امروز:   آذر ۱, ۱۳۹۶    
فيسبوک
انتخاب موضوع موردنظر
طنز
طنز
نوامبر 2017
د س چ پ ج ش ی
« Oct    
 12345
6789101112
13141516171819
20212223242526
27282930  

قدرت برای زنان با «گفتمان عشق»


عقلانیت برای هاله تعاریف گسترده‌ای داشت. یک تعریفش حفظ هویت انسانی خود از طریق مقاومت در برابر هویت سنتی مورد تأکید رسوم و عادات فرهنگی و هم‌زمان مقاومت در برابر هویت ساختگی زن مدرن مورد تأیید دولت وقت بود. معنای دیگرش یافتن راه‌های بهتر زندگی و دستیابی به قدرت به‌منزله توانایی /

*******

پذیرش الهیات آزادی‌بخش یا اسلام سیاسی، برای زنان ایرانی نه‌تنها سیاست را وارد زندگی آنها کرد، بلکه برای آنها امکانی فراهم کرد تا به مفاهیم معرفتی و شناختی جدید، متفاوت با مفاهیم کهن دست یابند. ازجمله این مفاهیم، مفهوم قدرت در ابعاد سیاسی، اجتماعی و خانوادگی آن بود. هاله سحابی هم در مقام و موقعیت زن مسلمان انقلابی، ایمان و باورهایش را از تباری می‌گیرد که بعد از انقلاب مشروطه، جزء پیشروهای نهضت نواندیشی و خواهان اصلاح در دین و دولت بودند. هاله علاوه‌بر پدر و پدربزرگش که منتقدان جدی و سرسخت نظام شاهنشاهی بودند، خود نیز روحیه عدالت‌خواه و مبارزه‌جویش را از الهیاتی می‌گیرد که موقعیتی انتقادی و اعتراض‌آمیز به پیروانش می‌بخشد؛ موقعیتی که حضور زنان در مبارزات عدالت‌خواهانه و آزادی‌بخش را موجه جلوه می‌داد. هاله مانند بسیاری دیگر از زنان انقلابی دهه۵٠ شمسی تحت‌تأثیر آرای دکتر شریعتی قرار داشت. آموزه‌های شریعتی به زنان این جسارت را می‌داد به جای سرگردانی بین دو قطب متضاد اما هر دوسر ناتوان و فرودست سنت و مدرنیته تحمیلی موجود، مدل عینی و در عمل پرقدرت سیمای زن مدرن اسلامی- ایرانی را واقعیت بخشند. مفهوم قدرت در گفتمان مردان نسل انقلاب مبتنی بر مردن و میراندن بود. «شهادت دعوتی است به همه عصرها و به همه نسل‌ها؛ اگر می‌توانی بمیران و اگر نمی‌توانی بمیر». نزد مردان دستیابی به مفهوم قدرت در مبارزه، تعریف و حاصل می‌شد. اما مفهوم قدرت نزد زنان متعدد است. درواقع زنان با انواع قدرت که خانواده، جامعه و سیاست را در سیطره خود گرفته، مواجهند. زن‌ها برای دستیابی به قدرت ناگزیر از مبارزه با کسانی هستند که نقش عزیزان آنها را در مقام پدر، برادر، پسر یا همسر ایفا می‌کنند. ازاین‌رو روش زن‌ها برای دستیابی به قدرت، خواهی‌نخواهی متفاوت از مردان خواهد بود. آنها نمی‌توانند مبارزه را با خشونت و گفتمان بمیر و بمیران پیش ببرند. اینجاست که زنان مسیح‌وار خود را فدا می‌کنند تا عزیزان‌شان را از گفتمان «قدرت= مرگ» نجات دهند. راهکار زنان برای دستیابی به قدرت، «گفتمان عشق» است. «مسیح تمجید و ستایش خویش را نثار مریم کرد؛ زیرا مریم کار بهتر را برگزیده بود؛ او رهایی روح و جان را برگزیده بود و امروز زن نیز باید همان کند. چالش‌های موجود بر سر راه زنان برای قرارگرفتن در متن جنبش انقلابی و پیروزی انقلاب اسلامی، هاله را مانند دیگر زنان تحصیل‌کرده در موقعیتی قرار داد که نسبت به مفاهیم و رویدادهای سیاسی در جامعه حساس شدند. چنین حساسیت‌هایی منبع باارزش شکل‌گیری تجارب خاص و بومی زنان ایرانی از حضور و فعالیت در عرصه‌های گوناگون حیات جامعه برای کسب قدرت شد.

