امروز:   اسفند ۲, ۱۳۹۸    
فيسبوک
فوریه 2020
د س چ پ ج ش ی
« ژانویه    
 12
3456789
10111213141516
17181920212223
242526272829  

نیش زهرآگین فقر

«اینجا‌ جان می‌فروشند»- عکس‌ها و تصویرهایی که با شماره‌ تلفن‌های همراه به سینه دیوارهای کهنه و فرسوده‌ی تهران چسبانده شده‌اند، نمادی از فقر را همچون نیشی زهرآگین به جان بیننده‌ فرو می‌کند. واژه‌هایی تکان دهنده که بر وجدان همهٔ رهگذران تأثیر می‌گذارد. واژه‌هایی همچون: «یک کلیه سالم، فروشی، برای آسایش مادرم»[!]. یا «فروش کلیه A+، جوان- سالم، شماره تلفن…»[!]… مردم بلا دیده کشور ما در سایه حکومت «اسلامی» به سیه‌روزی و فلاکت بی‌سابقه‌ای دچار شده‌اند. خیابان‌های پایتخت میدان رقابتی بر سر فروش اعضای بدن است. جوان و پیر، زن و مرد، اعضای بدن‌شان را به مزایده گذاشته‌اند…

 

**********

«اینجا‌ جان می‌فروشند»- این عنوان خبری‌ است که نشریات مجاز رژیم نیز آن را بناگزیر تیتر کرده و در پایگاه خبری‌شان انتشار می‌دهند. پایگاه خبری و تحلیلی «آفتاب نیوز»، ۹ دی ماه ۱۳۹۸، با انتشار انواع عکس‌ها و تصویرهایی که با شماره‌ تلفن‌هایی همراه است و‌ به سینه دیوارهایی کهنه و فرسوده در تهران چسبانده شده‌اند، نمادی از فقر را همچون نیشی زهرآگین به جان بیننده‌ فرو می‌کند. آفتاب نیوز می‌نویسد: “در این میان بازار خرید و فروش کلیه داغ‌تر است. بعید نیست پای دلالان اعضای بدن هم در میان باشد.” واژه‌هایی تکان دهنده که در زیر و بالا و حاشیه‌های این عکس‌ها و تصویرها بر دیوارهای خیابان‌های پایتخت میهن ما آمده است، بر وجدان همهٔ رهگذران تأثیر می‌گذارد. یکی نوشته است: “یک کلیه سالم، فروشی، برای آسایش مادرم” [!]. دیگری فروش کلیه‌اش را چنین تبلیغ می‌کند: “فروش کلیه A+، جوان- سالم، شماره تلفن…” [!]. مردم بلا دیده کشور ما در سایه حکومت “اسلامی” به سیه‌روزی و فلاکت بی‌سابقه‌ای دچار شده‌اند. خیابان‌های پایتخت میدان رقابتی بر سر فروش اعضای بدن است. جوان و پیر، زن و مرد، اعضای بدن‌شان را به مزایده گذاشته‌اند.

در خلال سه دهه اخیر وضعیت معیشت و گذران زندگی و فقر و درماندگی خانمان‌سوز هردم افزون‌تر از قبل دامن تمامی قشرهای زحمتکش جامعه را گرفته و آنان را به خاک سیاه نشانده است، به‌ویژه با درپیش گرفتن برنامه‌های نولیبرالی همراه با دستورهای صندوق بین‌المللی پول در زمینه اقتصاد کشورمان. در تداوم خصوصی‌سازی بی‌رویه و تاراج منابع ملی از سوی کارگزاران رژیم، نه‌تنها لایه‌های پایینی جامعه زیر فشار تورم افسارگسیخته به ورطهٔ سقوط رانده شده‌اند، بلکه طبقه متوسط نیز در معرض یورش‌هایی سهمناک به‌لحاظ امور زندگی قرار گرفته است، و چنین وضعیتی نهایتاً به بحران‌هایی هلاکت‌بار برای مردم می‌تواند کشیده شود. در این میان، غارت ثروت جامعه و دسترنج زحمتکشان توسط مشتی اراذل‌واوباش حکومتی با شتاب و اشتهایی سیری‌ناپذیر با حرص و ولع به‌منزله تنها راه ادامه و بقای حکومت جهل و جنایت جمهوری اسلامی به پیش برده می‌شود. وضعیت فوق‌العاده وخیم معیشت و اوضاع نابسامان مردم و فروپاشی توان حیاتی آنان نزد حکام اسلامی کوچک‌ترین اهمیتی ندارند. به‌گزارش ایلنا، ۱۲ دی‌ماه ۱۳۹۸، لقمان وحیدی، کولبر شین‌آبادی و قربانی مین، می‌گوید: “من و همسرم قصد داریم کلیه‌هایمان را بفروشیم تا هزینه عمل را جور کنیم.” او در اسفندماه ۱۳۹۶، هنگام عبور از مرز، روی مین رفت و به‌شدت آسیب دید. او یک پایش را در حادثه مین از دست داد و چشمانش نیز به‌شدت صدمه دیدند.

