امروز:   اسفند ۲, ۱۳۹۸    
فيسبوک
فوریه 2020
د س چ پ ج ش ی
« ژانویه    
 12
3456789
10111213141516
17181920212223
242526272829  

مادران پارک لاله بازداشت و آزار شهناز اکملی و دیگر خانواده‌های داغدار را محکوم می کند!

امروز در شرایطی هستیم که ایران و جهان در تب و تاب قتل عام ۱۷۶ مسافر جوان و پویا و محقق می سوزند و خانواده‌ها مشغول برگزاری مراسم خاک سپاری بدن های پاره پاره شده ی عزیزان خود هستند. در شرایطی که حکومت با خشونت و بی‌شرمی تمام سعی می‌کند که یا از این مراسم ها جلوگیری کند یا خانواده‌ها را مجبور کند که حکومت را نیز در این مراسم ها شرکت دهد تا بتوانند با تبلیغ پرچم حکومت اسلامی در کنار خانواده ها، باز با وقاحت تمام خود را از زیر بار ارتکاب این جنایت آشکار مبرا کند…/

*****

امروز ۲۶ دی ماه است، روزی که پس از اعتراض های گسترده مردم به آزادی کشی و بی‌عدالتی‌های دوران سلطنت پهلوی، شاه از ایران رفت. مردم می‌خواستند به دیکتاتوری سلطنتی پایان دهند و آزادی و عدالت و برابری و استقلال را جایگزین کنند، ولی نیروهای اسلامی با فریب کاری و زور اسلحه و امکاناتی که در اختیار داشتند، توانستند حکومت اسلامی را جایگزین کنند. حکومتی که چهل سال است تمام هستی ما و کشورمان را نابود کرده و مدام خون بر سرما می ریزد. در چنین روزهایی در ۲۳ دی‌ماه ۱۳۵۷ خانواده‌های زندانیان سیاسی تحصن خود را برای آزادی زندانیان سیاسی در کاخ دادگستری تهران آغاز کردند و تا ۳۰ دی ماه تمام زندانیان سیاسی از زندان های سراسر کشور آزاد شدند. دیری نخواهد پایید که همین اتفاق در دیکتاتوری اسلامی ایران هم خواهد افتاد و مردم یکپارچه به پا خواهند خاست و تمام زندانیان سیاسی روی دست‌های مردم آزاد خواهند شد.

امروز در شرایطی هستیم که ایران و جهان در تب و تاب قتل عام ۱۷۶ مسافر جوان و پویا و محقق می سوزند و خانواده‌ها مشغول برگزاری مراسم خاک سپاری بدن های پاره پاره شده ی عزیزان خود هستند. در شرایطی که حکومت با خشونت و بی‌شرمی تمام سعی می‌کند که یا از این مراسم ها جلوگیری کند یا خانواده‌ها را مجبور کند که حکومت را نیز در این مراسم ها شرکت دهد تا بتوانند با تبلیغ پرچم حکومت اسلامی در کنار خانواده ها، باز با وقاحت تمام خود را از زیر بار ارتکاب این جنایت آشکار مبرا کند. در شرایطی که مردم جان شان به لب رسیده، با شجاعت تمام برای همراهی با جان باختگان و خانواده‌های شان و در اعتراض به چهل سال جنایت و خیانت این حکومت فاسد به خیابان‌ها و دانشگاه‌ها و مدرسه‌ها آمده‌اند و علیه بالاترین افراد و نهادهای در قدرت شعار می‌دهند و می‌گویند “بی شرف، بی شرف/ به من نگو فتنه‌گر، فتنه تویی ستمگر/ سپاه جنایت می کند، رهبر حمایت می کند/ مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه چه رهبر/ چه دی باشه چه آبان، پیکار کف خیابان/ نه اعدام، نه زندان، دیگر اثر ندارد/ ملت چرا نشستی، منجی خود تو هستی/ ما بچه های جنگیم، بجنگ تا بجنگیم/ کشته ندادیم که سازش کنیم، رهبر قاتل را ستایش کنیم.” و نیروهای سرکوبگر خیابان‌ها و دانشگاه‌ها و حتی گورستان ها را پادگانی کرده‌اند و حتی اجازه برگزاری مراسم آزادانه و مستقل به خانواده‌ها نمی‌دهند و آن‌ها را به شدت زیر فشارهای شدید قرار داده اند.

در چنین شرایطی به خانه شهناز اکملی می‌روند و با خشونت و بی‌شرمی تمام می‌خواهند در را بشکنند و وارد خانه شوند و شهناز را بازداشت کنند، ولی شهناز خانه نبود و پس از بازرسی خانه می‌روند و می‌گویند اگر خودش را معرفی نکند، دوباره می آیند. در چنین شرایطی شهناز اکملی بار سفرش را می بندد و عکس مصطفی را هم در کیف اش می‌گذارد و مجبور می‌شود که خودش را به زندان اوین معرفی کند، به چه جرمی؟ به جرم دادخواه بودن، به جرم پیگیری چرایی و چگونگی قتل فرزندش، به جرم مادر بودن، به جرم همراهی با دیگر خانواده‌های آسیب دیده، به جرم حمایت از جوان‌ها، به جرم اینکه چشم‌های جوانان را چشم‌های مصطفای خود می‌بیند و می‌خواهد آن بلایی که بر سر پسرش آورده اند، بر سر دیگر جوان‌ها نیاورند و به جرم عاشق بودن او را به یک سال حبس با ممنوعیت خروج از کشور و محرومیت از فعالیت در فضای مجازی محکوم می کنند.

