امروز:   تیر ۴, ۱۳۹۸    
فيسبوک
ژوئن 2019
د س چ پ ج ش ی
« مه    
 12
3456789
10111213141516
17181920212223
24252627282930

زن، صلح، توسعه

“جنسیت، همه‌جا هست به‌جز در خود امر جنسی” به این معنا ما بی آن که انتخاب کرده باشیم خود را در جهانی با نقش های از قبل تعین شده با جلوه های زنانگی و مردانگی می یابیم . انسان ها نا خواسته و نا خود اگاه به جهانی که در آن «جنسیت همه‌جا هست جز در خود امر جنسی» پرتاپ می شوند. مردان صرفا بواسطه نر بودن شان جنس قوی تلقی می شوند .وزنان تنها بواسطه زن بودن شان در معرض انواع نابرابری ها و محرومیت ها قرار می گیرند.

 

 

 

***

 

 

 

عنوان کلی و دغدغه هایی که امروز قرار است در باره ان ها سخن بگوییم و از زوایای مختلف این دغدغه ها را مورد کنکاش قرار دهیم عنوان «زن، صلح و توسعه» است. سه واژه بسیار ساده و کوچک که مفاهیم عالی را در خود جا داده اند و در ترکیب با یکدیگر مقدمات و امکان ساخت دنیای بهتررا نوید می دهند.
در مقدمه بطور خلاصه عرض می کنم: از اولین مراسم روز زن که برای بزرگداشت یاد کارگران اتحادیه زنان کارگر در سال ۱۹۰۹ در نیو یورک برگزار شد صد و ده سال می گذرد و از هشت مارس سال ۱۹۷۷روزی که سازمان ملل متحد از دول عضو خواست تا این روز را به عنوان روز سازمان ملل متحد برای تاکید و تحقق حقوق زنان روز زن و صلح جهانی بنامند بیش از چهل سال می گذرد. اما امروز که روز جهانی زن است آشکارا مشاهده می کنیم که هنوز صلح پایدارو توسعه پایدارفراگیرترین مطالباتی هستند که انسان ها و بطور اخص زنان در تمامی جوامع و جهان کنونی بدنبال انها هستند. این سه کلمه “زن” . “صلح” .”توسعه” ظاهرا واژه هایی آشنا یند و کارکردشان این است که پوششی جهت شناسایی مفهومی باشند.این زمانی که سه مفهوم کلیدی زن –صلح –توسعه را کنار یکدیگر قرار می دهیم انگاره ایی تازه ساخته ایم تا چشم اندازی نو از جهانی متفاوت از دنیایی که در ان بسر می بریم رانشان بدهیم .دریچه بگشاییم تا از روزن آن به ازدحام کوچه بنگریم. جهانی کمتردر بند و بیشتر برابرکه در ان روابط انسان ها با یکدیگر و با طبیعت متفاوت ازان چیزی است که تا کنون دیده ایم و یا خوانده ایم . یکی از روش های دنیای مدرن برای تمرکز و تفکر بر موضوعات و مسایل و چالش های موجود در داخل کشور و در سطح بین الملل نامگذاری روزها به نام مسایل و وموضوعاتی است که نیاز به تمرکز و تفکر و اندیشه بیشتری دارند . نامیدن روزی بنام کارگران ، معلمان ، نویسندگان ، کودکان ، و زنان بیانگر این واقعیت است که این عناوین و موقعیت ها و یا وضعیت های انسانی از جمله مسایل چالش بر انگیز درون ملت ها و فرهنگهای بومی وبین الملل و در فرهنگ جهانی هستند . بر این اساس قبل از انقلاب روزی بنام روز مادر داشتیم که روز ولادت ملکه مادر بود .