امروز:   مهر ۲, ۱۳۹۷    
فيسبوک
انتخاب موضوع موردنظر
سپتامبر 2018
د س چ پ ج ش ی
« آگوست    
 12
3456789
10111213141516
17181920212223
24252627282930

“خواهر بسیجی ام”، دختر جوانی را بخاطر کم حجابی مورد ضرب و شتم قراردادی!

آیا می دانی…؟

شاید عده ای از نامیدن شما با عنوان “خواهر بسیجی ام” بر من خرده بگیرند. ولی این واقعیتی است که شما نیز فرزند همان سرزمینی هستید که مرا، و آنهایی که بر لحن این نوشته خرده خواهند گرفت، پرورش داده است. سرزمینی که برخی فقط مایل اند آن وجهی را که خودشان می پسندند، ببینند و باقی را در یک ناکجاآباد خیالی پنهان سازند، نادیده بگیرند. اگر امروز این جامعه در رنج بی عدالتی و نابسامانی به خود می پیچید، از جمله به خاطر این است که هر کس از پنجره خودش به آن نگریست و می نگرد.

 

 

***

 

 

شاید عده ای از نامیدن شما با عنوان “خواهر بسیجی ام” بر من خرده بگیرند. ولی این واقعیتی است که شما نیز فرزند همان سرزمینی هستید که مرا، و آنهایی که بر لحن این نوشته خرده خواهند گرفت، پرورش داده است. سرزمینی که برخی فقط مایل اند آن وجهی را که خودشان می پسندند، ببینند و باقی را در یک ناکجاآباد خیالی پنهان سازند، نادیده بگیرند. اگر امروز این جامعه در رنج بی عدالتی و نابسامانی به خود می پیچید، از جمله به خاطر این است که هر کس از پنجره خودش به آن نگریست و می نگرد.

شاید برای لقمه نانی، به صفوف بسیج و یا گشت ارشاد، رانده شده اید؛ و اجبارا به اصطلاح ادای وظیفه کردید؛ و شاید اگر در انتخاب آزاد بودید، بجای اینکه پنجه بر صورت این دختر جوان بکشید، در کنارش قرار می گرفتید. چرا که ارزش هایی که شما چماق تحمیل آن شدید، شما را نیز شهروند درجه دوم اعلام می کند. یا اینکه، شاید در کودکی آن چنان مورد آزار و ناامنی قرار گرفته اید که با آزار دیگری، ضمیر ناخودآگاه شما در تصفیه حساب با آن گذشته، بخشی از روان و کردار هر لحظه شما را شکل می دهد. شاید هم، جزء آن اقلیتی از پایه های حکومتی هستید که کماکان بر این پندارید که با این ضرب و شتم ها، به اصطلاح با فساد مبارزه می کنید.

