امروز:   آبان ۲۶, ۱۳۹۸    
فيسبوک
نوامبر 2019
د س چ پ ج ش ی
« اکتبر    
 123
45678910
11121314151617
18192021222324
252627282930  
آخرین نوشته ها

«چراغ گاز» یک روش اعمال خشونت است

«چراغ گاز» یک روش اعمال خشونت استچراغ گاز یک فرم آزار روانی است که در آن اطلاعات تغییرداده شده و به طور انتخابی به نفع سوءاستفاده‌گر حذف می‌شود، یا اطلاعات ساختگی برای ایجاد تردید در حافظه، ادراک و سلامت عقل قربانی ارائه می‌شود. به طور مشخص پدیده چراغ گاز یک تاکتیک است برای بی‌ثبات کردن ادراک شما از واقعیت٬ برای اینکه دایما شما را نسبت به تجربیاتتان دچار شک و دودلی کند. اغلب، چراغ گاز توسط پارتنرهای آزارگر برای تغییر توازن قدرت به نفع آزارگر استفاده می‌شود که شما را وادار کند هنگامی که احساس می‌کنید مورد آزار یا حمله قرار گرفته اید در برداشتتان شک کنید…

**********

تقریبا همه زندگی‌ام حس میکردم نمیتوانم به حافظه ام اعتماد کنم. اگر چیزی اتفاق میافتاد که مرا نگران، مشوش یا خشمگین میکرد، واکنش من اغلب این بود: “چنین اتفاقی نیفتاده! من هرگز آن حرف را نزده ام! بیش از حد بزرگش میکنی!”

با خود فکر میکردم “این اتفاق را من بوجود آورده ام، من باعث این تنش هستم، من باعث به وجود آمدن این خشم هستم؟”

والدین و پارتنرهایم هم تجربیاتم را انکار میکنند و میخواهند از شر خاطرات دردناکم رها شوند، انگار که آنها را من برای مسخرگی ساخته ام.

دارم فکر می‌کنم شاید من خیلی حساس بوده ام، واکنش افراطی داشته‌ام، بی‌انصاف بوده ام و دیگران را برای چیزهایی که درونم اتفاق افتاده اند مقصر دانسته‌ام٬ و این یک موقعیت گیج‌کننده٬ ناامید کننده و حتی خطرناک است.

به این دلیل که سالها به شما گفته شده که حافظه ات قابل اعتماد نیست، شما کم‌کم آنچه دیگران به عنوان حقیقت بیان می‌کنند را می‌پذیری. به همین دلیل هربار که عصبانی یا رنجیده می‌شدم٬ روایت کسی که مرا عصبانی کرده یا رنجانده بود را «واقعی» می‌دانستم.

و حتی زمانهایی که شروع به باور خود کردم، کشمکشی در مغزم احساس کردم بین دو حس: “تو صدمه دیدی- نه تو فقط اینطور تصور میکنی”٬ یا “تو خشمگینی- نه،تو فقط خیلی حساسی”. این تنش مرا آزار می‌داد.

اما یک روز من مقاومت کردم. آن روز با یکی از اعضای فامیلم درگیری بزرگی پیدا کردم. طبق معمول، این فامیل وارد خانه من شد و یک حرف همجنس‌ستیز زد. این حرف به یک جنگ جدی تبدیل شد و  با عصبانیت هردوی ما پایان یافت و من کریسمس را با خانواده فرد دیگری گذراندم.

وقتی این بحث تمام شد، به من گفتند من شروع‌کننده بودم (بااینکه کاملن یادم بود که من فقط واکنش نشان دادم)؛ به من گفته شد من آزاررسان بودم (ولی کاملن یادم است که حرف ابتدایی او آزارنده بود). ناگهان دنیا تغییر کرد و به نظر رسید دوباره آنچه در خاطر داشتم تنها در ذهن من بوده. اما این دفعه گیرش انداختم. روی حرف خودم ایستادم و سرانجام آن ها اعتراف کردند که در حقیقت من قربانی بوده ام.

