امروز:   خرداد ۳۰, ۱۳۹۸    
فيسبوک
ژوئن 2019
د س چ پ ج ش ی
« مه    
 12
3456789
10111213141516
17181920212223
24252627282930

شیراز گرمخانه ندارد، زن‌های کارتون خواب از سرما می‌میرند

«آسید تقی تولی» همان حوالی یک بقالی دارد. می گوید دروغ نیست. خودم دیدم جسد خشک شده زن را بار ماشین کردند و بردند. صبح زود بود. صبح ها به هوای اینکه مردم و رهگذرها برای صبحانه خرید می کنند، زودتر از بقیه کاسب ها کرکره را بالا می‌کشم. اینجا مرگ کارتون خوابها عجیب نیست. یک امر عادی است.» یکی از ساکنین محل می گوید:چیزی قریب به صد معتاد همان حوالی می گردند و تقریبا همه آنها خرده فروش موادند. از خرید و فروش ضایعات یا خرده فروشی مواد مخدر، مخارج زنده ماندنشان را تامین می کنند../

*****

سپیده دم روز نهم دیماه، شاگرد یک نانوایی در یکی از کوچه پس کوچه های منطقه دروازه سعدی شیراز راهی محل کارش بوده که با جسد یخ زده «گلبس الوندی» مواجه می شود.

جسد زن، همان حوالی بازارچه فیل و بغل به بغل دیوار هتل پرهامی افتاده بوده. مرد رهگذر بلافاصله با سامانه ۱۱۵ تماس گرفته و در مورد مشاهداتش اطلاع رسانی می کند.

به فاصله چند روز بعد از این واقعه و در حالی که کاربران مجازی با انتشار هشتگی به نام «گرمخانه برای گلبس» از نبود پناهگاهی برای افراد بی خانمان ، معتادان متجاهر و متکدیان می نوشتند، این بار افراد محلی از مرگ زن دیگری که به نظر می‌رسد پنجاه ساله و نامش فریبا بوده خبر دادند.

از آنجایی که هیچ مقام مسئولی در مورد مرگ زن دوم اطلاع رسانی نکرده، اطلاعات ما در این مورد به اظهارات افراد محلی و کاسبان محل محدود می شود. گفته می شود فریبا دو روز بعد از گلبس، یعنی سپیده دم روز یازدهم دیماه از سرما جان داده. او از اهالی کردستان و آواره کوچه های شیراز بوده است.

پس از آن دانشجویان دانشگاه شیراز با نوشتن یک نامه سرگشاده به شهردار شیراز ، مدیر کل اداره بهزیستی استان فارس و سازمان مبارزه با مواد مخدر این استان نسبت به آنچه رخ داده واکنش نشان دادند. آنها در متن نامه گفتند که بعد از این واقعه از مسوولان خاطی که در این مورد کوتاهی کرده اند، شکایت خواهند کرد.

«آقایان مسئول! امروز شما که بر مسند ریاست تکیه زده اید و در حوزه جغرافیای شما یک زن به دلیل سرمازدگی و کارتن خوابی فوت می‌کند، باید در مشروعیت جایگاه خود شک کرده و اگر از شنیدن این خبر توانستید در کنار خانواده خود سر به بالین گذاشته و شب را راحت بخوابید، در مسلمان بودن خود نیز شک کنید! و این را بدانید با توجه به عملکرد تبلیغاتی شما در خدمت به محرومین و مستضعفین با سرزدن‌های رسانه‌ای و تبلیغی، این مسئله سر دراز خواهد داشت و قطعا مثل گذشته این اولین مورد نبوده و آخرین هم نخواهد بود»

یک فعال حقوق زنان که در پی رمزگشایی از پرونده مرگ این زنان به کوچه پس کوچه های این منطقه مراجعه کرده و با مردم محلی و همچنین مسوولان اداره های ذی ربط گفت و گو کرده است، به «ایران وایر» می گوید:« با اینکه حداقل یکی از این زنان هویت مشخصی دارد و ما اسم و فامیل و مشخصات او را می دانیم اما زمانی که پیگیری کرده و به پزشکی قانونی مراجعه کردیم متوجه شدیم که اسمش در سیستم پزشکی قانونی به ثبت نرسیده و احتمالا او را به عنوان مجهول الهویه به ثبت رسانده اند. »

«نورا. ن» حدود ده سال است برای کمک به افراد کارتون خواب و متکدی تلاش می کند. او همان روزی که خبر مرگ اولین زن بی خانمان را شنیده، علیرغم عصبانیت رئیسش در یک اداره دولتی، مرخصی گرفته، راهی منطقه شده و تلاش کرده در این مورد اطلاعات تازه ایی کسب کند.

