امروز:   تیر ۴, ۱۳۹۸    
فيسبوک
ژوئن 2019
د س چ پ ج ش ی
« مه    
 12
3456789
10111213141516
17181920212223
24252627282930

دنیای دیوانه دیوانه دیوانه

طی این چهل سال جفای زیادی بر مردم شد.بیت المال به حراج گذاشته شد، آزادی ها روز به روز تقلیل یافت. دخالت در زندگی خصوصی مردم به نهایت خود رسید. معیشت مردم صرفنظر از تحریم ها دچار افلاس شد وآزادی های سیاسی به شدت سرکوب شد.از طرفی سیاست خارجی متاع سربازاری شد که با دخالت عناصر تند رو ونادان به ورطه ی نابودی کشیده شد وحال که جنگ دق الباب می کند، در نظر گرفتن دو مورد زیر حیاتی است:

 

 

***

 

 

در قرن بیستم فیلمی به این نام توجه بسیاری را به خود جلب کرد. اما در قرن بیست ویکم این دیگر فیلم نیست.واقعیت جهان ماست.سرمایه ی مالی غرق در بحران های ساختاری افسار گسیخته جهان را تهدید می کند.هرمان کان بنیان گذار نظریه ی سیستم ها می گوید: شاید بهترین راه برای تحمیل سیاست هایمان این باشد که خود را قدری عصبی و احساساتی نشان دهیم.در این بازی بازدارنده، شانس بیشتری برای طرفی که به نظر عزمش را جزم کرده وراه بازگشتی برای خود نگذاشته است، برای کسب امتیاز از طرف مقابل وجود دارد. یعنی بر خلاف باور عامه ترامپ دیوانه نیست. دستگاه سیاست گذاری آمریکاست که اورا دیوانه وغیر قابل پیش بینی می خواهد تا شاید با جذب سرمایه های کشور های دیگر کشور  خود را از این بحران ساختاری که ممیزه ی سرمایه داری است، نجات دهد.(جالب است که در دهه ی هفتاد تندروان وطنی نیز با طرح رانندگی با اتومبیل بدون ترمز ورل رئیس جمهور خاتمی را به امتیاز دهی واداشتند.)
در این جهان دیوانگی هر عملی که منافع سرمایه بین المللی و بویژه سرمایه ی تسلیحاتی را که امتیار ویژه ی امریکاست را تامین کند، مباح است.از درهم پیچیدن طومار عهد نامه های تایید شده توسط سازمان ملل متحد تا لغو قراردادهای چند جانبه ی ترنس آتلانتیک تا سعی در تلاشی اتحادیه اروپا تا خروج از کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل و……..تا به رسمیت شناختن بیت المقدس شرقی به عنوان پایتخت اسرائیل برخلاف قطعنامه ی ۲۴۲ سازمان ملل متحد وانضمام جولان به اسرائیل.
درست است که در حال حاضر آمریکا تک قدرت برتر جهان است اما تاریخ نشان داده است که امپراطوری هایی که چنین قلدر مابانه با ملل دیگر برخورد می کنند در واقع به خط آخر عمر خود نزدیک شده اند.
اکنون نوبت به ایران ومردم عزیز آن رسیده است که با جنگ اقتصادی بیرحمانه ای دست به گریبان شوند که نه تنها معیشت روز مره شان را مختل کرده است که حتی از کمبود داروهای ضروری برای امراض مختلف که خود نیز آن را دیده ام، رنج ببرند و از تهیه آنها وا بمانند.ادعای سردمداران آمریکا اینست که مردم به ستوه می آیند ودر صدد بر اندازی بر خواهند آمد.آنان تجارب دهه ها تحریم عراق و لیبی را نادیده می گیرند.مردم وقتی از تامین غذا ودارو برای عزیزانشان درمانده شوند از فکر کردن به طغیان وا میمانند.در تمامی تحریم هایی که عمدتاْ توسط آمریکا طی قرن گذشته و قرن کنونی صورت گرفته است مردم بپا نخواستند وهمه ی آنها مقدمه ای برای جنگ فیزیکی توسط آمریکا ومتحدان دنیای سرمایه اش شد که تا کنون برای خود آنها فاجعه ببار آورده است.البته آمریکا در دو قرن گذشته به جنبش دموکراسی خواهی ایران ضربه های اساسی زد.در کودتای ۲۸ مرداد ۱۹۵۳ـ۱۳۳۲ به نفع ادامه ی دیکتاتوری وخفه کردن دموکراسی خواهان وارد عمل شد تا سیطره ی خود ومتحدش بریتانیا را بر نفت ایران دائمی سازد ودر دهه ی۹۰ خورشیدی که مردم به احقاق  حقوق خویش برخاسته اند دوباره جنبش دمکراتیک مردم را خفه کرد.این از یاد ایرانیان میهن دوست نخواهدرفت.سرنوشت هر کشوری را فقط وفقط مردم آن کشور باید تعیین کنند وآنانی که زیر سایه ی سربازان بیگانه می خواهند خود جای حاکمیت کنونی بنشینند، برای همیشه ی تاریخ ایران بدنامی دست نشانده بودن را با خود حمل خواهند کرد.

