امروز:   دی ۲۸, ۱۳۹۷    
فيسبوک
انتخاب موضوع موردنظر
ژانویه 2019
د س چ پ ج ش ی
« دسامبر    
 123456
78910111213
14151617181920
21222324252627
28293031  

فاطمه مدرسی، فاتح شکنجه گاههای رژیم در سال های سیاه ۶۰

«پاهام تا زانو خونی بود. خون حتی از لای پانسمان پام بیرون زده بود. نازلی با دیدن پاهای خونینم وحشت زده به من چسبید. آن موقع یه چادر سفید سرم بود و می لنگیدم و نازلی رو این ور اون ور به دندون می کشیدم. توالت های بند «سه هزار» با سلول فاصله زیادی داشت. هر دفعه می خواستم برم اونجا، باید با اون پاهای آش و لاش، بچه وحشت زده را با خود می کشیدم. با همه درد و نگرانی می کوشیدم دنیای نازلی را با شادی بیامیزم. هر بار که مرا برای بازجویی می بردند، مدام این دغدعه را داشتم، نازلی چه میشه؟»…/

*****

گیرم هزار همچو تو را ناپدید کرد
دستان خونفشان پلیدان نابکار
گیرم هزارها چو تو بر دار برکشید
اندیشه تو نیز تواند کشد به دار؟

( شعر نوشته شده در کاردستی گلدوزی که سیمین از زندان فرستاد)

ششم فروردین ماه سال آینده ۳۰ سال از تیرباران فاطمه مدرسی (سیمین فردین) می گذرد. سیمین، عضو مشاور کمیته مرکزی حزب توده ایران، متولد سال ۱۳۲۷، فوق لیسانس در رشته حسابداری و شاغل در شرکت نفت بود. او که در یورش دوم رژیم جمهوری اسلامی به حزب توده ایران در سال ۱۳۶۲ به همراه دختر کوچکش نازلی –‎که آن زمان فقط یک و نیم سال سن داشت‎- دستگیر و به شکنجه گاههای رژیم ولایت فقیهی برده شد. در بند ۳۰۰۰ اوین شکنجه گران از هیچ تلاشی برای شکستن روحیهٴ مقاوم سیمین خودداری نکردند تا مگر او را از راهی که برگزیده بود باز دارند. بعدها یکی از همبندان سیمین* آن روزهای سیاه شکنجه را از قول سیمین چنین ترسیم می کند:

«پاهام تا زانو خونی بود. خون حتی از لای پانسمان پام بیرون زده بود. نازلی با دیدن پاهای خونینم وحشت زده به من چسبید. آن موقع یه چادر سفید سرم بود و می لنگیدم و نازلی رو این ور اون ور به دندون می کشیدم. توالت های بند «سه هزار» با سلول فاصله زیادی داشت. هر دفعه می خواستم برم اونجا، باید با اون پاهای آش و لاش، بچه وحشت زده را با خود می کشیدم. با همه درد و نگرانی می کوشیدم دنیای نازلی را با شادی بیامیزم. هر بار که مرا برای بازجویی می بردند، مدام این دغدعه را داشتم، نازلی چه میشه؟»..

کاردستی فاطمه مدرسی (سیمین) در سیاهچال رژیم ولایت فقیه

فاطمه مدرسی تهرانی، تنها زن چپی بود که در سال ۱۳۶۸ با “حکم ویژه” خمینی در زندان اوین اعدام شد. دژخیمان رژیم زمانی سیمین را برای اعدام فراخواندند که سبزه های هفت سینی که او با دستان هنرمندش و به کمک دیگر زنان زندانی سیاسی چیده بود، هنوز طراوت و تازگی داشت. آن سال زندانیان با اینکه در عزای اعدام بهترین رفقا و یارانشان سوگوار و غمگین بودند اما با این حال نوروز را همچنان گرامی داشتند…

*(نقل قول از عفت ماهباز )

۲۳ دی ۹۷

این مطلب را ارسال کنید: بالاترین Twitter
Print Friendly, PDF & Email

نظرات بسته است

جستجو
Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Search in posts
Search in pages
آرشیو مطالب قدیمی