امروز:   مهر ۳۰, ۱۳۹۸    
فيسبوک
اکتبر 2019
د س چ پ ج ش ی
« سپتامبر    
 123456
78910111213
14151617181920
21222324252627
28293031  

یکصدمین سال تلاش برای لغو کار کودک و بیانیه شبکه یاری به مناسبت روز جهانی مبارزه با کار کودک

واقعیت امر این است که سرنوشت کودکان کار از سرنوشت پدران و مادران رنج کشیده‌‌شان جدا نیست. همان‌گونه که سر نوشت پدر و مادران شان نیز از سرنوشت جامعه و دیگر همنوعان‌شان جدا نبوده و نیست . در چنین شرایطی، بدون اندیشیدن به عوامل به وجود آورنده‌ی فقر و نابرابری در گستره‌ای وسیع و نیز بدون تلاش برای تغییر مسیر گردش ثروت و سرمایه و توازن بخشی بر روابط نامتوازن نیروی کار و سرمایه، چگونه می‌توان سخن از رویای پایان کار کودکان به میان آورد ؟…/

*****

بار دیگر به دوازدهم ژوئن ، روز جهانی مبارزه علیه کار کودک رسیده ایم و همزمان سازمان جهانی کار ( ilo) به مناسبت یکصدمین سال تلاش خود برای لغو کار کودک و با توجه به اینکه امروزه از هر ده کودک کار در جهان ، هفت نفر از آنان در بخش کشاورزی فعالند ، شعار ” کودکان نباید در مزارع کار کنند، آن‌ها باید به رویاهایشان بپردازند (children shouldn’t work in fields , but on dreams ) را به عنوان شعار محوری خود برای این مناسبت برگزیده است .

یکصد سال پیش، در روز ۲۹ اکتبر سال ۱۹۱۹ ، هنگامی که اعضای سازمان جهانی کار در اولین نشست خود ، بر اساس اهمیت موضوع و به واسطه‌‌ی حساسیت اجتماعی بالایی که در آن دوره به علت مبارزات انسان دوستانه‌ی کسانی نظیر خانم مری جونز و دیگر همراهان معدنچی‌اش شکل گرفته بود، بررسی مقاوله نامه‌ی شماره ۵ خود، با موضوع ممنوعیت کار کودکان زیر ۱۴ سال بدون حضور اعضای خانواده را در دستور کار قرار داده و آن را به تصویب رساند، برای اولین بار مسیر پر افت و خیزی را برای مهار گام به‌ گام‌ کار کودکان در عرصه‌ی جهانی آغاز کردند که تا امروز همچنان ادامه دارد.‌
آغاز کنندگان این مسیر، هرگز باور نمی‌کردند که یکصد سال بعد، جهان همچنان شاهد پدیده‌ی خشن و غیر انسانی بهره کشی از کودکان باشد .

و امروز هم بعد از گذشت یکصد سال ، شعار ” کودکان نباید کار کنند، باید به رویاهایشان بپردازند” نیز مطالبه‌ی به حق و امید بخشی ست که متاسفانه به دلیل نابسامانی‌های حاکم بر جهان امروز، همچنان در هاله‌ای از ابهام و نا امیدی مطرح می‌شود. چرا که طراحان این سوال، خود بهتر از همه می‌دانند وقتی که ثروت ۲۶ نفر از ثروتمندان جهان ، به تنهایی برابر با کل ثروت نیمی از فقیرترین مردمان جهان است چه نتایجی می‌تواند داشته باشد.
طی صد سال گذشته اگر چه برخی از کشورهای جهان به دلیل رشد اقتصادی قابل توجه و برخورداری از برنامه‌ریزی‌های اجتماعی عادلانه‌تر در توزیع فرصت‌ها، موفق شده‌اند گام‌های موثری در مسیر پایان بخشیدن به کار کودکان بردارند، اما متاسفانه هنوز هم بخش‌های قابل توجهی از کشورهای جهان به ویژه در آفریقا و آسیا ، به دلیل در گیر بودن با مشکلات متعدد از جمله جنگ‌ها و منازعات سیاسی و ایدئولوژیک و یا به دلیل نابرابری و ناکار آمدی نظام‌های سیاسی- اجتماعی حاکم بر خود، همچنان در گیر پدیده‌ی کار کودک بوده و قادر به ترسیم چشم اندازی واقعی برای برون رفت از آن نمی‌باشند .
از جنگ‌ها و مخاصمات ایدئولوژیک بین کشورها و تاثیر ویرانگر آن بر زندگی کودکان که بگذریم نوع نگرش اقتصادی – اجتماعی کشورها در اداره‌ی امور داخلی خود، وجه دیگری ست که در صورت عدم برخورداری از ساز و کارهای عدالت محور ، نه تنها قادر به پایان بخشیدن به کار کودکان نیستند، بلکه روز به روز باید در انتظار عمیق‌تر شدن شکاف طبقاتی و غلتیدن گروه‌های بیشتری از کودکان، در چرخه‌ی بهره‌کشی و استثمار در آن‌ها باشیم .