بعد از آن شب زمانی که با پارتنرم تماس گرفتم تا احساساتم را نسبت به چیزی که اتفاق افتاده بود بگویم (و به آنها بگویم که کریسمس را پیش آنها میگذرانم) صحبت مرا قطع کرد و پرسید: “میدانی چراغ گاز چیست؟” و این همه چیز را تغییر داد.

چراغ گاز چیست؟

به طور خلاصه، چراغ گاز یک فرم آزار روانی است “که در آن اطلاعات تغییرداده شده و به طور انتخابی به نفع سواستفاده گر حذف میشود، یا اطلاعات ساختگی برای ایجاد تردید در حافظه، ادراک و سلامت عقل قربانی ارائه میشود”.

به طور مشخص پدیده چراغ گاز یک تاکتیک است برای بی ثبات کردن ادراک شما از واقعیت٬ برای اینکه دایما شما را نسبت به تجربیاتتان دچار شک و دودلی کند.

اغلب، چراغ گاز توسط پارتنرهای آزارگر برای تغییر توازن قدرت به نفع آزارگر استفاده میشود که شما را وادار کند هنگامی که احساس می‌کنید مورد آزار یا حمله قرار گرفته اید در برداشتتان شک کنید. حتی اگر یک رابطه آزارگر به نظر نرسد ، چراغ گاز خشونت عاطفی و روانی است. در این فرایند افتادن خودش مسموم و ناسالم است، صرفنظر از وجود رفتارهای دیگری که در یک رابطه آزارنده وجود دارد.

بعلاوه ، چراغ گاز معمولا برای بی اعتبار ساختن تجربیات زیسته افراد دگرروان و بیماران روانی استفاده شده، که هم عملی آزارنده و هم توانگرزده است.

در تجربیات شخصی خودم، این روش استفاده شد برای اینکه مرا مجبور کند احساس کنم  تمامی خشمم از بیماری مانیا(شیدای)من ریشه گرفته است و تمام عکس العمل های من به کارهای افراد که مرا آزار میدادند واکنش های افراطی بوده اند.

برای مثال شکل غالب چراغ گازی که من در خانه ام تجربه کرده ام این بود که “بیماری شیدایی (مانیا) من مقصر همه چیزهایی است که تجربه می‌کنم”. انگار چون من مانیا دارم هرگز خشم‌هایم قابل توجیه‌ نیستند٬ یا چون من افسردگی دارم هرگز نمی‌توانم به خاطر چیزی خارج از ذهن خودم غمگین یا آزرده باشم٬ یا چون من دگرروان هستم٬ احساس و ادراک من باید کمتر از همه جدی گرفته شود.

این یعنی، مثلا هر موقع من خشمگین می‌شدم  از اینکه اعضای خانواده‌ام مرا با کلمات همجنس‌هراس و توانگرزده خطاب می کردند٬ واین باعث میشد من تمایلی برای گذراندن وقت با آن ها نداشته باشم٬ این فقط یک حمله مانیا بود و تمام آن خشم٬ انفجار من و ورود من به فاز مانیک بود.

یا اگر راحت نبودم زمانم را با دوستانم یا اعضای فامیل که برای مرزهایم و ویژگی های شخصیم ارزش قایل نبودند، بگذرانم، “من اجازه داده بودم اضطرابم بهترین هایم را بگیرد” و دوباره، زمانی که عصبانی می‌شدم از این اتفاق٬ مقصرش مانیای من قلمداد شد.

چیزی که درباره چراغ گازهست این است که یک تاکتیک وحشت آور است زیرا باعث میشود قربانی احساس کند که نمی‌تواند به ذهن، خاطرات و تجربیات خودش اعتماد کند٬ و خاطرات و تجربیاتش معتبر یا قابل اعتماد نیستند٬ و واکنش‌هایشان غیرمنطقی و نامعقول است .

برای افرادی که از قبل درک متغیری از واقعیت داشته‌اند ، این باعث میشود احساس کنند که انگار هیچ چیز واقعی یا قابل اعتماد نیست.