الهیات انتقادی و اسلام سیاسی برای هاله و بسیاری دیگر از زنان نسل انقلاب این امکان را فراهم کرد که با انتخاب موقعیت میانی، نقش میانجی فعال بین زن ‌سنتی و زن ‌مدرن را به‌نحوی ایفا کنند که هم از مفروضات معرفت‌شناسی پوزیتویستی که ذهن و ادراکات ذهنی را مبنای شناخت می‌داند و هم از معرفت‌شناسی علمی و عقلانی که تجارب زیسته‌شده و قابل مشاهده را منبع شناخت معرفی می‌کند، توأمان بهره‌برداری کنند.
عقلانیت برای هاله تعاریف گسترده‌ای داشت. یک تعریفش حفظ هویت انسانی خود از طریق مقاومت در برابر هویت سنتی مورد تأکید رسوم و عادات فرهنگی و هم‌زمان مقاومت در برابر هویت ساختگی زن مدرن مورد تأیید دولت وقت بود. معنای دیگرش یافتن راه‌های بهتر زندگی و دستیابی به قدرت به‌منزله توانایی ساختن جامعه‌ای فارغ از سلطه، تبعیض، نادیده‌گرفتن‌ها، انکار عمدی و فرودست نگاه‌داشته‌شدن زن‌ها بود. هاله به مدد مفهوم معرفتی و شناخت نوینی که از قدرت پیدا کرده بود، هیچ‌گاه به سرنوشت و تقدیر ازپیش تعیین‌شده اعتقاد نداشت. او با نخواستن و گذشتن از مادیات، خود را رویین‌تن کرده بود؛ قدرت شگرفی که به او این امکان را می‌داد که هیچ‌گاه تسلیم کمبودها و محرومیت‌های موجود نشود. هاله، زنِ انقلابیِ مسلمان در فرایند زندگی مبتنی بر گفتمان الهیات آزادی‌بخش و انقلابی، به این حقیقت رسیده بود که زنان نمی‌توانند همچون مردان به قدرت بیندیشند و گفتمان مرد انقلابی مسلمان را بازتولید کنند. از این منظر، هاله اعتقادی به برابری زن و مرد نداشت، بلکه مسئولیت ساخت شخصیت و هویت زنانه را متوجه خود زنان می‌دانست هیچ‌گاه خود و دیگر زنان را صرفا قربانی مظلوم موقعیت‌های تحمیلی ناشی از ستم جنسی یا ستم طبقاتی و تفاوت‌های بیولوژیک نمی‌دید. او که همواره حضور پرقدرتی چون آب و هوا در زندگی خانوادگی و اجتماعی پیرامونش داشت، بنا بر برداشتش از قرآن، قدرت هریک از دو جنس زن و مرد را برحسب اکتساب اراده‌گرایانه آنها از منابع مادی و معنوی ارزیابی می‌کرد. هاله در دوران نه‌چندان بلند عمر خویش با حضور در عرصه‌های گوناگون جامعه، تجاربی ‌قیمتی‌ اندوخت که شناخت خاص و ویژه‌ای از جهان و روابط انسانی برایش فراهم کرده بود. هاله، عاشق جهان و طبیعت بود. روح شاعرانه و لطیفی داشت که برای بیان عاشقانه اجزا و روابط خود با جهان از آن کمک می‌گرفت. این روح چنان به ایمان مذهبی و اخلاق آمیخته بود که جدایی از آن ممکن نمی‌نمود، ایمانی از جنس عقل و مبتنی بر واقعیات قابل پیش‌بینی نه پیشگویی‌های مبتنی بر واگذاری مسئولیت‌های فردی و جمعی خود به خدا. چنین عقل و ایمانی که هاله داشت، چنان قدرتی به او داده بود که سخت‌ترین تغییرات در کنار او ساده و آسان جلوه می‌کرد.

مینو مرتاضی- شرق

۹ خرداد / ۱۳۹۴

این مطلب را ارسال کنید: بالاترین Twitter

نظرات بسته است

آرشیو مطالب قدیمی