بعد از انقلاب اما مردم بدلیل ارادتی که به اهل بیت پیامبر و بانو زهرا (س) دارند و با توجه به نقش زنان درپیروزی انقلاب برغم اینکه بین ملل مسلمان رایج نبودکه روز ولادت قدیسین را مبنای طرح مسایل نوین قرار دهند، مردم روز ولادت بانو زهرا را روز زن و روز مادر نامگذاری کردندو این روز را به جای پرداختن و تمرکز به مسایل و موضوعات مربوط به زنان وارایه نقد و نظر به نوازش زنان و رد و بدل کردن تعارفان بسنده کرده و با تمرکز بر نقش مادری ازن ها این روز را جشن می گیرند. اما روزدیگری هم به نام زنان در سطح بین الملل نامگذاری شده که به یاد بود زنان کارگر کشته شده در راه دفاع از حقوق برابرو مقاومت در برابر سیستم سرمایه داری مرد سالار به نام روز جهانی زن نامگذاری شده است . که امروزیعنی روز ۸مارس برابر ۱۷ اسفند در خدمت تان گرامی می داریم. روز جهانی زن به‌نوعی روز بیان مطالبات و چالش های زنان با ساختار قدرت و ثروت و روز تمرکز و بیان تجارب زنان در رابطه با چالش های زنانه با نظامات شکل گرفته بر اساس نابرابری های جنسیتی و طبقاتی و قومی و نژادی نیز هست . زیرا زنان در مقام بزرگ ترین جمعیت رانده شده به حاشیه و محروم از منابع قدرت و ثروت در داخل جوامعه و در جامعه بین الملل تقاطع یا گره گاه انواع تبعیض ها هستند. روزجهانی زن روز یادآوراین حقیقت است که همه ما انسان ها در دنیا بر قایقی شگفت، معلق، شناور در فضای لایتناهی به نام زمین سواریم. نابرابری ها و شکاف هایی که جبارانه حیات زمین و موجودیت زنان را به مخاطره می‌اندازنددر واقع موجودیت و حیات انسان هارا به مخاطره می افکند. روز جهانی زن برغم اینکه به نام زنان نامیده شده است اما در اصل روزسخن گفتن از هر ان چیزی است که صلح و برابری ذاتی و طبیعی انسان ها را نادیده می گیرد. ایکاش روزی برسد انسان ها برابری ذاتی و طبیعی خود را باورکنند.و فارغ ازهر گونه تبعیض، بویژه تبعیض ها و نابرابری های جنسیتی ،روزجهانی انسان را جشن بگیرند . چه بسا آنگاه بتوان دریافت دقیق تری از شاخص های واقعی توسعه یافتگی و انسان توسعه یافته در جهان بدست اورد. ولی فعلا ناچاریم تا رسیدن به چنین زمانی که امید است خیلی دیر و دور نباشد یکی از اساسی ترین موانع موجود در مسیر توسعه یعنی شکاف و نابرابری جنسیتی را مورد توجه قرار دهیم . تا راه های برون رفت را دریبابیم.

