امروز:   مرداد ۲۸, ۱۳۹۸    
فيسبوک
آگوست 2019
د س چ پ ج ش ی
« جولای    
 1234
567891011
12131415161718
19202122232425
262728293031  
آخرین نوشته ها

درباره خشونت کلامی علیه زنان از تریبون‌های رسمی

Bildergebnis für ‫عکس خشونت کلامی بر زنان‬‎عموماٌ ادبیاتی که زن را اغواگر معرفی می‌کند و مردان را از آنها برحذر می‌دارد، بخشی از تفکر مقصر انگاری زنان است که زنان را شیاطینی که منبع گناه و به انحراف کشاندن مردان هستند، تلقی می‌کنند. این ادبیات نماینده تفکری جنسیت‌زده و کاملاً کلیشه‌ای و قالبی است که بدون قائل بودن به تمایز بین افراد، به صورت پیش‌فرض برخی صفات را به مردان و برخی را به زنان نسبت می‌دهد…

اخیراً خشونت کلامی علیه زنان از تریبون های مختلف شدت گرفته، از تحذیر قاضی ها از ناز زنان وکیل تا نسبت دادن ولنگاری و حیوان صفتی به زنان. در گفتگوی زیر که در هفته نامه “ده‌نگی کوردستان” منتشر شده، به این موضوع و چرایی آن پرداخته شده است.

عموماٌ ادبیاتی که زن را اغواگر معرفی می کند و مردان را از آنها برحذر می دارد، بخشی از تفکر مقصر انگاری زنان است که زنان را شیاطینی که منبع گناه و به انحراف کشاندن مردان هستند، تلقی می کنند. این ادبیات نماینده تفکری جنسیت زده و کاملاً کلیشه ای و قالبی است که بدون قائل بودن به تمایز بین افراد، به صورت پیشفرض برخی صفات را به مردان و برخی را به زنان نسبت می دهد. یکی از این صفات کلیشه ای که تفکر جنسیت زده به زنان نسبت می دهد، اغواگری است. برای همین بر اساس این کلیشه اگر زنی مورد سوء استفاده جنسی یا حتی تجاوز واقع شود، به جای آن که شخص مرتکب سرزنش شود، زن مقصر دانسته می شود که مرتکب اغواگری شده و محرک سوء استفاده یا تعرض خودش بوده است. این تفکر جنسیت زده و زن ستیز، عاملیت مردان در برخی انواع کجروی (فساد جنسی، تجاوز و خشونت) را نادیده می گیرد و وقتی خطایی رخ می دهد  تمام بار تقصیر را به دوش زنان می اندازد و به طور اتوماتیک مردان را تبرئه می کند. تفکری که این ادبیات از آن صادر می شود، حضور زنان در حوزه عمومی و مشارکت اجتماعی زنان را به عنوان تهدید درک می کند و هر نقصان و ناهنجاری که رخ دهد را به حضور زنان مرتبط می کند. در موضوع فساد جنسی برخی از قاضی ها هم، به جای آنکه امکان سوءاستفاده از قدرت را از قضات سلب کند، زنان وکیل را مقصر می شمارد. چنین رویکردی، انزوای زنان و محروم کردن آنها از اشتغال و مشارکت اجتماعی را دنبال می کند . در اینجا هویت شغلی و حرفه ای وکلای زن را کمرنگ می کند و می خواهد این شائبه را ایجاد کند که وکلای زن  با دانش حقوقی و توانمندی شان در وکالت بر رای قاضی تأثیر نمی گذارند بلکه این کار را از طریق جاذبه جنسی شان انجام می دهند.  در واقع توانمندی زنان را به زیر سؤال می برد تا بعداً بتوانند امکان محدودیت وکلای زن را فراهم کند.

نگاهی که اغواگری زنان را برجسته می کند، در واقع مردان را به مثابه موجودات فاقد شعور و اراده تصویر می کند که توان مقاومت در برابر زن به عنوان شیطان و اغواگر را ندارند. درباره قضات چنین سخنی در واقع توهین بزرگی است و نشان می دهد که افرادی که دستگاه قضایی مسؤولیت مهم قضاوت را به آنها سپرده است، کسانی هستند که فاقد نظارت درونی بر نیازهای جنسی شان هستند و هر لحظه که با زنی مواجه شوند، احتمال سقوط شان قطعی است. در نظر داشته باشیم که بسیاری از مراجعان به دادگاه زنان در جایگاه شاکی یا متهم هستند، کسی که فرضیه ی اغواگری وکلای زن و فریب خوردگی قضات مرد را مطرح کرده، باید این نکته را روشن کند که چگونه قاضی ای که در مواجهه با وکیل زن فریب می خورد، در مواجهه با زنان متهم و شاکی دچار لغزش نمی شود؟
طرح چنین اتهاماتی به یقین تضییع حقوق زنانی است که در حرفه وکالت مشغول به کار هستند و همچون همکاران مردشان با  دانش حقوقی و مهارت هایشان در وکالت از حقوق موکلان شان دفاع می کنند. واقعیت این است که زنانی که حقوق می خوانند از قضاوت محروم شده اند و حالا چنین سخنان و قضاوت های غیرمنصفانه ای مقدمات طرد آن ها را از عرصه وکالت نیز فراهم می کند.
به نظر می رسد کسانی که زنانی را که استانداردهای مورد نظر آنها را در لباس پوشیدن رعایت نمی کنند، با ادبیات سخیف و الفاظ توهین آمیز خطاب می کنند، نگران از دست رفتن کنترل دولتی بر پوشش زنان هستند و استفاده از شیوه های خشونت آمیز شامل خشونت کلامی را در بازیافتن کنترل از دست رفته مؤثر می دانند. اینکه تا چه حد اجازه دارند برای قبولاندن استانداردهای پوشش به زنان به خشونت و ارعاب دست بزنند، مشخص نیست. ولی ظاهراً محدودیتی وجود ندارد و موقعیت فرودست زنان در جامعه این زمینه را فراهم کرده است که آماج توهین و بی احترامی قرار بگیرند. البته فقط این ادبیات خشن نیست که زنان را مورد توهین و بی احترامی قرار می دهد حتی شیوه های به ظاهر مثبت و غیرخشن تبلیغاتی مثل تشبیه زنان به مروارید که صدف نیاز دارد، یا شکلاتی که پوشش پلاستیکی لازم دارد یا سایر تمثیل هایی که زنان را شیء فرض می کنند،همگی مصداق خوارانگاری و تحقیر زنان هستند.
سیمین کاظمی
از تلگرام نویسنده
۸ مرداد ۱۳۹۸
این مطلب را ارسال کنید: بالاترین Twitter
Print Friendly, PDF & Email

نظرات بسته است

جستجو
Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Search in posts
Search in pages
آرشیو مطالب قدیمی