امروز:   مرداد ۳, ۱۳۹۶    
فيسبوک
انتخاب موضوع موردنظر
طنز
طنز
جولای 2017
د س چ پ ج ش ی
« Jun    
 12
3456789
10111213141516
17181920212223
24252627282930
31  

هشت مارس بر همه زنان مبارک باد!

arton209ما زنان ـ می‏ گویند جای زنان در خانه است و صاحب «کرامت انسانی». اما منظور آنان، ما زنان زحمتکش در شالیزارها که از سپیده صبح تا غروب آفتاب در مزارع با پشتی خمیده کار می ‎کنیم، یا ما دختران قالیباف ایرانی که در زیرزمین های نمور به بافتن قالی مشغولیم، نیستیم. چرا که ما در هیچ آمار رسمی نمی‎گنجیم…و ما زنان زحمتکش و مبارز ایران همچنان ۸ مارس را جشن می‏گیریم حتی اگر در تقویم رسمی کشورمان ثبت نشده باشد، اما در تاریخ مبارزاتی زنان ایران، با خطوطی زرین حک شده است./

******

مازنان ـ ۸ مارس، روز رزم مشترک زنان، روزی که زنان در سراسر جهان، همه باهم سرود رهایی می‏خوانند: «ساختن جهانی دیگر، جهانی عاری از فقر و خشونت و تبعیض و جنگ ونابرابری، برای رسیدن به صلح، آزادی و عدالت، این روز بر همه زنان مبارک باد!»

ما زنان ایران از ۹۳ سال پیش، ۱۲ سال پس از آنکه کلارا زتکین مبارز برجستهٴ جنبش زنان و جنبش کارگری ـ کمونیستی روز زن را در سال ۱۹۱۰ به ثبت رساند، این روز را گرامی داشته و تا به امروز در مبارزه‏ای خستگی ناپذیر علیه ارتجاع و استبداد قرون وسطایی و علیه تبعیض و نابرابری همچنان پیکار کرده و روز جهانی زن را به اشکال مختلف گرامی می‎داریم.

ما از همان زمان که حق سوادآموزی را به جامعه عقب ماندهٴ آن روز ایران و ارتجاع شاهنشاهی تحمیل کردیم تا امروز که بیش از ۶۰ درصد نیمکت‎های مدارس عالی و دانشگاهها را با تلاش خود در اختیار داریم از دیدگاه ارتجاع ولایت فقیهی هنوز همان «ضعیفه»ایم که در قوانین مدنی شهروندانی درجه دو محسوب شده و باید تحت نظارت و قیومیت مردان خانواده باشیم و اجازهٴ کار و مسافرت‎مان در دست آنها باشد. حتی حق انتخاب آزاد پوشش نیز از ما سلب شده است.

هرگاه که نسیم آزادی در میهن ما گذر کرد، همراه با نسیم، شاخ و برگ خود را گسترش داده و بذر آگاهی در جامعه‎مان پراکندیم. مبارزهٴ ما نه علیه مردان بلکه علیه دیدگاه زن‎ستیزانه و قرون وسطایی است که تبعیض جنسیتی را در کنار تبعیض طبقاتی به ما تحمیل می‎کنند.

اما دریغا که نسیم آزادی همواره در میهن ما زودگذر بود. هربار شاخه‎های ما را با داس‎های خونین خود درو کردند. اما چه باک! ما ریشه در خاک داریم و هربار از نو جوانه می‎زنیم.
Demo_11-tashkilat-demokratik
زمانی مثل دهه بیست، مانند هزاران مریم، هشت مارس را با لباس‎های سپید خود، دست در دست هم، در خیابان‎های شهرمان گرامی داشتیم و روزی دیگر در خانه‎ها و در محفل‎های کوچک‎مان. در بهار زودگذر آزادی در سال ۵۷ در میدانها و استادیوم‎های بزرگ جشن گرفتیم و در دههٴ هفتاد در «خانه هنرمندان»، «خانه کتاب» و پارک لاله… و همچنان آن را پاس می‎داریم و می‎دانیم که دوباره شکفته خواهیم شد.

 

 

arton200

 

«ندا» ها شدیم و همراه «سهراب»های وطن به خیابان‏ ها آمدیم. گلوله‎های کین ارتجاع قلب ما را نشانه گرفت.

آگاهی و تخصص خود را با وجود همه محدودیت‎ها افزایش داده و می‎دهیم اما موانعی مثل سهمیه‎بندی جنسیتی، بومی سازی، جداسازی جنسیتی، دورکاری و طرح «جامع جمعیت و تعالی خانواده»، «صیانت از عفاف و کفاف» و برایمان وضع می‎کنند تا از مشارکت‎های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی دور مانده و به کنج خانه‎ها رانده شویم.

