امروز:   خرداد ۲۹, ۱۳۹۷    
فيسبوک
انتخاب موضوع موردنظر
طنز
طنز
ژوئن 2018
د س چ پ ج ش ی
« مه    
 123
45678910
11121314151617
18192021222324
252627282930  

به مناسبت درگذشت خانم توران میرهادی، استاد برجسته ادبیات کودکان

no_title__930x510_q85_box-31,0,781,390_crop_subsampling-2_upscaleتوران میرهادی که از ۲۷ شهریورماه به علت سکه مغزی در بیمارستان بستری بود،امروز۱۸ آبان ماه درگذشت. دبیر شورای کتاب کودک درباره مراسم تشییع و خاکسپاری خانم میرهادی گفت: برنامه هنوز معلوم نیست و در حال صحبت با خانواده ایشان هستیم .. توران میرهادی استاد ادبیات کودکان، نویسنده و متخصص آموزش و پرورش یکی از شخصیت‌های برجسته فرهنگی است که بیش از ۶۰ سال در گستره آموزش و پرورش، فرهنگ کودکی و ادبیات کودکان کوشیده و در این روند یکی از چهره‌های تاثیرگذار بوده است../

******
«توران میرهادی»، پیشکسوت ادبیات کودک در سن ۸۹ سالگی درگذشت.

نوش‌آفرین انصاری با اعلام این خبر در گفت‌وگو با ایسنا اظهار کرد: متاسفانه خانم میرهادی عصر امروز (سه‌شنبه ۱۸ آبان) بر اثر سکته مغزی که وی را به کما برده بود، از دنیا رفت.

دبیر شورای کتاب کودک درباره مراسم تشییع و خاکسپاری مرحوم میرهادی گفت: برنامه هنوز معلوم نیست و در حال صحبت با خانواده ایشان هستیم تا به نتیجه برسیم.
توران میرهادی از ۲۷ شهریورماه به علت سکه مغزی در بیمارستان بستری بود. این استاد ادبیات کودکان، نویسنده و متخصص آموزش و پرورش یکی از شخصیت‌های برجسته فرهنگی است که بیش از ۶۰ سال در گستره آموزش و پرورش، فرهنگ کودکی و ادبیات کودکان کوشیده و در این روند یکی از چهره‌های تاثیرگذار بوده است. همچنین او یکی از بنیان‌گذاران شورای کتاب کودک است و از سال ۱۳۵۸ تا کنون نیز سرپرستی تدوین و تالیف «فرهنگنامه کودکان و نوجوانان» را برعهده داشته است.
مطلب زیر به نقل از سایت ایران وایر است که چندی پیش در مازنان نیز انتشار یافته بود.

****

بیماری اگر بگذارد، هنوز هم شنبه‌ها نزدیک ظهر کسانی که در ساختمان ۳۱ خیابان «وحید نظری» در منطقه ۱۱تهران کار می‌کنند، صدای قدم‌های آرام «توران میرهادی» را می شنوند که می‌آید تا با دقت بر انتشار شماره بعدی فرهنگ‌نامه کودک و نوجوان نظارت کند؛ فرهنگ‎نامه‌ای که بیش از ۴۰ سال است با همت و پشتکار او در حال انتشار است.

توران میرهادی در سال ۱۳۰۶ خورشیدی در شمیران به دنیا آمد. پدرش مهندس مکانیک جوانی بود که در حین تحصیل در آلمان، با دختر هنرمند آلمانی به نام «گرتا دیتریش» ازدواج کرده بود. او توجهش به زندگی کودکان و نوجوان را مدیون مادر نقاش و مجسمه‌ساز است. گرتا در ایران شاهد تلف شدن کودکان به خاطر بیماری‌های واگیردار بود و برای حفظ فرزندانش هر سال تابستان راهی شمیران می‌شد و در چادری بزرگ در باغ اجدادی خانواده همسر، آن ها را نگه داری می‌کرد.

