امروز:   تیر ۲۸, ۱۳۹۸    
فيسبوک
جولای 2019
د س چ پ ج ش ی
« ژوئن    
1234567
891011121314
15161718192021
22232425262728
293031  

خطر انفجار مین در مناطق سیل‎زده

در حالی امروز به عنوان «روز بین‎المللی روشن‎گری در مورد خطرات مین‌های زمینی» با مراسم‌های مختلف برگزار می‌شود که مین‌های جا به جا شده توسط سیلاب و بارندگی‌های اخیر جان شهروندان و به ویژه کودکان را در کشور تهدید می‌کنند. هفته گذشته مردم سیل‎زده منطقه قصرشیرین بعد از فرونشست سیلاب، از چند مین باقی‎مانده از زمان جنگ عکس‎برداری و در فضای مجازی منتشر کردند…/

*****

در حالی امروز به عنوان «روز بین‎المللی روشن‎گری در مورد خطرات مین‌های زمینی» با مراسم‌های مختلف برگزار می‌شود که مین‌های جا به جا شده توسط سیلاب و بارندگی‌های اخیر جان شهروندان و به ویژه کودکان را در کشور تهدید می‌کنند.
هفته گذشته مردم سیل‎زده منطقه قصرشیرین بعد از فرونشست سیلاب، از چند مین باقی‎مانده از زمان جنگ عکس‎برداری و در فضای مجازی منتشر کردند.
کم‌تر از چند ساعت پس از انتشار این تصاویر، «مرادعلی تاتار»، فرماندار قصر شیرین کشف و مشاهده هر نوع مین باقی‌مانده از روزگار جنگ یا مواد منفجره را تکذیب کرد.
«مراد پیروزمند»، از اهالی روستای «برده رشه»، بعد از فروکش کردن طغیان دریاچه «زریوار» که در فاصله سه کیلومتری مریوان قرار دارد، بین گل و لای نزدیک روستا یک مین ضد نفر کشف کرده و به دفتر امور عشایری اطلاع داده بود.
او می‌گوید اگر اطلاع‎رسانی درست انجام می‌شد، هر ساله این همه تلفات نداشتیم: «وقتی اهل کردستان یا کرمانشاه باشی، می‌دانی مرگ با انفجار مین، عادی و معمولی است. بسیاری از این مین‌ها هم توسط خود دولتی‌ها و در زمان بالا گرفتن درگیری‌های منطقه کردستان کاشته شده‌اند. بعد هم به حال خودشان رها کرده و رفته‌اند. وقتی مین را دیدم، همان جا ایستادم تا کسی نزدیک نشود. به دفتر عشایری و نیروی انتظامی هم خبر دادم. اولین چیزی که از من پرسیدند، این بود که آیا عکس گرفته‌ام؟ خوش‌بختانه گوشی مجهز به دوربین نداشتم وگرنه الان گرفتار ماجرا بودم.»
دولت ایران اما با وجود آمار بالای قربانیان، می‌گوید پاک‎سازی مناطق آلوده به مین به پایان رسیده و حتی مدعی است به لحاظ تجهیزات و تجربه، قادر است به سایر کشورهای آلوده جهان کمک کند.
ایران پس از مصر، دومین کشور آلوده به مین در جهان به شمار می‎رود اما از پیوستن به «پیمان اتاوا» که یک معاهده بین‌المللی برای منع استفاده و نگه‌داری مین‌های ضد نفر است، پرهیز می‌کند. طبق پیمان اتاوا، دولت‌ها پس از گذشت ۱۰ سال از پایان جنگ، موظف هستند کشتزارها و مزارع را از مواد منفجره و مین پاک‌سازی کنند.
آخرین قربانی مین در ایران، دختری ۱۵ ساله از عشایر کوچ‏رو روستای «نصر» در منطقه «دشت عباس» شهرستان دهلران بود که در نیمه اسفندماه و هم‎زمان با آغاز بارندگی‌های فصلی، به علت انفجار مین ضد نفر کشته شد.