از میان دردها و مصائبی که رژیم‌های سرمایه‌داری به زحمتکشان جامعه تحمیل می‌کنند، درد بیکاری از همه آن‌ها سخت‌تر است. در کشورهایی نظیر کشور ما، به‌دلیل وجود نداشتن بیمه بیکاری عمومی، این درد طاقت‌فرساتر می‌شود، زیرا کارگران و دیگر زحمتکشان بلافاصله پس از بیکار شدن، فشار اقتصادی و روحی‌ای شدید را باید متحمل می‌شوند تا کاری پیدا کنند که پس از آن هم خود حکایتی پر رنج و عذاب خاص خودش را دارد. برخورداری از زندگی‌ای سالم و شرافتمندانه با امکاناتی مناسب و در شأن انسان، حق همهٔ افراد یک جامعه است، حقی که به‌صورتی بی‌رحمانه‌ در میهن ما لگدمال شده است. افزایش هزینه زندگی، کمبود کالاهای مورد نیاز روزمره مردم، کاهش تولید، احتکار، و بازار سیاه مایحتاج روزانه مردم ناشی از نظام معیوب و فاسد اقتصادی در کشور است. بیکارانی که برای تأمین هزینه سرسام‌آور زندگی به مشاغل کاذبی مانند دست‌فروشی و کولبری روی می‌آورند، همواره با هجوم سبعانه مأموران شهرداری یا مرزبانان اسلحه به‌دست آماده شلیک رژیم مواجه می‌شوند. حسن روحانی در کمال وقاحت، بدون کم‌ترین اعتنا به فقر و نگون‌بختی مردم کشورمان، از موفقیت دولتش در اداره کشور داد سخن می‌دهد و در سخنرانی‌اش در اردبیل، ۱۱ دی‌ماه ۱۳۹۸، وارونه‌نمایی و انکار حقایق مسلم و محرز شرایط وخیم در کشور را به اوج می‌رساند و منکر هرنوع مشکلی در امور معیشت و زندگی مردم می‌شود!

واقعیت‌های آشکار موجود در جامعه از سوی روحانی در شرایطی نفی می‌شوند که مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، در آخرین بررسی‌اش پیش‌بینی کرده است تا پایان سال ۱۳۹۸- یعنی تا سه ماه دیگر- دست‌کم ۵۷ میلیون نفر در کشور ما به زیر خط فقر خواهند رفت [!]. روزنامه آرمان ملی، ۱۴ دی‌ماه سال جاری، می‌نویسد: “گوشت که پرمصرف‌ترین مواد غذایی در ایران است از سال ۱۳۹۰ تا سال ۱۳۹۷، قیمت آن ۵/۵ برابر افزایش داشته است. در صورتی که طی این سال‌ها [بر] حداقل دستمزد کارگران ۳/۳ برابر افزوده شده است.” با درنظر گرفتن چنین واقعیتی است که گوشت از سفره بسیاری از زحمتکشان برچیده شده است. این وضعیت اسف انگیز از سوءتغذیه و گرسنگی گرفته تا دسترسی نداشتن به بهداشت مناسب، از تن فروشی و اعتیاد گرفته تا پدیده دردناک کودکان کار و محرومیت اطفال از تحصیل و جز این‌ها، همگی ناشی از سیاست‌های ضد ملی حاکمیت قرون‌وسطایی در میهن ما است. درآمد و دستمزد میلیون‌ها کارگر و کارمند پایین است و جوابگوی نیازهای معمول‌ یک انسان برای زندگی نیست. فقر شدید اقتصادی در کشور موجب شده است که “تُن ماهی” نیز از سبد غذایی قشرهای متوسط و دانشجویان حذف گردد، آنان دیگر قادر به خرید کنسرو تُن به قیمت ۱۴ تا ۱۸ هزار تومان هم نیستند. در شرایطی که قیمت‌ها روز به‌روز سیر صعودی دارند، زحمتکشان از حداقل امکان‌ها نیز محروم می‌مانند. با اینکه ماهانه بخش چشمگیری از حقوق کارگران و کارمندان به‌عنوان حق بیمه، حق بازنشستگی، و غیره کسر شده و به‌حساب دولت ریخته می‌شود، در برابر آن، همین کارگران و کارمندان روز به‌روز دست‌شان از خدمات و تأمین اجتماعی کوتاه‌تر می‌شود. بر اساس گزارش‌های انتشار یافته در منابع داخلی و مجاز کشور، حداقل حقوق و مزایای سال ۱۳۹۸ با ۳۶.۵ درصد افزایش نسبت به حداقل حقوق و مزایا در سال ۱۳۹۷- (با افزایش ۴۰۰ هزارتومانی)- به مبلغ یک میلیون و ۵۱۷ هزار تومان رسیده است. این درحالی است که پایهٔ‌ حداقل حقوق و دستمزد در سال ۹۷ برابر با یک میلیون و ۱۱۲ هزار تومان بود. درنتیجه این سیاست روند تنزل سطح زندگی زحمتکشان بی‌وقفه ادامه دارد.