محرومیت و نابرابری های جنسیتی چندان چشمگیر اند که در مطالعات جامعه شناختی باب مهمی بنام جامعه شناسی جنسیت گشوده شده است. در جامعه شناسی جنسیت علل فرهنگی تاریخی و اقتصادی بر حسب تفاوت های بیولوژیک و روانی تفکیک هاو تبعیض های جنسیتی مورد بحث قرار گرفته است. درجامعه‌شناسی جنسیت، پی می‌بریم که زنانگی و مردانگی نقوش و کلیشه هایی هستند که توسط انسان هاو بر اساس نظام پدر سالار صورتبندی شده و در کانال فرهنگ عامه بطور دایم منتشر و ترویج می گردند. در حالیکه تشابهات انسانی ،همانندی ها در احوال طبیعی و بیولوژیک هستند. امانابرابری ها ی انسانی برساخت های اجتماعی دارندوذاتی و بیولوژیک انسان ها نیستند.عوامل مقّوم نابرابری های جنسیتی ساختارهای اجتماعی و مناسبات قدرت و ثروت هستند . بطوریکه در دوران جدید برغم تمامی نقد ها علیه نابرابری جنسیتی از حدود دویست کشور در جهان تنها شش کشور برابری جنسیتی را درامور و مناسبات سیاسی . اقتصادی و اجتماعی جامعه شان رعایت می کنند . گستردگی نابرابری جنسیتی در سطح جهان به ما نشان می دهد تبعیض های جنسیتی نه تنها از بین نرفته که در اشکال پیچیده تری باز تولید شده اند. . برای اثبات این فرضیه ازرولان بارت فیلسوف، انسان شناس نظریه‌پرداز منتقد فرهنگی، و نشانه‌شناس معروف فرانسوی نقل می کنم . ایشان جمله‌ای نغزی داردو می‌گوید: “جنسیت، همه‌جا هست به‌جز در خود امر جنسی” به این معنا ما بی آن که انتخاب کرده باشیم خود را در جهانی با نقش های از قبل تعین شده با جلوه های زنانگی و مردانگی می یابیم . انسان ها نا خواسته و نا خود اگاه به جهانی که در آن «جنسیت همه‌جا هست جز در خود امر جنسی» پرتاپ می شوند. مردان صرفا بواسطه نر بودن شان جنس قوی تلقی می شوند .وزنان تنها بواسطه زن بودن شان در معرض انواع نابرابری ها و محرومیت ها قرار می گیرند. مردان هر قدر لطیف الاحوال و شکننده حالات باشند مجبورندهمه عمر ازدریچه محدود و تنگ مردانگی به جهان بنگرند و زنان به جرم زن بودن مجبورند اختیارات و برابری های ذاتی و انسانی خویش را نادیده گرفته واز زاویه فرو دستی زنانه جهان را درک کرده و نحوه سلوک و بودن خوددر جهان را سامان دهند.درصورتیکه در طبیعت جنس نر وماده و در انسان های اولیه چنین نابرابری وجود نداشته و دیده نمی شود. جنسیت شامل رفتارها، نقش‌های اجتماعی و اندیشه‌های اجتماعی است که فرهنگ حاکم بر هر جامعه به عهدهٔ دو جنس زن و مرد می‌گذارد. در ارتباط با نقش‌های جنسیتی افکار قالبی در مورد هر دو جنس در جامعه مشاهده می‌شود که دامنهٔ انتظارات خانواده و جامعه از هر جنس را طراحی وتعیین می‌کند. واژهٔ جنسیت (Gender) یک مفهوم اجتماعی است. واژهٔ جنس (sex) یک مفهوم بیولوژیک و زیست شناختی است.تشابه در بیولوژی معنا دارد زیرا کلیشه های مشابهی می سازد بنام نقش های جنسیتی و انها را بر جنس مرد و زن پیچ می کند و جنسیت را شکل می دهد. سپس با انواع نابرابری ها جنسیت زنانه را تبدیل به یک قشرنازک در برابر قشر ضخیم مردانه می کند.از انجا که قشربندی ها مستقیما به توزیع منابع قدرت و ثروت مرتبط می شوند، قشر بندی جنسیتی اهمیت بسیار زیادی در ساخت و تثبیت سلسله مراتب هرمی یا عمودی روابط قدرت درسپهر عمومی دارد. نابرابری ها ی جنسیتی از طریق فرهنگ ملکه ذهن انسان ها می شوند و به نوبه خود درﻓﺮاﯾﻨﺪ ﺗﻮﺳﻌﻪ یا عبورجامعه از مرحله پیشین به مرحله پیشرفته تر، تبدیل به موانعی سخت و متصلب در راه دستیابی جوامعه به انواع توسعه می شوند. از این رودستیابی به توسعه متوازن مستلزم بازنگری دراحوالات و نقشها و جایگاه زنان درتمامی حوزه های حیات فردی و اجتماعی در جوامع انسانی و در جهان است.