آنان ما را مطیع و چشم و گوش بسته می‎خواهند تا به تاراج کشور ادامه دهند.

میهن را با سیاست های ضدمردمی خود در بحران‎های عمیق اقتصادی و اجتماعی غوطه ور می سازند و ما زنان کارگر، کارمند و یا خودسرپرست با سبد خالی خانوار، باید بیش از همه تاوان سیاست های ضد مردمی، از جمله سیاست هسته‎ای ولی فقیه را بپردازیم.

در سنگر کارخانه‎ها کار می‎کنیم اما به علت «تعدیل اقتصادی» و «تعدیل نیروی انسانی» و تحریم‎ها، اولین نیروی اخراجی کارخانه‎ها را تشکیل می‎دهیم. ما را به بازارهای کار غیررسمی که هیچگونه نظارتی بر آن نیست روانه می‎سازند، به کارگاههای کوچک کمتر از ده نفر که معاف از اجرای قانون کار می‏باشند!

می‏گویند جای زنان در خانه است و صاحب «کرامت انسانی». اما منظور آنان، ما زنان زحمتکش در شالیزارها که از سپیده صبح تا غروب آفتاب در مزارع با پشتی خمیده کار می ‎کنیم، یا ما دختران قالیباف ایرانی که در زیرزمین های نمور به بافتن قالی مشغولیم، نیستیم. چرا که ما در هیچ آمار رسمی نمی‎گنجیم . استثمار هرچه بیشتر ما سبب رونق جیب‎های آنان است. به همین دلیل مخالف کارکردن ما نیستند. آنها حتی کودکان را برای پیدا کردن نان از پشت نیمکت‎های مدارس به خیابان‎ها کشانده‎اند.

آمار رسمی می‎گوید که ۵% کارگران ایران را زنان تشکیل می‎دهند. می‎دانیم که این آمار کم ناشی از چیست. چرا که کار غیررسمیِ ما در هیچ آماری وارد نمی‎شود و کارفرما هم به ‎راحتی می تواند ما را اخراج ‏کند. به علاوه تشکل‎های صنفی و سیاسی‎مان را برنمی‎تابند و به طرز خشنی سرکوب می‎کنند. زیراکه رژیم ولایت فقیه از آگاهی و سازمان‎یابی ما زنان وحشت دارد.

اما ما زنان ایران تنها در یک مورد است که برابری به دست آوردیم: «برابری در اعدام و شکنجه و زندان و سرکوب!»

صدها نفر از ما مانند فاطمه مدرسی‎ها در دهه ۶۰ در کنار مردان آزادیخواه اعدام شدند و در گورهای جمعی و ناشناس آرمیدند .

مادران ما شیرزنانی چون نیره جلالی (مادر به‏کیش)ها، مادر لطفی ها هستند که در جستجوی گم‏شدگان خود به خاوران رسیدند. خاورانی که بهترین فرزندان خلق را در خود جای داده است.

ما مادران، همسران و فرزندان شهدای فاجعه ملی هستیم که افشاگر قتل عام عزیزان خود بوده و به همین دلیل رفتن به مزار عزیزان‎مان از ما همچنان سلب شده است. آنها خواستند با شخم زدن گلزار خاوران، فاجعه ملی و جنایت ضدانسانی خود را بپوشانند. اما ما فاجعه را فریاد زدیم و همچنان داد خواهیم این بیداد را!

ما «بهاره»ها، «نرگس»‎ها و «مهوش»ها، زنان محبوس در شکنجه‏گاههای رژیم ولایت فقیه هستیم که در کنار زندانیان مرد در زندان‎ها، هزینهٴ مقاومت و مبارزه و دگراندیشی خود را می‎پردازیم .

ما خانواده‎های زندانیان سیاسی، مادران پارک لاله و مادران صلح هستیم که صدای داد و آزادی‎خواهی عزیزان‎مان را به گوش جهانیان می‎رسانیم . ما مانند گوهر بهشتی سکوت نخواهیم کرد.

arton249
و ما زنان زحمتکش و مبارز ایران همچنان ۸ مارس را جشن می‏گیریم حتی اگر در تقویم رسمی کشورمان ثبت نشده باشد، اما در تاریخ مبارزاتی زنان ایران، با خطوطی زرین حک شده است.
۸ مارس بر همه زنان مبارز و زحمتکش ایران مبارک باد!

ما زنان ـ ۱۶ اسفند ۱۳۹۴

این مطلب را ارسال کنید: بالاترین Twitter

نظرات بسته است

آرشیو مطالب قدیمی