زهرا میرزایی، پژوهشگر حوزه زنان و مجری تلویزیون به قتل رسید
زهرا میرزایی پژوهشگر حوزه زنان، دارای دکترای حقوق و مجری تلویزیون( شبکه افق) توسط پسرخاله اش به قتل رسید. او بارها در نوشتههایش در شبکههای اجتماعی نسبت به پیامدهای ناامنی برای زنان هشدار داده بود.»…/
***
او در شبکه ایکس نوشته بود:
جملهای که از او به جا مانده این است: «مهمترین نیاز زن احساس امنیت هست، وقتی از دست داد
خودش هم از دست میره»
به گزارش خبرآنلاین به نقل از روزنامه های شرق و ایران، ساعت ۴:۳۰ دقیقه عصر ۱۶ اردیبهشت، زن جوانی با پلیس تماس گرفت و از قتل هولناک خواهر جوانش در خانه خبر داد.
وقتی تیم جنایی به محل حادثه در شهرک راهآهن تهران رفت خواهر مقتول گفت: «به همراه خواهر و مادرم در یک ساختمان سه طبقه زندگی میکنیم. مادرم که البته چند روز قبل به سفر رفته در طبقه اول و من در طبقه سوم ساکنم. خواهرم دکترای حقوق دارد و مشاوره میدهد.
دیشب به من گفت امروز قرار است پسر خالهام بهزاد برای مشاوره پیش او برود. خواهرم گفت پسر خالهام اصرار زیادی داشته که کسی از این ملاقات با خبر نشود.»
او ادامه داد: «تا عصر صبر کردم و از خواهرم خبری نشد، چندین بار به تلفنش زنگ زدم ولی بیفایده بود، خودم را به خانه مادرم رساندم و با کلیدی که داشتم در را باز کردم اما متوجه بوی سوختگی شدم که از اتاق خواب به مشام میرسید.
به آنجا که رفتم با جسد خونین خواهرم در حالی مواجه شدم که پتو و مقداری از فرش دچار سوختگی شده بود.»
به دنبال این تماس بلافاصله بازپرس محمد جواد شفیعی و تیم بررسی صحنه جرم راهی محل شدند.
بررسیهای اولیه حکایت از آن داشت که مقتول با ضربات چکش و چاقو به قتل رسیده و عامل جنایت قصد به آتش کشیدن آنجا را داشته اما موفق نشده است.
سرهنگ مرتضی نثاری، معاون جرایم جنایی پلیس آگاهی پایتخت در این رابطه گفت: «باتوجه به اینکه آخرین فردی که با مقتول قرار داشت، بهزاد بود، به دستور بازپرس جنایی مرد جوان ساعت ۹ شب در خانهاش در شرق تهران بازداشت و طلاهای مقتول نیز از وی کشف شد.
بازپرس شعبه پنجم دادسرای امور جنایی پایتخت، دستور انتقال متهم به اداره دهم پلیس آگاهی را صادر کرد و بررسیها در این خصوص ادامه دارد.»
مرد جوان درباره انگیزه خود از این جنایت گفت: «قبلاً به عنوان پیک موتوری کار میکردم اما بیکار شدم و به ناچار مسافرکشی میکردم. همسرم تازه زایمان کرده بود و مشکل مالی داشتم. سه روز قبل در یک میهمانی دور هم بودیم که خواهر مقتول گفت دزد به خانهاش زده است اما بدلیجاتش را برده. دخترخالهام هم گفت چه خوب که به خانه ما دزد نزد و طلاهایم را نبرد. این صحبتها وسوسهام کرد که طلاهای خاله و دختر خالهام را از منزل شان سرقت کنم.»
کانون زنان ایرانی
۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۴