در اروپا تنها ۱۸% از جمعیت استاد تمام های دانشگاهی زن هستند، این رقم در هند به ۲۶ درصد و در استرالیا به ۲۷ درصد می رسد. در هلند در سال ۲۰۱۷ برای رفع این نابرابری بیش از ۵ میلیون یورو هزینه شد و صد استاد زن نیز در دانشگاه ها استخدام شدند.

مشارکت زنان در گروه های مدیریتی مدرسه نیز محدود است

گروه مدیریتی مدرسه به صورت عموم دارای چندین وظیفه است. این گروه علاوه بر نظارت بر عملکرد معلمان و دانش‌آموزان، می تواند به مشکلات مربوط به کارکنان مدرسه، برنامه های درسی و سایر مسائل رسیدگی کند. عضویت در این کمیته های مدرسه دسترسی زنان به اطلاعات را افزایش می دهد و منجر به قدرتمند شدن زنان می‌گردد (ماسو و اسسکویک، ۲۰۱۷).

با این وجود، زنان معمولا در این کمیته‌های مدیریتی نیز حضور اقلیتی دارند و معمولا تمایل دارند که در امور اجتماعی یا رفاهی نقش داشته باشند و در تصمیم‌گیری‌های اجرایی و مالی نقشی ایفا نکنند. علاوه بر این، حتی زمانی که آنها عضو کمیته هستند نیز تمایل چندانی به مشارکت فعالی و تصمیم گیری ندارند.

در بسیاری از مناطق هند برای حضور زنان در سمت‌های مدیریتی سهمیه قانونی در نظر گرفته شده است. در هند، نیمی از اعضای کمیته مدیریت مدرسه در مدارس دولتی باید زنان باشند و در بنگلادش این اجبار در استخدام زنان در پست‌های بالای آموزشی، سه زن از ده زن است.

این در حالی است که حتی در صورت حضور زنان در سمت‌های مدیریتی، همچنان مردان تصمیم‌گیری‌های اصلی را برعهده دارند.

ترجمه و تلخیص: افسانه سیفی ناجی؛وبسایت گزارش نظارت بر آموزش جهانی

لینک گزارش:

https://gem-report-2017.unesco.org/en/chapter/gender_monitoring_leadership/

۱۴ آبان ۹۷

این مطلب را ارسال کنید: بالاترین Twitter
Print Friendly, PDF & Email

نظرات بسته است

جستجو
Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Search in posts
Search in pages
آرشیو مطالب قدیمی