امروز:   مهر ۱, ۱۳۹۸    

زنان مکزیکی با سوت زدن متجاوز فراری را گیر انداختند

اگر یکی از زن‌ها یک‌بار در سوت خود بدمد، به این معنا است که «مورد مشکوک» را جایی دیده، اگر دوبار در سوت بدمد به این معنی است که جمع شوید تا به دنبال مظنون بگردیم و اگر سه بار سوت نواخته شود، معنایش «خطر» است؛ سریع بیرون دویده و دور هم جمع شویم. آن شبی که بالاخره «مظنون موردنظر» گیر افتاد، زنی ۳ بار در سوت دور گردن خود دمیده بود.
 
 
 
***
 
 
 

اگر یکی از زن‌ها یک‌بار در سوت خود بدمد، به این معنا است که «مورد مشکوک» را جایی دیده، اگر دوبار در سوت بدمد به این معنی است که جمع شوید تا به دنبال مظنون بگردیم و اگر سه بار سوت نواخته شود، معنایش «خطر» است؛ سریع بیرون دویده و دور هم جمع شویم.

آن شبی که بالاخره «مظنون موردنظر» گیر افتاد، زنی ۳ بار در سوت دور گردن خود دمیده بود.

ماجرا از آن‌جایی شروع شد که در شهر خوآرز مکزیک، روزی زنی که مادر دست‌تنها بود در خانه‌اش مورد تجاوز غریبه‌ای قرار گرفت. مرد، ابتدا وحشیانه به این زن تجاوز کرد، تن او را زخمی کرد و با چاقو قسمتی از اندام جنسی او را برید. تن مجروح زن را به بیمارستان رساندند، اهالی محله و شهر وحشت‌زده بودند. اما تلخی بیشتر این‌جا بود که این اولین‌باری نبود که این غریبه‌ی متواری به زنی حمله و تجاوز کرده بود. بعد از این اتفاق، چند زن دیگر نیز جرات خود را جمع کردند، پا پیش گذاشتند و اعلام کردند که در سال‌ها و ماه‌های گذشته غریبه‌ای به آن‌ها نیز وحشیانه تجاوز کرده و فوری پا به فرار گذاشته است. آن‌ها اما از ترس چیزی نگفته بودند. در خوآرز هم مثل بسیاری از دیگر نقاط جهان، حرف زدن از تجاوز «تابو» است و زن در نهایت چیزی هم بدهکار می‌شود!

زن‌ها از همان ابتدا به تلخی می‌دانستند که به پلیس که هم درگیر فساد است و هم مردسالار، چندان امیدی نیست تا واقعا انرژی بگذارد و جدی به دنبال پیدا کردن این متجاوز فراری باشد. زن‌ها اما حاضر نبودند دیگر با این وحشت مدام که نکند طعمه‌ی بعدی باشند، روز را شب کنند. چه کردند؟ خودشان دست به کار شدند. بررسی آن‌ها نشان می‌داد که متجاوز در دو محله‌ی بزرگ شهر پرسه می‌زند و طعمه‌های خود را در این دو محله انتخاب می‌کند. زن‌ها تصمیم گرفتند در این دو محله گارد نگهبانی راه بیندازند و زنانی که ساکنان این محله‌ها هستند، زیروبم فعالیت‌های محله را به دقت زیرنظر بگیرند.

گارد محل در ابتدا ۶۰ نیروی داوطلب داشت، کم‌کم تعداد نیروها به ۱۳۰ نفر رسید. زن‌ها از همان ابتدا سراغ مردان محله‌ها هم رفتند و از آن‌ها خواستند تا نیروی داوطلب در گارد باشند و به آن‌ها کمک کنند. تعداد مردانی که داوطلب شدند، کم نبود. در این دو محله اکثر مردان در یکی از کارخانه‌های نزدیک و در شیفت شب کار می‌کردند. متجاوز زنجیره‌ای هم اغلب شب‌ها به خانه‌ها حمله برده و به زنان تجاوز می‌کرد. بنابراین بیشتر مسئولیت پاییدن محله در شب بود و برعهده‌ی خود زنان.

