امروز:   آبان ۲۹, ۱۳۹۸    
فيسبوک
نوامبر 2019
د س چ پ ج ش ی
« اکتبر    
 123
45678910
11121314151617
18192021222324
252627282930  

توصیه وکیل نستوه، سلطانی داغدار

به همکاران و روزنامه نگاران درباره زندانیان بی‌پناه

«نشستم یک گوشه که عبدالفتاح سلطانی می گوید کارم دارد، یعنی پدرداغدار چه کارم دارد؟ کنارش که می نشینم می گوید: امروزصبح از در زندان که بیرون آمدم خانواده های زندانی های تظاهرات تهران را دیدم، زیاد بودند، باید پنجاه شصت نفرشان در اوین باشند. در باره شان اطلاع رسانی کنید. به وکیل های حقوق بشری هم بگویید که بروند سراغ شان و زودتر وکالتشان را قبول کنند، این جور زندانی ها خیلی بی پناهند»

 

 

 

***

 

 


ژیلا بنی‌یعقوب نوشت:

«نشستم یک گوشه که عبدالفتاح سلطانی می گوید کارم دارد، یعنی پدرداغدار چه کارم دارد؟ کنارش که می نشینم می گوید: امروزصبح از در زندان که بیرون آمدم خانواده های زندانی های تظاهرات تهران را دیدم، زیاد بودند، باید پنجاه شصت نفرشان در اوین باشند. در باره شان اطلاع رسانی کنید. به وکیل های حقوق بشری هم بگویید که بروند سراغ شان و زودتر وکالتشان را قبول کنند، این جور زندانی ها خیلی بی پناهند.

می گویم آقای سلطانی، چطور می توانید؟اصلا چطور می توانید بعد از چند ساعت که خبر مرگ فرزند عزیزتان را شنیدید فکر این چیزها باشید؟ گریه ام که می گیرد دلداری ام می دهد و شعری از فردوسی می خواند: گر این تیر از ترکش رستمی است/نه بر مرده بر زنده باید گریست

می گوید: برای کسی که رفته کاری نمی توانیم بکنیم باید به فکر زنده ها باشیم. شریف تر و دغدغه مندتر از عبدالفتاح سلطانی می شناسید؟

موقع خداحافظی باز شعر را برایم می خواند: این تیر از ترکش رستمی است/نه بر مرده بر زنده باید گریست و می گوید: این طور زندانی ها را بیشتر اذیت می کنند. هرکس هرکاری می تواند برایشان بکند.»

 

پیک ایران  – چهاردهم مرداد ۱۳۹۷

این مطلب را ارسال کنید: بالاترین Twitter
Print Friendly, PDF & Email

نظرات بسته است

جستجو
Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Search in posts
Search in pages
آرشیو مطالب قدیمی