امروز:   فروردین ۱۹, ۱۳۹۹    
فيسبوک
آوریل 2020
د س چ پ ج ش ی
« مارس    
 12345
6789101112
13141516171819
20212223242526
27282930  

کرونا در ایران: آزمون مسئولیت پذیری و همبستگی در جامعه

هر جامعه‌ای اعم از توسعه یافته و کمتر توسعه یافته، واقع در شمال سیاسی یا جنوب، می‌تواند مانند امروزِ ایران در معرض همه‌گیری مشکل بهداشتی همچون ویروس کرونا قرار گیرد. آنچه جوامع را از نظر میزان موفقیت در پیشگیری و مقابله با بیماری و کاستن از هزینه‌های جانی و مالی از یکدیگر متمایز می‌سازد، احتمالاً مرتبط است با عواملی چون: مسئولیت پذیری مقامات، سرعت عمل و پاسخگویی نهادهای ذیربط، شفافیت در اطلاع رسانی، کیفیت و کمیت تأمین خدمات و اقدامات نهادی و…
کیفیت عملکرد رسانه‌های رسمی و غیر رسمی در آگاهی رسانی سنجیده،
گسترۀ اعتماد عمومی،
آموزش همگانی و ترویج الگوهای رفتاری فردی و گروهی مناسب،
جلب مشارکت و حمایت مردمی درجریان اتخاذ رویه‌های متناسب با اقدامات نهادی
و در واقع پاسخگویی جمعی (اعم از نهادی و مردمی) به انتظاراتی که نفع و صلاح و سلامت عموم را به همراه دارد.

درست است که در جهان امروز به تعبیر اولریش بک، همه درگیر در جوامعی پرمخاطره** هستیم، اما در همین جهان پرمخاطره هم شاهد موارد خاصی هستیم که اعتماد عمیق مردم به نهادها یا مردم نسبت به هم باعث شده تا با آرامش و توفیق نسبی از بحران عبور کنند. ژاپن مثال خوبی است که در آن مردم در بدترین شرایط و مصائب -نظیر سونامی- با مسئولیت پذیری نسبت به یکدیگر، رعایت حقوق متقابل، و با همراهی با مسئولان و نهادهای اجرایی، بحران را مدیریت و خسارات را تعدیل و تلاطم را به امنیت و آرامش مبدل کرده اند، به نحوی که زبانزد خاص و عام شده‌اند.

در مروری برجریان اخیر مقابله با تهدید ویروس کرونا درایران، در سطح نهادهای مسئول می توان مواردی را که قابل نقد است ذکر کرد- نقدهایی که پیش‌تر هم به عمل آمده است. در نتیجه، در مورد اخیر هم با نقدهایی نظیر موارد زیر مواجه هستیم: نقد به مصلحت اندیشی‌های سیاسی و تعلل در افشای موارد شناسایی شده پیش از گسترش شرایط مخاطره آمیز که به بی‌اعتمادی مردم نسبت به نهادها دامن می زند، نقد به عدم شفافیت لازم در ارائۀ اطلاعات و آمار، تعلل و تاخیر در قطع مسیرهای ارتباطی و تداوم تردد با مرکز اصلی تولید بحران بیماری، سرعت عمل ناکافی در جهت توزیع و تأمین به موقع ابزار (کیت‌های) تشخیصی، غفلت و سهل‌گیری در آزمون موارد مشکوک که به نظر می‌رسد به تسری بیش‌تر موارد انجامیده، عدم برنامه‌ریزی برای تدارک ماسک، دستکش، کلاه و سایر تجهیزات به تعداد مورد نیاز و رایگان که به شکل‌گیری کمبود و افزایش قیمت‌ها منجر شده، آموزش ندادن به موقع و کافی پرسنل خدمات درمانی و بهداشتی برای مواجهه با مراجعان، عدم آموزش بهنگام مردم، محدودیت در دسترسی آزاد رسانه ها و مراجع خبری به اطلاعات کارشناسی موثق که پاسخگوی نیاز مردم به اطلاعات و کسب مشورت باشد و نظایر آن، که به صورت پراکنده این نقدها شنیده و در اخبار غیر رسمی بازتاب پیدا کرده است.

اقدامات قاطعانه، روشن و فراگیر در جهت تعطیلی ادارات، نهادهای آموزشی، اماکن عمومی، و مراکز تفریحی، فراغتی، و بازارها، و هر گونه تجمعی که انسان‌ها را درمعرض خطر ابتلا به ویروس قرار می‌دهد، نیز در زمره اقدامات جانبی در مراحل بعدی به حساب می آید. بسیاری از افراد و خانواده ها در شرایط پریشان احوالی ناشی از عدم اعتماد به اخبار رسانه‌ای، و دریافت اخبار و آمارهای ضد و نقیض، گذشته از این که دچار هراس عمومی در مورد احتمال ابتلای خود و عزیزان شان می‌شوند، باید نگران این هم باشند که در صورت تصمیم گیری‌های محافظتیِ خودسرانه برای غیبت از محل تحصیل یا اشتغال متعاقباً دچار تبعات اقتصادی و سازمانی این گونه غیبت‌ها هم خواهند شد یا خیر؟ هر چند می‌دانیم که همگان نیز از آنچنان شرایط رفاهی برخوردار نیستند تا بتوانند به این‌گونه اقدام‌های مصلحت اندیشانه دست بزنند و در نتیجه، از جمله، شاهد بی‌پناهی و متضرر شدن اقشار کم درآمد و منتفع شدن اقشار پردرآمد و به نوعی، تداوم نابرابری در سلامت خواهیم بود. اقدامات تأمینی و جبرانی نهادهای مدیریتی برای محافظت از امنیت شغلی و رفاهی اقشاری که در نتیجۀ تعطیلی یا همه‌گیری متضرر می‌شوند نیاز است برآورد شود و در دستور کار قرار بگیرد.

