امروز:   اسفند ۹, ۱۳۹۸    
فيسبوک
فوریه 2020
د س چ پ ج ش ی
« ژانویه    
 12
3456789
10111213141516
17181920212223
242526272829  
آخرین نوشته ها

شکاف جنسیتی تلنگری بر راه های نرفته

گپ و گفتی با دکتر فاطمه وثوقی مدیرمسئول فصل نامه تخصصی توانمندسازی زنان و نویسنده کتاب «شهر دوستدار زنان»؛ زنان و کودکان همیشه قربانیان اصلی تبعیض ها، خشونت ها، تحریم‌ها و جنگ‌ها هستند. برای ما هم استثنایی نیست. اقتصاد ضعیف اولین تاثیرش را بر زندگی زنان و کودکان و اقشار ضعیف می‌گذارد. اولین هزینه‌های مستقیم تحریم‌ها بر تخریب معیشت زنان و تاثیر بعدی بر روی رشد خشونت جنسیتی و نقض حقوق زنان خواهد بود. در عین حال به نظر می‌رسد در طیف وسیعی شاخص‌های مختلف آموزش، بهداشت، مشارکت سیاسی و اقتصادی در مورد زنان ما تاثیر خواهد پذیرفت…

 

******

هر ساله اواخر پاییز در روز‌های نزدیک به آغاز سال میلادی مجمع جهانی اقتصاد گزارشی را مبنی بر نابرابری‌های جنسی در جهان اعلام می‌کند. این گزارش در ۴ حوزه دستاورد‌های آموزشی، بهداشت و سلامت، مشارکت اقتصادی و فرصت‌های اقتصادی و توانمند سازی سیاسی دسته بندی شده اند.
حمیده وحیدی | از سال ۲۰۰۶ تا امروز که مجمع اقتصاد جهانی هر سال رتبه کشور‌ها را اعلام می‌کند، ایران هیچ گاه رتبه مطلوبی نداشته است. شاخص شکاف جنسیتی عددی بین صفر تا یک است و هرچه به صفر نزدیک‌تر باشد شکاف جنسیتی بیشتری را نشان می‌دهد. به گفته تحلیلگران در حوزه آموزش ۹۶ درصد و در حوزه بهداشت و سلامت ۹۷ درصد شکاف جنسیتی در ایران حل شده است و رتبه پایین کشورمان به دلیل مشارکت نداشتن سیاسی و اقتصادی زنان محسوب می‌شود. در حال حاضر کشور‌هایی مانند ایسلند، نروژ، فنلاند، سوئد و نیکاراگوئه به ترتیب کشور‌هایی هستند که بالاترین رتبه را در حوزه رفع شکاف جنسیتی کسب کرده اند. طبق آخرین گزارش منتشر شده رتبه ایران در بین ۱۵۳ کشور جهان ۱۴۸ اعلام شده است.

با توجه به اهمیت حوزه زنان و کار‌های شایسته‌ای که این روز‌ها در این زمینه انجام می‌شود فکر می‌کنید علت تنزل رتبه ایران چیست؟
اگر به آمار نگاهی بیندازیم می‌بینیم که شاخص شکاف جنسیتی در ایران در سال ۲۰۱۸ نسبت به شاخص سال‌های قبل خود بهبود داشته است. ولی این بهبود بسیار اندک و جزئی در حد ۰.۰۰۱ را نشان می‌دهد؛ بنابراین ایران در مقایسه با خودش یک هزارم درصد در شاخص‌ها بهتر شده است. اما در بقیه کشور‌ها بهبود شاخص‌ها در مقایسه با سال‌های قبل خودشان بسیار چشمگیر بوده است؛ بنابراین نمی‌توان گفت که ما در مجموع نسبت به سال ۲۰۰۶ در کشور پسرفت داشته ایم. اما دنیا در این زمینه با شتاب بسیار زیادی در حال پیشرفت است و رشد بسیار بسیار کند ایران باعث این نزول رتبه شده است. ممکن است در برخی زمینه‌ها کار‌های شایسته‌ای در مباحث مربوط به زنان انجام شود، اما تاثیری روی این شاخص‌ها نداشته است. در عین حال آمار نشان می‌دهد که در برخی شاخص‌ها ما پسرفت داشته ایم. مثلا در دو شاخص نسبت دختران به پسران در تحصیلات متوسطه و تحصیلات عالی، این نسبت‌ها در سال‌های اخیر نسبت به سال ۱۳۸۶ هم وضعیت پایین تری را نشان می‌دهد؛ بنابراین اولین بحث این است که آیا ما واقعا اعتقادی به این مسئله داریم که باید شکاف جنسیتی در زمینه‌های مختلف به حداقل برسد یا نه؟ اگر اعتقادی نباشد شما هر سال آمار نزول رتبه ایران را اعلام کنید، هیچ اتفاقی نمی‌افتد کسی هم از کسی پاسخی نمی‌خواهد. چون بحث جنسیت هم مطرح می‌شود یک عده مواضع خاص خودشان را می‌گیرند. در حالی که وقتی این شاخص‌ها باز می‌شود و روشن می‌شود می‌بینیم حرف بدی نیست که باید دختران ما به اندازه پسران ما فرصت آموزش داشته باشند. یا امکان دسترسی به خدمات بهداشتی داشته باشند. این مسائل نه مخالف با اسلام است و نه مسائل اعتقادی. به نظر می‌رسد اول باید مسائل ریشه‌ای این قضیه را شکافت.