و اما توسعه در تعریف و مفهوم و به زبان ساده یعنی چه؟ بطور کل تلاش های انسان برای دگرگونی محیط و رفع نیازهای خود در جنبه‌های مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی را توسعه می‌گویند. توسعه به دلیل چند ساحتی بودن انسان، مقوله ایی چند ساحتی و متکثراست.توسعه اجتماعی، توسعه اقتصادی، توسعه سیاسی و توسعه انسانی چهار ساحت کلی توسعه‌یافتگی هستند.بعد از انقلاب صنعتی و تا سی سال پیش ، حدود سیصد سال طول کشید تا انسان امروزی دریابد که الگوی توسعه را نمی توان تنها مترادف با توسعه اقتصادی و رشد فناوری و تولید و مصرف کمّی داست. سیصد سال کافی بود تا انسان و محیط زیست را در پای نظام و ساختار نابرابر سود و سرمایه به ورطه رنجوری و بعضا نابودی بکشاند . به تدریج این فهم پدید آمد که جنبه‌های سلامت و پایداری انسانی – اجتماعی در پارادایم توسعه کلاسیک نادیده گرفته شده است. توسعه اقتصادی که با وعده رفاه و از بین بردن فقر امده بود بواسطه غلبه نگاه تبعیض‌آمیز و بهره‌کشی غیر انسانی از زنان و کودکان، ساعات کار طولانی، دستمزدهای غیرمنصفانه، به توسعه‌ی نامتوازن در سراسر جهان تبدیل شدوفقر و نابرابری در جهان را تشدید کرد.نگاه مادی‌گرایانه مبتنی بر اندیشه‌ی صرفاً اقتصادی و خسارت هایی که به محیط زیست و روابط انسانی زده بود سبب شد نگاه مصلحین اجتماعی به پشت صحنه توسعه اقتصادی که با تمام فریبندگی آشکارا ناپایدارو بیمار بود دوخته و متمرکز شود. مفهوم توسعه پایدار با نقد توسعه تک ساحتی کلاسیک که صرفا بر اقتصاد متمرکز بود شکل گرفت. توسعه پایدار به بیان ساده به شکلی از توسعه اطلاق می‌شود که به شکل متوازن و همه‌جانبه در ابعاد مختلف زندگی انسان و زیست بومش را مورد توجه قرار دهد. این ابعاد سه دسته ابعاد اجتماعی، محیط زیستی و اقتصادی را در بر می گیرند.باین ترتیب در واقع توسعه پایدار آن است که پیامدهای محیط زیستی و اجتماعی پیشرفت و توسعه فناوری و اقتصاد مدیریت شده و مثبت باشد. در توسعه پایدار انسان ها ماورای شکاف های نسلی و جنسیتی و دیگر نابرابری ها حق دارند از زندگی سالم درمحیط زیست سالم برخوردارشوند. وقتی زن و توسعه را در کنار یکدیگر قرار می دهیم . انگاه با دنیای تازه ایی سرشار از شور و شعور مواجه می شویم . رابطه میان توسعه و موقعیت زنان در هر جامعه رابطه‌ای کاملاً تجربی و برآمده از فرهنگ و ارزش‌ها و هنجارهای آن است. در چارچوب توسعه پایدارو نسبت زنان با توسعه پایدارسیاست هایی در جهان دنبال و پیگیری می شود. باختصاربه چند نوع سیاست‌گذاری که در سطح جهان برای تغییر موقعیت زنان اتخاذ شده اشاره می کنم. این سیاست ها که بطور موازی دنبال می شوند شامل سیاست ارایه خدمات رفاهی به زنان خانه دار و زنان سرپرست خانوار در زمینه بهداشت و تغذیه ومسکن و سرپناه . سیاست امدادی است این سیاست به تاب اوری زنان برای توانمند شدن و دسترسی به شاخص های توسعه انسانی کمک میکند . همزمان با سیاست های امدادی سیاست های حقوقی در پی ایجاد حقوق برابر میان زنان و مردان است. سیاست های حقوقی بر نقش فعال زنان در روند توسعه اقتصادی از راه مشارکت در بازار کار تأکید دارند.دیدگاه یا سیاست دیگری که همزمان با سیاست های رفاهی و حقوقی جهت رشد و توسعه جمعیت زنان دنبال می شود سیاست ضد فقر است. سیاست ضد فقرزنان بر کسب درامد و توانمندی اقتصادی و علمی زنان تمرکز و تاکید می شود. تا فقرکه درفرایند توسعه کلاسیک چهره ایی زنانه پیدا کرده بود از زندگی زنان رخت بربندد. سیاست توانمند و مقتدر سازی زنان در عرصه سیاست و مشارکت های سیاسی اجتماعی اقتصادی است . تجربه توسعه کلاسیک ثابت کرد که تا زنان از نقش دریافت کننده به نقش تولید کننده و از موقعیت مصرف کننده سیاست ها به موقعیت مشارکت کنندگان مولد وبرخوردار و برابربا مردان در عرصه سیاست و اقتصاد و اجتماع و خانواده وارد نشوند قادر به امحا تبعیض ها ونابرابری های جنسیتی نخواهند شد. در برنامه‌ریزی توسعه‌ای، دولت موظف است استراتژی‌های جنسیت در توسعه پایدار را که شامل آموزش برابری جنسیتی به مدیران و ذینفعان، کنش گفتار – کنش رفتار بر اساس پرهیز از ادبیات خشونت آفرین و رفع موانع قانونی و فرهنگی و اجتماعی جهت زدودن کلیشه های جنسیتی است . همچنین دولت موظف است با برسمیت شناختن نقش های چند گانه زنان در خانواده و در جامعه و در محیط کار ،ازحق مشارکت و حق بهره‌مندی برابر از مزیت‌ها و مواد آموزشی زنان دفاع قانونی کند.دولت موظف است منافع زن ها در خانواده و در محل کاررا از طریق استراتژی تطبیق فنون و ابزاری که تولید و درآمد زنان را افزایش می‌دهد و از سختی کار آن‌ها می کاهد را پی بگیرد و با تعیین نقش‌های غیر سنتی برای زنان جایگاه زنان در جامعه و در محل کار را به جایگاه برابر با مردان ارتقا دهد .