«تا یک جایی می توانی پیش بروی. بعدش ته کوچه پس کوچه ها که می رسی واقعا می ترسی. سر یکی از کوچه های بسیار باریک و طولانی، دختر و پسر جوانی را دیدم که کاملا بی حال بودند. از دخترک سوال کردم و وقتی شروع به صحبت کرد کاملا مشخص بود که مواد مخدر مصرف کرده. مردی که همراهش بود هم به نظر می رسید در پی سواستفاده جنسی با آن دختر بوده. او گفت اینجا محل اقامت موقت حداقل صد نفر معتادی است که همان حوالی و در پناه دیوارها مواد مصرف می کنند و شبها هم همان جا می خوابند. از او پرسیدم این کوچه به کجا منتهی می شود؟ خندید و از پس خنده اش دندان های زردش به خوبی دیده می شد. گفت ناکجاآباد.»

از نورا شماره یکی از کاسب های محل را می گیرم. مردی که با چشم خودش دیده که شهرداری جسد گلبس را توی یک ون سفیدرنگ با خودش برده است.

«آسید تقی تولی» همان حوالی یک بقالی دارد. می گوید دروغ نیست. خودم دیدم جسد خشک شده زن را بار ماشین کردند و بردند. صبح زود بود. صبح ها به هوای اینکه مردم و رهگذرها برای صبحانه خرید می کنند، زودتر از بقیه کاسب ها کرکره را بالا می‌کشم. اینجا مرگ کارتون خوابها عجیب نیست. یک امر عادی است.»

او می گوید چیزی قریب به صد معتاد همان حوالی می گردند و تقریبا همه آنها خرده فروش موادند. از خرید و فروش ضایعات یا خرده فروشی مواد مخدر، مخارج زنده ماندنشان را تامین می کنند.

«پاتوقشان کوچه شهیدان سیاحی است. کوچه نهم و پشت نانوایی هم شبها که سربزنید غلغله است. واقعا ما عاجز شده ایم از دستشان. همین حوالی توی کوچه ها می خوابند و همان جا دو قدم دورتر از محل نشستنشان و پشت ماشین ها قضای حاجت می کنند. بهم می‌چسبند تا گرم بمانند و پلاستیک و کلوخ و شاخه های شکسته آتش می زنند. یک عده شان هم توی پارکینک پشت بانک صادرات جمع می شوند. این محیط واقعا برای بچه های کوچکتر بدآموزی دارد. نوه پنج ساله من چند روز پیش به سمت یکی از این خرابه ها اشاره کرد و گفت معتادها توی این خانه مواد می کشند. من اصلا شوکه شدم. یک بچه پنج ساله چطور این کلمات را درک می کند؟»

از این کاسب محلی می پرسم چند نفرند؟ «بین پنجاه تا صد نفر. خیلی هایشان زنند. یک وقت هایی که اهالی زنگ می زنند به پلیس، می آیند و این بیچاره ها را با ضرب و شتم و به زور با خودشان می برند اما چون جایی برای ساماندهی یا کمک واقعی و اقامتشان نیست باز هم روز بعد برمی گردند. در واقع کار عملی برای سکونت آنها نمی شود.»

آسید تقی از سال ۱۳۶۷ تا به حال ساکن این منطقه بوده و زیاد شده که در طول زمستان یا خودش شاهد انتقال جسد کارتون خوابی بوده یا خبر این ماجرا را از اهالی محل شنیده: « خیال می کنید خوابند اما دست که می زنید می بیند مرده اند. شهرداری می آید و جسدشان را جمع می کند . چند سال پیش هم سرمای سختی آمد و یک نفرشان انتهای کوچه محمود از سرما خشکش زد.»

به گفته آسید تقی، آنها با اینکه ایرانی هستند اما مردم بومی منطقه نیستند و از روستاها و شهرهای اطراف می آیند: « آنها بدبختند و شاید سال تا سال نه حمام می کنند نه یک وعده غذای گرم می خورند. نه حتی یک پتوی نیمدار دارند.»

این مغازه دار می گوید در تمام این سالها متوجه شده تلفن زدن به هر اداره ایی بی فایده است« متولی خاصی وجود ندارد به هر جا زنگ می زنیم می گویند به جای دیگری زنگ بزنید. صد و ده به شهرداری و شهرداری به هلال احمر و هلال احمر به پلیس حواله می دهد»

دانشجویان دانشگاه شیراز در بخشی از نامه سرگشاده شان به مدیر کل بهزیستی استان فارس از راه اندازی یک مرکز بی مصرف با هشت میلیارد اعتبار برای نگهداری معتادان متجاهر یا خیابانی در بیمارستان سلامی می گویند. مرکزی که بهزیستی به بهانه نبود اعتبار، در آنجا فقط ۲۴۰ معتاد را نگهداری می کرده است. آن‌ها نوشته‌اند: « در همین راستا برای نگهداری معتادان زن در شیراز مرکزی تجهیز شده، اما اداره کل شما از پذیرش آنان خودداری کرده است که اگر این خبر صحت داشته باشد، شما در فوت این زن مقصر هستید و باید در این دنیا و آن دنیا پاسخگو باشید.»

ماهرخ غلامحسین‌پور / ایران وایر
۱۵ دی ۹۷

این مطلب را ارسال کنید: بالاترین Twitter
Print Friendly, PDF & Email

نظرات بسته است

جستجو
Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Search in posts
Search in pages
آرشیو مطالب قدیمی