این بی‌اعتمادی به خود باعث می‌شود نتوانید تشخیص دهید که قربانی چراغ گاز هستید.

پس،چگونه میتوانم بگویم چراغ گاز را تجربه میکنم؟

یکی از بزرگ ترین انگیزه هایم برای نوشتن این قطعه این است که من در تمام طول زندگیم توسط پارتنرهایم و والدینم قربانی چراغ گاز شده ام. این به جایی رسید که اعتبار همه واکنش هایم به خشونت را زیر سوال بردم، و کم‌کم شروع کردم به فکر کردن به اینکه همه آزارهایی که تجربه کرده بودم فقط در ذهن من بوده‌اند.

اما وقتی درباره چراغ گاز به من گفته شد٬ سرانجام پس از مدتها همه چیز را برای اولین بار از دریچه دیگری دیدم.

حال شما چگونه میتوانید بگویید آیا این اتفاق دارد برای شما میافتد؟ این سوال ها را از خودتان بپرسید.

چراغ گاز شما را در موقعیتی قرار میدهد که شما به آنچه به خاطر میاورید یا آنچه تجربه کرده اید اعتماد ندارید. یکی از بزرگترین علایم هشداری که نشان می‌دهد شما دارید چراغ گاز را تجربه میکنید، این است که اغلب به سرعت خود را زیر سوال می‌برید یا خاطره خود از یک اتفاق را انکار می‌کنید.

اگر شما این عادت را دارید که به شکل غیرارادی به چیزهای که به خاطر می اورید شک می‌کنید، به ویژه خاطراتی که شامل آزار یا آسیب است، شما به احتمال زیاد در موقعیتی قرار داده شده اید که نسبت به خودتان بی‌اعتماد باشید.

 

۲. آیا افرادی در زندگی شما وجود دارند که همواره خاطرات و تجربیات شما را بی اعتبار می‌دانند؟

 

چراغ گاز فرایندی است که دیگران حس شما نسبت به واقعیت را بی اعتبار میسازند. عبارت های زیادی وجود دارد که شاید شما بارها شنیده باشید که منجر به بی‌اعتمادی شما نسبت به خودتان شده اند٬ به عنوان مثال:

“تو خیلی حساسی”

“تو هرگز چیزی را درست و صحیح به خاطر نمی آوری”

“از کجا میدانی؟ حافظه تو که خراب است”

“تو همیشه از کاه کوه میسازی”

“دفعه قبل هم همین اشتباه را کردی”

“تو حتی نمیتوانی به یاد بیاوری کجا کلیدهایت را گذاشتی/کجا که ماشینت را پارک کردی/واسه صبحانه چه خورده ای ” چطور من باید به حافظه تو اعتماد کنم؟

“تو حتی نمیدانی آزار چیست”. آزار واقعی ندیده ای.

اگر افراد در زندگی شما عبارت های شبیه این ها استفاده میکنند برای متقاعد کردن شما، که شما درباره آنچه که به یاد می  آورید و احساس میکنید اشتباه میکنید، شاید شما چراغ گاز را تجربه می‌کنید.

 

۳. آیا هرگاه کسی را متهم به آزار خود میکنید سریع حرف شما و اتفاق پیش‌آمده را انکار می‌کنند؟

 

راه دیگر کوچ شمردن خاطرات و تجربیات کسی این است که به کل ادعای او را نادیده بگیرند. این شامل تغییر جهت صحبت٬ نادیده گرفتن آنچه شما میگویید و امتناع از مشارکت در مکالمه‌ درباره چیزهایی است که شما را آزار داده اند.

تعدادی از علایم هشدار برای رفتار انکارگرانه این ها هستند:

“چرا تو همیشه این مساله را پیش می‌کشی؟”

“من کاری با این حرفهای چرند ندارم”

“من همه روز کار کردم /خسته ام/چیزهای مهمتری دارم برای سرو کله زدن و برای این چیزها وقت ندارم”

“تو شب مرا خراب میکنی”

“ساکت میشی یا نه؟ مگه حالا چی شده”

البته کلمات تنها راه برای از سر بازکردن کسی نیستند. تمسخر، پوزخند، خروج از اتاق و محل بحث٬ راه های دیگری هستند که افراد می توانند برای نادیده گرفتن احساسات و نیازهایتان استفاده کنند.

