امروز:   خرداد ۲۹, ۱۳۹۷    
فيسبوک
انتخاب موضوع موردنظر
طنز
طنز
ژوئن 2018
د س چ پ ج ش ی
« مه    
 123
45678910
11121314151617
18192021222324
252627282930  

معرفی کتاب شیدا بازیار‎

shida-bazyar“شیدا بازیار” نویسنده ی ایرانی -آلمانی است. رمان او “شب ها در تهران آرامه” که نزد انتشاراتی معتبر “کیپن هویه- اوند –ویچ” منتشر شده با استقبال اکثر رسانه های معتبر آلمان روبرو شده است . منتقدینِ صاحب نامِ این رسانه ها، نقد های متعددی در مورد این رمان نوشته و باعث شده اند که این نویسنده به طور غیر منتظره ای درعرصه ی ادبیات آلمان به نامی آشنا تبدیل شود و ره صد ساله را یک شبه برود!

 

***

 

“شیدا بازیار” به نسل دوم پناهندگان سیاسی درآلمان تعلق دارد. او دراین کشور به دنیا آمده وتحصیلات خود را در رشته ی “نگارش خلاق” و “روزنامه نگاری فرهنگی” به پایان رسانده است.
تا آنجا که من اطلاع دارم “شیدا بازیار” اولین نویسنده از نسل دوم پناهندگانِ سیاسیِ بعد از انقلاب ایران است که بطور مشخص سرنوشت انقلاب ایران و پی آمد آن یعنی سرگذشت نسل اول پناهندگان سیاسی را در قالب یک رمان خواندنی و قابل تامل منتشرکرده است؛ رمانی که هرپناهنده ی سیاسی از نسل اولِ پناهندگانِ بعد از انقلاب می تواند به نوعی سرگذشت خود را در آن ببیند.

اطلاعات و منابعی که نویسنده ی رمان “شب ها در تهران آرامه” در باره انقلاب استفاده کرده، کاملاً دقیق هستند طوری که هنگام خواندن رمان، به خواننده این احساس دست می دهد که نویسنده در تمام حوادثِ آن شخصاً حضور داشته است.

تعلق نویسنده به نسل دوم پناهندگان و فاصله اش از رویداهای انقلاب، برای نویسنده این امکان را بوجود آورده که بتواند بدون تعصب وُ شعار وُ زیاده نویسی، به انقلاب ۵۷ ایران و حوادث بعد از آن بپردازد.

مسئله ی مهاجرت و پناهندگی و در گیرشدن پناهندگان وخانواده ی آنها برای ادغام

درجامعه جدید نیز بخشی از رمان است که به شیوه ای مدرن و زیبا به آن پرداخته شده است.

“شیدا بازیار” در ساختن کاراکترها ی رمانش و آنچه آنها می گویند و می اندیشند صادق است؛ یا بهتر است بگویم که او از چیدمان صادقانه ی حوادث و رویدادها (که شخصیت های رمان تعریف می کنند) روایتی صادقانه از انقلاب و مسئله ی پناهندگی و در مجموع مهاجرت را به تصویر می کشد.

نویسنده در پی ساختن قهرمان و یا قهرمان پروری در رمانش نیست. رمان “شیدا بازیار” اگر چه از نظر تکنیکی مدرن است اما بازی با کلمات و جملات را در آن نمی بینیم و راحت خوانده می شود. جمله ها کوتاه و پر محتوا هستند.

درعرصه ی ادبیات، نویسندگانی هستند که به مرور و طی چند دهه با نوشتن چند کتاب در بین منتقدین و جامعه ی کتابخوان جا افتاده و معروف می شوند. این دسته از روبرو شدن با دشواری های نویسنده ای را که با انتشار کتاب اولش مورد استقبال منتقدین و جامعه کتابخوان قرار گرفته، معاف اند. زیرا نویسنده ای که با انتشار اولین اثرخود استقبال منتقدین و جامعه ی کتابخوان را به دست آورده، حد و مرزی نانوشته در مورد سطح کار وی ترسیم می شود و سقفی از توقع را در منتقدین و خوانندگان به وجود می آورد که نمی تواند از آن عدول کرده و سطح کارخود را پائین بیاورد.

ما با خواندن رمان “شیدا بازیار” و کشف خلاقیت او در عرصه نویسندگی، این حس را خواهیم داشت که آثار بعدی وی نیز به احتمال زیاد درهمین سطح و به همین زیبایی خواهند بود.

اشاره به یکی دو نقددرمطبوعات آلمان:
چهار تن از اعضای یک خانواده، چهار دهه، چهار صدای فراموش نشدنی.

“شیدا بازیار” سرگذشت یک خانواده ی ایرانی – آلمانی را در رمانی مهیج و اثرگذار بازآفرینی می کند. رمانی کاملا فرهنگی و تکان دهنده، در باره ی انقلاب، سرکوب، مقاومت ،آرزو و اراده ی بی قید و شرط برای کسب آزادی .

“شیدا بازیار” دراولین رمان هیجان انگیز خود موفق شده است: بدون آه وناله ی بیهوده، با حس همدردی کامل و با زبانی مستقل، داستان زندگی یک خانواده ی ایرانی را شرح دهد؛ داستانی که می توان آن را به عنوان نمونه ای بارز از مسئله ی چالش برانگیز روز (آلمان) انتگراسیون، خواند و فهمید. (منبع: اشپیگل آنلاین)

“آندریاس پات هاوس” روزنامه نگار فرانکفورتر آلگماینه (در نقد خود ) به ما اطمینان می دهد که اولین رمان “شیدا بازیار” کتابی است که برای شرایط امروز ما (مهاجرت و انتگراسیون) نوشته شده است.

او می نویسد رمان “شیدا بازیار” یک اتوبیوگرافی متاثر از شرح حال خود اوست. نویسنده ای که در آلمان به دنیا آمده و درباره ماجراهای پناهندگی خانواده اش می نویسد.

” پات هاوس” از این زاویه به ماجرا نگاه می کند که چگونه پدر و مادری که در دهه ۸۰ وطن خود را ترک کرده و در یک شهرکوچک در آلمان ساکن شده، باید همه چیز را از ابتدا شروع کنند و با مشکلات اداری و مسئله ادغام شدن در جامعه جدید دست و پنجه نرم کنند.

شیوه ای که “شیدا بازیار” افراد یک خانواده را (از پرسپکتیوهای مختلف) به گفتن وا می دارد به شدت منتقد خود را تحت تاثیر قرار داده است:

چگونه پدر در بدو ورود به آلمان، انگیزه اش را از دست می دهد و یا چگونه بچه ها باید در فضای بین دو فرهنگ آلمانی – ایرانی به شکلی متعادل زندگی کنند.
نویسنده با نازک طبعی روانشناسانه و با یک حرکت غیر منتظره، رمان را به پایان می بَرَد و درست در این پایان بندی غافلگیرکننده، منتقدین را متحیر می سازد.

ketab-shida-bazyar

جلال رستمی ـ عصر نو

۱۳ تیر ۱۳۹۵

 

این مطلب را ارسال کنید: بالاترین Twitter

نظرات بسته است

آرشیو مطالب قدیمی