امروز:   بهمن ۸, ۱۳۹۸    

انضباط اجتماعی و عاملیت زنانه

وقتی از «تابوی زنانگی» سخن به میان می رود، از  واقعیتی می گوییم که در جامعه به صورت ملموس و محسوس با آن مواجه ایم. در این لحظه و در این جغرافیایی که هستیم، شاهد آنیم که بدن زنانه و هرآنچه که مربوط  به زن است تابو و ممنوع است. اساساَ کلمه زن ممنوع است. حتی وقتی قرار است که از زن صحبت شود از کلمه «زن» استفاده نمی شود. ممکن است به جایش از واژه تعارف آمیز  بانو استفاده شود

 

 

***

 

 

🔸وقتی از «تابوی زنانگی» سخن به میان می رود، از  واقعیتی می گوییم که در جامعه به صورت ملموس و محسوس با آن مواجه ایم. در این لحظه و در این جغرافیایی که هستیم، شاهد آنیم که بدن زنانه و هرآنچه که مربوط  به زن است تابو و ممنوع است. اساساَ کلمه زن ممنوع است. حتی وقتی قرار است که از زن صحبت شود از کلمه «زن» استفاده نمی شود. ممکن است به جایش از واژه تعارف آمیز  بانو استفاده شود. مثلاً گفته می شود معاونت امور بانوان، ورزش بانوان، پارک بانوان، دستشویی بانوان و … . یعنی به انحاء مختلف از استفاده از کلمه زن احتراز می شود. در ادبیات رسمی وقتی می خواهند از زن صحبت کنند، حتماَ او را بعنوان استطاله ای از خانواده مطرح می کنند چون گویا زن نمی تواند یک وجود مستقل باشد. زن وجودی است که ممنوع شده. بدن زن ممنوع است در تلویزیون، در حوزه عمومی، در رسانه ها، در حوزه پزشکی بدن زن ممنوع است. زمانی در رشته زنان و زایمان بحث بر سر این بود که گفته شود سرطان سینه یا سرطان پستان؟! یعنی اسم بردن از عضوی از بدن زن ممنوع بود. زمانی پستان مانکن هایی که در ویترین فروشگاههای مانتو قرار داشتند باید حذف می شد برای این که بدن زن ممنوع است و انکار می شود. به هرحال این را می خواهم بگویم که وقتی گفته می شود «تابوی زنانگی» اغراقی صورت نگرفته است.

🔸موضوع دیگر کنترل امرجنسی و انضباط اجتماعی تحمیل شده بر زنان است که چطور خودشان را با آن چه که که در طی جامعه پذیری جنسیتی فراگرفته اند، منطبق کنند. دراینجا علاوه بر این که باید به انضباط تحمیل شده از طرف جامعه بر امرجنسی یا بر بدن زنانه صحبت کنیم، باید به نقش عاملیت زنانه در تداوم این کنترل و سلطه توجه کنیم که چگونه عاملیت زنانه هم به تداوم این سلطه و انضباط و شرایطی که زنانگی را به مفهوم کنونی اش برساخته، کمک می کند. واقعیت این است که بسیاری از زنان، کنترل اجتماعی و سلطه مردانه بر بدن شان را پذیرفته اند و حتی خودشان پشتوانه استدلالی و منطقی برایش فراهم کرده اند. چیزی که شاید حتی به عقل کسانی که این رویکرد را به زن دارند هم نرسد ولی خود زنان برایش توجیه پیدا کرده اند.

🔸وقتی ما در مورد نقش ساختارهای مختلف اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، در مورد نقش ساختار حقوقی، نقش خانواده، نقش مذهب، نقش سیاست در شکل دادن به وضعیت زنان تأکید می کنیم، نباید عاملیت زنانه را نادیده بگیریم. چیزی که بنام مقاومت زنان در مقابل قدرت باید شکل بگیرد هنوز در جامعه نمی بینیم . هرچند در جامعه ما گاه درباره اش صحبت می شود و بعضی افراد وقتی بارقه ای از آن را می بینند به کل جامعه تعمیم می دهند، اما در مورد توده های زنان به هیج وجه این طور نیست. در بسیاری از زمینه ها این مقاومت یا اصلا فرصت شکل گیری پیدا نکرده یا در همان لحظه شکل گیری اش درهم شکسته شده است.

سیمین کاظمی – ۱۲ خرداد ۹۸
@drsiminkazemi

این مطلب را ارسال کنید: بالاترین Twitter
Print Friendly, PDF & Email

نظرات بسته است

جستجو
Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Search in posts
Search in pages
آرشیو مطالب قدیمی