در حوزه سلامت و بهداشت جایگاه خوبی داریم این مسئله را نتیجه چه چیزی می‌بینید چرا همین برنامه در اقتصاد و به خصوص حضور زنان در سیاست رشد چندانی نداشته است؟
در این مورد به نظرم برداشت ما از قضیه درست نیست. گرچه به نظر می‌رسد ما در حوزه سلامت و بهداشت وضعیت مناسبی داریم، ولی سایر کشور‌ها هم همین وضعیت را دارند. رتبه ما در حوزه آموزش ۱۱۸ و در بهداشت ۱۳۰ است؛ بنابراین این طور نیست که حالا وضعیت بهداشت و آموزش ما برای زنان خوب است و جزو برترین‌های دنیا هستیم. در همین زمینه‌ها هم رتبه مناسبی نداریم. یعنی بقیه کشور‌ها بسیار بهتر و بیشتر از ما کار کرده اند و هر سال سعی در بهبود چشمگیر وضعیت خود داشته اند، اما در حوزه اقتصاد و سیاست وضعیت به مراتب نامناسب‌تر است. در این دو حوزه هم مسائل ریشه‌ای باید درمان شود. برخی از مسائل قانونی نیست، اما نوعی قانون نانوشته برای آن اجرا می‌شود. برای مثال حضور زنان در سطوح بالای مدیریتی یکی از این شاخص هاست. قانون نانوشته‌ای است که بیشتر افراد از آن پیروی می‌کنند. شما نمی‌توانید بگویید در قانون اساسی ما آمده است که زنان رئیس جمهور یا نخست وزیر نشوند، اما زنان جزو هیچ کدام از این مناصب بالای مدیریتی نیستند. در مجلس کرسی‌هایی که از سوی زنان اشغال شده از تمام کشور‌های همسایه و بسیاری از کشور‌های مسلمان کمتر است. این مسئله به این دلیل نیست که به اندازه کافی زنان تحصیل کرده یا توانمند نداریم. زمینه بروز این استعداد‌ها و توانمندی‌ها فراهم نیست. ریشه تاریخی این مسئله هم موجود است. بحث‌های اعتقادی، فرهنگی، سیاسی هم تاثیرگذارترین این موارد هستند.

اما در کنار همه این موارد یک دلیل دیگر را هم می‌توان اضافه کرد، اینکه در کار‌های سیاسی و حتی اقتصادی، زنان شبکه سازی بسیار ضعیفی دارند و امکان توان افزایی برای آنان فراهم نبوده یا به این فکر نبوده اند. در حالی که مردان در جامعه فرصت شبکه سازی و لابیگری داشته اند. یک آقا وقتی می‌خواهد به رده‌های بالای مدیریتی برسد چقدر باید لابیگری کند، گروه همراه داشته باشد، شبکه داشته باشد تا بتواند این مسند را اشغال کند. ربطی هم به لیاقت و تخصص فرد ندارد. اما زنان لابیگری بسیار پایینی دارند. برای اشغال این مسند‌ها باید عمدتا لیاقت و توانمندی شان را نشان دهند. گرچه در این سال‌ها بسیاری از زنان ما در زمینه‌های مختلف توانمندی‌های خود را به اثبات رسانده اند، اما هنوز در بسیاری زمینه‌ها باید فرصت رشد پیدا کنند تا توانمند‌تر شوند. عرصه برای آزمایش و خطای آنان بسیار محدود است.