توران در همین چادر به دنیا آمد. مادرش نخستین معلم او و خواهر و برادرانش بود. مادر در کنار آموزش زبان فارسی، زبان آلمانی را هم به فرزندانش می‌آموخت. توران خانم بعد از یادگیری زبان آلمانی، به معلمی فرانسه زبان سپرده شد و زبان سوم را نیز آموخت تا به مدرسه «نوربخش» رفت و در آن جا با زبان چهارم، یعنی انگلیسی آشنا شد. میرهادی بعد از پایان دوران مدرسه، در دانشگاه علوم در رشته طبیعی ثبت‌نام کرد و مشغول به تحصیل شد. اما حضور استادانی چون «محمد باقر هوشیار» در دانشگاه راه او را برای ادامه تحصیل تغییر داد.
حضور مستمع آزاد در کلاس‌های هوشیار او را به فکر آموختن تعلیم و تربیت انداخت. برای همین، درست در روزهای پر از هیاهوی بعد از جنگ جهانی دوم، علی‌رغم میل ‍پدرش به پاریس و سوربن رفت و در رشته روان شناسی و تعلیم و تربیت پیش از دبستان تحصیل کرد. حضور او در فرانسه در شرایط بعد از جنگ با سختی‌های زیادی همراه بود. شهرهای اروپا ویرانه‌هایی بازمانده از جنگ و در حال بازسازی خود بودند.

میرهادی در خلال تحصیل، برای بازسازی این ویرانه‌ها کارگری کرد تا دوران تحصیلش تمام شد و به ایران بازگشت. بازگشتی که همراه با خبری ناگواری بود؛ برادر کوچک ترش «فرهاد» که رفیق و هم‌بازی همه سال‌های زندگیش بود، در یک تصادف از میان آن‌ها رفته بود و خانواده در اندوه بزرگی بودند.

میرهادی که با اندیشه‌های زیادی به ایران بازگشته بود، تصمیم گرفت همان طور که مادرش به او آموخته بود، اندوهش را تبدیل به کاری بزرگ کند. این کار بزرگ، تاسیس مدرسه‌ای متفاوت در تهران بود که به نام «مدرسه فرهاد» بسیاری آن را به یاد دارند. میرهادی در جایی درباره مدرسه فرهاد گفته است:«تنها هدفم این بود که ثابت کنم کودکان ایرانی از نظر توان ذهنی در سطح بالایی قرار دارند و با آموزش و پرورش درست می‌توانند به حداکثر شکوفایی استعدادها و توانایی‌های خود برسند.»

بخش اول این مدرسه درست بعد از تولد نخستین فرزند توران، یعنی «پیروز» در خیابان «ژاله» به نام «کودکستان فرهاد» افتتاح شد. کودکستان فرهاد و «پیروز وکیلی» هنوز یک ساله نشده بودند که او سرگرد «جعفر وکیلی»، همسرش را از دست داد. اندوه از دست دادن همسر نیز سرمایه دیگری برای تلاش او برای گسترش مدرسه فرهاد شد و دو سال بعد با همراهی مادر و پدر و بعدها شوهر دومش، مهندس «محسن خمارلو»، این مدرسه را تبدیل به یکی از معروف ترین مدارس تهران کردند.

هم‎زمان با گسترش مدرسه، میرهادی کتاب کار «مربی و کودک» را براساس تحصیلات و تجربه کار در کودکستان‌های فرانسه نوشت و در اختیار مربیان قرار داد.

مدرسه فرهاد آن قدر معروف شد که شاگردان زیادی به سمت آن آمدند و بنیان گذار آن به شورا‌هایی که داشتند برای جا انداختن مفهوم کودکی در اواخر دهه‌ ۴۰ تلاش می‌کردند، دعوت شد.
مفهوم کودکی اگرچه جزو مفاهیمی بود که در قرن نوزدهم وارد ادبیات جهان شده بود و در دوران مشروطه در ایران به آن توجه شد اما بعد از جنگ جهانی دوم بود که با تلاش‌های افرادی چون «جبار باغچه‌بان» و «باقر هوشیار» در کشور رواج یافت .

در نیمه دوم دهه ۳۰، توران میرهادی در کنار «لیلی ایمن»، «معصومه سهراب»، «توران اشتیاقی» و بسیاری دیگر که بیش تر از زنان دانش‌آموخته بودند، براساس تجربه نسل اول فعالان نظام کودکی، به دنبال ساخت بنیان‌هایی برای تثبیت این نظام بودند. آن‌ها مطالعه و آموزش را مهم ترین اصل تعلیم و تربیت می‌دانستند. به همین دلیل، در کنار تحول نظام آموزشی، در عرصه ادبیات کودکان هم تلاش‌ کردند.