مسکن به یکی از معضل‌های عظیم و حل نشده زحمتکشان تبدیل شده است. مقایسه رقم متوسط هزینه اجاره بهاء و سایر هزینه‌ها با متوسط درآمد سالانه یک خانوار شهری به‌صراحت نشان می‌دهد که در سال ۱۳۹۸ بیش از ۹۰ درصد متوسط حقوق یک کارمند دولت صرف اجاره بها و هزینه محل سکونت او و خانواده‌اش شده است. بر اساس گزارش بانک مرکزی، آبان‌ماه ۹۸، قیمت مسکن در تهران نسبت به آبان‌ماه سال گذشته حدود ۳۵ درصد و نرخ اجاره‌بها نیز ۷ /۳۱ درصد افزایش یافته است. در این ارتباط، سایت “اقتصاد نیوز” به‌نقل از خبرگزاری مهر، می‌نویسد: “در خیابان ستارخان در پاتریس لومومبا یک واحد ۷۰ متری ۱۵ ساله بدون پارکینگ که در سال گذشته ۸۰ میلیون تومان رهن کامل واگذار شده بود، امسال ۱۵۰ میلیون تومان فایل شده است که نشان دهنده بالا بردن ۹۰ درصدی قیمت اجاره‌بها از سوی مالک است” [اقتصاد نیوز، ۳ تیرماه ۱۳۹۷]. بیش از ۵۰ درصد کارگران و کارمندان یا در مسکن اجاره‌ای یا در خانه‌های رهنی زندگی می‌کنند. میلیون‌ها هم‌وطن ما بی‌سرپناه‌اند. اینان تنگاتنگ هم در آلونک‌ها، حلبی‌آبادها، حصیرآبادها و بیغوله‌هایی در هم تپیده و بدون آب و برق به‌اصطلاح زندگی می‌کنند. بحران مسکن در کشور ما ایران همچنان بیداد می کند. در این وانفسای رنج و درد مردم، محمد اسلامی، وزیر راه‌وشهرسازی دولت حسن روحانی، روز ۶ آذرماه ۱۳۹۸ از احداث ۳۰ هزار واحد مسکونی توسط شرکت‌های ایرانی در سوریه خبر داد. امروز بیش از هر زمان دیگر، روشن گردیده است که تنها راه رهایی از فقر هموطنان‌مان و ستمی که بر آنان می‌رود، خلاصی از حکومت ولایت فقیه و استقرار دولتی ملی و دموکراتیک است. مبارزه با سیاست‌های اقتصادی- اجتماعی رژیم از مبارزه با غارتگری انحصارهای سرمایه‌داری و تحمیل فقر به زحمتکشان جامعه جدا نبوده، نیست، و نخواهد بود.

به نقل از «نامهٔ مردم»، شمارۀ ۱۰۹۵، ۳۰ دی ۱۳۹۸

این مطلب را ارسال کنید: بالاترین Twitter
Print Friendly, PDF & Email

نظرات بسته است

جستجو
Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Search in posts
Search in pages
آرشیو مطالب قدیمی