البته در همه این استراتژی ها اصل بر مقاومت و مطالبه گری و کنش های مدنی و آگاهی بخش زنان است. و در نهایت اینکه توسعه پایدار آموزش خاص خود را دارد. آموزش توسعه ایی که استراتژی توسعه پایدار بر ان بنا می گردد ،آموزش حرفه ها و مهارت ها و حقوق شهروندی و مهم تر از همه اینها آموزش روحیه تغییر و درک نوآوری ها است. نتیجه اینکه درعصر توسعه پایدار برای دستیابی به این هدف والامهارت های ادراکی ضروری است . سرمایه‌گذاری در آموزش توسعه‌ای با هدف تولید انسان‌هایی با شاخصه‌های علم‌گرایی – مهارت‌گرایی – تغییرپذیری سیستمی – پژوهشگری است تا بتواند به ابعاد توسعه کمی و کیفی، انسانی جامعه کمک کند.

مفهوم دیگری که در روز جهانی زن و در کنار دو مفهوم زن و توسعه قرارمی گیرد تا جهان بهتری را ممکن سازد مفهوم پر معنا .عمیق و چند وجهی صلح است.صلح بستر و زمینه انسان شدن و انسانی زیستن است. صلح در معنی، حفظ زندگی اجتماعی و فردی به دور از درگیری منفی با خود و با دیگران است.صلح هم چون توسعه ساحت‌های ژرف و انواع دارد. صلح اجتماعی – صلح اقتصادی – صلح سیاسی. این ساحت‌ها در صلح چنان در هم ادغام شده‌اند که جدا کردن یکی از دیگری کلیت مفهوم صلح را درهم می‌شکند.در ارتباط با نقش زنان درصلح و توسعه دو نظریه کلی وجود دارد . یک نظریه ایی که صلح و توسعه را برای زنان می خواهد . دوم نظریه ایی که صلح و توسعه را با زنان امکان پذیر می داند. این دو رویکرد نقشها و موقعیت های متفاوتی برای زنان دربر قراری صلح و توسعه تعریف می کند . در رویکرد نخست زنان در مقام قربانیان اصلی جنگ و توسعه نیافتگی مورد حمایت صلح خواهان قرار می گیرند و در فرایند توسعه تحت الحمایه کنشگران توسعه و در چارچوب استراتژی خیریه و امدادی قرار می گیرند . چنین رویکردی به زنان نقشی منفعلانه در کنش ها و واکنش های صلح و توسعه می بدهد. رویکرد دوم یعنی رویکردی که صلح و توسعه را با زنان می خواهد و می پسندد رویکردی فعال است. در این رویکرد زنان به جای نشستن و تمنا و آرزوی بر قراری صلح و ترک مخاصمه مردان در داخل ودرروابط بین الملل ، روی نحوه مقابله سازنده با مخاصمه و ورود به فرایند توسعه متمرکز می شوند. از این رو اموزش ودرک برابری انسانی وارتقا آگاهی هاو حساسیت های جنسیتی مهم ترین گام و قدم اول برای رسیدن به صلح درون است. صلحی که به ما کمک می کند با پیش‌فرض‌های و تئوری های مرتبط با زنان و جنسیت مواجه شویم و نشان دهیم در زندگی روزمره و تحت تأثیر ساختارهای قدرت، برابری یا نابرابری‌های جنسیتی چگونه دایما اشکال پیچیده تری بخود می‌گیرند وچگونه در ابعاد پیچیده تر بازتولید و مقوم خشونت های بنیادین در روابط انسانی میگردند.پژوهشگران سیاسی روی نحوه اتخاذ تاکتیک ها و استراتژی هاتوسط گروه های سیاسی در جنبش ها تحقیقات مفصلی کردند و متوجه شدند زمانی که یک جنبش در گفتمان اش برابری جنسیتی را می گنجاند بطور قابل توجهی به مشی پرهیز از خشونت گرایش پیدا می کند.دررویکرد توسعه با زنان نیزاین واقعیت دیده می شود که حضور زنان و استفاده از تجارب زیسته آنان در رابطه با حفظ محیط زیست و حفظ منابع طبیعت برای نسل های اینده و مقاومت در قبال مصرف زدگی به توسعه ویژگی بومی ودرونزا یی می بخشد و سرعت فهم و پذیرش توسعه را در مقایسه با توسعه برون زاکه مبتنی بر تقلید و تکرار و ترجمه ساختار های بیگانه است رانزد ساکنان محلی افزایش می دهد. همین درک بومی از توسعه که معطوف بر تجارب زیسته است ویژگی پایداری توسعه را افزایش می دهد. توسعه پایدار ممکن نخواهد شد مگر در بستر صلح پایدار و صلح پایدارصلحی است که از درون جامعه سرچشمه می گیرد.و نامش صلح اجتماعی و ملی است. این صلح اجتماعی و ملی است که صلح سیاسی، صلح اقتصادی را از درون قابل دسترس می کند. مهم ترین مولفه صلح ملی یا اجتماعی اعتماد بین مردم با یکدیگر و اعتماد فیمابین مردم و حکومت است دیگر مؤلفه‌های پر اهمیت صلح اجتماعی دموکراسی، عدالت، آزادی، آرامش، سلامت، رفاه و امنیت است که برای پیشبرد امرامنیت و توسعه پایدار و صلح پایداردر داخل و در جهان ضروری است.آزادی بیان از مهم‌ترین مؤلفه‌های صلح اجتماعی، سیاسی و اقتصادی و مشترک در همه آن‌هاست؛ زیرا صلح اجتماعی نیازمند برقراری رابطه زبانی – کلامی بین همه افراد و ملل است. وقتی تلاش می‌کنیم بین سه مفهوم عمیق انسانی یعنی زن – صلح – توسعه ارتباط بی‌واسطه و منطقی برقرار کنیم یعنی اینکه جهان بدون هر یک از این‌ها جایی و جذابیتی برای زیستن ندارد. انسان ها اعم از زن و مرد از طریق درگیری شعورمندانه با طبیعت، تاریخ و جامعه، بودن در جهان هستی، خود را درک می‌کنند. تبعیض‌ها و کلیشه‌های جنسیتی و نظام قدرت فاقد اخلاق و منش صلح، مانع درک هستی انسانی نزد زن و مرد می شود.