آن‌ها ناشران بزرگ را تشویق به انتشار کتاب‌های کودکان می‌کردند و با گفت و گو و مشاوره با دولت، سرانجام توانستند طرح راه‌اندازی «کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان» را که یکی از برجسته‌ترین و کاراترین نهادهای فرهنگی دورهٔ پهلوی دوم بود، به تصویب برسانند.

اما کانون به تنهایی نمی توانست به نیاز کودکان و نوجوانان برای خلق آثار مناسب کودکان و نوجوانان کمک کند. کتاب زیادی برای بچه‌ها نبود و باید جایی برای تشویق نویسندگان برای خلق کتاب‌های مناسب آن‌ها به راه می‌افتاد. برای همین، توران میرهادی به همراه تعدادی از دوستانش دست به کار شدند.

او در یکی از گفت وگوهایش از روزهایی گفته است که کتاب‌های داستان کودکان انگشت شمار بودند و همین محرکی برای راه‌اندازی «شورای کتاب کودک» شد: «سال ۱۳۳۴ وقتی کودکستان فرهاد تأسیس شد، ما با فقر زیادی در حوزه مطالعاتی برای کودکان پیش از دبستان و دبستان روبه‌رو شدیم و تعداد کتاب‌ها انگشت شمار بود. سال ۱۳۳۵ نمایشگاه کتابی را در دانشکده هنرهای زیبا ترتیب دادیم؛ هدف ما این بود که نشان بدهیم کتاب برای کودکان بسیار کم است. سال‌های ۳۷ و ۳۹ نیز دو نمایشگاه دیگر برپا کردیم. این نمایشگاه‌ها باعث شد که بدانیم در چه زمینه‌هایی برای کودکان کتاب نداریم. همین انگیزه بسیاری از استادان ادبیات کودکان را به فکر انداخت و ما جلسات مختلفی را با حضور آن‌ها در مدرسه برگزار می‌کردیم. سرانجام دی ماه سال ۱۳۴۱ هیأت پنج نفره‌ای متشکل از “مرتضی ممیز”، “لیلی ایمن”، “عبدالرحیم احمدی”، “ماه آفریده آدمیت” و من اساس‌نامه شورای کتاب کودک را تدوین و با همراهی ۴۰ نفر دیگر، شورای کتاب کودک را تأسیس کردیم.»

از دل شورای کتاب کودک، اندیشه تألیف فرهنگ‌نامه کودکان و نوجوانان بیرون آمد. کار تألیف این فرهنگ نامه از سال ۱۳۵۸ آغاز شد. ابتدا پنج نفر مأمور به تألیف این فرهنگ‌نامه شدند و امروز بیش از ۳۰۰ نفر در طرح تألیف آن مشارکت دارند.

این فرهنگ نامه که قرار است در ۲۴جلد به چاپ برسد، با تلاش بی‌وقفه ‌توران میرهادی، بدون هیچ کمکی از سوی دولت روی پای خودش ایستاده است و امروز یکی از مهم ترین کارهایی است که در حوزه کودک انجام شده است.

به غیر از این، توران میرهادی در نگارش کتاب‌های تعلیمات اجتماعی، تاریخ، جغرافی و تعلیمات دینی چهارم دبستان، «تعلیمات اجتماعی و دینی برای کلاس چهارم دبستان» و «گذری در ادبیات کودکان» همکاری داشته است.

او با وجود بیماری، در خانه هم‌چنان بر تالیف فرهنگ‌نامه نظارت دارد.

«دفتر بین المللی کتاب برای نسل جوان» که مرکز آن در ژنو سوییس است، توران میرهادی را چندین بار نامزد جایزه «هانس کریستین اندرسن» و جایزه‌های معتبر دیگر ادبی کرده است.

۱۸ آبان / ۱۳۹۵

این مطلب را ارسال کنید: بالاترین Twitter

نظرات بسته است

آرشیو مطالب قدیمی