زندان اوین، ناکجا آبادی زیر کنترل دیکتاتورهای زمان ما چه در دوران شاه و چه در حکومت اسلامی، با هزاران پستو و شکنجه گاه و قتل گاه با سلول‌ها و اتاق‌های بازجویی ریز و درشت که سال‌های سال است بهترین و شجاع‌ترین فرزندان این سرزمین را به درون خود می‌کشاند و سالم بیرون نمی دهد.

آری این است رسم روزگار تلخ ما. این حکومت سراپا فاسد و دروغ‌گو و چپاول گر، مجموعه‌ای از جنایت کاران را دور خود جمع کرده است تا عاشقان را خاموش سازد، چون می‌داند که عاشق بودن مغایر با ترس و تهدید و زندان و شکنجه و اعدام است و می‌بینند که مردم مبارز دیگر از تهدید و ارعاب حکومت نمی ترسند و هر روز محکم تر از دیروز به خیابان می‌آیند و هسته های مقاومت و مبارزه سازمان یافته را تشکیل می‌دهند و شعار می دهند: «بترسید،‌ بترسید ما همه با هم هستیم.».

حکومتی که از این همه جسارت به شدت ترسیده، برای نمایش قدرت و خشونت خود، نیروهای مسلح اش را به خیابان‌ها بسیج می‌کند تا ترس را در دل مردم مبارز بیاندازد، ولی آنقدر حقیر شده‌اند که نمی‌دانند این شیوه هم رنگ و حنای خود را از دست داده است و دختران و پسران جوان ما و خانواده‌های داغدار و دادخواه ساکت نخواهند ماند و با دست‌های خالی، چشم در چشم‌های ماموران مسلح می‌اندازند و می ایستند و اعتراض می‌کنند و می گویند: «دستای ما خالیه،‌ باتومت رو غلاف کن». در شرایطی که تمام نهادهای قدرت با اسلحه های نرم شان نیز لحظه به لحظه مشغول شستشوی مغزی مردم هستند و در صدا و سیمای شان افراد مختلف را می‌آورند تا مردم آگاه و مبارز را تحقیر و تهدید کنند و یک نمونه‌اش صبحت های وقیحانه یکی از ماموران زن است که گفته بود “اگر کسی اعتقادی ندارد، جمع کند از ایران برود” و پس از اعتراض های گسترده به چنین وقاحتی، ترسیدند و مجبورش کردند که در صدا و سیما از مردم عذرخواهی کند، ولی باز هم در پایان صحبت اش با بی‌شرمی تمام گفت “ولی سرنوشت این کشور همین است”. وقاحت و بی‌شرمی هم حد و اندازه دارد، نه تنها کشور ما را اشغال کرده‌اند، بلکه با زور و وقاحت و رذالت، تمام رسانه‌های داخلی را در اختیار خود گرفته‌اند و می‌خواهند مردم را هم از کشور اخراج کنند. حتی به اخراج مردم از کشور هم قانع نیستند و آن سوی مرزها یا تبعیدیان را تهدید و ترور می‌کنند یا در بالای آسمان آن‌ها را با موشک سرنگون می‌کنند تا هیچ نشانی از آن‌هایی که آگاهند و می‌دانند این جانیان که و چه هستند، نباشند.

ما مادران پارک لاله ایران این خشونت ها و بازداشت ها و جنایت ها را به شدت محکوم می‌کنیم و خواهان لغو مجازات شهناز اکملی و آزادی بدون قید و شرط او و دیگر خانواده‌های داغدار و دادخواه هستیم. این خانواده‌های دادخواه باید هر چه زودتر به خانه‌های شان باز گردند و به هر شکلی که تمایل دارند، مراسم یادبود عزیزان شان را آزادانه و مستقل برگزار کنند.

ما هم چنان تأکید می‌کنیم که خواهان: ۱) آزادی بدون قید و شرط تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی، ۲) لغو قانون شکنجه و مجازات اعدام از جمله؛ اعدام، ترور، کشتار خیابانی، شکنجه، سنگسار و قصاص، ۳) محاکمه و مجازات آمران و عاملان تمامی جنایات‌های صورت گرفته توسط مسئولان جمهوری اسلامی ایران از ابتدا تا به امروز در دادگاه هایی علنی و عادلانه هستیم. ما هم چنین اعتقاد عمیق داریم که این خواسته ها با اتحاد و همبستگی و مبارزات پیگیر ما دادخواهان به دست خواهد آمد و تردیدی نیست که برای رسیدن به این خواسته ها باید برای رسیدن به ۴) آزادی بیان و اندیشه، ۵) حق داشتن تجمع و اعتصاب و تشکل و احزاب مستقل، ۶) رفع هرگونه تبعیض و ۷) جدایی دین ازحکومت نیز تلاش کنیم، زیرا علت اصلی این بی عدالتی ها را در ساختار حکومت و قوانین آزادی ستیز و تبعیض آمیز حکومت اسلامی ایران می دانیم.

مادران پارک لاله ایران

۲۶ دی ۱۳۹۸

این مطلب را ارسال کنید: بالاترین Twitter
Print Friendly, PDF & Email

نظرات بسته است

جستجو
Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Search in posts
Search in pages
آرشیو مطالب قدیمی