بنابراین، همچنان، وظیفۀ نهادهای بالا دست است که مسئولیت تشخیص و تصمیم گیری برای اجرای به موقع تعطیلی و توقف خدمات و جلسات، برنامه‌ها و غیره را برعهده بگیرند، در جهت تضمین سلامت و رفاه همۀ اقشار؛ که البته به معنای تعطیلی سراسری هم نیست؛ چراکه امکان تجهیز نهادهای مشخص برای تداوم جریان امور ضروری با لحاظ کردن اولویت ها و تدارک تسهیلات لازم فراهم است.

از طرف دیگر، آگاهی رسانی رسانه‌ای مؤثر، به سادگی از تشویش و سرگردانی نابجای مردم می‌کاهد، از توسل افراد به اخبار پراکنده و ناصحیح و ناموثق جلوگیری می کند، و می‌تواند هراس جمعی را کنترل و محدود کند. مردم نیاز به اطلاع رسانی‌های منظم و مبتنی بر گزارش‌های نهادهای مسئول و پاسخگو دارند. در غیاب منابع اعتمادزای رسانه‌ای، جای تعجب نیست که شبکه‌های اجتماعی – مبدّل به مرجع کسب خبر دست اول، اطلاع رسانی و هشدارهای بهداشتی می‌شوند، و مردم خود وظیفۀ بازنشر مطالبی را که معتبرتر تلقی می‌کنند در میان خود، برعهده می گیرند.

در سطح فردی، نیز به نظر می رسد، برخی رویه‌ها قابل نقد و یا نیازمند اصلاح است. شاید نیاز باشد این موضوع یادآوری شود که در مواقع تهدید خطر بیماری‌های واگیر، که سلامت خود و دیگران را به صورت جدی به مخاطره می‌اندازد، لازم است برخی ملاحظات سنتی در رفتارهایمان را مورد تجدید نظر قرار بدهیم. هرگاه رعایت تدابیر سلامت اقتضا کند، لازم است از بیان و تذکر آن و پای بندی به رعایت آن در مقابل دیگران خجالت نکشیم. از برچسب زنی‌ها و نگاه‌های برخی از افرادِ ساده اندیش، که ممکن است ما را به خاطر رعایت اصول بهداشتی نظیر ماسک زدن مورد تمسخر قرار بدهند نگران و ناراحت نباشیم. البته همین مراعات کردن‌های ساده و پای‌بندی به اصول بهداشتی، هم جرات و قاطعیت می‌خواهد اما آنها که بیش‌تر می‌دانند و مسئولیت پذیرترند ناگزیر به الگویی برای دیگران مبدل می شوند و راه را برای اصلاح الگوهای رفتاری در سطح جامعه می‌گشایند.

طبق آمارهای منتشرشده، در مورد ویروس کرونا از هر صد نفری که مبتلا شده‌اند، تنها یک تا دو نفر جان شان را از دست داده‌اند. این اعداد گویای درصد پایین مرگ و میر ناشی از این بیماری در مقایسه با بسیاری از بیماری‌های مهلک دیگر است. به عبارت دیگر، اکثریت بزرگی از مبتلایان، شانس این را دارند که از این مخاطره جان سالم به در ببرند. در عین حال، اهتمام جمعی بر این است که به جای درمان، اقدام به پیشگیری شود که با اتخاذ تدابیر مناسب بهداشتی و نیز رفتارهای فردی، جمعی و نهادی میسر و دست یافتنی است.
با این اوصاف، به نظر می‌رسد جامعۀ ایران، امروز در شرایط گذر از آزمون جدیدی قرار دارد؛ آزمون ویروس کرونا! آزمونی که با هوشیاری جمعی، اصلاح رویه‌های نهادی، بازنگری در رفتارهای گروهی و فردی، و با تکیه بر توانمندی جامعۀ مدنی- و نه با درجا زدن در بهانه‌های سرخوردگی و ناامیدی در سایۀ کوتاهی‌ها و ضعف‌های نهادین که کم نیست- می‌توان تلاش کرد و به گذاری امن و کم هزینه امیدوار بود، همچون سایر جوامعی که تاکنون از این آزمون ها سربلند بیرون آمده‌اند؛ و چرا ایران اینچنین نباشد.

شیرین احمدنیا*

*دانشیار جامعه شناسی دانشگاه علامه طباطبائی و عضو هیات مدیره انجمن جامعه شناسی ایران

انجمن جامعه شناسی ایران ـ ۵ فروردین ۱۳۹۹

این مطلب را ارسال کنید: بالاترین Twitter
Print Friendly, PDF & Email

نظرات بسته است

جستجو
Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Search in posts
Search in pages
آرشیو مطالب قدیمی