در صفحه «ایران بدون مین» از قول کودکی به نام «عبدالواحد» که دو دست و دو چشمش را روی مین از دست داده، نوشته است: «فقط هفت سال داشتم که دو دست و دو چشمم را از دست دادم. من شش ماه در کما بودم. وقتی به هوش آمدم، تلاش می‌کردم چشم‌هایم را باز کنم اما چشمی وجود نداشت. هر دوی آن‎ها کاملا تخلیه شده بودند. این ماجرا وقتی سنگین‌تر شد که می‌خواستم با دست‌هایم وضعیت چشم‌هایم را بررسی کنم اما دستی هم وجود نداشت. هر چه بگویم، درکی از این ماجرا ندارید مگر برای کسی که هم‎زمان هر دو چشم و هر دو دستش را از دست داده باشد.»
نگرانی محلی‌های مرزنشین بعد از سیلاب‌های اخیر اما چیزی فراتر از مرگ و میرهای معمولی ناشی از انفجار مین است. مراد پیروزمند می‌گوید: «مردم این حوالی سال‏های سال است با ترس مرگ کودکان‎شان با مین زندگی می‌کنند. اما این روزها به علت بارندگی و سیل‌هایی که در طول چند هفته گذشته رخ داده است، امکان بروز فجایع بیش‎تر وجود دارد. با خطر جا به جایی و انتقال مین‌ها به مناطق پرجمیعت شهری، ممکن است کودکان بیش‎تری قربانی بی‌اطلاعی بشوند.»
کشف مین ضد تانک، مین ضد نفر، گلوله عمل نکرده «آرپی جی» و مهمات دیگر توسط مردم سیل زده، نشان می‌دهد که واهمه مراد بی‌دلیل نیست و خطر جا به جایی مین‌های کاشته شده در سیل‌های اخیر جدی است.
تصاویری وجود دارد که نشان می‌دهند مردم حوالی قصر شیرین و نزدیک مرز خسروی با مین‌های ضد نفرِ جا به جا شده مواجه شده‎اند. خبرگزاری‌های داخلی نیز از کشف مین ضد تانکی خبر داده‌اند که در جریان سامان‌دهی به سیل بند رودخانه «کنجانچم» مهران، از زیر زمین بیرون آمده است.
بخش تلخ‌تر ماجرا که در تصاویر منتشر شده وجود دارد، حضور فردی است که بدون هیچ تجهیزات ایمنی، در حال تلاش برای خنثی کردن این مین بزرگ است و در چند متری او جمعیت زیادی نظاره‏گر این تلاش هستند.
مراد پیروزمند، از ساکنان روستای برده رشه که در زمینه اطلاع‎رسانی در مورد مین فعالیت می‌کند، به «ایران‎وایر» می‌گوید در طول این دو هفته، آمار قربانیان مین در منطقه افزایش چشم‏گیری داشته است: «دیروز دو سرباز وظیفه به نام‌های “علی‎رضا کمالی” و “عباس افرادی” که از نیروهای تیپ ۲۲۸ ارتش در سقز بودند، بر اثر انفجار مین به شدت زخمی شدند. یک روز قبل از آن، یعنی روز دوازدهم فروردین هم یک کول‎بر ۵۵ ساله به نام “کریم راستی” بر اثر برخورد با مین ضد نفر پای چپش را از دست داد و تا جایی که شنیده‌‌ام، گویا هنوز هم در بیمارستان “پنجوین” در سلیمانیه بستری است.»
گروه داوطلب ایران بدون مین به افراد درگیر سیل توصیه می‌کنند تا حد امکان از چاله‌های پر از آب عبور نکنند، چادرهای خود را در نزدیکی مسیل‌ها و مناطقی که تازه آب فرونشست کرده است، برپا نکنند و در صورت دیدن شی مشکوک، به هیچ وجه به آن نزدیک نشوند و به مقامات انتظامی یا امور عشایری خبر بدهند.
آن‏ها از مردم می‌خواهند از تردد در مناطق مرزی یا مناطق آب گرفته بپرهیزند.

