امروز:   فروردین ۶, ۱۳۹۸    
ویژه ۸ مارس ۲۰۱۹
فيسبوک
مارس 2019
د س چ پ ج ش ی
« فوریه    
 123
45678910
11121314151617
18192021222324
25262728293031

رقص اعتراضی علیه خشونت به زنان

در مراسم، بروشورهای مصور و خواندنی که شامل اطلاعات و آگاهی از حقوق زنان بودند، در اختیار شرکت کننده ها قرار داشت. همچنین طوماری به اندازه ی یک در چند متر بر روی زمین گسترده شده بود که زنان شرکت کننده بی دغدغه بتوانند از مشکلات، خواست ها و آرزوهای خود بنویسند. ازجمله ی نوشته ها که میتوان به آن اشاره داشت:

 

 

 

***

 

 

روز پنج شنبه ۱۴ فوریه که روز عشق هم نامیده می شود، تظاهرات رقص یا «دنس دِمو» در شهر برلین در مقابل دروازه ی «براندن بورگ» از ساعت چهار بعداظهر تا شش و نیم با شرکت صدها زن انجام گرفت. این کارزار از سال ۲۰۱۲ علیه خشونت به زنان همزمان در کشورهای دیگری هم برگزار می شود.

برنامه ای متنوع و در عین حال آگاهی بخشی برای زنان است که آنها را با انواع خشونتِ احتمالی در عرصه های مختلف در اجتماع و خانواده آشنا می کند و راه مقابله را آموزش می دهد.

شرکت کننده ها رده سنی، نژاد و ملیت مشخصی نداشتند اما غالبا جوان و دانش آموز بودند. آنچه که مشترک بود همه از روی شوق و علاقه در برنامه حضور داشتند و همراهی می کردند. برای آنها بسیار انرژی بخش به نظر می رسید. حتی نزدیکِ پایان برنامه هم کمتر کسی تمایل به ترک تجمع را داشت.

در مراسم، بروشورهای مصور و خواندنی که شامل اطلاعات و آگاهی از حقوق زنان بودند، در اختیار شرکت کننده ها قرار داشت. همچنین طوماری به اندازه ی یک در چند متر بر روی زمین گسترده شده بود که زنان شرکت کننده بی دغدغه بتوانند از مشکلات، خواست ها و آرزوهای خود بنویسند. ازجمله ی نوشته ها که میتوان به آن اشاره داشت:

ممنوعیت ازدواج اجباری، آزادی و حق انتخاب در عشق ورزی، پایان قتل های ناموسی، صلح و نبود جنگ، مبارزه علیه فقر، بدن من، انتخاب من، حق سقط جنین، حق انتخاب پوشش، آزادی برای همه، ممنوعیت ناقص سازی جنسی زنان (ختنه)، برابری دستمزد مردان و زنان، حق تحصیل و کار برابر با مردان و برای همه، نه یعنی نه، امنیت زنان بدور از آزار جنسی و تجاوز در خانه، خیابان و محل کار، حمایت از جنبش «می تو» ، ممنوعیت تن فروشی اجباری و بالاخره آزادی و برابری و رفاه برای زنان و همگان قابل دیدن و خواندن بودند.

در بروشوری از سوی سازمان فمینیستی تر دِ فِمِ نیز ممنوعیت حجاب به دلایل مختلفی مثل به مخاطره افتادن حفظ سلامتی روحی و جسمی برای کودکان دختر بر این خواست ها افزوده شده بود که به آسانی میسر نیست و چه بسا چالش برانگیز است. این در حالی است در مدارس آلمان کلاس های دینی با انتخاب و شرکت داوطلبانه دانش آموزان تشکیل می شود و نکته ی دیگر این است که آیا همزیستی مسالمت آمیز انسان های مختلف با اندیشه ها، مذهب ها و فرهنگهای مختلف که طبق قانون اساسی آلمان به رسمیت شناخته شده است، تنش زا نمی کند؟ یا اینکه اساسا سازمان های مردم نهاد و طرفدار حقوق زنان بنا به تجربه فمینیست های سوئد صحیح تر آنست که نیروی خود را روی ارتباطات مستقیم و گفت و گو با مهاجران صرف کنند و با طرح منافع کودکان بتدریج و پیوسته کودکان و والدین را متقاعد کنند، به جای اینکه در باره ی آنها حرف بزنیم و قیمآبانه تصمیم برای فرزندان و خانواده ها بگیریم.