واما سخن با تصمیم گیرندگان فعلی ایران

اول از همه بگویم که از دید من منافع ملی یعنی منافع مردم ومیهن عزیزمان ایران.این منافع فوق منافع حاکمیت می تواند باشد یا با آن منطبق گردد.
با این توضیح خواهیم دید که حفظ منافع ملی فوق همه مسایل دیگر است.شاید این مطلب به مذاق بعضی ها خوش نیاید و شاید تبعاتی داشته باشد اما چون از حقوق حقه ی مردم است باید گفته شود .وقتی پای منافع ملی با تعریف بالا در میان است چه باک از تبعات؟
طی این چهل سال جفای زیادی بر مردم شد.بیت المال به حراج گذاشته شد، آزادی ها روز به روز تقلیل یافت. دخالت در زندگی خصوصی مردم به نهایت خود رسید. معیشت مردم صرفنظر از تحریم ها دچار افلاس شد وآزادی های سیاسی به شدت سرکوب شد.
از طرفی سیاست خارجی متاع سربازاری شد که با دخالت عناصر تند رو ونادان به ورطه ی نابودی کشیده شد وحال که جنگ دق الباب می کند، در نظر گرفتن دو مورد زیر حیاتی است:
۱- باز سازی روابط داخلی با تامین حقوق مردم وبویژه تامین بهینه ی معیشت، رسیدگی به کارگران، رسیدگی جدی به محیط زیست، تامین آزادی بیان، قلم وعقیده بویژه آزادی بیان عقیده، جلوگیری از سرکوب تجمع ها وراهپیمایی های صنفی وسیاسی مسالمت آمیز وبالاخره هر آنچه که خواست منطقی مردم است .چرا باید تجمع مسالمت آمیز روز کارگر که در همه ی کشور های جهان برای بیان خواسته های کارگری برگزار می شود به دستگیری ومحکومیت شرکت کننگان منجر شود؟ چرا تظاهرات مسالمت آمیز معلمان وبازنشستگان به زندان ومحرومیت از کار می انجامد؟ چرا مردم ونهادهای صلح طلب مجاز به برگزاری تجمعات ضد تحریم وضد جنگ نیستند؟ آیا همه ی اینها قصد براندازی دارند؟اینها همان مردمی هستند که اگر به آنان اعتماد شود در مقابل جهانخوران خواهند ایستاد.نباید فقط به نیروی نظامی متکی بود آنهم در برابر بزرگترین قدرت نظامی جهان.
۲- در سیاست هر سیاستمدار با هوشی از گفتن (هرگز) در مورد موضوعات مختلف خودداری می کند چرا که شاید روزی بیاید در شرایطی دیگر نیاز به انجام آن باشد.با این مقدمه ابتدا دست های نا مربوط به سیاست خارجی باید از مانع تراشی بر سر راه وزارت امور خارجی به کنار روند چرا که اقتدار آن را دردید طرف مقابل به زیر می کشند وبعد اگر به تاریخ بنگرید، بسیاری از کشور ها حتی در حالیکه بمباران می شدند هرگز میز مذاکره را ترک نکردند.مذاکره ی بی قید وشرط به مفهوم تسلیم نیست.برای به دست آوردن برجام ۱۲ سال مذاکره شد بدون اینکه امتیاز نابجایی داده شود.البته در هر مذاکره ای بده و بستان وجود دارد ولی هر طرف سعی می کند حداکثر را بدست آورد وحداقل امتیاز را بدهد.گاهی هم مذاکره برای خریدن وقت است تا از مخمصه ای رهاشوند.بعلاوه اینکه بگوییم مذاکره نمی کنیم افکار عمومی جهان بر علیه ما را به عنوان جنگ طلب تهییج می کند.ترامپ برای جلب افکار عمومی آمریکا ظاهراْ اعلام کرد که خواهان  مذاکره ی بدون قید وشرط است .سزاوار نیست این جنگ طلبان جهانخوار به عنوان صلح جو معرفی شوند و در نهایت فراموش نشود که به هیچ وجه نباید برجام را ترک کنیم زیرا که این سپر دفاعی ماست.
مادر صلح زهره تنکابنی – مادران صلح ایران
۲۰ خرداد ۹۸

این مطلب را ارسال کنید: بالاترین Twitter
Print Friendly, PDF & Email

نظرات بسته است

جستجو
Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Search in posts
Search in pages
آرشیو مطالب قدیمی