«لیلا علی کرمی»، وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر که سال‎های متوالی است در حوزه مبارزه با آلودگی ناشی از مین تلاش می‌کند، به «ایران‎وایر» می‌گوید اگر ایران به کنوانسیون منع مین بپیوندد، می‌تواند از کمک‌های بین‎المللی و مشاوره کشورهای در این حوزه مجرب بهره ببرد.
او می‌گوید:«پاک کردن صورت مساله دردی را دوا نمی‌کند. قبول یک واقعیت کمک می‌کند تا راه درست را طی کنیم. ایران باید بپذیرد که خاک ما به طور کامل پاک‎سازی نشده و حجم آلودگی بالا است. دولت‎مردان می‌گویند توانایی پاک‎سازی آن‌ها بالا است. حتی در کنفرانسی که اخیرا در این مورد در تهران برگزار شد، وزارت امور خارجه اعلام آمادگی کرد که می‌تواند به کشورهایی که در این مورد مشکل دارند، کمک کند. اما سوال این جا است که با وجود این که کشور هنوز از این آلودگی پاک نشده است و هر ساله تعداد زیادی قربانی می‌دهد، چه طور ممکن است به داد جهان برسد؟»
اسفندماه سال ۱۳۹۷، «نشست بین‎المللی مین‎زادیی بشردوستانه» با حضور برخی کشورهای درگیر و نمایندگان سازمان‌های بین‎المللی در تهران برگزار شد. در این نشست، رییس مرکز مین‎زدایی گفت ۴۲ هزار کیلومتر مربع از خاک ایران در جنگ تحمیلی به انواع مین آلوده شده و از این جهت کشور ایران یکی از بزرگ‎ترین قربانیان این مهمات و ادوات است.
به گفته لیلا علی کرمی، پاک‎سازی مناطق آلوده به محض پایان جنگ شروع شد اما اصولی نبود: «مشکل عمده، نوع اقدامات است. اگر به تعداد تلفات هر ساله از مین نگاهی بیاندازیم، متوجه می‌شویم که پاک‌سازی‌ها باید دوباره انجام شوند چون آن‎چه انجام شده، به صورت سطحی بوده است. می‌بینیم حتی در مناطقی که قبلا اعلام شده که به طور کامل پاک‌سازی شده و حتی برای آن جشن گرفته‌‌اند، تلفات وجود دارد.»