زن‌ها برای پاییدن محله‌ها در شیفت شب چطور آماده شدند؟‌ چاقوهای آشپزخانه را تیز کردند و دم دست گذاشتند، کلاه بیسبال تهیه کردند و از همه مهم‌تر پول‌ها را روی هم گذاشتند و تعداد زیادی سوت خریدند. هر زن، ۲۴ ساعت شبانه‌روز سوتی دور گردن داشت و همه قاعده را می‌دانستند که یک بار دمیدن در سوت چه معنایی دارد، دو بار یعنی چی و وقتی سه بار سوت را شنیدند باید چه کنند.

نزدیک به یک سال بعد از شروع به کار گارد محله‌ها، شبی یکی از زنان سایه‌ی مردی را دید که از پشت‌بام خانه‌ای در حال فرار است. سایه‌ی مرد بعد از دیوار پایین پرید و پشت یک دکه‌ی تاکو فروشی قایم شد. زن سه بار در سوت خود دمید، زنان سراسیمه از ده‌ها خانه‌ی محله با چاقوهای آشپزخانه‌ی خود بیرون ریختند. مرد متجاوز از هر طرف که می‌خواست فرار کند، راه فراری باقی نمانده بود و زنان خیلی زود او را گرفته و دست و پاهایش را بستند. خیلی زود زنانی را که مورد تجاوز قرار گرفته بودند، خبر کردند. زن‌ها فوری متجاوز را شناسایی کردند: این همان مردی بود که وحشیانه به آن‌ها حمله و تجاوز کرده و جسم و روان آن‌ها را زخمی کرده بود.

زن‌ها مرد متجاوز را تحویل مقامات پلیس دادند و به کابوس پایان دادند. بعد اما دیدند حیف است این گارد محله و توانایی و همبستگی و کارکردش از بین برود و باقی نماند. حالا دیگر شمار نیروهای داوطلب گارد محله به پرشماری سابق نیست، اما گارد برقرار است و همچنان در شیفت‌های مختلف، احوال محله را زیرنظر دارند و موارد مشکوک( از آزار جنسی تا کیف‌قاپی و دزدی) را فوری به اطلاع هم رسانده و دست‌به‌کار مقابله می‌شوند. هنوز هم سوت‌، مهم‌ترین ابزار آن‌هاست تا یکدیگر را خبر کنند. هرچند این روزها با فراگیر شدن شبکه‌های اجتماعی، زنان این دو محله یک صفحه‌ی فیس‌بوک هم راه انداختند و آن‌جا یکدیگر را در جریان اخبار اشیاء گمشده در محل، دزدی، مشکوک شدن به خشونت و کتک خوردن زنی از شوهر و … می‌گذارند.

تلاش این زنان، بار دیگر آرامش و امنیتی نسبی را به محله‌ها برگرداند. امنیت و آرامشی که مدت‌ها بود به «رویای دوردست» تبدیل شده بود. تلاش موفق آن‌ها بالاخره نظر مثبت مقامات محلی را هم جلب کرد. چهار سال بعد از این‌که زن‌ها هراسان دور هم جمع شدند، سوت‌ها را دور گردن انداختند و عزم را جزم کردند تا متجاوز سریالی را گیر بیاندازند، حالا با بودجه‌ی دولتی بالاخره یک «مرکز زنان» کوچک در محله راه افتاده. جایی که زنان دفتر و دستک محقر اما مفیدی دارند تا با برنامه‌ریزی بهتر و کارآمدتر، محله‌‌ی خود را امن‌تر، آرام‌تر و بهتر کنند. محله‌ای در قلب استانی که یکی از بالاترین آمار «زن‌کشی» در مکزیک را دارد و هم‌زمان فرهنگ ریشه‌دار «مصونیت از مجازات» برای مردان زن‌کش در این منطقه بیداد می‌کند.

فرناز سیفی – الجزیزه

۳۰ اردیبهشت ۹۸

این مطلب را ارسال کنید: بالاترین Twitter
Print Friendly, PDF & Email

نظرات بسته است

جستجو
Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Search in posts
Search in pages
آرشیو مطالب قدیمی