می‌دانیم که زنان و کودکان قربانیان اصلی تحریم‌ها و جنگ‌ها در جهان هستند فکر می‌کنید تا دوره بعدی می‌توان در این زمینه ارتقا پیدا کرد؟
زنان و کودکان همیشه قربانیان اصلی تبعیض ها، خشونت ها، تحریم‌ها و جنگ‌ها هستند. برای ما هم استثنایی نیست. اقتصاد ضعیف اولین تاثیرش را بر زندگی زنان و کودکان و اقشار ضعیف می‌گذارد. اولین هزینه‌های مستقیم تحریم‌ها بر تخریب معیشت زنان و تاثیر بعدی بر روی رشد خشونت جنسیتی و نقض حقوق زنان خواهد بود. در عین حال به نظر می‌رسد در طیف وسیعی شاخص‌های مختلف آموزش، بهداشت، مشارکت سیاسی و اقتصادی در مورد زنان ما تاثیر خواهد پذیرفت و این تاثیر بهبود شرایط را نشان نخواهد نداد. به خصوص که اگر از نظر تصمیم گیران و مدیران پرداختن به مسئله زنان اولویت چندم برنامه‌ها و تصمیماتشان باشد.

برخی معتقدند شاخصه‌های عدالت جنسیتی مطرح شده از سوی جامعه شناسان برای ایران مناسب نیست و هر کشور باید متناسب با قوانین، سیاست و فضای اجتماعی خودش شاخصه‌هایی را تعیین کند؟
درباره جنسیت تا کنون در سطوح مختلف بین المللی و ملی مباحث گسترده و عمیقی انجام شده است. در مجموع می‌توان گفت عمدتا آنچه که از سوی جامعه شناسان و فعالان حقوق زنان در عرصه‌های مختلف و در سطح بین المللی بیان شده است بحث تساوی و برابری جنسیتی است. این امر مخالفان و موافقان جدی خودش را دارد که در اینجا جای بحث آن نیست. شما اگر سند توسعه هزاره سوم را ببینید در ابعاد مختلف بحث تساوی بین زنان و مردان را مطرح می‌کند. این مباحث در بعضی موارد صدق می‌کند. مثلا وقتی بحث امکان دسترسی و برخورداری از امکانات آموزش و تحصیل را برای دختران و پسران برابر بدانید یا امکان و شرایط رهایی از فقر را برای هر دو جنس یکسان بدانید بعید است کسی با آن مخالفتی داشته باشد. وقتی بحث عدالت مطرح است عدالت جنسیتی زیرمجموعه عدالت اجتماعی قرار می‌گیرد؛ بنابراین اگر می‌خواهیم مباحث جنسیتی را در حوزه‌های مختلف در کشور مطرح و پیاده کنیم باید رویکرد عدالت جنسیتی داشته باشیم. در عین حال وقتی بحث جنسیت (برابری یا عدالت) به میان می‌آید به دلیل شرایط نامناسبی که در طول تاریخ برای زنان اعمال شده است عمدتا نگاه‌ها به سمت زنان معطوف می‌شود. در حالی که جنسیت اصلا در مورد زنان مطرح نیست و به مردان هم بر می‌گردد. ممکن است اتفاقا برعکس در برخی موارد برای تحقق عدالت اجتماعی نیازمند ایجاد شرایطی مطلوب برای مردان باشیم. خصوصا در بحث‌های فرهنگی و تغییر دیدگاه ها. باید بدانیم عدالت جنسیتی بسته به شرایط هم در مورد زنان و هم مردان مطرح می‌شود.

پس معتقدید که مفهوم جنس و جنسیت درست تببین نشده است؟
واژه «جنس» به ابعاد بیولوژیکی و طبیعی مردانگی و زنانگی یک فرد محدود می‌شود و «جنسیت» به صفات و ویژگی‌های اجتماعی دو جنس اطلاق می‌گردد. واژه «جنسیت» به اجزای غیر فیزیولوژیکی جنس اشاره دارد که از نظر فرهنگی، برای مردان یا زنان مناسب تشخیص داده می‌شود. جنسیت، مجموعه انتظاراتی است از مرد و زن در موقعیتی معین و اینکه چه باید بکند. جنسیت امروزه محور اندیشه‌ها و فعالیت‌های انسانی را تشکیل می‌دهد. این امر از یک طرف به تأمین حقوق اجتماعی – سیاسی – اقتصادی و از طرفی به موضوع دانش‌های پزشکی و از طرف دیگری در جنبش‌های صنفی و آزادی خواهانه به محوریت مبارزات و کنش‌های سیاسی – حقوقی تبدیل شده است.

