امروز:   تیر ۴, ۱۳۹۸    
فيسبوک
ژوئن 2019
د س چ پ ج ش ی
« مه    
 12
3456789
10111213141516
17181920212223
24252627282930

چون ترنجم بشکن آنگه آن پری را می شناس

کمتر کسی است که با شعر آشنا باشد و با نام سیمین بهبهانی آشنا نباشد. سیمین بهبهانی ازجمله شاعران نواندیش و صاحب سبک ادبیات معاصر ایران بوده که اشعارِ قابل‌تأمل فراوانی به نگارش درآورده است. اگرچه پژوهش‌های بسیاری در خصوص شعر سیمین انجام‌شده،اما هیچ‌گاه از منظر روایت شناسی آثار او موردبررسی قرار نگرفته است. در این نوشتار یکی از اشعار او با عنوان «افسانه پری» از منظر روایت شناسی موردبررسی قرار می‌گیرد

 

 

 

 

***

 

 

 

 

کمتر کسی است که با شعر آشنا باشد و با نام سیمین بهبهانی آشنا نباشد. سیمین بهبهانی ازجمله شاعران نواندیش و صاحب سبک ادبیات معاصر ایران بوده که اشعارِ قابل‌تأمل فراوانی به نگارش درآورده است. اگرچه پژوهش‌های بسیاری در خصوص شعر سیمین انجام‌شده،اما هیچ‌گاه از منظر روایت شناسی آثار او موردبررسی قرار نگرفته است. در این نوشتار یکی از اشعار او با عنوان «افسانه پری» از منظر روایت شناسی موردبررسی قرار می‌گیرد.

شعر را می‌توان روایتی دانست که زبان مجازی آن برزبان حقیقی غلبه دارد. مجموعه‌ای از تمایلات، خواسته‌هاو احساساتی که می‌تواند در متن به شکل‌های استعاری یانمادین جلوه‌گر شود وجود عنصر بینامتنی می‌تواندپیوندی ناگسستنی بین شعر و سایر متون، به‌ویژه تمثیل‌هاو حکایات باز کند. داستان‌ها یک مؤلفه بارز از ارتباطات انسانی  است که به‌عنوان تمثیل و نمونه برای روشن کردن اهداف مورداستفاده قرار می‌گیرد. داستان‌سرایی احتمالاًیکی از ابتدایی‌ترین فرم‌های سرگرمی است. روایت همچنین ممکن است به پروسه‌های روان‌شناختی شخصیتی، حافظه و معنا سازی اشاره کند.

شعر افسانه پری

«خفته در من دیگری، آن دیگری را می شناس

چون ترنجم بشکن آن گه آن پری را می شناس

من پری هستم به افسون در ترنجم بسته‌اند

تا رَها سازی مرا، افسونگری را می شناس

سوی سامانم بیا، با خود دل و جان را بیار

کاروانی مرد باش و رهبری را می شناس

این من و فرمان من، فرمان‌بری را می شناس

نه پری گفتم، غلط گفتم، زنی سوداییم

در من آشفته، سودا پروری را می شناس

یک زنم کز سادگی آسان به دام افتاده‌ام

خوش‌خیالی را نگر، خوش‌باوری را می شناس

آفتابم، بی‌تفاوت تن به هر سو می‌کشم

بی‌دریغی را ببین، روشنگری را می شناس

۰۰۰

دیده بگشا، معنی ی ِ سیمین بری را می شناس»(گزیده اشعار،۱۳۹۳)

شعر یک بخش مهم از شیوه‌ی روایت است. اشاره به المان‌های داستان نظیر طرح و شخصیت اجراهای دیگری از روایت است که در این شعر دیده می‌شود، چیزی که به‌واسطه ادبیات مدرن وارد ادبیات شده است. شعر نمود دیگری از روایت است و فیگورهای واژگانی می‌تواند بر زیبایی هنری شکل روایت تأثیر بگذارد از دیدگاه “ژنت” روایت کردن به عمل روایت و کل موقعیت افسانه‌ای یـاواقعـی که در آن عمل روایت صورت می‌پـذیرد اشـاره دارد؛ و ایـن اصـطلاح نشان‌گر مقوله‌ای در طبقه‌بندی سه‌گانه روایـت، یعنـی داستان، روایت و روایت کردن است.