از سوی دیگر هم می دانیم کودکان در پروسه ی رشد و اثرات همزیستی با همسالان خود بتدریج تغییر و تطبیق پذیر هستند و بدلیل هوشیاری و صداقت خود جذب واقعیت جاری اطراف خود می شوند.

آنچه که بدیهی و مستند است مبارزه علیه شکل های مختلفِ خشونت به زنان که نیمی از جمعیت جهان را تشکیل می دهند، به طریق گوناگون زنان را توانمندتر می کند و شکاف جنسیتی و نابرابری بین مردان و زنان را کاهش می دهد و کشورها را دارای توسعه و پیشرفت پایدار می کند.

در کشورهایی که نابرابری و خشونت به زنان ساختاری و در واقع مردسالاری حکومتی است، به مراتب کار و تلاش را برای تغییر چنین شرایطی  دشوارتر می کند، هم باید علیه سنت و فرهنگ غلط که خشونت و برتری مردان را طبیعی و ذاتی می پندارد و هم باید برضد قدرت حاکمی که همه ی امکانات را در اختیار دارد و خشونت را در تمام وجوه مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و خانوادگی به نام قانون، دین و سنت به افراد جامعه دیکته و اعمال می کند، تلاش و مبارزه کرد. از این لحاظ کمتر کنشگری در امر پیشبرد حقوق زنان در کشورهایی مثل ایران با چنین شرایطی مورد غضب نگهبانانِ حکومتِ مردسالار در شکل هایی مثل بازجویی، زندان و شکنجه قرار نمی گیرد . پس بی تردید در این حالت مبارزه برای حقوق زنان بطور اجتناب ناپذیری سیاسی می شود.

بنابراین بی مناسبت نخواهد بود به نقل از یک فمینیست آلمانی با نام ماری لویزه جانسون – یورایت در گفت و گوی کوتاهی با او طرح شود که فمینیست های ایرانی راه طولانی و صعب العبوری را در پیش دارند که باید با پیگیری و بردباری تمام همچنان به رغم دشواری ها به کارشان در زمینه های مختلف ادامه دهند، همانطور که ما( فمینیست های آلمانی) هم زحمت کشیدیم و تلاش کردیم تا برابری در کشور آلمان به این نقطه برسد که شاهدش هستیم.

برای یادآوری در کشور آلمان:

در سال ۱۹۰۱ اولین زن نائل به دریافت رتبه دکترا در رشته پزشکی شد

– از۱۹ ژانویه ۱۹۱۹ زنان صاحب حق رای شدند.

– در سال ۱۹۴۹ برابری حقوق زنان و مردان به رسمیت شناخته شد

ـ تا قبل از ۱۹۶۹ زنی بدون اجازه همسرش اجازه بازکردن حساب بانکی نداشت.

ـ از سال ۱۹۷۷زنان آلمان برای اشتغال بی نیاز از اجازه مردان شدند.

– از سال ۱۹۹۷ تجاوز جنسی در زناشویی (تمکین) تعریف و غیرقانونی اعلام شد.

ـ از سال ۲۰۰۵ اولین صدراعظم آلمان زن است

ـ فقط ۱۳ درصد از دانشجویان رشته های فنی و مهندسیِ آلمان، زن هستند.

ـ‌ نرخ رشد زنان آلمان در بخش های مدیریتی شرکت ها بسیار قلیل و بالغ بر ۷ درصد است.


آذین پنجم اسفند ۹۷

این مطلب را ارسال کنید: بالاترین Twitter
Print Friendly, PDF & Email

نظرات بسته است

جستجو
Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Search in posts
Search in pages
آرشیو مطالب قدیمی