 

۴. آیا زمانی که شما سعی می کنید سر صحبت درباره  رفتار آزارنده را باز کنید آن ها فورا  قضیه را برعکس میکنند و ژست قربانی می‌گیرند؟

 

راه دیگر برای کنترل یک فرد برای اینکه فکر کند در حال تجربه آزار نیست این است که دایم مکالمه را به نفع آزارگر عوض کنند تا به نطر برسد شما مشکل‌سازید حتا با پیش کشیدن چیزی که شما را آزار داده.

 

اگر کسی به شما اجازه ندهد شما درباره تجربیاتتان صحبت کنید و در عوض اصرار کند  بر تغییر موضوع بحث به یک بحث درباره خودش، این مکالمه یک مکالمه سالم نیست.

تعدادی از عبارت هایی که به عنوان علایم هشدار در این تاکتیک  به کار میروند اینها هستند:

“تو همیشه مرا آدم بده میکنی”

” پیش کشیدن دایمی این مسال حال من را بد میکند/ اذیت می‌شوم”

“آن کسی که واقعن آزار دیده منم “

“تو اصلا نمیدانی آزار چیست. این که میگویی من آزارگرم باعث آزار من است”

 

اگر این عبارت ها در زندگی شما تکرار میشوند، اگر شما احساس میکنید در عدم اطمینان به خاطراتتان و تجربیاتتان  شرطی شده اید، شما به احتمال زیاد قربانی چراغ گازهستید.

 

خب حالا چه کنم؟

حالا که شما فهمیدید چراغ گاز چیست و آن را در مورد خود تشخیص داده اید، زمان آن است تا درباره این فکر کنید که چگونه می توانید با آن کار کنید و کاملا موقعییت را تغییر دهید.

اما چگونه؟

 

۱. آن را قبول کنید.

مهمترین و گاهی سخت ترین قسمت دست و پنجه نرم کردن با چراغ گاز، تشخیص آن است که در حال اتفاق افتادن است.

اینکه شروع کنید به فکر که تجربه گر این هستید و علایم هشدار را مرور کنید. مطمین شوید میدانید چه چیزهایی علایم هشدار چراغ گازهستند و زمانی که در موقعیت های قرار میگیرید که تجربه های شما نادیده گرفته میشوند یا تحقیر میشوید، شروع کنید به جستجو برای این علایم هشدار. یادداشت بردارید از افراد زندگیتان که باعث میشوند این حس را پیدا کنید. زمانی که سعی میکنید رشد بدهید احساس های آسیب، خشم را ،ببینید میتوانید یادداشت بردارید از عبارت های خاص یا الگوهایی رفتاری که بتوانند برایتان مشخص کنند که مورد سواستفاده قرار گرفته اید.

اگر شما شروع کنید به تشخیص این عبارت ها و علایم هشداز که در زندگی شما حضور دارند،یادداشت بردارید که چه کسی آن ها را می گوید،و یادداشت کنید هر چند وقت یک بار آن ها گفته میشوند.

سواستفاده یک الگو است.و یک زمانی متوجه میشوید که چگونه الگو خودش را نشان می دهد، تشخیص آن اسانتر میشود.وقتی که شروع میونید به آگاه شدن از این الگو،شما میتوانید شروع کنید به ساختن مجدد اعتماد خودتان.

 

۲. به خودتان اعتماد کنید

گفتنش از عمل بهش بسیار ساده تر است.

وقتی شما قربانی آزار احساسی و روحی هستید٬ بینهایت دشوار است که تکه های جداشده خود را باز کنار هم بچینید و یاد بگیرید که چگونه به ذهن خودتان اعتماد کنید.