در یک متن روایی، رویدادها به شکلی خاص مرتب می‌شوند که متفاوت از حالتی است که رویدادها در زندگی واقعی ما اتفاق می‌افتد. این روش خاص برای مرتب کردن رویدادها، داستان و روش بیان کردن آن‌ها روایت کردن،نامیده می‌شود کـه دربرگیرنده سطوح مختلف روایـت وزاویـه دیـدی است کـه از آن زاویـه دیـد روایـت می‌کند. بعـد از درک روایت اسـت کـه خواننـده داستان واقعی را برای خودش می‌سازد. داستان واقعی، «فبیـولا» نامیـده می‌شود. فبیـولا قبل از روایت اتفاق می‌افتد. در روایت خطی کلاسـیک، ترتیـب زمـانی داستان عموماً با فبیولا مطابقت دارد اما ایـن مسئله در مـورد همـه نـوع روایـت صـدق نمی‌کند.

در شعر زیر سیمین بهبهانی رویدادها را به شیوه زیر مرتب کرده است:

۱-معرفی شخصیت راوی و این معرفی به‌وسیله یک نماد صورت گرفته است.

۲- راوی از مخاطب خود می‌خواهد که او را بازشناسیکند.

۳-در نیمه شعر راوی از معرفی خود به شکل قبلی،پشیمان شده و خود را زن سودایی معرفی می‌کند.

اگر کل این شعر را به‌عنوان یک روایت در نظر بگیریمشاعر از دو داستان افسانه‌ای در بیان شعر خود بهره گرفته است و با اشاره‌ای به آن‌ها بدون نقل داستاناصلی، مخاطب را به سمت آن سوق داده. افسانه دختران ترنج یا دختران انار که شاعر به آن اشاره دارد و بنیان شعر خود را بر اساس این افسانه نهاده است. ازآنجایی‌که شخصیت به‌عنوان عنصری از داستان است وبر اساس شبکه‌ای از خصوصیات شخصیتی توصیف می‌شود، هر عنصری می‌تواند در متن به‌عنوان شاخصی از شخصیت عمل کند. دو نوع شاخص متنی برای شخصیت وجود دارد؛ که این شاخص‌ها معرفی مستقیم و معرفی غیرمستقیم است. شاعر در شعر افسانه پری برایبیان شخصیت از هردو فن استفاده می‌کند. او برای معرفی شخصیت که اتفاقاً راوی هم هست، ابتدا از یک افسانه آشنا (افسانه دختر نارنج و ترنج) استفاده می‌کندو بعد در چند بیت بعد به‌طور مستقیم شخصیت را یک زن سودایی معرفی می‌کند. نوعی شخصیت که مشخصۀ بارز آن عبوس بودن است و در قرن دوم میلادی آن را ناشی از افزایش صفرا می‌دانستند و مشخصه‌هایی مانند ناتوانی در لذت بردن از فعالیت‌ها و خُلق افسرده و بی‌اشتهایی دارد؛ که درواقع گره‌افکنی از همین تغییر شخصیت اتفاق می‌افتد. او با این گره‌افکنی وضعیت زن امروز را به تصویر می‌کشد؛ که ازدید او دچار نوعی بی‌تفاوتی شده است بی‌تفاوتی که مانع از شناخت خود می‌شود درمجموع نگاه سیمین نسبت به مسائل زنان، واقعی و وسیعاست. او شخصیت‌های متفاوتی از زنان به نمایش می گذارد، نمونه‌های زنان شعر اودر اجتماع فراوانندوسعی کرده است با این روایت در شعر درون زنان وعواطفشان را به نمایش بگذارد.

غزال مرادی – دیگری

۲۵ فروردین ۹۷

منابع

 

۱٫ موسوی ، م و اسپرغم، ث. (۱۳۸۹). «نقد اسطوره شناسی قصه دختر نارنج و ترنج» فصلنامه علمی پژوهشی نقد ادبی , ۲۳۳-۲۵۵٫

۲٫ سیمین بهبهانی، گزیده اشعار مروارید سال چاپ: ۱۳۹۳

 

این مطلب را ارسال کنید: بالاترین Twitter
Print Friendly, PDF & Email

نظرات بسته است

جستجو
Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Search in posts
Search in pages
آرشیو مطالب قدیمی