اگر بخواهیم به شعار آرمان گرایانه‌ی خود، یعنی جایگزینی فرصت رویا پردازی به جای کار برای کودکان در کشور خودمان بازگردیم ، می‌بینیم علیرغم تمام تلاش‌های اجتماعی صورت گرفته توسط تشکل‌های غیر دولتی برای کاستن از رنج کودکان کار، سیاست‌های و سمت‌گیری‌های کلان اقتصادی – اجتماعی کشور، مسیری معکوس را در پیش گرفته‌اند.
عدم پایبندی تصمیم گیرندگان و متولیان امر نسبت به ابزارهای تعادل بخش اجتماعی نظیر حق تشکل‌یابی پیش‌بینی شده در بند ۱۰۴ و دیگر بندهای تعدیل کننده‌ی قدرت در قانون اساسی کشورمان و نیز عدم پایبندی به مقاوله نامه‌های ۸۷ و ۹۸ سازمان جهانی کار در خصوص حقوق بنیادین کار ، منجر گردیده مسیر دسترسی به ثروت و سرمایه، روندی یک سویه و از بالا به پایین پیدا کرده و در این فرایند، اصلی ترین نیروی خلق کننده‌ی ثروت و سرمایه در کشور یعنی کارگران ، از نقش واقعی و تعیین کننده خود در تعادل بخشی به نظام توزیع ثروت‌ها ، محروم مانده و به دلیل نداشتن تریبون و تشکل‌های اثر گذار، ناگزیر چشم به دست تصمیم گیرندگان در مورد حقوق و دستمزدی اندک که در بسیاری موارد حتی کفاف اجاره بهای منزل آنان را هم نمی‌دهد باقی مانده‌‌اند و در این‌ جولانگاه یک سویه، صاحبان قدرت و ثروت هر روز با بهره‌گیری از ابزارهای ابداعی و به ظاهر قانونی خود ساخته‌ای نظیر قراردادهای موقت کار، سهم بیشتری از ثروت را نصیب خود کرده و گروه‌های اجتماعی بیشتری را به ورطه‌ی فقر و ناداری کشانده‌اند.

در چنین شرایطی چگونه می‌توان صحبت از پایان بخشیدن به کار کودکان کرد و یا آرزوی فرصت “رویا پردازی، به جای کار” برای آنان را داشت ؟

در شرایطی که در اثر سرگردانی فکری و استیصال تئوریک، حداکثر واکنشی که از سوی متولیان امر در عرصه‌ی حمایت از کودکان کار شاهدیم، پهن کردن سفره‌ی مرحمت و یا متوسل شدن به روش‌های غیر قانونی و خشنی نظیر دستگیری و جمع‌آوری کودکان از سطح شهر است، چگونه می‌توان به افق باز رهایی کودکان از چرخه‌ی کار دل بست ؟
در حالیکه حتی آیین‌نامه‌ی حمایت اجتماعی از کودکان کار مصوب سال ۱۳۸۴ ، که مورد وثوق بسیاری از دستگاه‌های ذیربط و تشکل‌های غیر دولتی فعال در این عرصه بوده، همچنان به فراموشی سپرده شده است .
واقعیت امر این است که سرنوشت کودکان کار از سرنوشت پدران و مادران رنج کشیده‌‌شان جدا نیست. همان‌گونه که سر نوشت پدر و مادران شان نیز از سرنوشت جامعه و دیگر همنوعان‌شان جدا نبوده و نیست .
در چنین شرایطی، بدون اندیشیدن به عوامل به وجود آورنده‌ی فقر و نابرابری در گستره‌ای وسیع و نیز بدون تلاش برای تغییر مسیر گردش ثروت و سرمایه و توازن بخشی بر روابط نامتوازن نیروی کار و سرمایه، چگونه می‌توان سخن از رویای پایان کار کودکان به میان آورد ؟

بی تردید، بازنگری در شرایط موجود و احترام کامل به حقوق صنفی پیش‌بینی شده در اسناد‌ داخلی و بین المللی در خصوص حق برخورداری از تشکل‌های مستقل صنفی و مدنی برای همه‌ی نقش آفرینان عرصه‌ی کار و تولید، می‌تواند مسیر سیاستگذاری‌های اجتماعی را تا حد قابل توجهی به سمت رویکردی عدالت خواه هدایت نماید که در پرتو آن، همه‌ی به وجود آورندگان ثروت‌های ملی به سهم واقع بینانه‌تری از دسترنج خود دست یافته و جامعه‌ی پرتلاطم و نابرابر کنونی، به سمت جامعه‌ای متوازن و پویا تغییر مسیر دهد.

فاصله گرفتن از رویکردهای نابرابر اقتصادی و سمت‌گیری در جهت رویکردهای مشارکتی و عدالت محور در اداره‌ی امور، مسیری ست که به واسطه‌ی ظرفیت‌های مشارکتی و حس اطمینان خاطری که در جامعه ایجاد می‌کند، موجب بسط و استقرار عدالت اجتماعی، تقویت حس تعلق خاطر همگانی، بلوغ فکری جمعی و تحکیم همبستگی ملی میان همه‌ی گروه‌های اجتماعی، به ویژه در میان گستره‌ی وسیع کشاورزان ‌و کارگران که اصلی‌ترین نقش آفرینان عرصه‌ی تولید و استقلال اقتصادی کشور هستند می‌شود، که در پرتو آن می‌توانیم روزگار بهتری، توام با آرامش خاطر و برخورداری از حق آموزش، امنیت، بازی، تفریح و فرصت رویا پردازی به جای کار را برای همه‌ی کودکان کشورمان شاهد باشیم.
شبکه یاری کودکان‌کار، ضمن گرامیداشت این روز و تبریک آن به همه‌ی فعالین این عرصه، همگان را دعوت به تلاشی بی‌وقفه برای صیانت از حقوق کودکان و پایان بخشیدن به پدیده‌ی غیر انسانی و پر آسیب کار کودکان می‌نماید.

شبکه یاری کودکان کار
دوازدهم ژوئن ۲۰۱۹
برابر با بیست و دوم خرداد ماه ۱۳۹۸

این مطلب را ارسال کنید: بالاترین Twitter
Print Friendly, PDF & Email

نظرات بسته است

جستجو
Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Search in posts
Search in pages
آرشیو مطالب قدیمی