مدیران ما تا چه اندازه با این مفهوم آشنا هستند؟
اول اینکه مدیران، سطوح مختلفی دارند. باید دید آن‌ها تا چه حد با این مفاهیم آشنا هستند. لازم است که از خود آنان سؤال شود، اما اگر آشنایی با این مفاهیم و دانسته‌های آنان را مؤثر درامور اجرایی و برنامه ریزی بدانیم، چندان کارنامه مثبتی دیده نمی‌شود. در عین حال اگر تجربه شخصی خود من را بخواهید این است که وقتی با مدیران درباره مباحث مربوط به جنسیت صحبت می‌شود تعداد کمی از آن‌ها دیدگاه درستی از این مباحث دارند؛ بنابراین به نظر می‌رسد این مباحث باید بسیار اطلاع رسانی شوند، آموزش داده شوند، تکرار شوند تا تبدیل به باور گردند. ما در این زمینه‌ها اول راهیم. باید در این باره بتوانیم در ابعاد مختلف گفتگو کنیم تا جریان سازی صورت بگیرد. امیدوارم روزی بتوانیم وزارت خانه زنان داشته باشیم قطعا این مسئله می‌تواند بسیار راهگشا باشد.

می‌بینیم غالب کشور‌های در حال توسعه با حمایت از زنان مسیر رشد اقتصادی را به سرعت طی کرده اند فکر می‌کنید با توجه به اهمیت جایگاه مادری به عنوان ستون اصلی خانواده چطور می‌توان از حضور زنان درغالب فعالیت‌های اقتصادی و اجتماعی بهره‌مند شد؟
جایگاه مادری زنان در خانواده بسیار مهم است. همان طور که جایگاه پدری مردان در خانواده از اهمیت زیادی برخوردار است. اما آیا می‌توانیم بگوییم اگر زنان صرفا خانه دار باشند مادران خوبی هستند؟ یا اینکه زنان شاغل مادران بدی هستند؟ خوب بودن را چه معنا می‌کنیم؟ در واقع به نظر من اهمیت نقش مادران در اینجا مشخص می‌شود. امروزه با شرایط فعلی اگر مادران ما زنانی آگاه، فعال، باسواد، اجتماعی، مدیر و توانمند باشند می‌توانند مادران خوبی هم باشند و فرزندانی تربیت کنند که همان ویژگی‌ها را داشته باشند؛ بنابراین نمی‌توان گفت صرفا زنان خانه دار می‌توانند مادران موفقی باشند. در عین حال این مسئله بستگی به نگاه و رویکرد جامعه به زنان نیز دارد. آیا زنان صرفا عوامل اقتصادی برای بهبود اقتصاد جامعه هستند؟ آیا زنان صرفا نیروی کار به شمار می‌روند؟ آیا زنان صرفا باید نقش مادری ایفا کنند؟ آیا نمی‌توان زنان را عاملیت توسعه دانست؟ یعنی انسانی که هم در توسعه نقش دارد و هم از مواهب توسعه نفع می‌برد. ازاین رو اگر هم زمان با نقش مادری به نقش اقتصادی و نقش اجتماعی زنان هم توجه داشته باشیم، با حفظ حقوق طبیعی زن و مرد و درک تفاوت‌ها و مکمل بودن زن و مرد و باور توانایی‌ها و توانمندی‌های زنان در عرصه‌های مختلف می‌توان آنان را به عنوان عاملیت توسعه دانست و از حضور و مشارکت آنان در ابعاد مختلف بهره برد. درواقع باید بین کار و زندگی زنان توازن ایجاد کرد تا زنان در شرایطی قرار نگیرند که مجبور به فدا کردن یک نقش برای نقش دیگر باشند.

آیا تفکیک واژه‌هایی مانند «شهر دوستدار زنان»، «شهر دوستدار زنان سالمند» «شهر دوستدار دختران» درست است مگر این شهر برای مردان ساخته شده است؟
من معتقدم که شهر‌ها عمدتا با نگاهی مردانه، از سوی مردان و برای مردان طراحی، برنامه ریزی و ساخته شده اند. در این باره ما نباید فقط شهر‌هایی مانند تهران، مشهد و یا سایر کلان شهر‌ها را در نظر بگیریم. گرچه حتی در بسیاری از موارد کلان شهر‌های ما هم مناسب برای حضور زنان در فضا‌های شهری نیستند. اگر نگاهی به شهر‌های میانی و کوچک داشته باشیم باز این نامناسب بودن بیشتر خودش را نشان می‌دهد. شما اگر ابعاد مختلف کالبدی، امنیتی، ایمنی، حمل و نقل، روشنایی، گذران اوقات فراغت، اشتغال و … را در نظر بگیرید می‌بینید که هنوز بسیار جا دارد که در شهر‌های ما کار‌های مختلفی انجام گیرد تا مناسب برای حضور زنان در فضا‌های شهری شود.