چیزی که خیلی میتواند مفید باشد این است که دایم به خود یاداوری کنید که این کارها برای آن است که شما را بازیچه خود قرار دهند. وقتی شما علایم هشدار و الگوها را تشخیص دادید روی آنها تمرکز کنید. به خودتان یاداوری کنید که این یک تاکتیک آزار است، این به شما کمک خواهد کرد که تشخیص دهید، ناتوانی شما در اعتماد به خود٬ واقعیت ندارد.

با قاطعیت احساسات و تجربه های خود را تایید و تصدیق کنید. مثلن “هنگامی که به شما گفته میشود، تو هیچ چیز را درست به خاطر نمی اوری” آگاهانه به خود یاداوری کنید که این درست نیست.

در پروسه بازیابی اعتماد مجدد به خود٬ خود تصدیقی های مثبت اهمیت حیاتی دارند. اگر در حال تجربه چراغ گازهستید، سعی کنید به چیزهایی از این دست فکر کنید “من توانایی درک چیزهایی که دیده ام/شنیده ام /احساس کرده ام را دارم”. “این چیزها فقط برای آزار من است” و”احساسات من معتبراند”.

 

۳. مقابله کردن

 

مقابله کردن چیزی است که همیشه برای همه افراد امکان‌پذیر نیست. بسیاری از افراد در موقعیت هایی هستند که از نظر مالی به آزارگر وابسته اند، یا کودکانی که با والدین آزارگر زندگی می‌کنند٬ یا کسانی که در صورت تقابل٬ احتمال افزایش خشونت فیزیکی علیهشان وجود دارد.

اگرچه ،شما در موقعیتی هستید که احساس میکنید مقابله امکان‌پذیر است، نسبت به آن اقدام کنید. آن فرد را متهم به این رفتار آزارنده کنید. او باید بداند که دارد عامدانه حرف شما را نادیده می‌گیرد. بگذارید بداند که شما در گفته هایتان مصمم هستید و قدرتش را از او سلب کنید.

چند راه مقابله٬ گفتن این جملات است: “نادیده گرفتن آنچه باعث رنجش من شده، نوعی آزار است”. “بی‌تفاوتی نسبت به احساسات من، باعث نمیشود فراموش کنم که تو به من آسیب زده‌ای” و ” من میدانم که  تو سعی میکنی مرا بازیچه قرار دهی، اما من به آنچه که گفته ام ،دیده ام و شنیده ام اعتماد دارم”. این نوع عبارات باعث توجه به الگوها و رفتارهایی میشود که انجام‌دهندگان چراغ گاز نمیخواهند شما آن ها را ببینید و بشنوید. و گوش دادن به ندای درون خود باعث ایجاد اعتماد به احساسات و تجربیاتتان میشود و کمک میکنند که دوباره به خود اعتماد کنید.

وقتی که این قدرت -حس شما نسبت به حقیقت- از شما گرفته شده است٬ احساس بدی است که فکر کنید مغز شما به شما دروغ میگوید. اما آن کشمکشهای درون مغز شما به این علت است که مغز شما میداند چه چیزی واقعا حقیقت دارد و سعی می کند به شما بگوید که می توانید اعتماد داشته باشید، حتی با وجود اینکه بازیچه دست کسی شده‌اید.

شما قوی هستید، احساستان قابل اعتماد است، حافظه شما قابل اعتماد است. اگر احساس آزردگی میکنید٬ یعنی واقعن آزرده شده اید. اگر احساس خشم میکنید، حتمن کسی باعث اذیت شما شده است.

تجربه زیسته شما٬ از آن شماست٬ و شما حق دارید بر اساس آن و چیزهایی که شما را آزرده احساس خاصی داشته باشید. شما ارزشمندید و قادرید که دوباره به خود اعتماد کنید.

فمینیسم روزمره ـ ۲۹ شهریور ۱۳۹۶

این مطلب را ارسال کنید: بالاترین Twitter
Print Friendly, PDF & Email

نظرات بسته است

جستجو
Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Search in posts
Search in pages
آرشیو مطالب قدیمی