به گفته این فعال حقوق بشر، در سال گذشته ۶۱ نفر در اثر انفجار مین و سایر مهمات باقی مانده از جنگ آسیب دیده‎اند. از این تعداد که پنج نفر کودک بودند،۱۳نفر کشته شده‌‌اند، ۴۸ نفر با قطع عضو مواجه شده‌‌اند، ۵۰ نفر از آن‎ها شهروند عادی، چهار نفر نظامی و هفت نفر هم مین‎روب بوده‎اند.
به گفته او، با سیل اخیر، خاک شسته شده است و بسیاری از مین‌ها و ادوات جنگی از زیر خاک به سطح زمین منتقل شده‎اند: «این وضعیت جای هشدار دارد و بسیار خطرناک است. این خطر، هم برای کسانی که در آن مناطق زندگی می‌کنند، وجود دارد و هم ممکن است این مواد منفجره در مسیرهای طولانی جا به جا شده باشند. به همین دلیل هم در طول مدت زمان بارش باران و وجود سیلاب، جای نگرانی جدی وجود دارد.»
او با اشاره به این که عمده قربانیان از افراد کم درآمد و عشایر کوچ نشین هستند، می‌گوید: «مشکلات آن‏ها یکی دو تا نیست؛ از جمله می‌توان به پروسه طولانی و گاه بی‌نتیجه برای دریافت خسارت از دولت یا مستمری دولتی به عنوان جانباز، عدم دسترسی به تجهیزات پزشکی مناسب و مراقبت‌های قبل و بعد از عمل اشاره کرد.»
او به جای خالی آموزش و اطلاع‎رسانی هم اشاره می‌کند: «در زمینه آگاهی رسانی در این زمینه، سازمان‌های دولتی مثل جمعیت هلال احمر یا سازمان بهزیستی اقداماتی انجام می‌دهند؛ مثلا گاهی و به مناسبتی به روستاها سر می‌زنند اما این آموزش‌ها مقطعی هستند. من شخصا به کیفیت و ماندگاری این شیوه اطلاع‎رسانی اطمنیان ندارم. سوال این جا است که اگر شما یک روز در سال به یک مناسبت خاص به یک روستا سر بزنید و به مردم در مورد مین هشدار بدهید، چه قدر ماندگار است؟ مناطقی وجود دارند که ابتدایی‌ترین آموزش‌ها را هم در مورد چگونگی برخورد با مین ندیده‏اند. خیلی جاها آدم‏ها مین را دست می‌زنند. اگر به خاطرتان باشد، همین چند سال پیش یک پسر نوجوان مین را برداشته و با خودش به منزل برده بود و مین آن‏جا منفجر شد.»
به گفته او، در نشست بشردوستانه اخیر در تهران، «مارک آخرمن»، نماینده صلیب سرخ گفته بود در پنج استان ایران، مساحتی معادل کل کشور سوییس مین‌های به جا مانده از دوران جنگ وجود دارد. او هم‎چنین اعلام آمادگی کرده بود که به ایران در این مورد کمک کنند. اما متاسفانه ایران مایل به دریافت کمک نیست. ما نمی‌بینیم در زمینه پاک‎سازی مناطق آلوده به مین در ایران نظارتی وجود داشته باشد یا مثلا کمپانی‌های بین‎المللی مثل “هیلو” همان طور که در کشورهای دیگر فعالیت داشته‎اند، در ایران فعالیت کنند. در موزامبیک که یکی از آلوده‌ترین کشورهای جهان بود، شرکت‌های بین‏المللی با نظارت و کیفیت بالا در حوزه پاک‎سازی توانستند خطر آلودگی جدی را مرتفع کنند.»
این وکیل دادگستری معتقد است امر پاک‎سازی مین هم مانند همه اموری که ممکن است با رخنه فساد مواجه باشد، با کم کاری پیش می‌رود:«پاک‌سازی از سوی وزارت دفاع به کمپانی‌های خصوصی واگذار می‌شود که معمولا ایرانی هستند و مانند همه کارهای دیگری که فساد در آن وجود دارد، این کار هم با دقت انجام نمی‌شود. این در حالی است که امری به این مهمی باید با همکاری سازمان‌های بین‎المللی و با نظارت کافی انجام شود؛ به عنوان مثال، فضایی بیش‌تر از محدوده آلوده را بازرسی کنند و مسیله رانش زمین و سیلاب‌ها را هم در نظر بگیرند»
لیلا علی کرمی علامت‎گذاری مناطق آلوده را راه‎گشا می‌داند: «باید آدم‎ها بدانند در کدام منطقه احتمال خطر وجود دارد؛ مثلا در مورد پسر ۱۲ساله‎ای به نام “شایان فرجی” که اردیبهشت ماه سال قبل به همراه خانواده‌‌اش از مریوان به سمت سنندج می‎رفت، اگر در منطقه علامت‏گذاری وجود داشت، این فاجعه رخ نمی‌داد. آن‏ها مسافر بودند و برای استراحت کنار جاده توقف کرده بودند که پسر بچه به سمت دشت می‌دود و متاسفانه روی مین می‌رود. بی‌تردید اگر اطلاعیه یا تابلوی خطر وجود داشت، پدر و مادرش مراقبت می‌کردند و اصلا آن جا توقف نمی‌کردند.»
او در انتهای سخنانش به عدم حمایت دولت از قربانیان بعد از وقوع فاجعه می‌پردازد: «با این که ایران جزو کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت است و در این کنوانسیون چهارچوب کمک به این افراد به طور مشخص و روشن مطرح شده است اما به افرادی که توسط مهمات منفجر نشده و مین آسیب دیده‌‌اند، کمک رسانی نمی‌شود.»
او می‎گوید: «قانون حمایت از قربانیان مین بارها اصلاح شده اما ترکیب کمیسیون ماده۲ که کمیسیون رسیدگی کننده به امور این قربانیان است، متاسفانه یک ترکیب کاملا دولتی است و آن‏ها مشخصا نمی‌خواهند دولت پولی از جیبش به افراد قربانی بپردازد؛ مثلا به کودکان زیر ۱۸ سال مستمری تعلق نمی‌گیرد و آن‎ها را در حالت تعلیق نگه می‌دارند تا از سن ۱۸ سالگی عبور کنند. آن‎ها عمدتا از قشر فقیر جامعه هستند و در اغلب موارد اگر کمک‌های مردمی نباشد، حتی پول انجام معالجات اولیه و ضروری را ندارند.»

ماهرخ غلامحسین‌پور – ایران وایر

۱۵ فروردین ۹۸

این مطلب را ارسال کنید: بالاترین Twitter
Print Friendly, PDF & Email

نظرات بسته است

جستجو
Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Search in posts
Search in pages
آرشیو مطالب قدیمی