آنها خود را باعینک *دیگری* می بینند و ارزیابی می کنند .باین ترتیب همواره یک پای جهان هستی لنگ و معطل دیگری خواهد ماند. با توجه به نقشی که زنان از دیرباز تاکنون در برساخت صلح و زندگی بر فراز آوار و آوارگی‌های جنگ داشتند می‌توان امیدوار بود کوشش های مدنی زنان جهت عبور ازکلیشه‌های تبعیض آمیزجنسیتی و قومی و نژادی نهایتا امکانی جهت اندیشیدن به جهانی بهتراست . جهانی که درآن انسان ها برابری طبیعی و خدادای خود را بازیابند.امروزه زنان با درک هستی شعورمند و مقتدرشان توانسته‌اند در برابر رام‌شدگی‌های انضباطی و استراتژی‌ قدرت سیاسی معطوف به تفکیک و تبعیض‌های جنسیتی، طبقاتی، قومی، نژادی و زبانی است مقاومت کنند. بیشمار دلایل انسانی، اخلاقی وجود دارد که زنان را وامی دارد در برابر بی‌عدالتی و تبعیض بایستند و پاسدار انسانیت، مهربانی و مراقبت از جهان باشند. زنان در مسیر صلح و توسعه و امنیت پایدار ، ماورای بایدها و نبایدهای رایج و روزمره «جان‌های» عاشق و آگاه و مجروح از تبعیض شان را با هستی پرشور و غوغای ستارگان در طبیعت پیوند زده‌اند و چونان کهکشان راه‌شیری و همچون ماهی‌های زنده که در آب شنا می‌کنندو یک دم از حرکت باز نمی‌ایستند. زنها کوشش می کنند تا در پیوندی فرا زمانی و مکانی با نسل پیشین از طریق مراقبت ازآرمان صلح و برابری در کنار والدین شان و با نسل کنونی برای نسل بعدی جهان بهتری بسازند.

– مادران صلح ایران

۱۶ اردیبهشت ۹۸

این مطلب را ارسال کنید: بالاترین Twitter
Print Friendly, PDF & Email

نظرات بسته است

جستجو
Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Search in posts
Search in pages
آرشیو مطالب قدیمی