حق با شماست، نشانه هایی از کانون های نهادینه شده فساد در هر گوشه ای از مناسبات غالب بر این جامعه، دیده می شود؛ ولی نه در گره از هم باز شده روسری آن دختر جوان! حق با شماست، گستره فساد را در هر جا می توان دید، علل آن هر چه باشد، شما بخشی از راه حل نیستید، شما و شرایطی که شما را ببار آورده است، بخشی از مشکل اجتماعی می باشد. در مناسبات اجتماعی، که شما را موظف به ارشاد ارزش هایش کرده اند، فساد تبدیل به اسم رمز نهادهای آن شده است. جمهوری اسلامی را چماقی بنام سپاه پاسداران سرپا نگاه داشته است. سپاه پاسداران مدعی چنان اقتداری است که برای بدام انداختن، هر زمزمه مخالفی به آخرین سیستم های کسب اطلاعات مجهز شده است، اما در شناسایی شبکه واردات، تولید و توزیع مواد مخدر برای چند میلیون ایرانی، ناتوان و یا به عبارت دقیق تر، بی اراده است؛ این همان سپاه پاسدارانی است که رئیس جمهورهای منتخب شورای نگهبان ورهبر، آنان را برادران قاچاقچی نامیده اند و می نامند. حتی بیماری های اجتماعی مثل اعتیاد گسترده نیز، نه کانون فساد بلکه معلول کانون های اصلی فساد می باشند. فساد کانون های بیشماری دارد ولی مسلما دو کانون اصلی آن یکی دیو ناشناخته ها (جهالت) و دیگری دیو آز (عامل بی عدالتی) می باشد. حکومت مذهبی ایران، در خدمت به این دو دیو، از هیچ کاری کوتاهی نکرده است. در مخالفت با دانش جدید، آخوندها از هر آنچه که در چنته داشتند، کوتاهی نکردند. این تلاش خود را حتی پنهان نیز نمی کنند. کارنامه عدالتخواهی حکومت مذهبی، آن چنان است که رئیس جمهورها، نخست وزیر و رئیس مجلس منتخب شورای نگهبان و رهبر، از کالبد بی جان امامزاده ها دادخواهی می کنند، یا اینکه از عدالت اسلامی به وجدان اذهان عمومی، شکایت می برند. برخی از نمایندگان مجلس که منتخب همان شورای نگهبان و رهبر بوده اند، آنچنان مورد شکنجه برای اقرار به جاسوسی قرار گرفته اند، که با یادآوری آن صحنه ها، و بعد از سالها، نمی توانند اشک خود را پنهان سازند. اینها خادمان این حکومت بوده اند، بگذر از تبعات عدالت اسلامی برای مخالفان این حکومت.

با علنی شدن کار شما، آنهایی که این چماق را به شما سپرده اند و شما را موظف به این کار کرده اند، و با علم به اینکه کراهت این کار در وجدان جامعه آشکار و محکوم است، بلافاصله اعلام برائت کردند. آنها در پشت سر شما پنهان شدند. بیاد بیاورید که با سعید امامی و همسرش چه کردند. آنها هم خادمان همین سیستمی بودند که اقدام به تصفیه فیزیکی روشنفکران و مخالفان جامعه کرده بود. بعد از علنی شدن آن، باز پشت یک نفر، سعید امامی پنهان شدند، بعد از خودکشی مشکوک سعید امامی آن چنان شکنجه هایی بر همسرش روا داشتند که با نمایش فیلم برخی از صحنه ها در مجلس، برخی نمایندگان مجلس به گریه افتادند. این عدالت اسلامی بر خادمان آن است، چه رسد به مخالفان این حکومت. وجدان عمومی جامعه از این همه بی عدالتی، دیگر بیدار شده است. معنویت روحانی، آخرین تیرکش حکومت مذهبی بود. این تیرکش نیز تهی شده است.

بالاترین نیرو در یک جامعه، وجدان بیدار و اراده عمومی است. این اراده عمومی بر علیه این حکومت شکل گرفته است. آن دخترهای جوان، که گره روسری شان را به باد می سپارند، اتفاقا بخشی از فرایند حل مشکلات اجتماعی می باشند. آنها به دفاع از حقوق اولیه انسانی برخاسته اند، آنها در مقابل زورگویی ایستاده اند. آنها به قشری تعلق دارند که در بازسازی جامعه آینده راهگشا خواهند بود. جامعه ایران در گذر از خودکامگی شبه قبیله ای، بی تابی می کند، دختران خیابان انقلاب، مادران پارک لاله و مشارکت کنندگان در یک میلیون امضا، از رهبران طبیعی این فرایند، از روزنه های عبور از سلطنت آخوندی به مناسبات پویا خواهند بود. وجدان عمومی بیدار شده است، اراده عمومی آن چنان بسیج شده است که هیچ یک از حکومتیان حتی جسارت دفاع از حکم اعدام هایی که بنیان گذار و رهبر معنوی حکومت، خمینی صادر کرده است، ندارند.

جامعه در تدارک است که حکومت مذهبی را به آرشیو تاریخ بسپارد، سکولاریسم و عدالت اجتماعی اسم رمز این عبور می باشد.

رضا پویشگر ـ پیک ایران

۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۶

این مطلب را ارسال کنید: بالاترین Twitter
Print Friendly, PDF & Email

نظرات بسته است

جستجو
Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Search in posts
Search in pages
آرشیو مطالب قدیمی