در عین حال وقتی می‌گوییم شهر مناسب یا دوستدار زنان همان طور که شما اشاره کردید شهر مناسب برای زنان در همه سنین و در همه مناطق شهر است. به خصوص این موارد در مناطق حاشیه‌ای و شهر‌های کوچک باید بیشتر مد نظر قرار گیرد. قطعا شهر‌های ما برای حضور دختران و کودکان ما باید تغییر کنند. تا چه اندازه شهر‌های ما آماده اند تا دختر بچه‌های ما بتوانند از فضا‌های مختلف شهری استفاده کنند، با هم نوعانشان ارتباط برقرار کنند، بازی کنند، در کمال آرامش و آسایش و امنیت باشند. بتوانند با فضای شهری ارتباط داشته باشند. زنان سالمند و یا توان یابان و معلولان به خصوص زنان این اقشار تا چه حد فضا‌های شهری مناسب برای حضور، فعالیت، دسترسی و ارتباط دارند. در مقایسه در کلیه موارد می‌بینیم که فضا‌های شهری بیشتر برای حضور مردان مناسب است البته اگر شهر برای زنان آماده شود قطعا برای مردان هم مناسب خواهد بود، ولی معمولا خلاف این امر مصداق پیدا نمی‌کند.

می‌دانید که مشهد شهری زیارتی است و غالبا گروه‌های زیارتی بانوان این شهر را با امنیت خاطر انتخاب می‌کنند فکر می‌کنید تا چه اندازه نیاز‌های عمومی زنان و جمعیت میلیونی بانوان در مشهد رفع شده است؟
در دهه‌های اخیر با افزایش جمعیت، توسعه فناوری و حمل و نقل هم چنین بازشدن فضای اجتماعی، سفر‌های زیارتی زنان با افزایش روبه رو بوده است. در کنار این مسئله اشتغال زنان در زمینه‌های گردشگری و زیارت هم افزایش داشته است.

در این باره می‌توان گفت نسبت به سال‌های قبل امکانات بسیار خوبی ایجاد شده و در حال گسترش است. اما هنوز جای کار بسیار دارد. بحث زیارت و حضور زنان در مجموعه حرم مطهر و سایر مناطق شهری. خوشبختانه این روز‌ها زمینه حضور و بهره مندی زنان در حرم مطهر بسیار خوب است. امکانات مختلف اطراف حرم مانند هتلینگ، امکانات رفاهی و امنیتی خوبی فراهم شده است که جای خوشحالی است. اما این‌ها به تنهایی نباید برای ما راضی کننده باشد. صرفا به دسترسی آسان امکانات در چند خیابان اصلی و یا اطراف حرم نباید بسنده کرد. نهاد‌های ذی ربط گردشگری استان نیز تلاش کرده اند تور‌های مطمئن زمینی و هوایی را افزایش دهند. البته اقامتگاه‌ها و زائرسرا‌هایی که از سوی آستان قدس یا سایر بخش‌های دولتی و خصوصی به خصوص در سال‌های اخیر احداث شده است کمک شایانی به زنان کرده است و امنیت آنان را تضمین می‌کند. اما لایه‌های پنهان قضیه هم باید در نظر گرفته شود. مانند اقامتگاه‌های غیر رسمی برای زائر که زیر نظر سازمان گردشگری هم نیست. مواردی، چون امنیت زائران زن، متأسفانه از آنجایی که آمار بزهکاری و بزه دیدگی در این باره منتشر نمی‌شود و اجازه دسترسی به این آمار هم نیست این مسئله در مشهد برای ما بسیار مبهم و نامشخص است. مسائل دسترسی به امکانات و خدمات مختلف بهداشتی – رفاهی – گذران اوقات فراغت، حمل و نقل، دسترسی‌ها و … مواردی است که هنوز جای کار دارد.

شهرآرانیوز ـ ۹ دی ۱۳۹۸

این مطلب را ارسال کنید: بالاترین Twitter
Print Friendly, PDF & Email

نظرات بسته است

جستجو
Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Search in posts
Search in pages
آرشیو مطالب قدیمی